جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 3 از 3 مجموع

موضوع: روان‌شناسي حريم و قلمرو

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض روان‌شناسي حريم و قلمرو

    دکتر ميرعمادالدين فريور/ روان‌شناس - روان‌شناسي حريم و قلمرو
    حريم من تا کجاست؟

    «پايت را به اندازه گليمت دراز کن»؛ اين يکي از ضرب‌المثل‌‌هاي معروف ايراني است که با شنيدن آن، برخي مفاهيم در ذهن ما شکل مي‌گيرد. يکي از مهم‌ترين مفاهيم اين ضرب‌المثل زيبا، موضوع حريم و قلمرو است. اگر علاقه‌منديد که درباره روان‌شناسي حريم و قلمرو بيشتر بدانيد، با ما همراه شويد...

    کتاب‌ها و مقالات بسياري در اين مورد نوشته شده است که چگونه حيوانات، پرندگان، پستانداران نخستين و ماهي‌ها قلمروي خود را تعيين و از آن محافظت مي‌کنند. اما مدت زيادي نيست که کشف کرده‌اند انسان هم براي خود قلمرويي دارد. وقتي اين موضوع را به رسميت بشناسيم و تاثيرات آن را درک کنيم، نه تنها با حيرت به رفتار خود و ديگران نگاه مي‌کنيم بلکه واکنش طرف مقابل را نيز پيش‌بيني خواهيم کرد. ادوارد تي هال، انسان‌شناس آمريکايي، يکي از نخستين کساني بود که نياز به داشتن قلمرو را در انسان بررسي کرد. تحقيقات او در اين زمينه ما را به سمت تناسب تازه‌اي در روابط‌مان با ديگران هدايت مي‌کند. هر سرزمين قلمرويي است با مرزهاي کاملا مشخص که گاهي هم توسط نگهبانان مسلح محافظت مي‌شود. داخل هر سرزمين قلمروهاي کوچکي به شکل استان يا منطقه وجود دارد که باز به قلمروهاي کوچک‌تري تقسيم مي‌شوند، مثل شهر و به همين ترتيب مناطق شهري و در آنها خيابان‌ها و هر خيابان نيز براي ساکنان آن به قلمروهاي کوچک‌تري تقسيم مي‌شود. ساکنان هر قلمروي به حريم خود وابسته و آماده‌اند تا از آن، حتي تا پاي جان، دفاع کنند. فضايي را که يک فرد ادعاي مالکيت آن را دارد طوري که انگار ادامه اجزاي بدنش است، حريم ناميده مي‌شود. فضايي که دارايي هر فرد اشغال مي‌کند، حريم شخصي او محسوب مي‌شود از جمله خانه‌اش، زمين‌اش که با پرچيني مشخص شده است، فضاي داخل اتومبيل‌اش، اتاق شخصي‌اش، صندلي مورد علاقه‌اش و حتي آنچه که هال کشف کرد، محدوده‌ معيني از فضاي دور تا دور بدنش. اين بخش از کتاب اصولا به محدوده دور تا دور بدن و همچنين واکنش انسان در صورت تجاوز به اين حريم، مي‌پردازد.


    قلمروي شخصي

    اکثر حيوانات حريم مشخصي در اطراف خود دارند که به عنوان قلمروي تحت مالکيت خود، آن را تحت‌نظر قرار مي‌دهند. وسعت اين قلمرو بستگي به محيطي دارد که حيوان در آن رشده کرده است. شيري که در منطقه دور افتاده‌اي از آفريقا که تعداد شيرهاي آنجا بسيار اندک باشد، زندگي مي‌کند، مي‌تواند قلمرويي به وسعت پنجاه کيلومتر داشته باشد که با فضولات خود آن را علامت‌گذاري مي‌کند اما در مقابل، حيواني که با شيرهاي ديگر در منطقه حفاظت شده، بزرگ شده است به خاطر اين تنگي جا، قلمروي شخصي کم وسعتي دارد که بيش‌ از چند متر نمي‌باشد. انسان نيز همانند موجودات ديگر، «قلمرويي» خصوصي دارد که هميشه همراه اوست و بزرگي آن به تراکم جمعيت محل زندگي‌اش بستگي دارد بنابراين از نظر هماهنگي محدود شده است. در حالي که يک ملت، مثلا ژاپني‌ها، به محيط جغرافيايي محدود عادت کرده‌اند، هستند کساني که محيطي باز و گسترده مي‌خواهند و از ديگر انسان‌ها فاصله مي‌گيرند اما ما به رفتار انسان‌هاي غربي در ارتباط با حريم خصوصي‌شان مي‌پردازيم. موقعيت افراد نيز مي‌تواند بر ايجاد فاصله آنها با ديگر انسان‌ها تاثير بگذارد.


