از ۳۰ سال پیش که ازدواج کردند، تا به امروز هر دو مشغول به کار بوده اند؛ یکی در خانه و دیگری در بیرون از خانه. در این ۳۰ سال، مرد کارمند بود و زن در خانه مشغول خانه داری، همسرداری و بچه داری. ۳۰ سال گذشته است و حالا مرد با مستمری، بیمه و سنوات بازنشسته شده است، اما زن بدون هیچ یک از این مزایا همچنان مشغول کار است و معلوم نیست تا چند سال دیگر این مسئولیت بی مزد و منت را باید ادامه دهد، شاید تا پایان عمر.

● ارزش افزوده اقتصادی کار خانه داری

در یک نگرش ساده، شغل؛ فعالیتی درآمدزا تعریف می شود. به عبارتی، فعالیت داشتن و درآمدزا بودن دو عنصر اساسی برای تعریف شغل به شمار می آید. بر پایه این تعریف، اقشاری مانند دانش آموزان و دانشجویان که فعالیت بدون درآمد داشته و کسانی که درآمدی بدون فعالیت دارند، مانند افرادی که سود حساب پس انداز خود را ماهانه دریافت می کنند، شاغل به شمار نمی روند.

این نگرش عام که در تصمیم گیری های کلان بسیاری کشورها اعم از توسعه یافته و توسعه نیافته اثر گذاشته، موجب شده است که زنان خانه دار با وجود حساسیت و سنگینی مسئولیتی که به عهده دارند، از دایره افراد شاغل حذف و از بسیاری مزایا محروم شوند. در حالی که با یک حساب و کتاب ساده می توان پی برد که گرچه خانه داری، به خودی خود کاری درآمدزا نیست، اما انجام کارهای خانه توسط زن، موجب صرفه جویی در بسیاری

هزینه هاست.

پژوهشی که توسط یکی از استادان دانشگاه تربیت معلم در سال گذشته روی ۲۰۰۰ زن خانه دار تهرانی انجام شد، نشان داد که در آن سال هر زن خانه دار، هفته ای ۱۶۰ هزار تومان و هر ماه ۶۴۰ هزار تومان ارزش افزوده اقتصادی تولید می کند که برای آن برنامه ریزی نشده است.

کار بی مزد خانگی در اقتصاد جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. کار خانگی با ارائه خدمات رایگان که بسیاری از جمعیت شاغل به آن وابسته هستند، پایه های اقتصادی جامعه را تقویت می کند. از دیدگاه برخی صاحب نظران اقتصادی و اجتماعی، کار خانگی بین ۲۵ تا ۴۰ درصد ثروت ایجاد شده در کشورهای صنعتی را در بر می گیرد.

به اهمیت و ارزش کار خانه داری وقتی می توان به طور ملموس تری پی برد که با قیمت های بازار سنجیده شود. سال ۱۹۸۷، یک شرکت بیمه عمر، ارزش کار خانگی زنان را ۲۵۳/۱۹ پوند در سال تخمین زد. شرکت نامبرده با نمونه گیری رایانه ای، شرایط یک زن ۳۷ ساله، به نام «روزا لیند هاریس» را که مادر دو فرزند بود، بررسی کرد. کار این زن از ساعت هفت صبح روز دوشنبه با تهیه صبحانه شروع می شد و ساعت ۲۱ همان روز به پایان می رسید، یعنی با ۱۴ ساعت کار روزانه در طول هفته او در مقام مامور خرید، شیشه پاک کن، پرستار، راننده، نظافتچی، آشپز و پرستار بچه انجام وظیفه می کرد. هفته کاری او در مجموع بدون احتساب زمان کشیک به هنگام خواب بچه ها، ۹۲ ساعت بود. (به نقل از روزنامه ساندی تایمز، ۲۹ مارس ۱۹۸۷)

اگرچه امروزه تصور می شود با دسترسی به تکنولوژی های روز از حجم کارهای خانه کاسته شده است، اما نباید از نظر دور داشت که این روزها تعداد زنان شاغل که مجبور به انجام امور خانه داری هم هستند، در مقایسه با گذشته افزایش یافته است و با وجود ابزارهای جدید در نهایت مسئولیت انجام امور خانه، همچنان بر عهده زنان است.

