جستجو در سایت توسط گوگل

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج 1 تا 10 از 11 مجموع

موضوع: خود ارضائی - بکارت

  1. #1
    sattari آفلاین است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2005
    موقعیت
    اصفهان
    ارسالها
    16

    پیشفرض خود ارضائی - بکارت

    با سلام خدمت مسءولين اين سايت و كارشناسان عزيز ... شايد اينجا تنها جايي باشه كه بشه خصوصي ترين حرف ها رو زد ...
    من در سن 19 سالگي به علت كنجكاوي در اينكه پرده ي بكارت چيه ، چه شكليه و كجاست روي آلتم تجسس مي كردم ( هيچ منبعي براي اطلاع يافتن در اين زمينه نداشتم ) ... در همون زمان روي اوردم به خود ارضايي ... و متاسفانه در حين خود ارضايي مكرر كه به وسيله هاي مختلف انجام مي شد ( عدم آشنايي با دنياي جنسي زنان و رفتار صحيح جنسي من ) پرده ام پاره شد و مقداري خونريزي و سوزش داشتم . از اون زمان ترس بر وجودم نشسته و بعد از 5 سال از گذشت اون واقعه تا به حال به دكتر زنان مراجعه نكردم و از ازدواج هراس دارم . به اين علت كه در نظر اغلب افراد خود ارضايي و رابطه ي جنسي با فرد ديگري در يه مرتبه هست و هر دو زشت و ناپسند اند . علاوه بر اين خود ارضايي رو در ظاهر يه مشكل رواني مي دونند . من غير مستقيم با افرادي در اين موارد صحبت كردم . مقالات زيادي هم خوندم و از مطالب اين سايت بسيار استفاده كردم . و اكنون دانش ام نسبت به 5 سال پيش قابل مقايسه نيست . اما همواره اون ترسي كه بر من مستولي شده رو نتونستم بر اون غلبه كنم . در ضمن نمي تونم براي ترميم پرده اقدامي كنم و همونطور كه در پاسخ هاي اين سايت خوندم شما هم در اين موارد صحبت نمي كنين ... من البته من هم نمي خوام در مورد ترميم پرده حرفي بزنم . ليكن در اين شرايطي كه قرار دارم و سن ام هم بالا مي ره و شانس ازدواج كمتر ميشه از اينكه كسي رو انتخاب كنم براي ازدواج و نتونم مشكل ام رو صادقانه باهاش در ميون بزارم و زماني كه اون فرد فهميد من پرده ندارم مطمءنا شك و ترديد نسبت به من پيدا مي كنه در حاليكه من هنوز حتي 1 بار هم با كسي رابطه ي سكس نداشتم . تا حالا قيد ازدواج رو زدم . در مورد پزشك هم علاوه بر اينكه خجالت مي كشم در مورد رفتاري كه در گذشته داشتم و اين اتفاق صحبت كنم و مي دونم نمي تونم مشكل ام رو كه عدم وجود پرده هست رو حل كنم ... و خوب بار سنگيني بر دوش ام هست ... نمي دونم شايد شما بتونيد راهنمايي كنيد من رو در قبال اين مشكل چه رفتاري داشته باشم ... و اقلا كمي از ناراحتي فكري من از بابت اين مسءله بكاهيد .
    با آرزوي موفقيت براي شما .

  2. #2
    بابك1361 آفلاین است عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    151

    پیشفرض

    واقعا اگر از تعصبات كوركورانه بگذريم اين چيزها اصلا ارزش پرداختن ندارد.اما متاسفانه براي تعداد زيادي از مردم ما مسله هنوز درست جا نيفتاده. براي ازدواج از ابتدا با كسي رابطه را آغاز كنيد كه تشخيص مي دهيد آدم روشن و واقع بيني باشد تا هنگامي كه اين مسله را مطرح كرديد يك دفعه شوكه نشود.قبل از طرح مسله خوبست مدتي با هم رابطه دوستي و آشنايي داشته باشيد.اگر شما را بهتر و بيشتر بشناسد باور حرفتان برايش ساده تر خواهد بود.اما در نهايت اين را هم بگويم كه هركس(خوب يا بد)حق دارد بر اساس افكار خودش زندگي اش را تشكيل دهد.اگر يك نفر پس از آگاهي از اين مسله از ازدواج منصرف شد نبايد باعث ناراحتي يا دل آزردگي شما شود.طرف مقابل شما هم حق دارد معيارهاي خودش را داشته باشد.نكته ديگر اينكه ساير شرايط را براي ازدواج فراموش نكنيد.يعني اگر روزي با يك نفر برخورد كرديد كه مشكلي با اين قضيه نداشت از حول حليم توي ديگ نيفتيد.شما بايد شرايط خودتان را براي ازدواج بشناسيد و روي آن بايستيد.
    خودتان را بابت اين مساله اصلا ناراحت نكنيد.شما اشتباهي نكرده ايد كه بخواهيد شرمنده باشيد.آنها كه خطايي كرده باشند هم نبايد غصه بخورند چون خطا يك جزوي از زندگي همه ماست چه برسد به شما. از هيچ چيزي نترسيد و با اميد و آرامش زندگي تان را ادامه دهيد.
    در مورد مراجعه نكردن به دكتر زنان هم اشتباه مي كنيد. در اسرع وقت اين كار را انجام دهيد.