    آداب و رسوم جاگيري

    اگر کسي بخواهد در ميان غريبه‌ها جاي نشستن پيدا کند، مثلا در سينما، سرميز مذاکره يا گيره لباسي در رختکن، بسيار حساب شده عمل مي‌کند. معمولا جاي خالي وسيعي را ميان دو نفر پيدا مي‌کند و در آنجا مي‌نشيند. در سينما وسط فاصله بين صندلي آخر و آخرين نفر مي‌نشيند. در رختکن گيره‌اي را که ميان بيشترين جاي خالي، يا بين دو حوله يا وسط فاصله بين آخرين حوله و قلاب آخر است، انتخاب مي‌کند. همه اين مراسم به خاطر اين است که نمي‌خواهيم ديگران را با نزديک شدن به آنها يا فاصله بيش از حد از آنها، ناراحت کنيم. اگر در سينما جايي غير از فاصله‌ مياني آخرين نفر و آخرين صندلي آن رديف بنشينيد، ممکن است آن شخص احساس ناراحتي کند چرا که با فاصله بسيار زياد نشسته‌ايد و اگر بسيار نزديک او بنشينيد، احساس ترس کند. هدف اصلي مراسم جاگيري حفظ هارموني است. توالت‌هاي عمومي از اين قاعده مستثنا هستند. مطالعات نشان داده است که 90 درصد افراد، آخرين توالت را انتخاب مي‌کنند و اگر پر باشد، همان فاصله‌ ذکر شده در بالا را رعايت مي‌کنند.


    عوامل فرهنگي تاثيرگذار بر محدوده حريم‌ها

    زوج جواني که به تازگي از کشورشان، دانمارک، به شيکاگو آمده بودند، در يک کلوپ محلي ثبت‌نام کردند. بعد از چند هفته، خانم‌هاي عضو کلوپ شکايت کردند که مرد جوان مزاحم آنان است و حضور او زنان را ناراحت مي‌کرد مردان عضو هم ابراز کردند زن جوان مزاحم آنهاست. سوءتفاهم ايجاد شده به اين علت بود که بسياري از اروپاييان داراي حريمي خصوصي به شعاع 23 تا 25 سانتي‌متر هستند، بعضي‌ها حتي کمتر. رعايت فاصله 25 سانتي‌متري با آمريکايي‌ها، به نظر دانمارکي‌ها طبيعي و صحيح بود و فکر نمي‌کردند که وارد حريم خصوصي 45 سانتي‌متري آمريکايي‌ها شده‌اند. در ضمن آنان اغلب به چشم‌هاي ديگران زل مي‌زدند که اين هم باعث تاثير اشتباه بر ديگران مي‌شد. از سوي ديگر نفوذ بر حريم خصوصي جنس مخالف روشي براي نشان دادن تمايل به فرد مذکور است.چنين رفتاري که براي دانمارکي‌ها، رفتاري طبيعي بود، از سوي آمريکايي‌ها به عنوان چراغ سبز تلقي مي‌شد. در همين حال دانمارکي‌ها رفتار آمريکايي‌ها را سرد و غيردوستانه مي‌دانستند زيرا آنان مرتب يک قدم به عقب مي‌رفتند تا فاصله‌اي را ايجاد کنند که با آن احساس راحت‌تري داشتند.

