گفتگو با دکتر کتايون رازجويان، فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان درباره رانندگي زير 18 ساله‌ها

رانندگي فقط بالاي18


نوجوان‌هاي چهارده پانزده ساله عشق ماشين و رانندگي را حتما ديده‌ايد. انواع خودروها را مي‌شناسند و با اشتياق عجيبي رانندگي ياد مي‌گيرند. عاشق سرعت و هيجان‌اند و از هر فرصتي براي پشت فرمان نشستن استفاده مي‌کنند. هيچ فکر کرده‌ايد که چرا نوجوان‌ها اين‌قدر به رانندگي پيش از رسيدن به سن قانوني علاقه دارند و يا چه دليلي دارد که سن 18 سالگي به عنوان سن قانوني رانندگي انتخاب شود و نه يکي دو سال زودتر؟ دکتر کتايون رازجويان، فوق تخصص روان‌پزشکي کودک و نوجوان در گفتگوي زير اين پرسش‌ها را پاسخ داده است تا اگر شما هم در خانواده با چنين نوجواني سر و کار داريد، شيوه رفتار مناسب با او را بدانيد.: چرا نوجوان‌ها و به خصوص پسرها اين‌قدر به رانندگي علاقه دارند؟


نوجواني سني است بين کودکي و بزرگسالي. نوجوان در حال گذراندن بحران بلوغ است و مشتاق است هرچه زودتر اين مرحله را طي کند و به بزرگ‌تر‌ها بپيوندد. براي همين او تمايل دارد علامت‌هاي بزرگ شدن را در رفتارش بروز دهد. يکي از کارهايي که مي‌تواند نشانه بزرگ شدن محسوب شود همين رانندگي است. نوجوان مي‌خواهد کاري را بکند که پدرش انجام مي‌دهد و به اين ترتيب، احساس بلوغ کامل را تجربه کند. البته رانندگي علاوه بر اين، فاکتورهاي ديگري هم دارد مانند هيجان، خودنمايي در مقابل هم‌سالان و جلب تحسين و احترام آنها، احساس توانمندي و مهارت و چيزهاي ديگر. اما جامعه و پدر و مادرها بايد دقت کنند که از اين حرکت جلوگيري کنند چون بسيار پرخطر است.: چه فرقي ميان يک جوان 18 ساله با 17 ساله است؟ آيا مهارت‌هاي رانندگي را بهتر ياد مي‌گيرد که قانون به او اجازه مي‌دهد پشت فرمان بنشيند يا دلايل ديگري دارد؟
نه، بحث مهارت‌هاي رانندگي مطرح نيست. موضوع اين است که روحيات يک نوجوان رفتار او را نسبت به ساير گروه‌هاي سني پرخطر مي‌کند. نوجواني که پشت رل قرار مي‌گيرد، صفت‌هايي دارد که مي‌تواند رانندگي او را خطرناک کند. نوجوان‌ها دنبال چيزهاي جديد و تجارب پرهيجان هستند و رانندگي يکي از اينهاست. سيگار مورد ديگري است. چه بسا فکر مي‌کند حالا اگر يک پک به سيگار بزنم هيچ اتفاقي نمي‌افتد، حالا نيم ساعت ماشين پدر را بردارم با دوستم بروم بيرون هيچ طوري نمي‌شود. در سن بلوغ به طور کلي اجتناب کردن از خطرات کمتر است. يک حالت ديگر نوجواني، همه تواني است يعني احساس مي‌کند قادر است همه کار انجام دهد. اگر به او هشدار هم بدهيد، مي‌گويد نه، من معتاد نمي‌شوم، اگر رانندگي کنم تصادف نمي‌کنم. نگران نباشيد من همه کار مي‌توانم بکنم و هيچ خطري من را تهديد نمي‌کند. از طرف ديگر، نوجواني که رانندگي مي‌کند معمولا اين کار را همراه هم‌سن و سالانش انجام مي‌دهد و آنها هم او را به سرعت بيشتر و کارهاي پرخطر تشويق مي‌کنند؛ به اصطلاح خودشان جوگير مي‌شوند.: پس در واقع مانع اصلي براي منع نوجوانان از رانندگي روحيات اين سنين است نه ناتواني در اجراي مهارت‌هاي رانندگي؟
