طرز شناسايي دروغگوها از طريق زبان بدن - فخري‌السادات خليفه‌ سلطاني

دروغگوها چه شکلي‌اند؟



شايد برايتان باورکردني نباشد که حرکات بدن و دست و صورت شما در انتقال مفاهيم به اندازه گفت‌وگوهاي روزمره با ديگران ارتباط برقرار مي‌کند. اگر تمايل داريد دراين‌باره بيشتر بدانيد، بايدسعي کنيد به حرکات غيرکلامي ديگران که به زبان بدن موسوم است، بيشتر دقت کنيد...






آيا مي‌توان با زبان بدن به چيزي تظاهر کرد؟ پاسخ عموما منفي است؛ چرا که بين هم خواني حرکات اصلي و لغات بيان‌شده از يک سو و پيام‌هاي ظريف بدن از سوي ديگر تناقض به وجود مي‌آيد. به عنوان مثال، کف دست باز شده ما را به ياد شرافت مي‌اندازد. اما اگر کسي در حال دروغگويي کف دستانش را عمدا نشان دهد و لبخند بزند، حرکت‌هاي ظريفش او را لو مي‌دهند. شايد مردمک‌هايش جمع شوند يا اينکه يکي از ابروانش بالا برود و يا حتي دهانش کمي کج شود. اين پيام‌ها خلاف لبخند و حرکت دست او را ثابت مي‌کنند. نتيجه اين که طرف مقابل به آنچه شنيده، شک مي‌کند. روان انسان داراي نوعي مکانيسم اطمينان است که با دريافت پيام‌هاي متضاد، وخامت اوضاع را تشخيص مي‌دهد اما در هر حال، مواقعي نيز وجود دارد که تفسير اشتباه زبان بدن يک امتياز محسوب مي‌شود. مسابقه انتخاب ملکه زيبايي را در نظر بگيريد. داوطلبان چنين مسابقاتي، با دقت حرکات خاصي را مي‌آموزند تا بتوانند امتياز بيشتري کسب کنند اما حتي حرفه‌اي‌ترين آنان نيز فقط براي مدت کوتاهي مي‌توانند ادا و اطوار تصنعي خود را حفظ کنند. بالاخره بدن پيام‌هايي را ارسال مي‌کند که با رفتارهاي آگاهانه ارتباطي ندارد. برخي سياست‌مداران مي‌آموزند که به کمک زبان بدن به چيزي تظاهر کنند تا مخاطبان بيشتري را جذب حرف‌هاي خود کنند. نقاب پشت چهره، بيش از هر قسمت ديگر بدن براي پوشاندن دروغ مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ما لبخند مي‌زنيم، سر تکان مي‌دهيم و پلک مي‌زنيم تا طرف مقابل را به اشتباه بيندازيم اما متاسفانه پيام‌هاي بدن حقيقت را آشکار مي‌کنند. حرکات چهره و زبان بدن، با هم مطابقت ندارند. مطالعه روي پيام‌هاي چهره، دانش خاص خود را دارد که نمي‌توان در اين مقاله به‌طور کامل به آن پرداخت. همچنين نمي‌توان زبان بدن را براي مدت طولاني تحريف کرد اما مي‌توان و بايد پيام‌هاي مثبت را براي ارتباط با ديگران ياد گرفت و تمرين کرد و حرکت‌هايي که معاني منفي را تداعي مي‌کنند، ترک کرد. چنين کاري مي‌تواند موجب آسان شدن ارتباطتان با انسان‌هاي ديگر شود و شما را به انساني دوست داشتني بدل سازد.





دروغگوهاي حرفه‌اي


مشکل دروغ‌گفتن اين است که ناآگاهي ما مستقل از کلمات و مقصودمان عمل مي‌کند و به کمک زبان بدن، ما را لو مي‌دهد. به همين دليل کساني که کمتر دروغ مي‌گويند، به سادگي هيجان‌زده مي‌شوند، حتي وقتي بتوانند ديگران را اقناع کنند. آنها به محض اينکه شروع به دروغگويي مي‌کنند، بدنشان پيام‌هاي متضادي را ارسال مي‌کند و اين موضوع سبب مي‌شود که احساس کنيم آنها حقيقت را نمي‌گويند. انرژي متشنجي که ناخودآگاه انسان در زمان دروغ گفتن آزاد مي‌سازد، در حرکتي متضاد با گفته‌هاي شخص نمود مي‌يابد. کساني که به خاطر شغل خود مجبور به دروغگويي‌هاي مکرر هستند، حرکات بدن را چنان با مهارت به کار مي‌برند که ديگر دروغ آنها را نمي‌توان ديد يا تشخيص آن بسيار دشوار مي‌شود و بيشتر مردم فريب آنان را مي‌خورند. اين «دروغگويان حرفه‌اي» براي بهبود حرکات بدن خود دو روش دارند: يکي اينکه حرکاتي را انجام دهند که دروغ‌شان را راست جلوه دهد و اين فقط وقتي موفقيت‌آميز است که مدت طولاني، عملا تمرين دروغگويي کرده باشند. دوم اينکه ياد بگيرند که حرکات خود را به حداقل ممکن برسانند، طوري که در هنگام دروغگويي نه پيام مثبت بفرستند و نه پيام منفي، که اين هم البته بسيار مشکل است.





