راحت باشید !!! اگر کودکتان نافرمانی کرد برای تأدیبش او را بزنید. این را ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامی به شما اجازه می دهد و شما را مجرم و عمل شما را جرم نمی داند و در نتیجه هیج مجازاتی در انتظار شما نیست. فقط به یاد داشته باشید کتک زدنتان «متعارف»و در «شرایط ضرورت» باشد.
نوشته ی حاضر نقدی است بر یکی از بندهای ماده ۵۹ ق .م .ا. که در اصطلاح حقوقی عوامل زایل کننده ی عنوان مجرمانه ی جرم هستند و آن تنبیه و تأدیب کودکان است. در توضیح این ماده باید گفت بعضی از افعال ما که در شرایط عادی جرم هستند در شرایط خاصی جرم محسوب نمی شوند مثلاً بریدن جسم شخص دیگر در شرایط عادی جرم است اما در شرایط جراحی و طبی عنوان مجرمانه ی خود را از دست می دهد . یعنی پزشکی که بدن مریض اش را می شکافد کار مجرمانه انجام نداده است. از عوامل دیگر زایل کننده ی عنوان مجرمانه ی جرم، دفاع مشروع و حوادث ناشی از عملیات ورزشی است که با شرایط ویژه ای برقرار می شود. بند ١ این ماده که عوامل زایل کننده ی جرم را معرفی می کند در باب تنبیه والدین نسبت به صغار و محجورین است: «اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تأدیب یا حفاظت از آنها انجام می شود مشروط به اینکه اقدامات مذکور در حد متعارف تأدیب و محافظت باشد‌‌‍‌‍‌[جرم نیست].»
پس در بند اول ماده ی ۵۹ به اولیاء و والدین اجازه می دهد که با هدف محافظت و یا تأدیب طفل او را تنبیه کنند اما این جواز قانونی برای تنبیه دو شرط دارد: ١- در حد متعارف باشد ٢- ضرورت داشته باشد.
در نوشته ی حاضر علاوه بر نقد بند ١ ماده ۵۹ ق.م.ا. به عواملی چون چگونگی پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک اشاره می کنیم و تناقض این گونه موارد با این کنوانسیون اشاره خواهد شد.
● متعارف باشد:
این قید ِ بند ِ ماده ۵۹ اشاره به این دارد که تنبیه بر اساس عرف حاکمِ جامعه باشد . سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که عرف مناطق مختلف ایران می تواند اشتباه یا حتی خشن باشد . آیا قانون گذار اجازه ی تنبیه خشن (متعارف) را به والدین می دهد . در این صورت که کاملاً غیر عقلانی است حقوق کودک به صورت کامل زیر پای نهاده می شود. بنابر این اجازه ی قانون گذار به تنبیه کودک در حدود عرف مناسب به نظر نمی رسد چرا که نه با عقل سازگار است نه با عدالت . آیا می توان چون عرف خشنی بر جامعه حاکم است خشونت طلبانه با کودک برخورد کرد؟ آیا عرف معیار مناسبی برای تعیین حد تنبیه کودکان به حساب می آید؟
علاوه بر آن فهم های مختلف در درک میزان عرف و روا داشتن میزان خشونت سؤالی دیگری است که چگونه باید میزان عرفی خشونت و تنبیه علیه کودکان را شناخت و آن را برای تنبیه و حفاظت کودک اعمال کرد؟
● ضرورت داشته باشد:
چه هنگامی برای محافظت و هوشیار کردن کودک نیازمند تنبیه می شویم؟ آیا اصلاً لازم است برای رسیدن به اهداف تربیتی خود دست به خشونت بزنیم ؟آیا تنبیه جسمانی کودک ما را به اهدافمان خواهد رساند یا به عکس ما را از آن دورتر خواهد کرد؟ این قید نیز مثل قید متعارف بودن تنبیه کودک یک اشکال عمده دارد؛ احساس ضرورت برای والدین و درک ضرورت از طرف آنها همواره دستخوش متغیراتی است. این ضرورت بنا به شخصیت والدین، کودکی آنها احساسات، عقاید و نظرات والدین متفاوت می تواند باشد.
