اسكیزوفرنیك ها قاتلانی كه انگیزه ندارند

بیماران اسكیزوفرنیا معمولا آدم های منزوی و گوشه گیری هستند، سابقه اكثر جنایتكارانی كه تحت تاثیر بیماری روانی دستشان را به خون آغشته‌اند، نشان می دهد آنها هیچ رفیق و دوست صمیمی در زندگی نداشته اند و غالبا آدم‌هایی تنها و منزوی بوده‌اند و همیشه فكر می كرده‌اند دیگران برا‌ی آنها توطئه چینی می كنند.







● نگاهی به متهمان بیمار دادسرای جنایی

▪ اپیزود اول: <هاموئیل دستور داد پیرمرد را بكشم، او یك روح قدبلند است كه از وقتی در هلند درس می‌خواندم با او دوست شدم. از۲۰ سال پیش ، او همیشه با من حرف می زند و دستور می دهد. درهلند كه بودم از من خواست به ایران برگردم، من‌ هم برگشتم و از آن به بعد آواره شدم .> ‌اینها ادعاهای مرد جوانی است كه هفته‌ گذشته در شعبه ۷۴ دادگاه كیفری استان تهران در جایگاه دفاع قرار گرفت تا در مقابل هیئت قضات دادگاه، به ریاست قاضی كوه كمره ای از خود دفاع كند. او متهم است كه پیرمردی به نام قاسم سلیمانی را كه راننده آژانس بوده به خانه خود كشانده و با ضربات چاقو به قتل رسانده است. وكیل این مرد ۳۷ ساله مداركی ارائه داد كه نشان می‌داد او به اسكیزوفرنی دچار است و به همین دلیل از چند سال قبل مادرش به عنوان قیم او معرفی شده است ....

▪ اپیزود دوم : پسر جوان مادرش را در گوهردشت كرج به طرز فجیعی با وارد آوردن ده‌ها ضربه چاقو به قتل رسانده است و سپس به سراغ پدرش رفته و قصد قتل او را داشته. او در جلسه محاكمه‌اش می گوید: <از مدتی قبل صدایی به من می گفت باید هر دویشان را بكشم تا از درد ورنج پیری رهایی پیدا كنند.‌صد بار به آن صدا گفتم من نمی توانم این كار را بكنم، آنها را دوست دارم اما می گفت آنها از پیری رنج می كشند ،‌اینطوری به آنها كمك كرده‌ای و جواب زحمت‌هایشان را هم داده ای. بالاخره من هم قبول كردم و تصمیم گرفتم هر دو را بكشم.> این جوان نیز سوابقی از بیماری های روانی و مصرف شدید اكستازی دارد ، اما پرونده او نشان می‌دهد كه هرگز بیماری او جدی گرفته نشده است ...

▪ اپیزود سوم : <همه چیز را در تلویزیونی كه جلویم بود می دیدم.‌ روحی كه در تلویزیون بود به من گفت باید همسرم را بكشم و بعد هم خودم را بكشم. می‌گفت اینطوری زودتر به هم می رسید.‌ می‌گفت او دارد به تو خیانت می كند ولی وقتی او را بكشی دیگر نمی‌تواند خیانت كند و وفقط مال خودت است. می‌گفتم رحمم می آید، گفت چشمهایت را ببند من خودم كار را تمام می كنم. منهم همین كار را كردم و با چاقو افتادم به‌جانش. می‌گفت طوری‌تان نمی‌شود، كاری می كنم كه دردتان نگیرد. او را كه زدم افتادم به جان خودم ، اما نمی دانم چرا هر چقدر با چاقو به خودم زدم نمردم..... >

● قاتل یا بیمار؟

آدم‌های بیچاره ای كه به خاطر بیماری ایستاده اند در پای چوبه دار؛ آدم‌های بیچاره ای كه بیماری روانی درمان نشده ای آنها را كشانده است به آخرین خط تیره زندگیشان؛ آنها به دستور صدایی ناشناخته یك انسان دیگر را قربانی كرده اند، بدون آنكه از این صدا بشود سرنخی را در اختیار كارآگاهان جدی اداره قتل آگاهی و یا بازپرس جنایی گذاشت. آنها قربانیان روح ناشناخته‌ای هستند كه احساس می‌كنند همیشه با آنها حرف می زده و به آنها همه چیز را دیكته می كرده. برخی از آنها به رغم مداركی كه درباره روانی بودنشان دارند، به دلیل آنكه از سوی قضات دچار جنون تشخیص داده نمی‌شوند، مثل آدم‌های عادی محاكمه شده و به اعدام محكوم می شوند، اگر چه آنها قاتلند اما آنها یك بیمار روانی درمان نشده هستند و همین بیماری آنها را به قتل واداشته است.