    در يک سمينار متوجه شدم که همه آمريکايي‌ها به هنگام صحبت کردن هميشه با فاصله 90 سانتي‌متري از يکديگر مي‌ايستند و در طول صحبت سر جاي خود باقي مي‌مانند. در حالي که اگر يک ژاپني با يک آمريکايي صحبت کند، هر دو شروع مي‌کنند به حرکت، به اين شکل که آمريکايي‌ عقب‌عقب مي‌رود و سعي مي‌کند فاصله را حفظ کند، در حالي که فرد ژاپني مرتبا جلو مي‌آيد تا فاصله را کم کند. به اين روش هر دو سعي مي‌کنند فاصله‌اي متناسب با فرهنگ خود ايجاد کنند. فرد ژاپني با 25 سانتي‌متر وسعت حريم خصوصي مرتب به سمت جلو حرکت مي‌کندتا فاصله دلخواهش را ايجاد کند و به اين ترتيب به حريم خصوصي فرد‌ آمريکايي تجاوز مي‌کند و او را وامي‌دارد که به عقب حرکت کند. اگر تصوير ويديويي اين جريان را با سرعت تند تماشا کنيم، به نظر مي‌رسد که اين دو در حال رقص هستند و فرد ژاپني هدايت و رهبري رقص را برعهده دارد. نتيجه منطقي اين است که اين دو نفر در معامله‌اي تجاري با سوءظن با يکديگر برخورد مي‌کنند. آمريکايي فرد ژاپني را مزاحم مي‌خواند و فرد ژاپني آمريکايي را سرد و بي‌توجه مي‌يابد. اگر فرد از تاثير تفاوت فرهنگي در گستردگي حريم شخصي آگاهي نداشته باشد، اين وضعيت به راحتي به سوءتفاهم و عدم درک صحيح منجر مي‌شود.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    اهميت رعايت حريم يکديگر در زندگي روزمره

    براي نفوذ ديگران به حريم خصوصي ما دو دليل وجود دارد. يکي اينکه ممکن است طرف مقابل فاميل نزديک يا دوستي صميمي باشد و يا همسرمان. دوم اينکه ممکن است طرف مقابل قصد تجاوز داشته باشد. وقتي غريبه‌اي وارد حريم شخصي يا اجتماعي‌مان شد، تحمل مي‌کنيم اما اگر به حريم خصوصي ما پا بگذارد، بدن واکنش نشان مي‌دهد، تپش قلب بالا مي‌رود، ميزان آدرنالين خون افزايش مي‌يابد و خون بيشتري به مغز و ماهيچه‌ها فرستاده مي‌شود. به عبارتي شخص براي جنگ يا گريز آماده مي‌شود. اگر دست‌تان را روي شانه شخصي که تازه با او آشنا شده‌ايد، بگذاريد، اين فرد نسبت به شما احساس بدي پيدا مي‌کند، حتي اگر شما را نرنجاند، لبخند بزند و کاري بکند که انگار از اين کار خوشش آمده است...

    اگر بخواهيد حضور شما براي ديگران احساس خوبي به همراه داشته باشد، به اين قاعده‌ طلايي توجه کنيد: فاصله‌ها را رعايت کنيد. هر چه ارتباط ما با ديگران صميمي‌تر باشد، به همان نسبت اجازه داريم به حريم‌شان وارد شويم. يک همکار جديد ممکن است، احساس کند همکاران ديگر با او سرد برخورد مي‌کنند اما آنها فقط حريم اجتماعي را رعايت مي‌کنند تا او را بهتر بشناسند. با افزايش اعتماد فاصله نيز کم مي‌شود و سرانجام او به حريم شخصي افراد وارد مي‌شود و حتي گاهي اجازه ورود به حريم خصوصي‌شان را نيز به دست مي‌آورد. وقتي دو نفر همديگر را مي‌بوسند، مي‌توان با توجه به فاصله بين پايين‌تنه آنان به نوع ارتباط‌شان پي برد. همسران به يکديگر مي‌چسبند و در حريم خصوصي هم قرار مي‌گيرند. فرق بين بوسيدن خويشاوندان براي تبريک و بوسيدن دوستان صميمي در اين است که فاصله بين خويشاوندان حداقل 15 سانتي‌متر است. البته وقتي فاصله به موقعيت اجتماعي يک شخص بستگي داشته باشد، استثنا هم وجود دارد. براي مثال مدير کل اداره ممکن است اوقات فراغت خود را مرتب با کارمند خود در ماهي‌گيري سر کند. در اين حالت آنها دوست هستند و مي‌توانند به حريم شخصي يا حتي حريم خصوصي يکديگر وارد شوند. اما همين مدير، در اداره، فاصله اجتماعي را با يار غار خود حفظ مي‌کند تا قواعد نانوشته اجتماعي را رعايت کند. در مکان‌هاي پرازدحام، در کنسرت، سينما، آسانسور، مترو و يا اتوبوس به اجبار در حريم خصوصي ديگران قرار مي‌گيريم. مشاهده واکنش افراد در اين مورد جالب است. قواعد نانوشته‌اي براي قرار گرفتن در کنار يکديگر در فضاي تنگ اتوبوس يا آسانسور وجود دارد که در فرهنگ غرب به شدت رعايت مي‌شود:

