هفته‌یی‌ كه‌ در آن‌ هستیم‌ با سه‌ قتل‌ خانوادگی‌ در شهرهای‌ مختلف‌ ایران‌ آغاز شدأ قتل‌هایی‌ كه‌ با انگیزه‌های‌ مختلف‌ ازجمله‌ موضوعات‌ ناموسی‌ و اخلاقی‌، اختلاف‌ مالی‌ و اعتیاد همراه‌ بود و از ازهم‌گسیختگی‌ عاطفی‌ در میان‌ اعضای‌ خانواده‌ها حكایت‌ داشت‌. در جنایتی‌ كه‌ در شهرستان‌ نقده‌ رخ‌ داد، پدری‌ بخاطر سوءظن‌ به‌ دختر ۲۳ ساله‌اش‌ او را به‌ قتل‌ رساند. این‌ پدر سنگدل‌ كه‌ انگیزه‌ خود را از قتل‌ دخترش‌ رابطه‌ نامشروع‌ او با یك‌ جوان‌ عنوان‌ كرد، گفت‌: از مدت‌ها قبل‌ به‌ دخترم‌ مشكوك‌ شده‌ بودم‌، فكر می‌كردم‌ او با كسی‌ رابطه‌ نامشروع‌ دارد، تصمیم‌ گرفتم‌ این‌ لكه‌ ننگ‌ را از دامن‌ خانواده‌ام‌ پاك‌ كنم‌ به‌ همین‌ خاطر او را خفه‌ كردم‌. قتل‌هایی‌ كه‌ بخاطر مسائل‌ ناموسی‌ در شهرها و روستاهای‌ كشورمان‌ رخ‌ می‌دهد كم‌ نیستند و تعصبات‌ اینچنینی‌ در برخی‌ خانواده‌ها ریشه‌ در آداب‌ و رسوم‌ قومی‌ و قبیله‌یی‌ آنها دارد و قبل‌ از آنكه‌ به‌ خلق‌ و خوی‌ آنها مربوط‌ باشد برای‌شان‌ به‌ نوعی‌ عادت‌ و وظیفه‌ تبدیل‌ شده‌ است‌ و معمولا برخی‌ از اقوام‌ و یا خانواده‌ها بخاطر تعصب‌ در سنت‌های‌ غلط‌ معتقدند فقط‌ خون‌ است‌ كه‌ ننگ‌ را با آن‌ می‌توان‌ شست‌ و این‌ افراد گاه‌ چنان‌ در این‌ مسائل‌ راه‌ افراط‌ را در پیش‌ می‌گیرند كه‌ حتی‌ حاضر نیستند برای‌ اؤبات‌ واقعیت‌ اندكی‌ تامل‌ و تحمل‌ كنند و فقط‌ كافی‌ است‌ گمان‌ كنند یا بشنوند كه‌ مثلا مادر، خواهر یا همسرشان‌ عملی‌ خلاف‌ آداب‌ و عرف‌ آنها انجام‌ داده‌ است‌. به‌عنوان‌ مثال‌ چند هفته‌ قبل‌ چند برادر اهوازی‌ فقط‌ بخاطر اینكه‌ خواهر ۲۰ ساله‌ آنها حاضر نشده‌ بود با شوهر ۷۰ ساله‌اش‌ زندگی‌ كند و به‌ نشانه‌ اعتراض‌ به‌ این‌ زندگی‌ مشترك‌ خانه‌ شوهر را ترك‌ كرده‌ و به‌ خانه‌ پدرش‌ برگشته‌ بود او را به‌ قتل‌ رساندند و سرش‌ را از بدن‌ جدا كردند. به‌ گفته‌ برادران‌ بی‌رحم‌، این‌ عمل‌ خواهرشان‌ باعث‌ شده‌ بود تا آبروی‌ آنها در میان‌ آشنایان‌ و بستگان‌ برود و باعث‌ سرشكستگی‌ شود پس‌ باید كشته‌ می‌شد! در حادؤه‌یی‌ دیگر كه‌ با انگیزه‌یی‌ كاملا احمقانه‌ صورت‌ گرفت‌ جوانی‌ در شهرستان‌ یزد، نامزد ۲۳ ساله‌ خود را به‌ قتل‌ رساند. او معتقد بود كه‌ این‌ دختر در شان‌ و منزلت‌ همسری‌ او نبوده‌ است‌ پس‌ باید او را می‌كشت‌. راز قتل‌ این‌ دختر جوان‌ با طرح‌ یك‌ شكایت‌ فاش‌ شد.
