شیوه كنترل بیرونی (پسینی) مبتنی بر فشار، اجبار و ترس از قدرت است اما در شیوه كنترل درونی (پیشینی) كه مورد نظر این مقاله است بر آموزش و روابط عاطفی برای پذیرش درونی و وجدانی هنجارها و دور از انحراف تأكید می شود.جامعه شناسان براین باورند كه خانواده یكی از مهم ترین عواملی است كه می تواند بیشترین نقش را در جلوگیری از بروز انحرافات و جرایم اجتماعی ایفا نماید، همان طوری كه می تواند عامل مؤثری در انجام رفتارهای انحرافی باشد. بنابر این اگر محیط خانواده در دوران كودكی فرد، یك محیط سالم مناسب و بسامانی باشد احتمال مصونیت فرد در مقابل رفتارهای انحرافی و نابهنجار بسیار فراوان است.والدین نخستین كسانی هستند كه در محیط خانواده بر خلق و خوی فرزندان تأثیر می گذارند. آنها با برخوردها و حركات خود پایه های فضایل یا رذایل را در نهاد فرزندانشان پایه گذاری می كنند و زمینه های شكل گیری حالات و ملكات اخلاقی خوب یا بد را فراهم می كنند. یكی از جرم شناسان با نام «دوگرف» در این رابطه می نویسد: اثرات سال های عمر بر روی تكوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی است و اگر خانواده به وظایف تربیتی خود عمل نماید و روابط بین والدین و فرزند طبیعی بوده و در محیط خانواده، جو دوستی و محبت حاكم باشد و در نهایت، اگر تمام نیازهای طبیعی فرزند تأمین گردد، طفل به راحتی اجتماعی شده و در روابط خانوادگی و خارج از آن، رفتارهای طبیعی و متعادل خواهد داشت، اما اگر شرایط و موقعیت به صورت دیگری باشد یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار نقیصه شده و طفل از كمبود شدید عاطفی رنج ببرد و اگر والدین از هم جدا شده باشند، بدیهی است كه نتایج زیان بار آن دیر یا زود در طفل مشاهده خواهد شد.
انحراف اجتماعی
انحراف در یك معنای عام، شامل هر نوع كنشی است كه با هنجارهای پذیرفته شده یك جامعه همنوایی ندارد، بلكه آنها را نقض می كند. جامعه شناسان به دنبال انحرافاتی هستند كه اكثریت اعضای جامعه آن را به صورت عام محكوم می كنند. به بیان دیگر آن دسته از نقض هنجارها را مورد بررسی قرار می دهند كه در نظر عده زیادی از مردم گناه و خطا شمرده می شود. بنابر این هر انحرافی دارای دو عنصر اساسی و جوهری به نام كنش و نیز شكستن هنجار مورد قبول جامعه است. البته انحراف به مفهوم جامعه شناختی آن، یك امر نسبی است، یعنی زمانی یك فعل انحراف محسوب می گردد كه در دیدگاه اكثریت اعضای آن جامعه ناهنجار تلقی شود. گرچه ممكن است آن رفتار در نزد اعضای یك دیگر، بهنجار شمرده شود. در این صورت طبیعی است كه تعریف و محدوده انحراف، از یك زمان به زمان دیگر و از یك گروه و یك جامعه به گروه و جامعه ای دیگر متفاوت باشد.امروزه پیشرفت تكنولوژی ارتباطات در خدمت شیوع انواع اشكال رفتار مجرمانه قرار گرفته و بسیار همین امر نیز سبب شده كه مرزهای بایدها و نبایدهای اخلاقی و به دنبال آن جرایم و افعال آزادانه و مختارانه حقوق شهروندان (با توجه به شیوع اشكال خطرناك مجرمانه) به هم ریزد. لذا نگرشی دوباره به این موضوعات جهت تبیین مرزها و حریم های مجاز و ممنوعه ضروری می نمایاند. به عنوان مثال گسترش پدیده قاچاق زنان جهت بهره كشی جنسی از جرایم نوین است. گرچه بردگی انسان، سابقه طولانی دارد، ولی با توجه به این كه بسیاری از شبكه های ماهواره ای، تجهیزات اینترنتی در حال حاضر موضوع فوق را حمایت می كنند، ممنوعیت این امر و حرمت آن چه بسا مورد تشكیك قرار می گیرد. از سوی دیگر سودآور بودن آن تناسب جرم و مجازات های قدیمی را منتفی می نماید. چنان كه گفته می شود در حال حاضر قاچاق زنان بسیار سود آورتر از قاچاق اسلحه است. رشد برخی از خرده فرهنگ ها در بین جوانان و زنان در اجتماع فعلی ایران زنگ خطر افزایش جرایم علیه اخلاق عمومی را به صدا در آورده است. افزایش شاخص هایی مثل سنت گریزی، فرهنگ گریزی، احساس تنهایی و بیگانگی اجتماعی، كاهش گرایش های مذهبی و اخلاقی و گرایش به تجملات و خوشگذرانی طیفی است كه از یك سو بزهكاران و مجرمان در آن قرار دارند كه به جرایمی چون تجاوز به عنف، روابط نامشروع، زنا و... دست می زنند و از سوی دیگر جوانانی هستند كه در حاشیه نشینی فرهنگی قرار داشته و رفتارهایی در قالب خرده فرهنگ های معارض از خود بروز می دهند. بدلباسی، بدحجابی، استفاده از ماهواره از مصادیق آن رفتارها می باشد. شكل های متفاوت كجروی برحسب نوع واكنش جامعه گونه های كاملاً متفاوت به خود می پذیرد و دامنه این قبیل واكنش ها، مواردی نظیر بی اعتنایی و رویی گردانی تا اظهار خشم، ابراز تنفر، طرد، محروم كردن از حقوق اجتماعی، نكوهش زبانی، تنبیه بدنی، بازداشت، جریمه، حبس و... را در بر می گیرد.