  3. #3
    sattari آفلاین است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2005
    موقعیت
    اصفهان
    ارسالها
    16

    پیشفرض

    سلام . ممنونم از صحبت هاي شما ...
    متوجه ام ديدگاه من هم مانند شماست و مطمءنا اونچه كه مهم هست تعهد پس از ازدواج هست و اينكه هر دو نفر به افكار هم احترام بگذارند ... اما نمي شه هر بار كسي رو انتخاب كرد باهاش رابطه برقرار كرد مسءله رو باهاش در ميون گذاشت و هر بار به نتيجه ي منفي رسيد . به اين خاطر كه كمتر كسي پيدا ميشه كه درك كنه و به من حق بده ... حتي اگر خود اون فرد در گذشته اش رابطه ي جنسي داشته باشه اما خوب ... تو فرهنگ ما برا پسرا خيلي مهمه بكارت دختر ...

  4. #4
    sattari آفلاین است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2005
    موقعیت
    اصفهان
    ارسالها
    16

    پیشفرض

    در ضمن نحوه ي بيان اين مسءله براي فرد مورد نظر خيلي مهمه ... ميشه گفت سخته ... به نظر شما شخصيت من رو زير سوال نمي بره اون طرف مقابل ... و اين براي من غير قابل تحمله ...

  5. #5
    بابك1361 آفلاین است عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    151

    پیشفرض

    نه.چرا زير سوال ببرد.در بدترين حالت ديگر نمي خواهد به رابطه ادامه بدهد.

  6. #6
    WBMAN Guest

    پیشفرض

    گفتن اينكه سرت رو بگير بالا و بگو كه بكارتت رو از دست دادي خيلي راحته
    تا دختر نباشي ( كه منم نيستم ) نمي توني حس كني كه يك اتفاق يا بي احتياطي و خلاصه هر اتفاقي كه منجر به ازاله بكارت شده باشه چطور ميتونه با روح و جسم و آينده يك دختر در اين مملكت و با اين فرهنگ بازي كنه
    يه توصيه هميشگي
    در مورد روابط پيش از ازدواجت به طرفت راستش رو نگو
    حتي وقتي كه فقط يك كنجكاوي دخترونه باعث شده بكارتت مشكل پيدا كنه
    به روشهاي مختلف مي توني مشكلت رو حل كني اما اگر راستش رو گفتي كمتر از 1٪ شانس داري كه طرفت حتي اگر به زبون گفت دركت مي كنه در عمل هم به اين حرفش عمل كنه
    توصيه صداقت در اين زمينه درست مثله اينه كه توي شهري كه از روي حماقت قانون وضع شده كه هركسي نون بخوره گردنش رو ميزنن ، به مردم توصيه كني كه اگر كسي ازت پرسيد نون خوردي يا نه ... سرت رو بگير بالا و بگو كه خوردم . اينكه جرم نيست ؟
    منم مي دونم نداشتن بكارت حتي بدليل سكس جرم نيست اما يه نگاهي به جامعه كه مي كنم فكر مي كنم در زمينه سكس پيش از ازدواج و بكارت اين جامعه اصلا جايي براي صداقت نذاشته
    حالا بگيد وبمن تبليغ دروغگويي مي كنه . مهم نيست . اما واقعگرا باشيد .
    اصلا اين دروغ نيست
    اين تقيه اس :lol:
    دروغم كه باشه گناهش گردن فرهنگه
    خود دانيد . من تمام تجربه ام رو در اختيارتون گذاشتم

  7. #7
    sattari آفلاین است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2005
    موقعیت
    اصفهان
    ارسالها
    16