● کلیشه های جنسیتی و خانه داری

ناهید کشاورز، جامعه شناس که پژوهش های متعددی درباره مسائل زنان انجام داده است، با اشاره به نتایج یکی از پژوهش های دانشگاهی خود با عنوان «پنداشت از خود زنان در ایران» می گوید: یافته های این پژوهش نشان می دهد، بخش مهمی از پنداشت زنان از نگاه جامعه و خود آنان به نقش ها و وظایفشان شکل می گیرد. بر این اساس هر چه امور خانه داری به صورت غیرمشارکتی انجام شود، عزت نفس زنان نسبت به خود و کارهایی که انجام می دهند، کاهش می یابد. وقتی چنین احساسی در زنان شکل می گیرد، نگاه جامعه نیز درباره مسئولیت هایی که آنان به عهده دارند، ارزش گرا نخواهد بود، در حالی که کارهایی که زنان در محیط خانه انجام می دهند مانند آشپزی، خیاطی، دکوراسیون خانه و... وقتی در جامعه به شغل تبدیل شده و بویژه وقتی توسط مردان انجام می شود، ارزشمند و درآمدزا می شود.

کشاورز، درباره دلایل شکل گیری نگرش غیرارزش گرا به کار زنان در خانه می گوید: در شکل گیری این نگاه، فقط زنان مقصر نیستند، در جامعه مردسالار که در همه عرصه ها، «کلیشه های جنسیتی» تعریف می شود و تقسیم کارها بیشتر بر مبنای تقسیم بندی های جنسیتی است، این نحوه نگاه در مردان و زنان از کودکی نهادینه می شود. به همین دلیل در بسیاری موارد یک کار مشترک، اگر توسط مرد انجام شود، ارزشمند می شود و اگر توسط زن انجام شود، ارزش های آن نادیده گرفته می شود.

نتایج یک پژوهش دانشگاهی نشان می دهد هر زن خانه دار هفته ای ۱۶۰ هزار تومان و هر ماه ۶۴۰ هزار تومان ارزش افزوده اقتصادی تولید می کند که برای آن برنامه ریزی نشده است

وی می افزاید: متاسفانه تقسیم بندی جنسیتی وظایف در خانواده ها به صورت پررنگ تری دیده می شود. در این تقسیم بندی بدون توجه به علاقه، اختیار و توانمندی افراد و فقط براساس جنسیت؛ وظایف زن و مرد تعریف می شود. در حالی که اموری مانند آشپزی، شست وشوی ظرف ها یا اتوکردن لباس ها نیازمند توانمندی هایی نیست که فقط در زن وجود دارد و مردان از آن بی بهره اند.

این جامعه شناس با تاکید بر این که با افزایش مشارکت در محیط خانه، الگوهای درستی شکل می گیرد و در گذر زمان می تواند کلیشه های جنسیتی را در جامعه اصلاح کند، می گوید: تجربه ثابت کرده است، اگر امور خانه به صورت غیرمشارکتی انجام شود، روابط اعضای خانواده بیمارگونه می شود. این اصطکاک زمانی بیشتر می شود که زن و مرد هر دو شاغل باشند و وقتی هر دو به خانه بازمی گردند، مرد به دنبال تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه یا استراحت باشد و زن به امور خانه داری و بچه داری مشغول شود و حتی فرصت توجه به خود را هم نداشته باشد.