بدون تردید اجرای سیاست های پیشگیرانه در جلوگیری از انحرافات اجتماعی، به مراتب از انجام ساز و كارهای پسینی برای مقابله با انحراف، كارآمدتر خواهد بود. به علاوه این شیوه، هزینه كمتری را برای مقابله با انحرافات اجتماعی در پی دارد. همان گونه كه در علم پزشكی پذیرفته شده است كه پیشگیری از ابتلا به بیماری ها، به مراتب آسان تر و كم هزینه تر از درمان خواهد بود و به ویژه آن كه در برخی موارد ممكن است عدم پیشگیری، فرد را به یك بیماری لاعلاج مبتلا كند.
پیشگیری
مسأله پیشگیری از انحرافات اجتماعی یكی از راه كارهایی است كه در بخش نظارت و كنترل اجتماعی مطرح می شود و نقش اساسی در آن حوزه ایفا می كند. در تعریف پیشگیری گفته می شود: پیشگیری، سیاست پیشینی و متشكل از مجموعه راهكارهای مستقیم و غیرمستقیمی است كه با هدف ایجاد امكانات و موقعیت های بازدارنده از وقوع جرم و كجروی طراحی و تدوین می شود. بین دو مسأله پیشگیری و كنترل، پیوند محكمی وجود دارد، به طوری كه همین واژه كنترل پیشگیر را در این رابطه بكار می برند و در تعریف آن بیان می كنند: پیشگیری، به كنترلی اطلاق می شود كه قبل از وقوع اتفاق صورت می گیرد و از انحراف و تباهی جلوگیری می كند.
نقش خانواده در پیشگیری از انحراف و جرایم
یكی از مهم ترین راه های پیشگیری افراد از انحراف، درونی كردن ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده یك جامعه است. به طوری كه جامعه شناسان معتقدند بین میزان فرهنگ پذیری و كاهش میزان انحراف و جرم در یك جامعه، رابطه مستقیمی وجود دارد و یكی از علل افزایش نرخ انحراف، فرهنگ پذیری ناقص افراد است. زیرا فرد، بعد از پذیرش هنجارها، بدون تأمل و تفكر، رفتار متناسب با آن هنجار را البته نه به خاطر ترسی از مؤاخذه دیگران كه نوعی نظارت بیرونی تلقی می شود. بلكه به دلیل نوعی نظارت درونی ناخودآگاه انجام می دهد. از این رو جامعه شناسان شكل گیری و ساخت شخصیت فرد را متأثر از فرهنگ پذیری و جامعه پذیری می دانند و بیان می كنند كه از مهم ترین نتایج جامعه پذیری، ایجاد شخصیت فردی و الگوهای نسبتاً ثابت فكر، احساس و عمل است كه همگی ویژه گی های یك فرد محسوب می شوند. این صاحبنظران برای جامعه پذیری نقش بسزایی قایلند تا جایی كه تفاوت صفات شخصیتی افراد را نتیجه جامعه پذیری افراد می دانند و اظهار می دارند: در هر جامعه ای هر فردی، متفاوت از فرد دیگر است و این اختلافات عمدتاً نتیجه جامعه پذیری می باشد. ما نه تنها در یك جامعه، بلكه در قسمت خاصی از آن متولد شده و زندگی می كنیم و بنابر این تحت تأثیر خرده فرهنگ های خاص طبقه ، نژاد، مذهب، منطقه و نیز تحت تأثیر گروه های خاص از قبیل خانواده و دوستان قرارمی گیریم. برمبنای این دیدگاه هم تشابهات شخصیتی افراد و هم تمایزات و اختلافات آنها عمدتاً به فرآیند جامعه پذیری آنها بستگی دارد. بنابر این فرهنگ پذیری و جامعه پذیری یكی از مهم ترین و بهترین راههایی است كه می تواند در جهت پیشگیری، نقش مهمی داشته باشد. البته به نظر جامعه شناسان جامعه پذیری در یك جریان زمانی و در دوره های مختلف زندگی صورت می گیرد، ولی مهم ترین بخش جامعه پذیری در طی دوران نوزادی و كودكی یعنی زمانی كه پایه های بعدی شخصیت گذارده می شود. تحقق می یابد در این دوران خلق و خوها، اعتقادات، حالات و آداب و عادات فرد، تنها متأثر از خانواده است و در مقابل با اعضای خانواده شكل می گیرد. از این رو خانواده در تعلیم و تربیت افراد نقش اصلی و اولی را به عهده دارد. لذا اولین مراحل فرهنگ پذیری افراد از نهاد خانواده شروع می شود. دین اسلام برای نهاد خانواده در امور تربیت فرزندان خصوصاً در مراحل اولیه زندگی، نقش بسزایی قایل است و قلب و روح جوان را بستر مناسبی برای پذیرش هر نوع تربیتی می شمارد و آن را به زمین مناسبی برای پرورش هر نوع بذری تشبیه می كند. بر این اساس گفته می شود آنان كه در دوران كودكی نادرست تربیت شده اند، در جوانی و بزرگسالی راه صحیح زندگی را نمی شناسند و با این خلقیات زشت، قادر نیستند خود را با جامعه انطباق دهند، اینان در معاشرت های اجتماعی اغلب با ناكامی و شكست مواجه می شوند، زیرا به طور ناآگاه داشته و تجارب غلط ایام كودكی خویش را به كار می بندند لذا نقش تربیتی مؤثر خانواده در پیشگیری از انحرافات و جرایم فرزندان ضرورتی انكارناپذیر است كه باید مورد توجه و تمركز والدین قرار گیرد.








روزنامه کیهان