افسانه بهرامي - ريشه‌هاي دروغ به روايت روان شناسان و جامعه شناسان

يکي از ما داره باز به اون‌ يکي دروغ مي‌گه


جامعه‌شناسان و روان‌شناسان معتقدند در ارتباط با ديگران است که دروغگويي آموخته و استفاده مي‌شود؛ وگرنه نيازي به دروغ نيست. بيشتر آدم‌ها با خودشان صادقند و صرفا ارتباط با ديگران،آنها را مجبور به دروغ‌گويي مي‌کند. گاهي اگر راست بگويي کارت را از دست مي‌دهي. گاهي اگر راست بگويي پدر و مادرت ناراحت مي‌شوند.ولي اگر هميشه پاداش و منفعت به دنبال دروغ‌گويي حاصل مي‌شود، اصلا چه اجباري است که راستش را بگوييم؟ و سوال آخر اين‌که چگونه دروغ و دروغگويي بر يک جامعه‌اي حاکم مي‌شود و گاه دروغگوها مي‌برند و راستگوها مي‌بازند؟ ...


دکتر رزاقي، روان‌شناس، معتقد است دروغ نوعي کتمان واقعيت است که معمولا از کودکي نشات مي‌گيرد. مشاهده و يادگيري دروغ‌گويي از سوي والدين، دروغ‌گويي براي جلب توجه ديگران، انتقام‌گيري، رهايي از ترس وانتظارات بيش از اندازه صورت مي‌پذيرد وتقويت دروغگويي نيز به دنبال عدم برخورد از سوي ديگران اتفاق مي‌افتد. يکي از واضح‌ترين رفتار‌هاي والدين که باعث مي‌شود کودک به سمت دروغگويي حرکت کند، انتظارات بيش از اندازه از کودک است. معمولا هنگامي که کودک خطا مي‌کند، پس از اقرار و راست‌گويي، تنبيه است که انتظارش را مي‌کشد و اين رفتار مي‌تواند باعث ‌شود که نه تنها کودک، بلکه بسياري از ما بزرگ‌ترها هم با صداقت خداحافظي کنيم و درجواني و بزرگسالي درگير مشکلات خاص همان دوره زندگي‌مان شويم.





دروغ‌گويي از جمع نشات مي‌گيرد


در دروغ‌گويي، تنها خانواده‌ها موثر نيستند. از ديدگاه دکتر حبيب اله آقابخشي، جامعه‌شناس، از آنجا که دروغگويي از جمع نشات مي‌گيرد بنابراين در سطح‌هاي کلان و خرد قابل بررسي است. شايد سوال‌هايي همچون: «ساختار جامعه تا چه حد مستعد دروغ‌گويي و دروغ‌پروري است؟ تا چه حد امکانات لازم را براي کاربردي شدن دروغ فراهم مي‌کند؟» از دلايلي بوده که جامعه‌شناسان دروغگويي را اول از همه در سطح کلان جامعه يا سطح تحليل ساختار اجتماعي بررسي کنند. به اعتقاد اين جامعه‌شناس، اگر کلام صادقانه در جامعه پاداشي دريافت نکرده و بالعکس با برخورد منفي روبه رو بشود، اين ساختار اجتماعي، افراد جامعه را به سمت دروغ‌گويي سوق مي‌دهد. هنگامي که در جستجوي کار متوسل به پارتي مي‌شويم و از اين طريق موفق مي‌شويم؛ هنگامي که با تعريف و تمجيد‌هاي کذب خود، بازخوردهاي مثبتي از مدير خود دريافت مي‌کنيم و هنگامي که در برخي جوامع احزاب و دولتمردان از وعده و وعيد‌هاي کذب براي موفقيت سياسي استفاده مي‌کنند؛ دروغ در سطوح کلان جامعه رونمايي مي‌شود و از آنجا که از منظر جامعه‌شناسي، دروغ آموختني است بنابراين فرد در سطح جزيي‌تر اين مجموعه، از طريق آموختن از ديگران، از جامعه و از فرهنگ در اين مسير قدم بر مي‌دارد. به اعتقاد آقابخشي، «پس از مرحله ساختار اجتماعي، شبکه روابط اجتماعي جامعه قرار دارد؛ يعني نهاد‌هاي اجتماعي، آموزش و پرورش و... پس از اين مراحل است که به سطحي که آدم‌ها دست به عمل مي‌زنند رو به رو مي‌شويم؛ به طوري كه هر قدر در جامعه‌اي به دروغ بهاي بيشتري داده شود، مردم بر اساس آن بيشتر به سمت دروغ‌گويي قدم برمي‌دارند.»