● افزایش حمایت های اجتماعی جایگزین قوانین غیرقابل اجرا

براساس تبصره یک ماده ۳۳۶ قانون مدنی؛ پختن غذا، نظافت خانه، نگهداری فرزند، شست وشوی لباس و موارد مشابه، در زندگی مشترک جزو وظایف زن نیست. اگر هم زنی این کارها را انجام دهد، باید از شوهرش دستمزد بگیرد که به آن «اجرت المثل» می گویند. اجرت المثل حق ویژه ای است که شرع و قانون برای زنان در نظر گرفته است. در شرع اسلام، زن وظایف خاصی در زندگی زناشویی دارد که توسط قانون و شرع برشمرده شده است. این وظایف شامل تمکین عام و تمکین خاص است.

برای دریافت اجرت المثل نیز دو شرط وجود دارد:

اول این که زن وقتی کارهای خانه را انجام می دهد، به شوهرش بگوید کارها را برخلاف میل باطنی انجام داده است پس باید دستمزد بگیرد، اما چنانچه بگوید کارهای خانه را به خاطر عشق و علاقه به همسر و فرزندانش انجام داده است، به او اجرت المثل تعلق نخواهد گرفت.

دوم، کاری که زن در خانه همسرش انجام می دهد، باید با دستور شوهرش باشد. یعنی اگر مردی، زنش را وادار به پختن غذا، اتو کردن لباس ها، نظافت خانه، نگهداری فرزند و موارد مشابه کند، زن حق دارد از او اجرت المثل بگیرد.

تا سه سال پیش اجرت المثل زمانی مطرح می شد که مردی قصد داشت، همسرش را طلاق دهد، اما با تصویب قانون جدید، اجرت المثل تبدیل به دینی مانند مهریه شد که دیگر در هر زمانی قابل مطالبه است و حتی زن می تواند در زمان زندگی مشترک با همسرش آن را طلب کند.

در قانون مواردی وجود دارد که در ظاهر به نفع زنان است و با الهام از شرع و به منظور جبران نابرابری ها در عرصه های دیگر تدوین شده است، اما در عمل بسیاری از آنها قدرت اجرا شدن ندارد.

به عنوان مثال، مهریه حقی برای جبران خلأ حق طلاق است که مطابق قانون به مرد اعطا شده است، اما آنچه در عرف جامعه شکل گرفته است، با آنچه قانون می گوید، فاصله بسیار دارد.

ناهید کشاورز در این باره توضیح می دهد: «گرچه طبق قانون مهریه «عندالمطالبه است»، اما این مثل معروف را همه شنیده ایم که «مهریه را کی داده و کی گرفته!» به همین دلیل است که موضوع مهریه در شرایط عادی زندگی، معمولا مطرح نمی شود و وقتی روابط زناشویی با تنگنا مواجه می شود، موضوع مهریه هم جدی می شود. در مورد اجرت المثل هم دقیقا همین طور است، یعنی زمانی یک زن می تواند درباره این حق خود ادعایی مطرح کند که نسبت به تداوم زندگی زناشویی امیدوار نباشد وگرنه اگر شرایط زندگی برای یک زن قابل تحمل باشد و چنین موضوع هایی مطرح یا اجرایی شود باید آن زندگی را تمام شده، فرض کرد».

کار خانگی جلوه ای از مناسبات تولید است که در آن، زنان از ارزش کار خود بی بهره می مانند و به واسطه نقشی که به عنوان مادر و مراقبت کننده دارند، به فعالیت های خانگی جذب می شوند و همچنان که سیمون دوبوار، داستان نویس و منتقد اجتماعی فرانسوی در کتاب «جنس دوم» خود گفته است: زنان از فعالیت های عمومی تر که مردان می توانند آزادانه به آن بپردازند، کنار گذاشته می شوند. خانه داری که کار بدون اجر و پاداش زن تلقی می شود، تنها با شکل گیری حمایت های اجتماعی و اجرای درست طرح هایی مانند بیمه زنان خانه دار، به رسمیت شناختن شغل خانه داری، همچنین فرهنگ سازی و افزایش مشارکت در فضای خانه می تواند جایگاه واقعی خود را پیدا کند و از به حاشیه راندن زنان از عرصه های اجتماعی جلوگیری کند.



فریده عباسی
روزنامه جام جم