    1) با هيچ‌کس حتي با آشناي خود اجازه نداري صحبت کني.

    2) اجازه نداري به کسي زل بزني و نگاه کني.

    3) چهره‌ات بايد بي‌حرکت باشد و هيچ احساسي را نشان ندهد.

    4) اگر کتاب يا روزنامه مي‌خواني، بايد بي‌صدا باشد.

    5) هرچه ازدحام بيشتر باشد، در نتيجه بايد کمتر تکان بخوري.

    6) در آسانسور بايد شماره طبقه را از بالاي سر ديگران زير نظر بگيري.

    معمولا کسي را که در اوج ترافيک بايد با وسيله نقليه عمومي به سرکار خود برود، بدشانس، غمگين و يا نااميد توصيف مي‌کنند. او به خاطر بي‌حالت بودن چهره‌اش، در نگاه ديگران چنين به نظر مي‌آيد اما اين توصيفات اشتباه است. او فقط قواعدي را رعايت مي‌کند که در زمان ازدحام، نفوذ به حريم خصوصي ديگران به خاطر فشار، اجتناب‌ناپذير است. اگر باور نمي‌کنيد، کافي است يک روز به تنهايي به سينما برويد و به رفتار خود توجه کنيد. به محض اينکه در ميان دريايي از چهره‌هاي غريبه روي صندلي جا مي‌گيريد، متوجه مي‌شويد که مانند يک روبات برنامه‌ريزي شده از قواعد نانوشته‌اي براي رفتار در يک جمعيت انساني پيروي مي‌کنيد. آن وقت شروع مي‌کنيد به جنگيدن با بغل دستي‌تان براي تصاحب حق استفاده از دسته صندلي، آن گاه مي‌فهميد چرا افراد تنها تازه وقتي که چراغ‌ها خاموش و فيلم شروع مي‌شود، به فتح صندلي خود نايل مي‌شوند. در فضاي تنگ اتوبوس، آسانسور يا سينما ديگران به چيزي غير از انسان تبديل مي‌شوند، يعني تا آنجا که به ما مربوط مي‌شود آنها اصلا وجود ندارند. به همين خاطر وقتي کسي سهوا به حريم خصوصي ما وارد مي‌شود، واکنش ما به گونه‌اي است که انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. وقتي به حريم جمعيتي خشمگين يا گروه تظاهرکنندگان تجاوز مي‌شود، آنها متفاوت از يک فرد تنها، واکنش نشان مي‌دهند. در اين حالت اتفاق کاملا متفاوتي رخ مي‌دهد. هرچه اين تراکم جمعيت بيشتر باشد، در نتيجه افراد فضاي شخصي کمتري دارند و احساس خصومت در آنها پديد مي‌آيد. به همين خاطر جمعيت خشمگين‌تر شده و ممکن است کار به خشونت بينجامد. پليس از اين دانش بهره مي‌برد و تلاش مي‌کند جمعيت را متفرق سازد، طوري که به تک‌تک افراد فضاي شخصي بيشتري تعلق گيرد و آرام بگيرند. تازه در دوران ما است که دولت‌ها و طراحان شهري دريافته‌اند، شهرک‌هاي مسکوني با تراکم زياد جمعيت، حريم شخصي تک‌تک افراد را محدود مي‌کند. پيامد چنين همزيستي تنگاتنگ و چنين تراکم جمعيتي بر اساس مطالعه روي زندگي گوزن‌هاي جزيره‌ جيمز، در نزديکي سواحل مريلند، مشاهده شد. با وجود اينکه غذا به ميزان کافي وجود داشت و هيچ دشمن طبيعي‌اي و يا بيمار‌ي‌اي اين حيوانات را تهديد نمي‌کرد، تعداد زيادي از آنها تلف شدند. مطالعه روي موش‌ها و خرگوش‌ها نيز نتيجه مشابه‌اي را دربرداشت.تحقيقات ادامه پيدا کرد و معلوم شد که گوزن‌ها به خاطر ترشح بيش از حد هورمون آدرنالين در بدنشان از بين رفته‌اند. افزايش جمعيت، باعث شده بود حريم شخصي اين حيوانات کوچک و کوچک‌تر و اضطراب در آنها بيشتر شود. هورمون آدرنالين نقش مهمي را در رشد، باروري و آمادگي دفاعي بازي مي‌کند. علي رغم شرايط مناسب زندگي، افزايش جمعيت موجب يک واکنش فيزيکي گرديد که بيشتر حيوانات را به سمت مرگ کشاند. با توجه به اين موضوع به راحتي قابل درک است که چرا بيشترين خشونت و جرم و جنايت در مناطق پرجمعيت شهري ديده مي‌شود.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    نکات خواندنی درباره حریم‌شخصی و ادب در ژاپن

