مادر با عجله وارد اتاق شد. تمام فضا را دود پر کرده بود. فقط چند دقيقه پسرش را در خانه تنها گذاشته بود و او با شيطنت تمام کبريتي را روشن کرده و به ريشه‌هاي فرش لوله‌شده کنار ديوار گرفته بود تا ببيند چه اتفاقي مي‌افتد. مادر که هم ترسيده بود و هم عصباني شده بود نمي‌دانست واقعا بايد چه عکس‌العملي نشان دهد. آرزوي تمامي والدين اين است که بدون تنبيه کودکانشان بتوانند آنها را تربيت کنند. اما واقعيت اين است که براي شکل دادن به ساختار رفتاري کودکان قرار دادن محدوديت‌هايي لازم است که گاهي تنها با تنبيه ممکن مي‌شود...


والدين زيادي درباره شيوه تنبيه مسالمت‌آميز و بي‌خطر فرزندانشان سوال مي‌کنند. خوب است به اين نکات توجه کنيم.





آيا روش «تنبيه ايده‌آل» وجود دارد؟


نوع تنبيه بستگي دارد به عمل زشتي که فرزندتان مرتکب شده است و به نوع فرهنگ خانواده. تنبيه ايده‌آل، تنبيهي عادلانه، منطقي و کاربردي است. اگر فرزندتان گلداني را شکسته منطقي‌ترين تنبيه اين است که از او بخواهيد مکان کثيف شده را پاک کند يا با پول تو جيبي‌هايش دوباره گلداني بخرد اما اگر پولي دزديده مجبوريد به گونه‌اي او را تنبيه کنيد که شوکه شده و متوجه اشتباهش بشود.





واقعا تنبيه بدني درست است؟


اکثر کارشناسان معتقدند تنبيه بدني از آنجا که حس تحقير را در کودک زنده مي‌کند، به هيچ عنوان مناسب نيست. اما چرا واقعا والدين به اين روش متوسل مي‌شوند؟ به اين خاطر که در کودکي با ايشان اين‌گونه برخورد شده است؟ خير. برخلاف بسياري از کارشناسان که با تنبيه بدني مخالف‌اند گروهي ديگر معتقدند براي آنکه کودک را کنترل کنيم و اجازه ندهيم از محدوده خاصي آن طرف‌تر برود، تنبيه بدني مي‌تواند راه‌حل مناسبي باشد. به اين شرط که پس از تنبيه و حتي قبل از آن به دليل تنبيه و قوانيني که فرزند نبايد آن را زير پا بگذارد اشاره شود. تنها در اين صورت است که تنبيه از سوي والدين يک رفتار ساديسمي شمرده نمي‌شود.





والديني که جرات تنبيه‌کردن ندارند


والديني که قدرت تنبيه ندارند، نمي‌توانند براي فرزندشان نيز قوانيني وضع کنند. کاملا عادي است که فرزندانشان بي‌ادب و شلوغ بار بيايند و هميشه در مدرسه دچار مشکلاتي شوند...


وقتي براي کودکي قوانيني وضع مي‌کنيم يعني به او مي‌گوييم که در صورت رعايت اين قوانين مي‌تواند در جمع خانواده و جامعه پذيرفته شود. در حقيقت اينگونه او را براي زندگي آماده مي‌کنيم. برخي از والدين وظيفه تنظيم و وضع مقررات و محدويت‌ها را با رفتار خشونت‌آميز با فرزند اشتباه مي‌گيرند. يک کودک دو ساله را در نظر بگيريد. کودکان در اين سن علاقه بسيار زيادي به فرو کردن انگشت‌شان در پريز برق دارند. اگر هنگام انجام اين کار ضربه‌اي روي دستشان بزنيد آنها مي‌فهمند که نبايد اين کار را انجام دهند. در حالي که بسياري از والدين با اداي کلمات سعي مي‌کنند او را از اين کار منع کنند و علاقه‌اي به تنبيه فرزندشان ندارند.





آيا تنبيه کردن سبب تربيت شدن مي‌شود؟


بله. وقتي محدوديتي براي کودکان قايل نباشيم آنها قدرت را در دست مي‌گيرند و از دو تا سه سالگي ناسازگاري‌هاي آنها در مهد و مدرسه آغاز مي‌شود. اين کودکان لوس و مستبد بار مي‌آيند و از والدين انتظار دارند تمامي وسايل مد روز را براي آنان تهيه کنند. همين کودکان در سن نوجواني به سمت مواد مخدر و الکل نيز جذب مي‌شوند و در حقيقت براي شکستن و کشف مرز محدوديت‌هاي خود، ديگران و جامعه حرکتي را آغاز مي‌کنند که مناسب نيست.





آيا مي‌توان تنبيه را از نوجواني آغاز کرد؟


هيچ گاه براي آغاز وضع مقررات و قرار دادن محدوديت دير نيست، والدين مي‌توانند در سن نوجواني از وضع مقرراتي در مورد مقدار پول تو جيبي و ساعات بيرون ماندن از خانه آغاز کنند اما اين نکته را فراموش نکنيد که در اين سن والدين بايد آماده شنيدن سخنان آزاردهنده نوجوان‌شان باشند و درست عکس‌العمل نشان دهند. بهتر است والدين قوانين کمي وضع کنند ولي در عوض نظارت خوبي بر رعايت‌ آنها داشته باشند تا مورد مسخره قرار نگيرند.





وقتي کودک به قوانين احترام نمي‌گذارد


برخي از والدين تنبيهي بيش از حد را براي فرزندانشان در نظر مي‌گيرند. اين امر باعث مي‌شد کودک حس کند در حق او بي‌عدالتي شده است. اگر به کودکي دو ساله بگوييد که بايد يک ساعت يک گوشه بنشيند چون فلان کار را کرده است، غيرعادلانه و نشدني است. بايد تنبيهي انتخاب شود که کودک قدرت تحمل آن را داشته باشد در غير اين صورت او از تنبيه فرار کرده و مجددا همان اشتباهات را تکرار مي‌کند. اگر والديني نمي‌دانند چه نوع تنبيهي مناسب فرزندشان است بهتر است با مشاوران کودک يا روانشناسان صحبت کنند. به هر حال اگر روابط آنان با کودکشان دچار مشکل شده است نبايد به همان صورت روابط را ادامه داد.


منبع: La croix

هفته نامه سلامت