خاطره ها/دکتر حيدر حق‌پرست/متخصص مغز و اعصاب
تنظيم خانواده يعني غذا ته نگيرد!

ارديبهشت 74 بود که براي طرح تنظيم خانواده به روستاي هليلان، از توابع شيروان‌چرداول ايلام رفتم. در آن روستا متاسفانه فرهنگ مردم به علت پايين بودن سطح آموزش و ارتباط کم با فضاي خارج از پيرامونشان كم بود، تا آنجا که بسياري از آنها تا آن روز حتي تلويزيون نديده بودند چه برسد که از فرهنگ سازي آن استفاده کنند...

من مسوول آموزش خانم‌ها درباره تنظيم خانواده شده بودم. دولت تبليغ بسيار گسترده‌اي انجام داده بود تا همه متاهلان جوان در اين طرح شرکت کنند؛ با اين تبليغات تعداد زيادي، حدود50-40 نفر سر کلاس‌ها حضور پيدا کردند. تمام تلاش من اين بود كه مطالب را طوري بيان کنم که هم خسته کننده نباشد و هم در حد درک و فهم حضار باشد.

بعد از گذشت حدود 10 روز از اين برنامه، عاقبت به روز پايان رسيديم. قرار بود با يک پرسش و پاسخ پايان طرح را اعلام کنم. نماينده‌اي هم از نظام پزشکي استان آمده بود براي ديدن نتيجه اين دوره آموزشي.

من هم با افتخار کنار او ايستاده بودم، در دل کمي دلهره داشتم ولي مطمئن بودم که به بهترين نحو مطالب را توضيح داده‌ام. از يکي از خانم‌هايي که به نظرم بهتر از بقيه مطالب را گوش مي‌داد و از تمام آنها نکته‌برداري مي‌کرد، پرسيدم: «تنظيم خانواده به چه معناست؟» او هم پس از لحظه‌اي مکث پاسخ داد: «تنظيم خانواده يعني هنگامي که شوهر به خانه مي‌آيد، خانه مرتب باشد. فرزندان لباس‌هاي تميزي به تن داشته باشند، هنگام آشپزي مواظب باشم غذا ته نگيرد...» او همچنان مي‌گفت و من همچنان سرخ‌تر مي‌شدم. نماينده نظام پزشکي هم كه ديگر نتوانسته بود جلوي خنده‌اش را بگيرد. کلاس پر از همهمه شده بود. آقاي نماينده دست من را گرفت و بيرون از کلاس برد. منتظر بودم که دعوا کند ولي نگاهي به صورتم انداخت و گفت: «پسرم! ناراحت نباش، در بيشتر مناطقي که اين طرح اجرا شده، بازخوردش در همين حد بوده. من مي‌روم، تلاش کن در همين جلسه آخر هر چيز مفيدي که در مورد تنظيم خانواده مي‌داني ياد بدهي و يادت باشد که صبوري، شرط آموزش است.

هفته نامه سلامت