مادری‌ به‌ اداره‌ آگاهی‌ شهرستان‌ یزد رفت‌ و خبر از ناپدید شدن‌ دخترش‌ داد. وی‌ به‌ پلیس‌ گفت‌: دختر بیست‌ و سه‌ ساله‌اش‌ به‌ نام‌ زهرا چند روز قبل‌ از منزلش‌ بیرون‌ رفته‌ و تاكنون‌ برنگشته‌ است‌. ماموران‌ اداره‌ آگاهی‌ یزد ضمن‌ تحقیق‌ پی‌ بردند كه‌ این‌ دختر یك‌ ماه‌ قبل‌ با جوان‌ ۲۲ ساله‌یی‌ به‌ نام‌ محمدجواد نامزد شده‌ بود. پلیس‌ در اولین‌ مرحله‌ به‌ این‌ جوان‌ ظنین‌ شد و به‌ بازجویی‌ از او پرداخت‌. محمدجواد پس‌ از بازجویی‌های‌ پیاپی‌ سرانجام‌ به‌ قتل‌ نامزدش‌ اعتراف‌ كرد و گفت‌: آن‌ روز زهرا را به‌ بهانه‌یی‌ از یزد به‌ شهرستان‌ «تفت‌» بردم‌. در حاشیه‌ شهر او را به‌ داخل‌ یك‌ ساختمان‌ نیمه‌كاره‌ كشاندم‌ و با پیچاندن‌ روسری‌ به‌ دور گردنش‌، خفه‌اش‌ كردم‌. بعد سنگ‌ بزرگی‌ به‌ سرش‌ كوبیدم‌ و جسد او را در همان‌ محل‌ رها كردم‌. به‌ گزارش‌ پایگاه‌ خبری‌ پلیس‌، این‌ قاتل‌ جوان‌ درباره‌ انگیزه‌ جنایت‌ خود گفت‌: چون‌ نامزدم‌ از نظر خانوادگی‌ در شان‌ و منزلت‌ من‌ نبود، تصمیم‌ به‌ كشتن‌ او گرفتم‌. ازدواج‌های‌ نامناسب‌ یكی‌ از عوامل‌ بروز جنایات‌ خانوادگی‌ است‌. پسری‌ ۲۰ ساله‌ در شهرستان‌ قوچان‌ نامادری‌ ۱۹ ساله‌ خود را خفه‌ كرد. این‌ پسر كه‌ از ازدواج‌ پدر ۵۰ ساله‌ خود با یك‌ دختر ۱۹ ساله‌ كه‌ حتی‌ از سن‌ بچه‌هایش‌ هم‌ كوچك‌تر بود بسیار عصبی‌ و ناراضی‌ بود مدام‌ به‌ دنبال‌ بهانه‌یی‌ می‌گشت‌ تا نامادری‌ خود را اذیت‌ كند و دایما با او درگیری‌ داشت‌ تا اینكه‌ یك‌ روز وقتی‌ نامادری‌ جوان‌ به‌ كفتربازی‌ پسر شوهرش‌ اعتراض‌ كرد، این‌ پسر كنترل‌ خود را از دست‌ داد و آنقدر گلوی‌ زن‌ جوان‌ را فشرد كه‌ خفه‌ شد.
بعد با یك‌ صحنه‌سازی‌ ماهرانه‌ به‌گونه‌یی‌ جسد نامادری‌ را از سقف‌ آویزان‌ كرد كه‌ همه‌ فكر كنند او خودكشی‌ كرده‌ است‌، اما با گذشت‌ چند ماه‌ از این‌ حادؤه‌ بالاخره‌ عذاب‌ وجدان‌ پسر جوان‌ را آرام‌ نگذاشت‌ و او خودش‌ را به‌ پلیس‌ معرفی‌ كرد. آنچه‌ در قتل‌های‌ خانوادگی‌ حرف‌ اول‌ را می‌زند زیر پا گذاشتن‌ عواطف‌ و احساسات‌ و چشم‌پوشی‌ بر تمام‌ روابط‌ و تعلقات‌ خونی‌ و نسبی‌ است‌. همیشه‌ در یك‌ قتل‌ انگیزه‌ و بهانه‌یی‌ وجود دارد كه‌ قاتل‌ خود را با آن‌ وسیله‌ توجیه‌ می‌كند. بهانه‌هایی‌ نظیر مشكلات‌ اخلاقی‌، ناموسی‌، اختلافات‌ مالی‌، اعتیاد و غیره‌ كه‌ عامل‌ جنایت‌ می‌خواهد آن‌ موضوع‌ را به‌عنوان‌ دستاویزی‌ قرارمی‌ دهد اما واقعیت‌ موضوع‌ این‌ است‌ كه‌ ارتكاب‌ جنایت‌ آن‌ هم‌ از نوع‌ خانوادگی‌ فقط‌ از منبع‌ بی‌عاطفگی‌ و به‌ عبارتی‌ از مرگ‌ عاطفه‌ها سرچشمه‌ می‌گیرد.پسری‌ كه‌ بخاطر چند ریال‌ پول‌ بی‌ارزش‌ دست‌ به‌ خون‌ پدری‌ پیر و رنجیده‌ آغشته‌ می‌كند یا برادری‌ كه‌ به‌ بهانه‌ انحرافات‌ اخلاقی‌ خواهر سر او را از تن‌ جدا می‌كند در واقع‌ با نادیده‌ گرفتن‌ تعلقات‌ عاطفی‌ و روابط‌ خویشاوندی‌ به‌ تمام‌ احساسات‌ عمیق‌ معنوی‌ كه‌ در وجود هر انسانی‌ است‌ پشت‌ پا می‌زند و بخاطر مادیات‌ حاضر می‌شود دستش‌ را به‌ خون‌ عزیزانش‌ بیالاید. در یكی‌ از این‌ جنایت‌ها كه‌ اخیرا در تهران‌ اتفاق‌ افتاد مردی‌ ۴۵ ساله‌ بخاطر اینكه‌ در زندگی‌ مشترك‌ خود شكست‌ خورده‌ بود و دچار ورشكستگی‌ مالی‌ هم‌ شده‌ بود به‌ ناچار به‌ خانه‌ پدری‌ برگشته‌ بود و با پدر، مادر و برادر مجردش‌ در یك‌ خانه‌ زندگی‌ می‌كرد اما از آنجا كه‌ وضع‌ روحی‌ مناسبی‌ نداشت‌ مدام‌ با آنها درگیر می‌شد. بالاخره‌ او تصمیم‌ گرفت‌ تا به‌ خارج‌ از كشور برود و در آنجا كار و زندگی‌ كند اما چون‌ پولی‌ در بساط‌ نداشت‌ از پدرش‌ خواست‌ تا با فروش‌ خانه‌ و اموالش‌ سهم‌ او را از ارث‌ پدری‌ بدهد. اما پدرش‌ با این‌ كار مخالفت‌ كرد و برادر كوچكتر این‌ مرد هم‌ به‌ نشانه‌ اعتراض‌ با او درگیر شد كه‌ در این‌ درگیری‌ برادر كوچكتر به‌ قتل‌ رسید و پدر كه‌ برای‌ میانجیگری‌ وارد درگیری‌ شده‌ بود هم‌ با ضربات‌ چاقوی‌ پسر بزرگش‌ كشته‌ شد.
این‌ جوان‌ عصبانی‌ كه‌ كنترل‌ خود را از دست‌ داده‌ بود وقتی‌ سر و صداهای‌ مادرش‌ را شنید كه‌ می‌خواهد همسایه‌ها را خبر كند او را هم‌ با ضربات‌ چاقو از پای‌ درآورد و فرار كرد. بعد از رسیدن‌ همسایه‌ها و انتقال‌ مادر به‌ بیمارستان‌ وی‌ بخاطر شدت‌ جراحات‌ وارده‌ جان‌ سپرد و این‌ پسر كه‌ مرتكب‌ سه‌ قتل‌ شده‌ بود بعد از یك‌ هفته‌ بخاطر عذاب‌ وجدان‌ خودش‌ را تسلیم‌ پلیس‌ كرد. به‌ غیر از تهران‌ در سایر شهرهای‌ كشور هم‌ شاهد جنایات‌ خانوادگی‌ بسیاری‌ بوده‌ایم‌ چند روز قبل‌ دختر ۱۸ ساله‌یی‌ بخاطر اینكه‌ پدر و مادرش‌ با ازدواج‌ او و پسر مورد علاقه‌اش‌ مخالفت‌ می‌كردند یك‌ شب‌ دختر جوان‌ با ریختن‌ بنزین‌ بر روی‌ بدن‌ مادر و پدرش‌ آنها را به‌ آتش‌ كشاند و باعث‌ مرگ‌ مادرش‌ شد. پدر كه‌ دچار سوختگی‌ شدید شده‌ بود هنوز در بیمارستان‌ بستری‌ است‌. دخترك‌ هنگام‌ دستگیری‌ انگیزه‌ خود را از این‌ جنایت‌، مخالفت‌ والدینش‌ با ازدواج‌ او عنوان‌ كرد.شاید آن‌ پدر و مادری‌ كه‌ قربانی‌ كینه‌توزی‌ و مال‌اندوزی‌ فرزندانشان‌ می‌شوند بیش‌ از آن‌ فرزندان‌ جنایتكار مقصر باشند.
چرا كه‌ بچه‌ها با دلی‌ پاك‌ و روحی‌ سفید به‌ دنیا می‌آیند و مانند لوح‌ بی‌خطی‌ هستند كه‌ هر چه‌ پدر و مادر و اطرافیان‌ بر آن‌ بنویسند تا ابد بر آن‌ خواهد ماند پس‌ شاید این‌ پدر و مادرها باشند كه‌ از اوان‌ كودكی‌ درس‌ عشق‌ و محبت‌ و عاطفه‌ را به‌ فرزندانشان‌ نمی‌آموزند و این‌ فرزندان‌ الگوی‌ معنوی‌ وعاطفی‌ در مقابل‌ خود ندیده‌اند تا امروز با استناد به‌ آن‌ و با اتكای‌ به‌ عشق‌ والدین‌ و روابط‌ عمیق‌ و احترام‌ متقابل‌، به‌ جای‌ اینكه‌ بر سینه‌ پدر و دستان‌ مادر بوسه‌ بزنند، با دشنه‌ نیز آنها را پاره‌ پاره‌ می‌كنند. فقط‌ به‌ این‌ بهانه‌ كه‌ پول‌ بیشتری‌ می‌خواهند یا از آزادی‌ عمل‌ و احترام‌ كمتری‌ برخوردارند. اواخر هفته‌ گذشته‌ خبر قتل‌ خواهرزاده‌ ۳۷ ساله‌ به‌ دست‌ دایی‌ ۴۷ ساله‌ از دیگر خبرهای‌ صفحه‌ حوادث‌ روزنامه‌ها بود كه‌ از سوءظن‌ و بدبینی‌ ناشی‌ شده‌ است‌. این‌ دایی‌ كه‌ مدعی‌ است‌ بیماری‌ روحی‌ روانی‌ دارد به‌ پلیس‌ گفت‌: خواهرزاده‌ام‌ مدتی‌ بود از همسرش‌ جدا شده‌ و مجرد بود البته‌ زیاد به‌ خانه‌ ما رفت‌ و آمد داشت‌ همین‌ موضوع‌ باعث‌ شد كه‌ به‌ روابط‌ او و همسرم‌ شك‌ كنم‌ بخصوص‌ اینكه‌ همسرم‌ از مانی‌ كه‌ خواهرزاده‌ام‌ به‌ خانه‌ ما رفت‌ و آمد می‌كرد، بنای‌ ناسازگاری‌ با من‌ را گذاشته‌ بود و می‌خواست‌ طلاق‌ بگیرد یك‌ بار می‌خواستم‌ همسرم‌ را بكشم‌ اما موفق‌ نشدم‌ به‌ همین‌ خاطر تصمیم‌ گرفت‌ خواهرزاده‌ام‌ را بكشم‌.