● بیماران اسكیزوفرنی خط اول جنایت

اگر چه تعداد زیادی از متهمان پرونده های قتل، در جلسه دادگاه از ترس آنكه به اعدام محكوم شوند هر بامبولی سر هم می‌كنند تا از مرگ نجات پیدا كنند و اكثرشان هم اولین كاری كه به ذهنشان می رسد دیوانه بازی یا تقلید از آدم های روانی است ، اما تعدادی از این مجرمان واقعا بیمار روانی هستند كه دچار افكار پارانویایی شده اند و دستشان را به خون آغشته اند .

آنها آدم‌های منزوی و گوشه گیری هستند كه به همه چیز و همه كس مشكوك هستند و فكر می‌كرده‌اند، همه اطرافیانشان كار و زندگیشان را ول كرده اند و دائم برای نابودی و یا لطمه زدن به آنها نقشه می كشند، آنها خودشان را غلام حلقه به گوش یك قاتل خونخوار كرده اند كه هیچگاه هم به دام نمی افتد.

● اسكیزوفرنی، چهارراهی با تفكرات هذیانی

آمارهای موجود درباره بیماران روانی مبتلا به اسكیزوفرنی بسیار ترسناك است ،نزدیك به یك درصد جمعیت جهان با بیماری روانی اسكیزوفرنی دست و پنجه نرم می كنند، در میان این عده ، افرادی از همه گروه‌های سنی، طبقات اجتماعی و اقوام مختلف دیده می‌شود. اگرچه شایع‌ترین سن مبتلا شدن به اسكیزوفرنی بین ۱۵ تا ۳۰ سالگی است اما در تمام عمر ممكن است فرد به این بیماری روانی مبتلا شود. واژه‌ <اسكیزو> به‌معنی‌ گسیختگی‌ است‌ و <فرنی> نیز به‌ ذهن‌ و روان‌ اشاره‌ دارد.

اسكیزوفرنی‌ غالبا به‌ اختلال‌ گسیختگی‌ شخصیتی‌ اشاره‌ دارد، چرا كه افكار و احساسات‌ بیمار اسكیزوفرنی دارای‌ ارتباط‌ منطقی‌ و معمول‌ با یكدیگر نیستند و فرد مبتلا قادر نیست بین تخیلات‌ خود و واقعیت‌ خط بكشد و آنها را از هم جدا كند و بنابراین‌ رفتاری‌ غیرمنطقی‌ و غیرعادی‌ دارد. علت بروز این بیماری به‌صورت قطعی مشخص نشده است، اما تغییر در میزان تركیبات شیمیایی مغز در ایجاد آن موثر است. ژن‌ها و ارث، صدمات زایمانی به نوزاد، عفونت های حاملگی و فشارهای روحی نیز از دیگر عوامل احتمالی ایجاد اسكیزوفرنی هستند.

● افكاری برای یك جنایت

<صدا ها می‌گفتند>، <روح توی تلویزیون دستور می داد>، <هاموئیل به من گفت> و.... یكی از مهم ترین مشخصه های بیماران اسكیزوفرنی اعتقادات و افكار هذیانی و توهمی است كه در جهان واقع وجود ندارند.

این بیماران روانی ، صداهایی را می شنوند كه به وسیله دیگران شنیده نمی شود و تصاویری را در یك صفحه تلویزیون مانند وهم آلود می‌بینند كه چون واقعی نیستند دیگران قادر به دیدن آنها نیستند.

علاوه بر این، ‌اكثرآنها در افكار بیمارگونه خود دچار این توهم هستند كه دیگران ذهن آنها را می‌خوانند یا افكارشان را كنترل می‌كنند و یا اینكه دیگران دائم دارند برعلیه‌شان توطئه چینی می‌كنند. مثلا می‌خواهند به او سم بخورانند و او را به قتل برسانند و یا آنكه به او خیانت می‌كنند. حتی بسیاری از مجرمان مبتلا به اسكیزوفرنی دفترچه خاطراتی دارند كه در آن از اینكه دیگران قصد قتل آنها را دارند، نوشته‌اند و اینكه به‌زودی از همه آنها انتقام خواهند گرفت.

در یك مورد، یك متهم جوان كه كارمند بانكی در تهران بود و پسر خاله خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، در دفترچه خاطراتش نوشته بود <همسرم با پدر و مادرم و همه فامیل می‌خواهند مرا با سم بكشند و بنابراین باید به‌زودی از همه آنها انتقام بگیرم>، او به همین دلیل به عراق رفته بود تا اسلحه ای تهیه كند و بعد از بازگشت همه را به قتل برساند، اما چون موفق به این كار نشده بود، پسر خاله خود را كه اتفاقا بسیار هم با او صمیمی و دوست بود با چاقو كشته بود. سوابق این جوان نشان می‌داد او یك بیمار روانی مبتلا به اسكیزوفرنی است كه مدت‌ها تحت معالجه بوده است اما چون داروها و درمان‌ها را پیگیری نمی‌كرده حالش هر روز بدتر می شده است ، او همیشه روحی را در صفحه تلویزیون می‌دید كه به او دستور می‌داد خانواده‌اش را بكشد و سرانجام هم او را به قتل وادار كرده بود .

در مبتلایان به اسكیزوفرنی، سایكوز (از دست دادن ارتباط با واقعیت) شیوع بسیاری دارد و تحت همین شرایط است كه آنها می توانند هر جنایتی را مرتكب شوند ،‌تنها در همین سال‌های اخیر ده‌ها پرونده جنایت وحشتناك در این زمینه را شاهد بوده ایم كه در آنها گاهی كودكان بی‌گناهی قربانی این بیماری شدند، قتل فجیع -الهام -كودك خردسالی كه در غرب تهران به دست پدر بیمارش و در زیر زمین خانه كشته شد و قربانی شدن كودك بیگناه توسط مادرش كه مدعی بود كودك را به توصیه یك روح و با انگیزه های مذهبی به قتل رسانده، از جمله پرونده‌های وحشتناك قاتلان اسكیزوفرنی بود .اما مبتلایان به اسكیزوفرنی تنها به دیگر كشی و جنایت برعلیه دیگران دست نمی زنند ، بلكه در موارد بسیاری اقدام به خودكشی هم می كنند.

دكتر سید مهدی صمیمی،‌ ‌روانپزشك و عضو هیئت علمی دانشگاه،‌ ‌در بررسی اقدام خودكشی و خصوصا خودكشی در‌ حضور دیگران می‌گوید: <اسكیزوفرنی، اختلالات دو‌ ‌قطبی ، افسردگی و ... به عنوان اصلی‌ترین موارد منجر به خودكشی است.> وی می افزاید: <از نگاه روانپزشكان، بررسی‌ها حاكی از آن است كه در پس اقدام این افراد، بیماری نهفته‌ای، آنها را وا می‌دارد كه برای به دست آوردن یك خواسته دست‌ ‌به این گونه اعمال بزنند.>

● اسكیزوفرنی ها جنایتكاران خطرناك

نتایج تحقیقات دكتر‌ ‌سید عبدالمجید بحرینیان پژوهشگر بخش روانپزشكی و علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشكی‌ ‌شهید بهشتی و دكتر صفا مقصدلو پژوهشگر بخش روانپزشكی سازمان پزشكی قانونی كشور كه‌ ‌به بررسی شیوع و شدت جرائم در بیماران مبتلا به اختلالات روانی پرداختند،‌ ‌نشان می‌دهد بیماران مبتلا به اسكیزوفرنی اگر چه نسبت به سایر بیماران روانی ، جرائم كمتری را مرتكب می شوند اما جرائم آنها بسیار خشونت بارتر و وحشیانه تر از سایر بیماران روانی است ، طبق این تحقیقات مجرمان دارای اختلالاتی مثل اختلال هذیانی و اختلال افسردگی ماژور‌ ‌گرچه تعداد كمی از مجرمان را تشكیل می‌دادند، ولی بیش از نیمی از جرائمشان،‌ ‌خشونت‌بار بود. در این مطالعه كه ۱۳۰ بیمار مبتلا به اختلال روانی از جانب دادگاه جهت بررسی وضعیت روانی و تعیین مسئولیت كیفری به بخش روانپزشكی‌ ‌پزشكی قانونی ارجاع شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد از این تعداد، بیشترین مجرمان را بیماران مبتلا به اختلال شخصیت تشكیل می‌دادند، در حالی كه‌ ‌شدیدترین جرائم را بیماران سایكوتیك به ویژه اسكیزوفرنی و اختلال هذیانی مرتكب شده‌ ‌بودند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد: بیماران مبتلا به‌ ‌اختلال هذیانی به دلیل آنكه در حوزه‌های غیرهذیانی عملكرد طبیعی دارند و می‌توانند‌ ‌برنامه‌ریزی كرده و طرح و نقشه بریزند، زمانی‌كه تحت تاثیر هذیان‌های حسادت و عشقی‌ ‌قرار گیرند، می‌توانند به خطرناكترین جانیان تبدیل شوند.

