بطور كلي تشخيص در موارد خفيف مشكل است

افسردگي:
افسردگي ممكن است سبب ايجاد صورتي بدون حالت.. اختلال در تنظيم صدا و كاهش فعاليتهاي ارادي شود و بدين ترتيب
ممكن است شبيه پاركينسونيسم به نظر برسد. به علاوه اين دو بيماري اغلب دربيماري واحد بطور همزمان وجود دارند. يك دوره درمان با داروهاي ضد افسردگي در مواردي كه تشخيص به سبب عدم وجود ديگر نشانه هاي نورو لوزيك پاركينسونيسم
نامشخص است مفيد خواهد بود.

لرزه خوش خيم اوليه ارثي
پائين بودن سن شروع.. وجود سابقه خانوادگي لرزه.. كاهش لرزه در نتيجه مصرف الكل و عدم وجود ديگر نشانه هاي نورو لوزيك در افتراق اين بيماري ازپاركينسونيسم موثر است. بعلاوه لرزه اوليه عمدتا سر را درگير مي سازد( و سبب لرزش عمودي
يا افقي سر ميشود) اما پاركينسونيسم بطور معمول به جاي سر.. صورت و لب ها را درگير مي سازد.

بيماري جسم لوي منتشر:
اختلالي است كه خصو صيات آن اخيرا مشخص گشته است. بيماري عمدتا در سنين 80-60 سالگي بروز مينمايد و به صورت
سندرم زوال عقلي و توهمي سريعا پيشرونده به همراه علائم حركتي خارج هرمي بيماري پاركينسون تظاهر مي يابد. ميو كلونوس
نيز ممكن است مشاهده شود. پاسخ به لوادوپا نسبي است اما بيماران به عوارض پاركينسوني داروهاي نرولپتيك و نيز به عوارض
داروهاي ضد پاركينسوني بسيار حساس مي باشند.

بيماري ويلسون
ممكن است سبب پيدايش سندرم پاركينسونيسم شود اما ديگر انواع حركت غير طبيعي نيز معمولا وجود دارند. بعلاوه سن پايين شروع و وجود حلقه هاي كيزر فلچر و نيز وجود اختلال مس سرم و ادرارسرولوپلاسمين سرم امكان افتراق بيماري ويلسون از بيماري پاركينسونيسم را فراهم مي سازد.

بيماري هانتينگتون
در مواردي كه با رزيديته و آكينزي تظاهر مي يابد ممكن است با بيماري پاركينسون اشتباه شود اما وجود سابقه خانوادگي بيماري
هانتينكتون يا زوال عقلي هراه آن در صورت وجود.. تشخيص صحيح را مشخص مي سازد كه با بررسي هاي زنتيك تاييد ميشود.


سندرم شاي دراگر
بيماري دزنراتيوي است كه با تظاهرات پاركينسونيسم... نارسائي اوتونوم.. و در نتيجه افت فشار خون وضعيتي.. عدم تعريق..اختلال اسفنكتري.. ناتواني جنسي.. و نشانه هاي درگيري وسيع تر نرولوزيك.. مثل نشانه هاي هرمي يا نرون هاي حركتي تحتاني و در برخي موارد مخچه اي .. مشخص ميشود. درماني جهت اختلالات حركتي وجود ندارد اما افت فشار خون وضعيتي را ميتوان با مصرف نمك به همراه غذا .. فلودروكورتيزون به ميزان 1-1/0 ميلي گرم در روز.. ميدودرين( يك آگونيسن آلفا) به ميزان 10 ميليگرم سه بار در روز.. پوشيدن جوراب هاي الاستيكي كه تا كمر بالا مي آيند و خوابيدن در حالي كه سر بالاتر از پاها قرار گرفته است درمان نمود.

دزنراسيون استرياتونيگرال
اختلالي نادر است كه سبب از بين رفتن نرون ها در پوتامن.. گلوبوس پاليدوس و هسته دم دار مي شود و با برادي كينزي و رزيديته تظاهر مي يابد. داروهاي ضد پاركينسوني معمولا موثر نيستند. دزنراسيون استرياتونيگرال ممكن است با دزنراسيون
اوليووپنتوسربلار همراه باشد كه در اين موارد از عنوان آتروفي سيستم هاي متعدد multiple system atrophy يا سندرم
شاي دراگر استفاده ميشود.

فلج فوق هسته اي پيشرونده
اختلالي است كه ممكن است سبب برادي كينزي و رزيديته شود اما علائم مشخصه آن عدم تعادل زودرس و افتادن.. اختلال حركات ارادي چشم ها(بخصوص نگاه عمودي)..زوال عقلي فرونتوتپورال.. فلج بولبار كاذب..اختلال تكلم و ديستوني محوري است.اين بيماري كه به داروهاي ضد پاركينسوني پاسخ اندكي ميدهد يا اصولا پاسخ نميدهد

دزنراسيون كورتكس- هسته اي قائده اي
بصورت اختلال عمل كورتكس و هسته هاي قاعده اي است. رزيديته.. برادي كينزي.. لرزه.. اختلالات وضعيتي..و ديستوني همراه با علائم ديگري مانند اختلال حس كورتيكال.. آپراكسي..ميوكلونوسرفلكسي موضعي.. زوال عقلي يا آفازي ايجاد ميشود. علائم اغلب بارزا غيرقرينه هستند. درمان با داروهاي ضدپاركينسوني معمولا بي اثر است اما برخي بيماران به سينمت پاسخ ميدهند.

بيماري كروتز فلد جاكوب
ممكن است سبب بروز علائم پاركينسونيسم شود.. اما زوال عقلي معمولا وجود دارد و پرش هاي ميوكلونيك شايع بوده.. در برخي موارد آتاكسي بارز است. نشانه هاي هرمي و اختلالات بينائي ممكن است يافت شوند و يافته هاي EEG بصورت ديس شارزهاي دوره اي معمولا مشخصه اين بيماري است

هيدوروسفالي با فشارطبيعي
سبب اختلال راه رفتن ميشود كه به اشتباه به پاركينسونيسم نسبت داده ميشوند..... و بي اختياري ادراري و زوال عقلي ميشود.
CT اسكن نشان دهنده اتساع بطني مغز بدون آتروفي كورتكس است. اين اختلال ممكن است به دنبال ضربه به سر.. خونريزي مغزي يا مننگوانسفاليت ايجاد شود .. اما علت آن در اغلب موارد نامشخص است.ايجاد شانت بوسيله جراحي جهت رد انسداد مسير
CSF اغلب مفيد خواهد بود.