خانواده از قدیم برای افراد به منزله آبرو و اعضای آن بویژه زنان به عنوان نوامیس مردان محسوب می‌شدند. در این میان همسران، دختران و خواهران بیشتر تحت تاثیر مردان جوان و بزرگ‌تر‌ها بودند.باتوجه به این‌که مردها نگاه ویژه‌ای به ارتباط نوامیس خود با دیگران داشتند، در زمانی که احساس می‌کردند این ارتباط به نوعی خدشه‌دار شده و فردی به نوعی زنان را مورد سوءاستفاده قرار داده، واکنش آنها نیز ممکن بود به قدری غیر منتظره و شدید باشد که به قتل هم منجر شود. به طور کلی جنایات ناموسی یا قتل ناموسی، به ارتکاب خشونت و سرانجام قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوند خود گفته می‌شود. این زنان به علت ننگین کردن شرافت خانواده خود مجازات می‌شوند.البته در این که مجازات آنها را باید مردان خانواده تعیین کنند یا خیر نیز جای سوال وجود دارد.این ننگ در فرهنگ‌های مختلف موارد گوناگونی را شامل می‌شود از جمله خودداری از ازدواج اجباری با فردی که پدر یا برادر یا مردان خانواده در نظر گرفته‌اند، قربانی تجاوز جنسی قرار گرفتن، طلاق گرفتن حتی با دلایل معقول و محکمه پسند، رابطه با جنس مخالف و...
متاسفانه برای این‌که فردی قربانی قتل‌های ناموسی شود، فقط این‌که گمان برده شود او آبروی خانواده را خدشه‌دار کرده، کافی‌ است.
جنایت‌های ناموسی صورتی از خشونت علیه زنان محسوب می‌شوند. بر اساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل، سالانه حدود ۵۰۰۰ زن در قتل‌های ناموسی کشته می‌شوند. بیشتر آنها ساکن غرب آسیا، شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب آسیا هستند. فقط در سال ۱۹۹۹ حداقل ۱۰۰۰ زن به این شکل در پاکستان به قتل رسیدند.
لازم به ذکر است این‌گونه قتل‌ها که مجازات ننگین کردن آبروی خانواده محسوب می‌شود، بیشتر در کشورهای آسیایی و در حال توسعه اتفاق می‌افتد.
تحقیقات در دانشگاه اینونو نشان می‌دهد در طول ۷ سال اخیر پرونده ۳۰۰ قتل ناموسی در ترکیه وجود داشته‌است. بسیاری از این قتل‌ها در مناطق کردنشین ترکیه اتفاق افتاده‌است. این پژوهش نشان می‌دهد با بالا رفتن مجازات قتل ناموسی، بسیاری از زنان توسط خویشاوندان خود وادار به خودکشی شده‌اند.بیشتر قاتلان نیز پسران جوان خانواده هستند که در صورت دستگیری مجازات کمتری برایشان منظور می‌شود.در میان کشورهای اروپایی و آمریکایی در بسیاری از موارد قتل‌ها توسط مردانی صورت می‌گیرد که به واسطه سوءظن به همسر خود فکر می‌کنند او با فردی دیگر رابطه مخفیانه دارد یا این‌که به دلایلی می‌خواهد از آنها جدا شود و با دیگری ازدواج کند. در مورد مادرانی که قصد ازدواج دوم دارند، در بیشتر موارد پسران جوان بشدت مقاومت می‌کنند؛ اما دست به قتل مادر نمی‌زنند، بلکه شروع به رفتارهای پرخاشگرانه و تند می‌کنند. پدران و برادران نیز در کشورهای غربی با آشنا شدن دختر یا خواهرشان با جنس مخالف به شرطی که دلیل معقولی علیه این شخص نداشته باشند، مشکل چندانی ندارند که در نهایت منجر به قتل شود. هر چند مخالفت‌های فراوان با انتخاب‌های دختر یا خواهرشان در چنین مواردی بسیار دیده می‌شود.
با توجه به این‌که قتل‌های ناموسی عمدتا در کشورهای غربی در مورد زنان توسط همسرانشان صورت می‌گیرد، اما هنوز آمار دقیقی از این پرونده‌ها منتشر نشده است.
در بیشتر کشورها از هر چند مورد یک مورد به طور قانونی ثبت می‌شود اما سازمان ملل متحد کشورهایی مانند آلمان، سوئد، انگلستان در اروپا و کانادا و ایالات متحده امریکا را نیز در قاره آمریکا به عنوان آسیب‌پذیرترین کشورها در این مورد معرفی کرده است. در گذشته بیشتر قتل‌هایی که پدران در مورد دختران خود مرتکب می‌شدند، در ارتباط با سوءاستفاده‌های جنسی اعضای خانواده مانند دایی، عمو و آشنایان بود؛ اما حالا فقط در برخی از مناطق دور افتاده و جمعیت‌های کم سواد این اتفاقات می‌افتد.
در بعضی موارد نیز به سبب بافت فرهنگی خاص سوءاستفاده‌ها و تجاوزهای جنسی علیه دختران به دلیل شرم بیان نمی‌شود تا هم دختران مورد آزارهای روحی و عاطفی و بعضا جسمی‌ بیشتر پدران و برادران قرار نگیرند و هم این‌که از نظر اجتماعی وجهه خود را از دست ندهند. شاید در غیر این صورت آمار قتل دختران و خواهران به مراتب بیشتر بود. با بالا رفتن میزان طلاق و تمایل به طلاق از سوی زنان این فکر در برخی مردان قوت می‌گیرد که همسرشان علاقه‌مند به ازدواج یا برقراری ارتباط با مردی دیگر است و آنها که این موضوع را بی‌آبرویی برای خانواده خود می‌دانند معتقدند باید شخصا وی را مجازات کنند و مانع این بی‌آبرویی شوند.
این گونه قتل‌ها همچنین در میان مهاجرانی که به کشور‌های غربی مهاجرت می‌کنند نیز دیده می‌شود. فرهنگ متفاوت و باز این کشورها اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در برخی از موارد، مردان در این جوامع احساس ناتوانی کرده و این فشار را به همسرشان تحمیل می‌کنند.
همسران نیز که در محل زندگی خود احساس فشار را به عنوان امری عادی تلقی می‌کردند، در این‌گونه جوامع تصور می‌کنند دیگر نباید تن به ناراحتی بدهند و انگیزه طلاق را که شاید از ماه‌ها و حتی سال‌ها پیش در سر می‌پروراندند، مطرح و عملی می‌کنند. همین مساله انگیزه‌ای برای مردان مستاصل برای قتل همسرانشان به شمار می‌رود. در مواردی نیز سعی در تعدیل میان خواسته‌ها و رقابت میان افراد به جایی نمی‌رسد و زنان جوان بهای این فقدان ظرفیت لازم فرهنگی و فکری را می‌پردازند.









مترجم: سحر کمالی‌نفر / منبع:sfgate.com


روزنامه جام‌جم