فرض کنید شما پدر یا مادر هستنید که از سر کار به خانه بر می گردید. علاوه بر این که سه تن از ارباب رجوع از کار شما راضی نبودند یکی از آنها نیز با شما کتک کاری کرده و مشت محکمی بر صورت شما زده است . در این حین رئیس اداره ی، شما را مقصر دانسته و شما را یک ماه از کار اخراج کرده، در راه خانه نیز پلیس شما را به خاطر نبستن کمربند ایمنی جریمه کرده است. وقتی به خانه می رسید با اولین عکس العمل (ناخوشایندی) که از فرزندتان می بینید ضرورت تنبیه را احساس کرده کمربند کشیده کودکتان را به میزان متعارف تنبیه می کنید.
علاوه بر نقد ماده ی مذکور ذکر مطالب کلی پیرامون این مسئله ما را در رسیدن به مطلوب یاری خواهید کرد . علاوه بر تأثیر سوء تنبیه کودکان و تأثیرگذاری بر شخصیت کودکان، از کودک ، پدر یا مادری خشن می سازیم تا او نیز بنا به تجارب کودکی خویش کودکانش را به اندازه ی متعارف و در صورت ضرورت تنبیه کند!!!
بحث دیگر ، کنوانسیون حقوق کودک است. در این کنوانسیون هیچ ماده ای مبنی بر موجه بودن تنبیه کودکان چه در صورت ضرورت و چه در حد متعارف مشاهده نمی شود. هر کشوری در صورت پیوستن به به کنوانسیون باید موارد رفع تضادهای قانون موضوعه را با مفاد کنوانسیون های بین المللی فراهم کند. بنابراین منع تنبیه جسمانی کودکان در کنوانسیون و موجه بودن تنبیه متعارف علیه کودکان در قانون مجازات اسلامی دارای تناقض فاحشی است. کنوانسیون حقوق کودک توسط یونیسف در بیستم نوامبر ١۹٨۹ تصویب شد. جمهوری اسلامی ایران در اسفند ١٣۷٢ به موجب تصویب مجلس شورای اسلامی به کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد ملحق شد اما الحاق ایران مشروط به آن گشت که اگر مفاد این کنوانسیون«در هر مورد و هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد یا قرار گیرد از طرف جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نباشد». در این راستا اعتراضاتی به این نوع الحاق شد . شیرین عبادی، برنده ی جایزه ی صلح نوبل، در کتاب «حقوق کودک» با اشاره به این موضوع می نویسد: چنین الحاقی نه از نظر حقوقی صحیح است و نه مطلقاً قابل پذیرش؛ زیرا این گونه الحاق اجرای کنوانسیون را به تمایل حکومت ها واگذار می کند و چنین الحاقی و چنین امری بر خلاف روح حاکم بر کنوانسیون ها است.
از موارد فوق می توان چنین نتیجه گرفت که تنبیه والدین را که از علل موجهه ی جرم می شناسند نه متناسب با عقل است و نه متناسب با عدالت. علاوه بر آن، نه آنکه وجودش ضرورتی ندارد بلکه وجودش حقوق کودک را کاملاً نقض می کند. باید توجه کنیم کودک در برابر بزرگسال و همچنین در برابر والدینش ناتوانی مطلق دارد. اگر کودک در برابر والدینش توانا بود هیچ گاه چنین قانونی نمی گذاشتیم. همچنین به خاطر ناتوانی که کودک در مواجهه با پیرامونش دارد باید قانونگذار و دولت کودک و هر قشر ناتوان دیگری را چون محجورین را حمایت کند در صورتی که وجود چنین مواردی (بند ١ ماده ی ۵۹ قانون مجازات اسلامی)نه تنها حمایت قانونی کودک و تربیت صحیح او نیست، خیانت قانونی و ظلم قانونی است که قانون به والدین می دهد.








کمیته حمایت از کودکان خیابانی ایران - سوئد