برخلاف تعطيلات آخر هفته گذشته‌تان که با عجله کارهايتان را انجام مي‌داديد و تندتند غذا مي‌خورديد تا به برنامه‌هاي مورد علاقه‌ تلويزيوني‌تان برسيد، هفته بدون تلويزيون جزو تعطيلاتي است که سلامت جسمي و روحي‌تان را افزايش مي‌دهد و در کل حال‌تان را بهتر خواهد کرد.....

شما خواهيد پرسيد «فايده خاموش کردن تلويزيون براي يک هفته چه خواهد بود؟ ديدن مسابقه‌هاي تلويزيوني چه ضرري دارند؟»

مشکل اساسي اين است که در کشورهاي صنعتي پيشرفته، نمايشگرها شامل تلويزيون‌ها، کامپيوترها، آي‌پادها، بازي‌هاي ويديويي و تلفن‌هاي همراه روزبه‌روز در حال پيشرفت هستند و زماني هم که صرف ديدن اين نمايشگرها مي‌شود، طبيعتا روزبه‌روز افزايش پيدا مي‌کند. در تمام دنيا، در کشورهاي صنعتي روزانه نيم ساعت بدون در نظر گرفتن ساعات کاري صرف ديدن انواع نمايشگرها مي‌شود. شغل تمام وقت دوم افراد‍! طبق تحقيقات انسان‌ها چهار ساعت صرف ديدن تلويزيون‌ها و چهار ساعت بعدي را پاي کامپيوتر، بازي، ويديو، آي‌پاد و تلفن‌هاي همراه مي‌گذرانند. حتي اگر بخواهيم از طولاني بودن اين زمان صرف‌نظر کنيم، واقعا چرا بايد زمان گران‌بهايي را که مي‌توان در آرامش گذراند و به صورت مفيد از آن استفاده کرد تسليم چنين برنامه‌هايي کنيد؟ ديدن سريال‌ها؟!

طبق تحقيقات رابطه‌اي مستقيم بين ديدن تلويزيون و بيماري چاقي وجود دارد. به خاطر ديدن انواع نمايشگرها، زمان‌هاي بودن با خانواده تقليل پيدا کرده است. بيشتر تفريحات نشسته و غيرمتحرک و در تنهايي است. چنين شيوه زندگي کاملا بيمارگونه است و هم سلامت روحي و هم سلامت جسمي را به خطر مي‌اندازد.

و حتي خيلي بيشتر از اين زندگي به اين صورت ضرر دارد: چه‌قدر ديدن اين برنامه‌ها از انواع نمايشگرها تصورتان را از زندگي تغيير داده است؟ چه‌قدر شما را دچار فکر و خيال کرده است؟ خاموش کردن تلويزيون براي يک هفته اين فرصت را به شما مي‌دهد تا بفهميد واقعا تصورتان از زندگي چيست و واقعا چه چيزي از زندگي مي‌خواهيد؟ و چگونه مي‌توانيد به طور واقعي زندگي کنيد؟ بايد از خودمان بپرسيم: «ما مي‌خواهيم زندگي کنيم يا مي‌خواهيم به زندگي ديگران نگاه کنيم؟»

رشد روزافزون رسانه‌ها در 5 سال اخير روي شيوه زندگي ‌ما بسيار تاثيرگذار بوده است. ما به جاي رفتن به ملاقات دوستان وخانواده‌مان يا رفتن به پيک‌نيک براي گذراندن وقت‌مان با آنها مي‌توانيم خيلي راحت و از همه جا حتي از درون هواپيما با دادن ايميل يا فرستادن پيام کوتاه ارتباط برقرار کنيم. زندگي خيلي راحت‌تر به نظر مي‌رسد. انواع و اقسام سايت‌هاي دولتي ما را با دايره‌ بزرگي از انسان‌ها مرتبط مي‌کند. چنين استفاده‌اي از رسانه‌ها که مي‌تواند زندگي ما را از همهمه و صداها خالي کند و به همان اندازه ديوانه‌کننده و فجيع است زيرا باعث مي‌شود ما احساس گيجي، پوچي و استرس و نگراني بيشتري مي‌کنيم.

ترک کردن رسانه مي‌تواند تمريني براي هوشياري بيشتر باشد. چرا به تلويزيون برمي‌گرديم؟ آيا کسل مي‌شويم؟ يا از تنهايي؟ آيا صرف کردن ساعت‌ها براي ديدن زندگي ديگران در انواع رسانه‌ها به ما کمک مي‌کند احساس بهتري از زندگي خودمان داشته باشيم يا بدتر؟

قطعا مانند کششي که به سيگار کشيدن و يا خوردن يک بسته چيپس داريم، تکنولوژي هم راهي است براي پرت کردن حواس‌مان از حس بدي که داريم ولي راه بهتر اين است که کتابي بخوانيم يا خاطرات‌مان را بنويسيم يا دوستان را براي صرف چاي و هم‌دردي دعوت کنيم. چگونه اين عادت را از سرمان بيرون کنيم؟ هر وقت احساس کرديد که به رسانه‌ها احتياج داريد، يک پياده‌روي برويد يا يک برنامه بنويسيد يا آشپزي کنيد يا حتي خيلي ساده‌تر براي دقايقي در جايي خلوت بنشينيد. واقعا روح‌تان تازه خواهد شد و سرحال خواهيد آمد.