    ژاپنی‌ها بسیار کم‌رو و خجالتی و بسیار کم‌حرف‌تر از کره‌ای‌ها و چینی‌ها هستند. حریم‌خصوصی اهمیت بسیار زیادی در ژاپن دارد. افراد می‌توانند اگر بخواهند نامشان را از دفترچه‌های تلفن عمومی بردارند. پنجره‌ها طوری طراحی می‌شوند که دیگران نتوانند از بیرون داخل را نگاه کنند. زیاد سوال پرسیدن بی‌ادبانه و گستاخانه قلمداد می‌شود. انتظار می‌رود که افراد معمولاً ساکت و کم‌حرف باشند.

    خیلی از بچه‌های مدرسه‌ای ادعا می‌کنند هیچ‌وقت والدینشان آنها را نبوسیده‌اند. نوجوانان و جوانان درمورد دوست‌پسر یا دوست‌دخترشان یا نداشتن آن با کسی حرف نمی‌زنند و دوست هم ندارند که کسی از آنها در این‌باره و زندگی خصوصیشان سوال کند. در یک تحقیق مشخص شد که دانشجویان یکی از دانشگاه‌های ژاپن ادعا می‌کردند که یک دوست خوب به‌نظرشان کسی است که به زندگی‌خصوصی آنها احترام بگذارد. فیلم‌های درام تلویزیون معمولاً درمورد داستان‌های عاشقانه‌ای است که بقیه با چند نکته راهنما پی به موضوع آن می‌برند.

    ژاپنی‌ها کلاً دوست ندارند در محیط‌های عمومی به چشم بیایند یا با غریبه‌ها صحبت کنند مگراینکه الزامی برای آن باشد. بسیاری از ژاپنی‌ها خیلی از ملاقات با خارجی‌ها خجالت می‌کشند. اگر اشتباهی موقع انگلیسی حرف زدن مرتکب شوند، احساس خجالت می‌کنند و به‌خاطرهمین هیچ حرفی نمی‌زنند. همچنین اگر به نظرشان یک فرد خارجی خیلی خشن به‌نظر برسد احساس استرس زیادی خواهند کرد.

    آنهایی که سگ دارند، حیوانات را راه خوب و آسانی برای ملاقات افراد جدید می‌پندارند. آنها معمولاً به‌بهانه سگ‌هایشان و سوال کردن درمورد سگ‌ها و نه صاحبان آنها، با هم حرف می‌زنند. koen debut اصطلاحی است که برای توصیف دیدار اول یک مادر و بچه یا یک فرد با سگش به یک پارک جدید استفاده می‌شود. برای اینکه این اتفاق به‌آرامی طی شود، افراد معمولاً کارت ویزیت‌هایی با عکس سگشان روی آن همراه خود دارند. یک جمله خوب برای شروع مکالمه گفتن “kawaii” یعنی بامزه بودن سگ یک نفر است.