    پیشفرض

    با شما موافقم . در واقع اگه خيلي خوش بينانه به قضيه نگاه كنيم و بخوايم به روابط ميون انسان ها خيلي ساده و گذرا نگاه كنيم شايد بشه اين مسءله رو با ديدگاه جامعه ي ما بيان كرد و حتي از اينكه اون شخص يا اشخاص رو شونو برگردونن و من نوعي ضربه ي عاطفي نبينم و احساس نكنم وجودم رو تحقير كردند و ... هيچ احساس ناراحتي نداشت . خوب اينجوري كه نيست . من يه دخترم با موقعيتي مشابه بسياري از دختران ايراني و متاسفانه از اون دسته از دختران هم نيستم كه در خانواده اي كاملا آزاد باشم كه بتونم با هزارتا آدم رابطه برقرار كنم تا بالاخره با فردي كه با اين مسءله مشكلي نداشته باشه آشنا بشم و ازدواج صورت بگيره ... همونطور كه گفتيد بايد واقع گرا بود ...

  8. #8
    kamelia23 آفلاین است عضو دائمی
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    ارسالها
    62

    پیشفرض

    با WBMANكاملا موافقم....حالا پسرا ميخواد خوششون بياد يا نه..ولي خيلي از چيز هاي قبل از ازدواج رو نبايد به شوهرت بگي حتي گاهي بايد دروغ بگي..تجربه به من ثابت كرده كه صداقت زيادي هم درد سر ساز ميشه حتي با بهترين پسر.يك جورايي توي كشور ما فقط بايد دروغ گفت(در خيلي از موارد) چون اين فرهنگ ما رو اينجوري تربيت كرده و مجبوريم .و چه بسا اگر راست بگيم بايد بهاي سنگيني پرداخت كنيم..شما تا جايي كه ميتوني قبل از صداقت سعي كن مشكل رو حل كني..حتما هم دكتر زنان برو اصلا يك وقت ميبيني بكارتت سالم هست..اين دكتر ها كارشون همينه و خجالت نداره.....در ضمن اين رو بگم كه براي اكثر پسر ها اين موضوع مهم نيست(البته به دخترش بستگي داره) كه بعد از اينكه پي به خوبي شما ببرن ديگه اون مهم نيست.

  9. #9
    محمدايران آفلاین است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    ارسالها
    3

    پیشفرض

    سلام
    من الان 8 ماه هست كه ازدواج كردم قبل از ازدواج هم با همسرم دوست بوديم و بعد از مدتها كه از دوستيمون گذشت قبل از ازدواج با هم رابطه داشتيم و هيچ نوع خون ريزي در زمان دخول اتفاق نيفتاد . هرچند من اونو دوست دارم و بعد از اون اتفاق باهاش ازدواج هم كردم و واقعا برام مهم نيست كه قبلا اون با كسي ديگه سكس داشته باشه ولي اينكه فكر ميكنم بهم دروغ گفته باشه برام ازار دهندس و ترجيح ميدادم اگه رابطه اي بوده من از اون مطلع باشم .

  10. #10
    بابك1361 آفلاین است عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Sep 2005
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    151

