لذت بردن از زندگي نه وقت زيادي مي‌خواهد و نه پول زيادي.



اگر شما هم جزو کساني هستيد که هميشه خواسته‌ايد از زندگي لذت ببريد، اما موفق نشده‌ايد، تنها کاري که بايد انجام دهيد اين است که نگاهتان را به زندگي عوض کنيد و کمي بهتر به آن بنگريد. آن موقع متوجه خواهيد شد که لذت بردن از زندگي نه وقت زيادي مي خواهد و نه پول زيادي.

اما شايد حالا کار برايتان کمي مشکل‌تر شود، چرا که در عوض کردن نگاه‌تان دچار مشکل شده‌ايد که البته آن هم کار چندان سختي نيست و راهکارهاي خودش را دارد. خوشبختانه امروزه در حوزه روانشناسي، پيشرفت‌هاي زيادي در جامعه ما به وجود آمده و مي توان براي حل آنچه که برايمان غير ممکن است از کمک خبرگان روانشناس بهره بگيريم.

شما سال‌هاست که در زمينه خودتحليل‌گري فعاليت مي کنيد. در طول سال‌هاي قبل موجي از روانشناسي مثبت انديشي و قانون جذب در کشور ما هم رواج پيدا کرد که اتفاقاً با استقبال نيز مواجه شد اما بحث خودتحليل گري مبحث تازه ايست که در مقابل ديگر مباحث روانشناسي تا به حال چندان به آن پرداخته نشده است.

هر پديده‌اي که به وجود مي‌آيد، يک دوره ابتدايي و سپس يک دوره بلوغ را پشت سر مي‌گذارد. من فکر مي‌کنم روانشناسي مثبت انديشي که شما درباره آن حرف زديد الان وارد مرحله بلوغ شده است و زماني که به اين بلوغ مي رسد سعي مي کند سلايق مختلف را تامين کند و به نوعي تفکيک و شاخه بندي مي شود. اما درباره تفاوت روانشناسي مثبت و خودتحليل گري بايد بگويم روانشناسي قبل از بيماري مي آيد. يعني مطالعه يکسري بيماري رواني باعث پديد آمدن آن شد، اما خودتحليل گري اين شرايط را ندارد و نوعي آگاهي انسان از خودش است.

انتقادي که معمولاً درباره روانشناسي مثبت يا حتي همين خودتحليل گري مي شنوم، اين است که اين قبيل روانشناسان معمولاً بسيار جذاب و زيبا سخنراني مي کنند ولي مباحث شان چندان جنبه کاربردي ندارد.

خيلي وقت ها به دنبال راهکارهاي سريع العمل مي گرديم و حاضر نيستيم بپذيريم مسئله اي که 20 سال با آن بزرگ شديم، زمان مي برد تا ريشه هاي آن کشف و راه حل هاي مناسب آن ساخته شود. بنابراين سريع به دام روش هاي وعده دهنده اي مي افتيم که اعتماد به نفس را در 10 دقيقه، مسائل زناشويي را در 5 دقيقه و ارتباط با خدا را در 1 دقيقه حل کند، ولي نمي دانيم اين حل المسائل ها، مسائل بزرگ تري براي آينده ما درست مي کند. پس پيشنهاد مي کنيم با صبوري همراه خودتحليل گري عمقي باشيم تا پاسخ هاي ريشه اي براي حل مسائل خود پيدا کنيم.

تا اين جاي مصاحبه من متوجه نشدم که خودتحليل گر چه کاري مي کند و وظيفه اش چيست؟

خودتحليل گر يک روانشناس عمقي است و کارل يونگ روانشناس سوئيسي اولين کسي است که به اين مسئله پرداخت و درباره آن تحقيق کرد. وي در تحقيقاتش متوجه شد که بشر از 3500 سال قبل، از طريق اسطوره نگاري به نوعي به اين مسئله مي پرداخت و در ملل مختلف نيز اشکال متفاوتي داشته است. ايشان وجه زنانه مردان و مردانه زنان را مورد بررسي قرار داد و پي برد که در زنان هفت انرژي و در مردان هشت انرژي وجود دارد.

آن وقت وظيفه شما خودتحليل گران چيست؟

بر اساس 150سوالي که داريم، از کساني که به ما مراجعه مي کنند، نوعي نظرسنجي و تست مي گيرم و بر اساس سوال هايي که آن ها به آن پاسخ مي دهند، افراد را دسته بندي مي کنيم. مثلاً به لحاظ فکري دخترها را به دختر عاقل بابا، مستقل باکره و ... تقسيم مي کينم و به آن ها توضيح مي دهيم که با توجه به امتيازاتي که به دست آورده اند، در کدام دسته قرار مي گيرند و اگر امتيازشان از حدي بيشتر باشد، در آن دچار نوعي وسواس مي شوند. مثلاً به آن ها مي گوييم انرژي دختر اجتماع بسيار خوب است، اما اگر اين انرژي را در خانه بياوري برايت مسئله ساز مي شود.

بنابراين فردي که اين تست را حل مي کند، با توجه به قالبي که در آن قرار گرفته، تازه متوجه مي شود که در کدام قسمت زندگي اش خوب عمل مي کند و در کدام قسمت بد. آن چيزي که خودتحليل گر را با روان شناس مثبت انديش و عمومي متمايز مي کند، اين است که او مي گويد؛ هر موفقيتي براي هر کسي مناسب نيست. اتفاقي که معمولاً در روانشناسي مثبت مي افتاد اين بود که من به مدرسه مي رفتم و يک متن درباره موفقيت مي خواندم و از آن لذت مي بردم. حالا قصد انتقال آن را به همه داشتم، غافل از آن که شايد آن متن براي من جذاب و کاربردي باشد ولي براي ديگران نه.

خودتحليل گري به شما مي آموزد که هر موفقيتي براي هر کسي مناسب نيست، در نتيجه راه هاي موفقيت براي آدم ها متفاوت است و اگر من با شخصيت خودم، موفقيت شما را کسب کنم، شايد اصلاً دچار افسردگي شوم، چرا که آن موفقيت اصلاً از جنس من نيست و من را از شخصيت خودم دور مي کنم.
soheil-rezaee.persianblog.ir