● خسته در حصارهای انزواطلبی

بیماران اسكیزوفرنیا معمولا آدم های منزوی و گوشه گیری هستند، سابقه اكثر جنایتكارانی كه تحت تاثیر بیماری روانی دستشان را به خون آغشته‌اند، نشان می دهد آنها هیچ رفیق و دوست صمیمی در زندگی نداشته اند و غالبا آدم‌هایی تنها و منزوی بوده‌اند و همیشه فكر می كرده‌اند دیگران برا‌ی آنها توطئه چینی می كنند ، آنها اكثرا خودشان را در چار چوب اتاق های تنگ و تاریك خانه محبوس كرده اند و به همین دلیل درصدی از آنها با اعتیاد هم حسابی رفیقند و یا مطالعات عجیب و غریب و نسبتا زیادی درباره ماوراء طبیعه و روح دارند ، اگر چنانچه دیگران برای تماس با آنها تلاش كنند آنها چیزی برای گفتن ندارند.

● من از آدم‌ها می ترسم

بیماران اسكیزوفرنیا درك غیرواقعی از حقایق اطرافشان دارند ، درك آنها از اطرافشان با دریافت دیگران و از جمله اعضای خانواده خودشان از همان موضوع متفاوت است ، زندگی آنها در دنیایی با دیوارهایی از جنس توهم و هذیان تعریف شده است ، و این چنین تصوری از زندگی ،آنها را می رساند به عمق ترس، عصبانیت و گیجی و به همین دلیل آنها غالبا افرادی سرد، بی علاقه یا حواس پرت به نظر میآیند و در مواردی ساعت‌ها بدون كوچكترین تحرك و صحبتی دریك نقطه می نشینند، درحالی كه خانواده ها دلشان خوش است كه فرزندشان آرام و سر به زیر و مودب است. از دیگر علائم ابتلا به اسكیزوفرنی رعایت نكردن بهداشت و انجام دادن رفتارهای عجیب و غریب است، سر و صورت‌آشفته و كثیف و رفتارهای عجیب و غیرعادی مانند خیره شدن به یك نقطه، با خود صحبت كردن و انجام كارهای تكراری از علائم دیگر این بیماری است.

متاسفانه هیچ آزمون اختصاصی‌ای برای‌ تشخیص‌ اسكیزوفرنی‌ وجود ندارد و تشخیص توسط روان پزشك به‌صورت بالینی انجام می‌گیرد. برای‌ اثبات‌ این‌ تشخیص‌، علائم‌ باید حداقل‌ ۶ ماه‌ در زمان‌هایی‌ از زندگی‌ تداوم‌ یافته‌ باشد.

● ما همه روانی نیستیم

ممكن است وقتی كه این گزارش را بخوانید یك دفعه یادتان بیاید كه یكی از اقوامتان مثلا دختر خردسالتان حالتی شبیه یكی از این حالت‌های اسكیزوفرنی دارد. مثلا رفتارهای عجیب و غریبی دارد و یا گوشه گیر است و یا همیشه از فرشته ای خیالی حرف می‌زند، اگر این طور باشد همین الان دلتان هری می‌ریزد پایین و با عجله می‌روید پیش یك روانپزشك و هرچقدر كه او می‌گوید كه بچه هیچ مشكلی ندارد باورتان نمی شود ، این درحالی است كه افراد عادی هم ممكن است احساسات یا عملكردی شبیه بیمار مبتلا به اسكیزوفرنیا داشته باشند و برعكسش ممكن است بیماران اسكیزوفرنی رفتاری بسیار عادی داشته باشند و ظاهری كاملاً سالم داشته، بنابراین با دیدن یك یا دو چشمه از رفتارهای عجیب و غریب فرزندتان خودتان را اذیت نكنید.



‌‌ حامد فرحبخش

روزنامه جوان