اسکیزوفرنیا؛ بیماری فقیران


در سال های اخیر با افزایش آسیب های روانی- اجتماعی در جامعه ایرانی مواجه هستیم. یکی از جلوه های آسیب اجتماعی پدیده تکدی گری است که عوامل متعددی در سبب شناسی آن موثرند.


● ۸۰۰ هزار ایرانی، اسکیزوفرنیا دارند
در سال های اخیر با افزایش آسیب های روانی- اجتماعی در جامعه ایرانی مواجه هستیم. یکی از جلوه های آسیب اجتماعی پدیده تکدی گری است که عوامل متعددی در سبب شناسی آن موثرند. در بررسی های به عمل آمده توسط نگارنده مشخص شده است که حدود ۱۰ درصد از افراد بی خانمان و متکدی دچار اختلال روان پریشی هستند. بیماری اسکیزوفرنیا از پیچیده ترین و ناتوان کننده ترین روان پریشی شمرده می شود. هنوز ماهیت این بیماری به طور کامل شناخته نشده است اما علائم آن از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق می کند. یک درصد جمعیت دنیا به این بیماری مبتلا هستند و تخمین زده می شود که در کشورمان حدود ۸۰۰ هزار نفر به این بیماری مبتلا باشند.
اولین رویداد اسکیزوفرنیا می تواند در هر دوره از زندگی، از بلوغ جنسی و نوجوانی گرفته تا اواخر چهل سالگی رخ دهد. اگر این رویداد درمان نشده باشد، می تواند دست کم چند هفته یا چند سال به طول بینجامد. اگرچه بسیاری از این بیماران درمان شده به سطحی از عملکرد با نام «بهبود اجتماعی» برمی گردند، ولی ممکن است آنها فقط به کمترین سطح بهبودی که جامعه آن را تحمل می کند، برسند یا بدتر از همه، به اندازه یی بهبود یابند که بیمارستان را ترک کنند؛ در حالی که همچنان در حالت مزمن ناتوانی به صورت افراد بی خانمان که از طریق تکدی گری روزگار می گذرانند ادامه حیات دهند.
بررسی ها نشان می دهد میزان بروز اسکیزوفرنی ها در بین افراد فقیر سه برابر بیشتر از افراد ثروتمند است. اکثر بیماران اسکیزوفرنیک دچار اختلال در کارکردهای روان شناختی اند. مشکلات ادراکی به صورت توهم و خطاهای ادراکی، اختلال های فکر به صورت هذیان یا گسستگی تداعی واژه ها، پرش افکار و علائم دیگر اختلال های عاطفی به صورت عواطف سرد و سطحی و نامتناسب، علائم افسردگی و علائم متعدد دیگر. تعدادی از بیماران رفتار آشفته یی از خود نشان می دهند. گاهی این بیماران نوعی بی اعتنایی بچگانه به آداب اجتماعی نشان می دهند.
در سال های اخیر به دلیل سیاست های غلط اقتصادی دولت، افزایش نابرابری و بی عدالتی اجتماعی، فقر، بیکاری، نبود مسکن، مهاجرت و ده ها عامل دیگر، آسیب پذیری مردم نسبت به بیماری های جسمانی و روانی افزایش پیدا کرده است. دامنه مشکلات اجتماعی موجب نزول افراد از طبقات متوسط به پایین شده و چنین شرایطی موجب افزایش استرس در زندگی افراد می شود. آسیب پذیری به دلیل فشارهای روانی اختلال در کارکردهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی را به وجود می آورد. متاسفانه سیاست های حاکم در حوزه بهداشت روانی بسیار ناکارآمد و نارسا است.
سیاست خصوصی سازی بیمارستان های دولتی بدون درنظر گرفتن مشکلات بیماران روانی به افزایش آسیب پذیری خانواده ها و بیماران منتهی شده است. از آنجا که اکثر بیماران روانی از طبقات اجتماعی- اقتصادی پایین هستند، اکثر خانواده ها توانایی مالی لازم برای پرداخت هزینه های بستری و درمان فرزندان یا بستگان شان را ندارند. در چنین شرایطی فرآیند تشخیص زودهنگام و درمان مناسب به تاخیر افتاده و تعداد زیادی از بیماران هم به دلیل ناتوانی خانواده در پرداخت هزینه های درمان در خیابان ها رها شدند. حضور این بیماران در قالب کارتن خواب و متکدی در جامعه مان نشان دهنده بی توجهی به حقوق انسانی بیماران روان توسط مسوولان است.
بدون تخصیص بودجه لازم برای درمان بیماران روان و حمایت از خانواده های آنها ما با افزایش این پدیده دلخراش مواجه خواهیم بود. لذا ضرورت برنامه هایی برای ساماندهی این بیماران به صورت خانه های نیمه راه یا خانه های گروهی، ارائه تسهیلات مراقبت روزانه، ایجاد درمانگاه های بهداشت روانی، ارائه بیمه خدمات درمانی، حمایت از بیمارستان های روان پزشکی و آموزش اعضای خانواده بیماران و حمایت از ngoهای فعال در این امر مهم بسیار ضروری است. در صورت توجه نکردن مسوولان به این موضوع، در سال های پیش رو با افزایش پدیده بیماران روان بی خانمان و متکدی مواجه خواهیم شد. در حال حاضر ۱۰ درصد از افراد کارتن خواب و متکدی دچار اختلال روان پریشی هستند.


بهروز معبودیان


روزنامه اعتماد