    صاحب سگی که نامش Moko بود می‌گوید، "پسر من به مدرسه محل نمی‌رفت به‌خاطر همین یک مدت خیلی طولانی ما هیچ دوستی نداشتیم. اگر به‌خاطر Moko نبود نمی‌توانستیم با دوستانمان که سگ دارند آشنا شویم. روابط در شهر بزرگ خیلی سرد است اما وقتی سگ‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند، کمک می‌کند که یخ بین افراد باز شود." بعد توضیح می‌دهد که به‌خاطر همین است که خیلی‌ها به پارک‌های عمومی می‌روند.

    Pico Iyer، نویسنده‌ای که بیشتر از 20 سال در ژاپن زندگی می‌کرد می‌گوید محدودیت ژاپنی یک جنبه معکوس احساسی دارد. او می‌نویسد، "آدم‌هایی که در ژاپن می‌شناسم به طرز فوق‌العاده‌ای به شور و احساسشان متعهد و وفادار هستند به‌خاطر همین است که در اجتماع خیلی خود را محدود می‌کند."

    ادب و عهدهای ژاپنی‌ها

    ژاپن بعنوان مودب‌ترین اجتماع جهان توصیف می‌شود. در موقعیت‌هایی که دو نفر با دو عقیده مختلف باشند، ژاپنی‌ها معمولاً بر نظر شخص مقابل تاکید می‌کنند درحالیکه امریکایی‌ها معمولاً روی عقیده خودشان پافشاری می‌‌کنند. حتی ترسناکترین پانک‌های ژاپن اگر تصادفاً در خیابان با شما برخورد کنند، عذرخواهی شدید می‌کنند.

    ایده ادب در ژاپن را می‌توان با عبارت "عدم تحمل ناخوشنودی" خلاصه کرد. وقتی از مادران ژاپنی درمورد انتظاراتی که از پسر یا دختر خود دارند، سوال می‌کنند، مادرها معمولاً می‌گویند، "دوست دارم فرزندم طوری بزرگ شود که کسی را اذیت نکند".

    ریشه‌های ادب ژاپنی از احترام به طبیعت و قانون ژاپنی برای داشتن جامعه باثبات ناشی می‌‌شود. طی دوره ادو یک سری قوانین سیستم طبقاتی ایجاد شد که کلیه جوانب زندگی انسان را تنظیم کرده و با سطح اجتماعی-اقتصادی و شغل تعریف می‌شد. درنتیجه افراد مطیع و منفعل شده و عادت می‌کردند زندگی خود را با قانون تعریف کنند.

    همراه با ایده‌های ژاپنی درمورد ادب و نزاکت، ایده‌هایی نیز درمورد اعتماد و عهدها وجود دارد. Kimiko Manes مولف کتاب شوک فرهنگ در ذهن (Culture Shock in Mind) می‌نویسد: "انتظار می‌رفت که سامورایی‌ها ذهنی پاک داشته باشند و اعتماد اهمیت فوق‌العاده‌ای برای آنها داشت. قولی که به کسی داده می‌شد، حتی اگر به قیمت جان تمام می‌شد، به آن وفا می‌شد. در دوره ادو با ظهور تجارت، طبقه تاجرین موضع اخلاقی مشابهی اتخاذ کردند. تاجران آن دوره جان خود را به‌ خطر می‌انداختند تا بدهیهای خود را بپردازند و به عهدهای خود وفا کنند. تاجرانی که نمی توانستند این راه را دنبال کنند بقایی نداشتند. مفهوم اعتماد از اهمیت شگرفی برخوردار بود."

    وقتی ژاپنی‌ها چیزی می‌گویند و قولی می‌دهند انگار روی سنگ حک شده باشد. بعضی وقت‌ها وقتی درمورد چیزی با همسر ژاپنی‌ام حرف می‌زنم، توصیه‌های عادی را مثل قول‌هایی قطعی قلمداد می‌کند.

    mardoman.net
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت