زهرا فراهاني-ماما

استفاده از اولتراسونوگرافي تشخيصي در پزشکي مدرن به ويژه در عرصه‌ي مامايي و زنان جايگاه منحصر به فردي دارد. به طوري که به کارگيري تجهيزات سونوگرافي از سال 1950 تا به امروز با کاهش مورتاليته و موربيديته‌ي مادر و جنين همراهي شگرفي را رقم زده است.


در اين متد با استفاده از امواج با فرکانس 5/2 تا 5/7 مگاهرتز تصاوير قابل تفسيري به دست مي‌آيد که اطلاعات ارزشمندي در مورد جنين و شرايط زندگي داخل رحمي ارائه مي‌دهد. انجمن اولتراسونوگرافي پزشکي آمريکا در مارس 1993 اثر بيولوژيک تأييد شده‌يي را گزارش نکرده است. اما احتمال کشف جنبه‌هاي جديدي از عوارض اين امواج را در آينده‌ قابل پيش‌بيني دانسته و استفاده‌ي محتاطانه از آن را گوشزد کرده است.
عوارض امواج اولتراسوند در بافتهاي زنده شامل مکانيسم‌ گرمايي و مکانيسم‌هاي غير گرمايي است.


الف- مکانيسم گرمايي:
براساس تحقيقات انجام شده سلولها، تغييرات دما بين 0 تا 20 درجه سانتي‌گراد را تحمل مي کنند، امواج اولتراسوند با توليد گرماي بيش از دماي فيزيولوژيک روي بافتها اثر مي‌کند. گر چه تأثير اين افزايش دما به دامنه‌ي اکوستيک موج، وضعيت خونرساني بافت، حساسيت بافت جنيني به گرما، مراحل مختلف: ارگانوژنز، مهاجرت سلولي و ارگانومگالي وابسته است. در بافت استخواني به علت بالا بودن ضريب جذب، افزايش دما قابل توجه‌تر است.گرماي حاصله از امواج دامنه‌ي ‌وسيعي از 0 تا بيش از 80 درجه سانتي‌گراد را نشان داده‌اند. اين دما ازچند طريق روي بافتهاي جنين اثر مي‌گذارد. براي مثال:high intensity focused ultrasound سبب پخته شدن بافت و از بين رفتن نسج مي‌گردد و low intensity ultrasound باعث افزايش دماي موضعي شده و اختلالات بيولوژيک، متابوليک و خونرساني را به همراه دارد.


ب- اثرات غير گرمايي امواج اولتراسوند:
شامل ايجاد حفرات اکوستيک (acoustic cavitation) که باعث آسيب مکانيکي بافتهاي مجاور ملکولهاي گاز، حبابهاوبخارات مي‌شود. اين حالت توليد شوکهاي اکوستيک و ايجاد راديکال آزاد مي‌کند.ازطرفي زماني که انرژي موج اکوستيک به وسيله‌ي بافت جذب مي‌شود نيروي مخربي درواحد حجم (radiation force) ايجاد مي‌کند. همچنين نيروي اين امواج حرکت موج مانندي (steaming acoustic) درمايعات بافتي ايجاد مي‌کند که باعث تغيير غلظت يونها درمجاورت غشاهاي بيولوژيک مي‌گردد. دراکتبر 2004 رئيس دپارتمان نوروبيولوژي دانشگاه ييل Pasku Rakik اعلام کرد درمهاجرت سلولهاي مغزي جنين موش مواجه شده باامواج اولتراسوند اختلال ديده شده است.

امروزه علاوه بر کلينيک‌هاي راديولوژي وسونوگرافي، مطب‌هاي تخصصي زنان وزايمان به دستگاههاي سونوگرافي تجهيز شده‌اند، به طوري که پزشک را قادرمي‌سازد در مراقبت‌هاي پري‌ناتال وضعيت سريال سلامت جنين راپيگيري کند. استفاده از اين دستگاه به تشخيصهاي ذيقيمت درهرسه ماه مي انجامد: تشخيص سن حاملگي، چند قلويي، وزن وجنس جنين، حاملگي خارج از رحم، مول، سقط،اندازه‌گيري وطول سرويکس،نقايص مادرزادي،اختلالات جفت، بند ناف، مايع آمنيون، بررسي وضعيت جريان خون جفت دربيماريهاي مادر، شماري ازمزاياي انکار ناپذير اين روش تشخيصي است.چنانچه امروزه مراقبت هاي پري ناتال بدون به‌کارگيري سونوگرافي امري اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد.

ازآن سو گزارش‌ها وتحقيقات بسياري در دست است که عوارض اين امواج را ازکم وزني زمان تولد، کوتاهي قد، کاهش دور قفسه‌ي‌سينه، ميکروسفالي، تغيير دانسيته‌‌ي نرونيC ميليناسيون سلولهاي عصبي، افزايش سلولهاي پيکنوتيک و ماکروفاژها، افزايش در شيوع سرطانها و بدخيمي‌‌ها، چپ دستي، اختلالات عصبي و رفتاري تا مرگ و مير پيش و پس از تولد گزارش کرده‌اند. طبق آمار درسال 1990، 52% مادران آمريکايي از سرويسهاي سونوگرافي خدمات دريافت کرده‌اند. همچنين ميانگين دفعات اسکن در سال 1993- 2/2بار گزارش شده که اين رقم تا (6/0) اسکن براساس نياز واقعي قابل کاهش است.

مواجهه‌ي اين گزارش‌ها با افزايش تعداد اسکن‌هاي ضروري و غير ضروري به پيشنهاد پزشک يا والدين در طول بارداري بدون توجه به مدت زمان اسکن، مهارت سونوگرافيست، سن حاملگي و... نگرانيها راتداوم بخشيده است.
امروزه رعايت قانون Principle ALARA (As Low As Reasonable Achievable)‌‌‌‌‌‌به معني ‌انجام عمل سونوگرافي در حداقل زمان ممکن و ختم آن بلافاصله پس از کسب اطلاعات لازم، حداکثر يک بار در ماه و پرهيز از انجام سونوگرافي داپلر در سه ماهه‌ي اول (مدت زمان رادياسيون طولاني و افزايش قابل توجه دماي بافتي) بخشي از ملاحظاتي است که پزشکان جهت کاهش عوامل خطرساز در نظر دارند