زن‌ها بيشتر دروغ مي‌گويند يا مردها؟


دروغ‌گويي زن و مرد نمي‌شناسد. زن و مرد با توجه به شرايط خانواده‌اي که در آن تربيت شده‌اند مي‌توانند دروغگو باشند يا نباشند. بنا به اعتقاد دکتر رزاقي: «وقتي افراد حقيقت وجودي و زندگي خود را نپذيرفته باشند، حال در رابطه با محل زندگي، نوع درآمد يا هر چيز ديگري، براي رسيدن به سطوح بالاتر متوسل به دروغ مي‌شوند و در واقع به نوعي از خود واقعي‌شان مي‌ترسند و از آن فرار مي‌کنند.» جاويد سبحاني، جامعه‌شناس، در تحليل اين موضوع مي‌گويد: «در ظاهر، اين موضوع هيچ مشکلي نخواهند داشت اما در دراز مدت اين رفتار چون جزو رفتارهاي آموختني است و از رفتار‌هاي ذاتي انسان نبوده و با آن متولد نمي‌شود، مي‌تواند عدم رضايت باطني و اضطراب‌هاي دروني را ايجاد کند.» به اعتقاد سبحاني، جامعه‌شناس،هرچه ساختار اجتماعي کشوري عقلاني‌تر باشد، دروغ‌گويي به ميزان کمتري خودنمايي مي‌کند. در اين کشورها اخلاق، اخلاق مسووليت است. بنابراين فرد جسارت ابراز فرديت را دارد و حتي مسووليت اين امر را به عهده مي‌گيرد و قدرت رويارويي با نقد ديگران را دارد اما در جامعه‌اي که بر اساس عاطفه شکل مي‌گيرد و بدون توجه به شرايط آدم‌هاي مختلف، ارزش‌هايي عام براي همگان در نظر گرفته مي‌شود؛ خيلي‌ها سعي مي‌کنند با پنهان‌کاري و از راه‌هاي غير انساني به خواسته‌هايشان برسند و چون ديگران با اين عوامل به خواسته‌هايشان رسيده‌اند، سايرين نيز از اين قبيل روش‌ها استفاده مي‌کنند. در جوامع عاطفي که از عقلانيت فاصله دارد، فرد از ترس اينکه مبادا مانعي برايش ايجاد شود، به دروغ متوسل مي‌شود اما در جوامع عقلاني، فرد مسووليت رفتار خود را پذيرفته و هراسي ندارد.





دروغ،‌ ريشه گناهان


در دين اسلام و ساير اديان، از دروغ به عنوان ريشه گناهان ياد شده است. شايد يکي از دلايلش اين باشد که هر دروغي، دروغ ديگري را در پي دارد. علي رضا باطني، کارشناس ارشد حقوق و جانشين مرکز مديريت حوزه علميه اصفهان، در پاسخ به اين سوال، به حديثي از امام دهم اشاره مي‌کند: «در روايتي از ايشان وارد شده است اگر همه بدي‌ها را جمع کنيد و داخل اتاقي قرار بدهيد و قفل کنيد، کليد آن قفل، دروغ‌گويي است.» به عقيده باطني،‌ از اين حديث مي‌توان به اوج اهميت راستگويي و زشتي‌هاي بي‌حد دروغگويي پي برد. بر اساس اظهارات وي، اين صفت در واقعيت‌ها دگرگوني ايجاد مي‌کند و در نهايت باعث دور شدن فرد از مبدا هستي مي‌شود.


دکتر پرويز رزاقي/ روان‌شناس - وقتي فرزندمان دروغ مي‌گويد چه‌کار بکنيم؟


1 اگر فرد دروغگو فرزند شماست، شما به عنوان پدر يا مادر بايد در صدد حذف عوامل آسيب‌رسان برآييد. يعني اگر احساس مي‌کنيد که براي کسب توجه بيشتر، فرزندتان دروغ‌ مي‌گويد، بايد به درک نياز‌هاي عاطفي و رواني فرزندان خود توجه بيشتري کنيد.


2 اگر فرزندتان به خاطر راستگويي مورد تنبيه قرار بگيرد، طبيعي است که به دروغ‌گويي مايل مي‌شود. پس در الگوي رفتاري خودتان تجديد نظر کنيد و ضمن تقبيح رفتار نادرست و ارايه راه‌حل در همان زمينه، به خاطر راستگويي، به فرزندتان پاداش بدهيد.


3 والدين براي پوشش رفتار‌هاي خود حتي‌المقدور نبايد در حضور فرزندان‌شان به دروغ متوسل شوند؛ مثال ساده‌اش همان جمله آشناست که: «اگر فلاني تلفن زد بگو من نيستم.» اين دروغ ساده الگويي براي دروغگو شدن فرزند شماست.


4 توانمندي‌هاي فرزندتان را شناسايي کنيد و با توجه به ظرفيت جسمي يا روان‌شناختي فرزندتان کار يا مسووليتي را از وي بخواهيد که توانايي انجامش را داشته باشد تا در نهايت متوسل به دروغ‌گويي نشود.