او را به‌ خانه‌ دعوت‌ كردم‌ و بعد در حالی‌ كه‌ سه‌ تا پسرهایم‌ هم‌ در خانه‌ بودند جلوی‌ چشم‌ آنها او را كشتم‌. این‌ مرد در ابتدا مدعی‌ بود كه‌ به‌ رابطه‌ همسر و خواهرزاده‌ خود اطمینان‌ كامل‌ دارد اما بعد از بازجویی‌ در اداره‌ آگاهی‌ گفت‌: من‌ فكر می‌كردم‌ كه‌ آن‌ دو رابطه‌ دارند ولی‌ یقین‌ نداشتم‌، من‌ بیماری‌ روحی‌ روانی‌ دارم‌. در حادؤه‌یی‌ دیگر در یكی‌ از شهرهای‌ ایران‌ این‌ بار یك‌ خواهرزاده‌ بخاطر اختلافات‌ خانوادگی‌ دایی‌ خود را به‌ قتل‌ رساند،سپس‌ جسدش‌ را داخل‌ باغچه‌ خانه‌ دفن‌ كرد. اما چند روز بعد وقتی‌ پدربزرگش‌ موضوع‌ گم‌ شدن‌ پدرش‌ را به‌ پلیس‌ خبر داد و در تحقیقات‌ اولیه‌ معلوم‌ شد كه‌ مقتول‌ آخرین‌ بار با خواهرزاده‌ خود دیده‌ شده‌ است‌ ماموران‌ به‌ سراغ‌ این‌ پسر جوان‌ رفتند و او را دستگیر كردند و پسر جوان‌ به‌ قتل‌ دایی‌ خود اعتراف‌ كرد. نمونه‌ قتل‌های‌ خانوادگی‌ بسیار است‌ شاید بیشترین‌ نوع‌ آنها قتل‌ همسران‌ به‌ دست‌ یكدیگر باشد كه‌ متاسفانه‌ بخاطر اینكه‌ این‌ نوع‌ جنایت‌ در سال‌های‌ اخیر بسیار دیده‌ شده‌ است‌ بحث‌های‌ روان‌شناسانه‌ و جامعه‌شناسانه‌ بسیاری‌ هم‌ در مورد آن‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
مهمترین‌ عامل‌ چنین‌ قتل‌هایی‌ موضوعات‌ اخلاقی‌ است‌ به‌ عبارت‌ دیگر خیانت‌ در این‌ نوع‌ قتل‌ها حرف‌ اول‌ را می‌زند. وقتی‌ مرد متوجه‌ رابطه‌ همسرش‌ با مردی‌ بیگانه‌ می‌شود یا كمر به‌ قتل‌ همسرش‌ و مرد بیگانه‌ می‌بندد «قاتل‌» می‌شود یا خودش‌ قربانی‌ این‌ رابطه‌ شوم‌ شده‌ و به‌ قتل‌ می‌رسد.و زن‌هایی‌ هم‌ كه‌ بعد از پی‌ بردن‌ به‌ خیانت‌ شوهرانشان‌ تصمیم‌ به‌ قتل‌ شوهر می‌گیرند، كم‌ نیستند. این‌ روزها بالا رفتن‌ جسارت‌ و بی‌ پروایی‌ انسان‌ها و از بین‌ رفتن‌ علایق‌ و عواطف‌ و یا شاید هم‌ كم‌ شدن‌ صبر و تحمل‌ آدم‌ها همگی‌ دست‌ به‌ دست‌ هم‌ داده‌ است‌ تا یك‌ اختلاف‌ كوچك‌ خانوادگی‌ را به‌ جنایتی‌ فجیع‌ تبدیل‌ كند و آدم‌ می‌ماند كه‌ سرانجام‌ این‌ دنیا چه‌ خواهد شد.









فرناز قلعه‌دار


سایت آینه