در جستجوي پاسخ يک سؤال مهم:
تلويزيون را چه کسي خاموش مي‌کند؟

سال‌هاي سال از زمان ورود تلويزيون به ايران گذشته است؛ از زماني که کوچک و بزرگ با شادي و تعجب بسيار زياد راهي خانه کسي مي‌شدند که وضعيت اقتصادي‌اش و البته روي خوش نشان دادن‌اش به جلوه‌هاي تازه تکنولوژي باعث شده بود پاي اين جعبه جادو به خانه و خانواده باز شود....

مردم مسحور اين جعبه با دهان باز جلوي صفحه شيشه‌اي مي‌نشستند به تماشا! اگر کسي حرفي مي‌زد ديگران دعوت به سکوت‌اش مي‌کردند تا صداي جعبه‌ جادو شنيده شود... چند سالي نگذشت که برنامه‌ها زياد و زيادتر شدند تا آنجا که حالا ديگر چيزي به اسم تمام شدن ساعت پخش و شروع برفک و حمله مورچه‌ها وجود ندارد. حالا تلويزيون 24 ساعت کامل مي‌تواند روشن باشد و به تو اجازه ندهد از جاي خودت جابه‌جا شوي. مي‌تواند به جاي همه اعضاي خانواده حرف بزند، خبر بگويد، بخنداند، بگرياند، بکشد و ديگران را دعوت به سکوت کند... هنوز اين جعبه جادو مي‌کند، نه‌تنها با روح و روان افراد که با جسم آنها؛ با بي‌تحرک کردن‌شان، با گرفتن کلام از آنها و البته اين جعبه خوبي‌هايي هم دارد؛ گاه اطلاعات درست مي‌دهد، خبر مي‌دهد و گاه کسي را از تنهايي و ترس پناه مي‌دهد. اما آگاه بودن در مقابل اين جعبه جادويي چيزي است که تا به حال خيلي به آن پرداخته نشده، آگاهي از اينکه مي‌توان کنترل تلويزيون را برداشت و به کانال خاموشي کوبيد تا کمي سکوت حرف بزند، آرامش در خانه بدود و ذهن و حتي جسم مجالي پيدا کند براي کندوکاو! درباره تلويزيون بي‌نهايت کتاب نوشته شده، حرف زده شده و اين همه از تاثيرات پيدا و نهان تلويزيون است بر ما! در «موضوع ويژه» اين هفته نگاهي اجمالي داشته‌ايم بر اين اجاق داغ که به گفته محققان، با ورودش به فضاي خانه، بعد جديدي به خانواده بخشيده. تلويزيون باعث شده است خانه نه تنها محلي باشد براي استراحت، غذا خوردن و... که سازماني باشد براي تماشاي جهان، آموزش و ارضاي نيازهاي فرهنگي و اجتماعي. با ورود تلويزيون نه تنها ديوار خانه‌ها و شهرها ريخته، که ديوار بين کشورها هم فرو ريخته است! با اين وجود و در عين اين عملکرد، گاهي وجود تلويزيون ديوارهاي بزرگي بين نزديک‌ترين اعضاي يک خانواده مي‌کشد.