بسیاری از زوج های جوان وقتی در مورد بچه دار شدن صحبت به میان می آید بر این اعتقادند که بچه دار شدن، مانند حادثه ای در زندگی اتفاق خواهد افتاد و هرچه پیش آید خوش آید....

نکته مهمی که این قبیل خانواده های جوان از یاد برده اند این است که بارداری مرحله ای از زندگی آنهاست که با ورود به این بخش مهم اتفاقات جدی و تغییرات زیادی در زندگی شخصی، اجتماعی و خانوادگی افراد به وقوع می پیوندد.

زوجینی که از تغییرات و تاثیرات بارداری بر ابعاد مختلف زندگی شان بی خبرند و بدون برنامه ریزی باردار می شوند پس از اینکه به وسیله معاینه یا آزمایش مطمئن شدند که به زودی پدر یا مادر می شوند ناگهان درمی یابند که چقدر در اشتباه بودند. خانم ها تغییرات زیادی را در بدن خود حس می کنند و البته علاوه بر تغییرات جسمی، با تغییرات خلقی هم مواجه می شوند. آنها نه تنها خودشان از این دگرگونی بی خبرند بلکه چون مهیای ورود به این مرحله نبودند، نمی توانند حمایت خوبی از جانب خانواده و همسرشان دریافت کنند. در این خانواده ها نمی توان انتظار داشت بارداری توام با آرامشی سپری شود. آنچه می خوانید برخی تغییرات روحی روانی در دوران بارداری است؛ مواردی که کاملا طبیعی هستند و شما باید از وجودش باخبر باشید.

● سه ماهه اول بارداری

بارداری می تواند بسیاری از انتظارات شما را تغییر دهد. برخی زنان، بارداری را نشانه ای از «زن شدن» می دانند. برخی آن را لطف خداوند تلقی می کنند و خوشحالی عمیقی در خود حس می کنند اما بعضی دیگر با کنار آمدن با بارداری مشکل دارند. این گروه هنگامی که مطلع می شوند باردار هستند حس دلشوره عجیبی پیدا می کنند. مدام از خود سوالاتی ذهنی می پرسند که این دغدغه ها گاهی آزاردهنده می شود. آیا هنوز جذابیت های قبلی را برای همسرم دارم؟ آیا امکان دارد جنین ام سقط شود و همسرم یا دیگران سلامتی ام را زیر سوال برند؟ آیا می توانم به سلامت این دوره را طی کنم و بدون مشکل زایمان کنم؟ آیا قادر خواهم بود زایمان طبیعی کنم؟ اگر قرار باشد به محل کارم اطلاع دهم و دیگر سرکار نروم آیا فشار اقتصادی به خانواده مان می آید؟ رفتار همسرم و عکس العمل او چه خواهد بود؟ این دغدغه ها تا حدی طبیعی است. اگر بلافاصله از شنیدن خبر بارداری خود خوشحال نشدید، ناراحت نشوید. تنها شما نیستید که این حس را دارید. شاید دلیل این واکنش ناآگاهی شما به آنچه در حال وقوع است، باشد. بسیاری از این مشکلات و حالت های ناخوشایند روحی بارداری با کسب اطلاعات در مورد روند رشد و تکامل جنین و آنچه در درون شما رخ می دهد رفع خواهد شد.

حتی زمان و چگونگی ماهیت جنینی که درون رحم شماست، برای هر خانمی متفاوت است. برخی خانم ها وقتی آزمایش بارداری شان مثبت شد، چنین طرز تلقی ای دارند و به خوبی مانند انسانی کامل با جنین خود رابطه برقرار می کنند. بعضی ها زمانی به این حس می رسند که ضربان قلب جنین خود را حدود ۱۰ یا ۱۲ هفتگی می شنوند. بعضی دیگر هم تا زمانی که اولین حرکت جنین را حس نکنند، موجود درون خود را زنده نمی پندارند (بین هفته های ۱۶ و ۲۰ بارداری).

پس اولین نکته ای که باید بدانید این است که تغییرات خلقی و روحی خود را با دیگران مقایسه نکنید و از اینکه حس متفاوتی از بقیه زنان باردار دارید ناراحت نشوید.

دومین عاملی که می تواند تنش شما را در هر دوره از ۹ ماه بارداری بکاهد، جدی گرفتن معاینات و مراجعات به متخصص زنان یا مشاوره با مامایی است که برای خود در نظر گرفته اید.

● سه ماهه دوم بارداری

اغلب خانم ها در این دوره حس بهتری نسبت به بارداری خود دارند و در تهیه و تدارک تولد نوزاد به خرید وسایل اتاق او یا لباس هایش می پردازند. نگرانی هایی که از بابت سقط جنین داشتند به پایان رسیده و خوشحال اند که به رغم تغییرات ظاهری و لباس های خاصی که می پوشند هنوز برای همسرشان زیبا به نظر می رسند. به کار بردن توصیه های پزشک و حضور در جلسه های مراقبت از بارداری و داشتن رابطه خوب با همسر، رمز آرامش و موفقیت هر خانمی در بارداری اش است.

آقایان! به خاطر بسپارید فرزند شما چه دختر باشد و چه پسر نباید تغییری در رفتار و بروز احساسات محبت آمیزتان یا حمایتی که از همسرتان دارید، بدهید. حتما مطلع هستید که خانم ها فقط کروموزوم xx دارند و طی یک پدیده به نام لقاح، کاملا اتفاقی هر یک از کروموزوم های x یا y شما امکان دارد جنین پسر یا دختر را تشکیل دهد. به دنیا آمدن بچه، به خصوص اگر با برنامه ریزی باشد، می تواند همان چیزی باشد که شما و همسرتان می خواهید.

● سه ماهه سوم

با نزدیک شدن به زمان زایمان، شما و همسرتان بیشتر مضطرب و نگران خواهید شد. ممکن است خلق وخوی شما مرتب بدون هیچ دلیل به خصوصی، تغییر کند. شما حساس تر و تحریک پذیرتر خواهید شد و این موضوع روی رابطه شما با همسرتان تاثیر منفی خواهد گذاشت. ممکن است نگران چیزهای بی اهمیت باشید. امکان دارد در مورد سلامتی خود یا جنین تان دچار دلهره شوید و بی جهت بزنید زیر گریه. شاید هم به این موضوع فکر کنید که آیا مادر خوبی برای تربیت مناسب کودک خواهید بود یا خیر و آیا خواهید توانست به او شیر بدهید یا نه. همگی این مسایل به علاوه اضافه وزنی که پیدا کرده اید و شکم بزرگی که نمی توانید با آن به خوبی گذشته راه بروید یا برای لباس پوشیدن و راه رفتن تعادل داشته باشید، برایتان ناراحت کننده است.

شما به خوبی گذشته نمی توانید بخوابید و فشار جنین به دیافراگم حتما امکان دارد نفس تان را به شماره بیندازد. سعی کنید در مورد نگرانی هایی که دارید با همسرتان صحبت کنید، از احساسی که دارید و اتفاقی که در حال رخ دادن است. به آقایان توصیه می کنم در مورد تغییرات روحی در مورد فرآیند زایمان و هر کمکی که می توانید به همسرتان بکنید، کسب اطلاعات کنید. شما باید برای این تغییرات روحی آمادگی داشته باشید و برای کاهش این تغییرات هر کمکی می توانید بکنید. از همسر، مادر و بزرگ ترها و حتی پزشک متخصص خود بخواهید در درک شرایط و آنچه می توانید انجام دهید به شما کمک کنند.



دکتر بهروز بیرشک
روان شناس
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
روزنامه سلامت