سيده نفيسه اسحاق حسيني
ترين هاي «خودکشي دارويي»

نشسته‌ايم در اورژانس و در مورد خودکشي حرف مي‌زنيم. هر کسي هر چيزي درباره خودکشي دارويي جايي ديده تعريف مي‌كند...

خدمه بخشمان مي‌گويد: «اين مسخره‌بازي‌ها چيه. طرفاي ما مرد مي‌ميرن. يعني هر کي بخواد خودکشي کنه، ميره با طناب خودشو دار مي‌زنه. زود قطع نخاع مي‌شه مي‌ميره!» مي‌گويم: «خيلي صحنه‌اش خشنه» جواب مي‌دهد: «خب بره خودشو بندازه جلو يه هيجده چرخ»

از روي بيكاري، موارد اقدام به خودکشي‌ با داروهايي را که ديده‌ام را رتبه‌بندي کردم:


- جايزه اعصاب خردکن‌ترين خودکشي دارويي رسيد به رزيدنت سال چهار چشم که سر هيچ و پوچ و فقط به دليل اينكه معرفي‌اش نکردند براي بورد و يک سال تجديد دوره شد، با 20 گرم استامينوفن خودکشي کرد.

- جدي‌ترين خودکشي مربوط بود به دختر جواني که با 100 قرص آمي‌تريپتيلين و 100 نوروتريپتلين و يک بسته ديگوکسين و هر دارويي که در خانه‌شان داشتند، خودکشي کرد. خيلي هم زود مرد.

- نازترين خودكشي(!) مربوط مي‌شد به يک مينياتوريست که وقتي شنيده بود زنش سرطان سينه گرفته است، با خوردن 9 زاناکس خودکشي کرده بود.

- مسخره‌ترين خودكشي مربوط بود به کسي که با 20 کپسول‌آموکسي‌سيلين خودکشي کرده بود.

- جان‌‌سخت‌ترين اقدام‌كننده هم يکي از مريض‌هاي روان‌پزشکي بود که به جز سابقه بارها خودزني با چاقو و برگرداندن سماور و پريدن در چاه، يکبار با 100 قرص لوزارتان و 30 آسپيرين و 20 وارفارين همراه 2 شيشه الکل صنعتي خودکشي کرده بود و بعد از چند ماه بستري در آي‌سي‌يو، مرخص شد!

- خنده‌دارترين مورد هم آقايي بود که چک بي‌محل کشيده بود. اين آقا وقتي مي‌بيند مامور با شاکيان آمده‌اند دم در خانه‌اش، دانه‌دانه محتويات يک بسته 14تايي کپسول امپرازول را مي‌ريزد در آب و سر مي‌کشد. بعد دراز به دراز مي‌خوابد وسط دفتر کارش تا بميرد!