يک تمرين ساده


براي يکي از آشنايان‌تان که از نزديک با شما آشناست، به عمد داستان دروغي سر هم کنيد و در همين حين حرکات بدن‌تان را به حداقل برسانيد. حتي اگر حرکات بدن‌تان را تحت کنترل خود درآورده باشيد، باز هم حرکات ظريف بسياري به طور ناخودآگاه انجام مي‌شود. مثلا تکان دادن ماهيچه‌هاي چهره، باز يا بسته شدن مردمک چشم، نشستن عرق بر پيشاني، سرخ شدن و بر هم زدن سريع پلک. همه اينها دروغ شما را لو مي‌دهند. محققان در آزمايش‌هاي خود از دوربين‌هايي با سرعت فيلم‌برداري متفاوت استفاده مي‌کنند تا حرکات کوچکي را که فقط کسري از ثانيه طول مي‌کشد، ضبط کنند. فقط مصاحبه‌کنندگان حرفه‌اي، فروشندگان و افرادي با حس‌ گيرايي قوي مي‌توانند در حين گفتگو متوجه چنين پيام‌هايي شوند. بهترين مصاحبه‌کنندگان و فروشندگان کساني هستند که توانايي خود را در درک سريع و تفسير صحيح حرکات ظريف طرف مقابل، تقويت کرده باشند. با بيان اين مطلب روشن مي‌شود که تنها زماني مي‌توان با موفقيت دروغ گفت که بدن ديده نشود و درست به همين دليل است که در هنگام بازجويي متهمان را روي صندلي تک و در زير نور مي‌نشانند. بازجويان بايد تمام بدن او را زير نظر بگيرند. به اين صورت، متهم به سختي مي‌تواند دروغ بگويد. بهترين راه براي دروغ گفتن اين است که قسمتي از بدن پنهان باشد؛ مثلا وقتي پشت ميز تحرير نشسته‌ايد يا آن طرف پرچين را نگاه مي‌کنيد و يا پشت در ايستاده‌ايد. دروغ گفتن از پشت تلفن، ساده‌ترين راه است!





چگونه مي‌توان زبان بدن را آموخت؟


اگر هر روز حداقل يک ربع ادا و اطوار ديگران را زير نظر بگيريد، از حرکات خود نيز آگاه مي‌شويد. بهترين محل براي چنين تمريناتي، جايي است که آدم‌ها در کنار هم جمع مي‌شوند و با يکديگر ارتباط برقرار مي‌کنند؛ مثلا در فرودگاه مي‌توان حالات مختلف افراد را بررسي کرد: تب سفر، هيجان، شادي، غم، بي‌صبري و حالت‌هاي ديگر. مهماني‌ها نيز موقعيت‌هاي فوق‌العاده‌اي براي اين بررسي‌ها محسوب مي‌شوند. اگر ياد بگيريد زبان بدن را تفسير کنيد، مي‌توانيد به مهماني برويد و تمام شب در گوشه‌اي مثل مجسمه بنشينيد و ساعت‌هاي هيجان‌انگيزي را با ملاحظه پيام‌هاي مختلف بدن ديگران سپري کنيد. تلويزيون نيز موقعيت‌هايي را ايجاد مي‌کند که بتوانيد ارتباطات غيرکلامي را بررسي کنيد. صداي تلويزيون را قطع کنيد و سعي کنيد از طريق تصاوير موضوع را حدس بزنيد. وقتي هر پنج دقيقه يک بار صداي تلويزيون را براي مدت کوتاهي بلند کنيد، خواهيد فهميد که آيا حدستان در مورد قسمت تصويري درست بوده يا خير. بعد از مدت کوتاهي مي‌توانيد تمام برنامه را بدون صدا دنبال کرده و بفهميد چه اتفاقي مي‌افتد، درست مثل افراد ناشنوا.