بله، چون مهارت‌هاي رانندگي را هرکس در هر سني شروع کند بالاخره پس از مدتي ياد مي‌گيرد. ما چه در 40سالگي رانندگي ياد بگيريم، چه در 16 سالگي، به يک زماني نياز داريم تا بتوانيم به طور اتوماتيک مهارت‌هايمان را به کار ببريم. بچه 14 ساله هم مي‌تواند به خوبي يک بزرگسال رانندگي را ياد بگيرد اما واکنش‌هاي هيجاني اين سنين است که خطرآفرين مي‌شود. اين در همه جاي دنيا صادق است. من به تازگي آماري خوانده‌ام که نشان مي‌داد در آمريکا احتمال تصادف‌هاي رانندگي در سنين زير 18 سال، 20 برابر بيشتر از گروه‌هاي سني ديگر است و بيشترين آمار مرگ و مير در اثر حوادث رانندگي هم در همين گروه است. در واقع هرچه سن رانندگي پايين‌تر شد، احتمال تصادف بيشتر است. به اين دليل که در سنين بلوغ نه تنها قانون‌پذيري بسيار کم است، که يک جور عناد با قانون هم وجود دارد. نوجوان‌ها به دليل بحران بلوغ منفي‌باف مي‌شوند، زياد نه مي‌گويند و ميل دارند از هيچ کس اطاعت نکنند. در کشورهاي خارجي مشکل ديگري هم وجود دارد و آن بحران نوجوان‌هايي است که الکل مي‌خورند و پشت رل مي‌نشينند که نهايت تخلف است و احتمال خطر را چند برابر مي‌کند.: آن‌وقت اين روحيات ناگهان در سن 18 سالگي از بين مي‌رود؟ چه طور مي‌شود که افراد 18 ساله مجوز رانندگي را کسب مي‌کنند؟
از 18 سالگي به بعد بحران بلوغ برطرف مي‌شود و تا حدودي قانون‌پذيري بيشتر. البته در ممالک ديگر مانند کانادا و آمريکا وقتي به يک جوان 17 يا 18 ساله گواهي‌نامه مي‌دهند، تا يک سال اجازه ندارد تنها پشت فرمان بنشيند. بايد يک بزرگ‌تر همراه او باشد و در ضمن اجازه رانندگي در بزرگراه‌ها را هم ندارد. پس از يک سال دوباره از او امتحان مي‌گيرند و اگر قبول شد و در طول يک سال هم تخلفي نداشته باشد، اجازه تنها رانندگي کردن را به او مي‌دهند. : پدر و مادرها در مواجهه با نوجواني که اصرار دارد رانندگي کند بايد چه رفتاري داشته باشند؟
اصلا اين اتفاق نبايد بيفتد، چون غيرقانوني و غيراصولي است. اما اگر نوجوان خيلي دلش بخواهد که مثلا يک دور بزند، بايد همراه پدر يا مادر در محلي که مطمئن باشند هيچ خطري خودشان يا ديگران را تهديد نمي‌کند، در مسير کوتاهي پشت فرمان بنشيند. در ضمن، پيش از آن بايد يک سري تعهداتي گذاشته شود که براي مثال، اجازه نداري بدون حضور ما ماشين را بيرون ببري. در واقع والدين بايد روحيه قانون‌پذيري را آن‌قدر در خانواده تقويت کرده باشند که بچه هوس نکند کار غير قانوني انجام بدهد.: بعضي از نوجوان‌ها به قدري به رانندگي علاقه دارند که پنهاني سوئيچ را برمي‌دارند. آيا اين کار يک اختلال رفتاري محسوب مي‌شود؟
اين حرکت يعني شکستن مقررات خانه و به تبع آن مقررات جامعه و در واقع تفاوتي ندارد با اينکه نوجوان از جيب پدر و مادرش پول بردارد يا اينکه برود مواد مصرف کند. در چنين مواردي حتما يک مشکل جدي وجود دارد. مشکل فقط رانندگي نيست. در واقع اين يک علامت جدي از يک مشکل بزرگ‌تر و مهم‌تر است که مي‌تواند از تربيت نادرست خانواده نشات گرفته باشد و حتما بايد با يک مشاور روان‌شناس مطرح شود

هفته نامه سلامت