    پیشفرض

    همانطور که قبلا هم گفتم با نظرات wbman صددرصد مخالفم. دروغ را تحت هر شرایطی کاری بد و ناپسند می دانم که نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه آنرا چند برابر می کند.در مورد روابط پیش از ازدواج یک وقت شما با کسی طرف هستی که خودش حساسیتی نشان نمی دهد و با زبان بی زبانی می گوید که برایم مهم نیست. خوب اینجا لزومی ندارد شما سیر تا پیاز ماجرا را برایش بگویی.یا مثلا رابطه ای در حد اینکه چهار دفعه در دانشگاه با یک پسر گپ زده اید و قدم زده اید ارزش گفتن ندارد. اما شما یک زمان با کسی طرف هستید که می دانید برایش مهم است و چه بسا خودش سوال کند. یا مورد به شکلی است که- مثل موضوع این تاپیک- در جامعه ما اکثرا برای طرف مهم است و حتی اگر مسله مهمی هم نباشد باز انتظار دارد قبل از ازدواج از آن با خبر شود.بنابراین دروغ گفتن در اینجا همان زشتی دروغ را دارد و از آنجایی که مسله زندگی مشترک مطرح است زشتی آن صد برابر می شود.اسم آن می شود حقه بازی فریبکاری دغل بازی خیانت و.......مثل این است که یک مردی خودش را قبل از ازدواج دارای مال و اموال فراوان جا بزند اما بعدا معلوم شود همه اش دروغ بوده. بنا بر استدلال شما چنین کسی برای به دست آوردن همسر دلخواهش مجاز به چنین کاری هست. یا مردهایی که به اسم ازدواج دختری از خانواده های طبقه پایین می گیرند اما بعد معلوم می شود که طرف را صیغه کرده اند و بعد از مدتی می گویند به سلامت. پیشنهاد شما هم از نظر اخلاقی دقیقا در همان رتبه قرار می گیرد.
    پیشنهاد دهنده دروغ برای اینکه زشتی کارش را بپوشاند دایما از خودش توجیه های عجیب غریب در می آورد.مثلا پا جای پای مرکز آمار می گذارد و آمار 1% را به شما نشان می دهد تا حرفش را بپذیری. مرد حسابی! مرکز آمار ایران با آن همه دم و دستگاه یک آمار بیرون می دهد کارشناسان مربوطه انتقاد می کنند که آمار واقعی نیست. تو بر اساس کدام نظر سنجی یک همچین چیزی می گویی؟ و بر اساس آن راه حل ارایه می دهی؟
    مثال آن شهر هم کاملا بی ربط است.قانون یک امر مطلق است . به همین دلیل شاید به فرض محال( که محال نیست) در آنجا پنهان کردن حقیقت یک امر پذیرفته شده باشد. هر چند بین اجرای قانون با پذیرفتن آن تفاوت وجود دارد. اجرای قانون بحثی دیگر است. اما اعتراض کردن به همان قانون احمقانه لازم است.بر خلاف قانون فرهنگ یک امر سیال و نسبی است و اگر آمارهای من در آوردی را کنار بگذاری به تعداد انسانها فرهنگ و اخلاق و تربیت گوناگون وجود دارد.تفاوت مهم تر این است که آنجا می توان حقیقت را پنهان کرد و هیچکس هم با خبر نشود.اما اینجا دو نفر بالاخره می خواهند با هم ازدواج کنند و حقیقت روشن می شود.بنا براین مثال تو کاملا خارج از موضوع است.
    مثال دیگر برای توجیه دروغ پنهان کردن آن پشت واژه هایی مثل واقعگرایی و غیره است . واقعیت اینست که بالاخره بعد از ازدواج حقیقت موضوع بر شوهر ایشان روشن می شود.بنا براین واقعگرایی اقتضا می کند از الآن برخوردشان را بر این مبنا تنظیم کنند.
    اما بی ربط ترین توجیه برای دروغ ربط دادن آن به یک مسله مذهبی است.مثل آدمی که در حال غرق شدن در مرداب است و می خواهد چنگ بیاندازد و همه چیز را هم با خود غرق کند. جناب wbman هم این وسط به دین چنگ می اندازد تا با توسل به تقیه کلاه شرعی سر خودش و دیگران بگذارد. اولا تقیه به هیچ وجه مورد قبول همه شاخه ها و مذاهب دین نبوده و نیست و فقط در فقه بعضی از مذاهب اسلام به آن اشاره شده. بنا براین به هیچ وجه در مورد کیفیت آن و حتی اصل آن اجماع وجود ندارد. ثانیا در صورت پذیرش معنای آن اینست: اگر اظهار مذهب باعث شد جان فرد در معرض خطر قرار گیرد می تواند مذهب خود را پنهان کند.مثلا در گذشته بعضی از اقوام یا قبایلی که تازه به قدرت می رسیدند به تک تک خانه ها سر می زدند و با شمشیر و زور از صاحبخانه می خواستند بگوید چه دینی دارد. منظور این بود که به داشتن دین مورد نظر آنها اعتراف کند و گرنه سرش را از تنش جدا می کردند. تقیه می گوید اگر در چنین شرایطی قرار گرفتی می توانی برای حفظ جان خودت و یتیم نشدن بچه هایت دینت را پنهان کنی. معنای آن ابدا این نیست که هر دروغ و دغلی ببافی بعد خودت را مبری کنی.پس این حرفت هم اصلا ربطی به موضوع ندارد.
    توجیه بعدی برای دروغ انداختن گناه آن بر گردن دیگران است.مثلا بر گردن فرهنگ. قطعا در فرهنگ ما مشکلات و نارساییهای زیادی وجود دارد.اما سوال این است که این فرهنگ را چه کسی به وجود می آورد؟ آدمهایی که با آن فرهنگ زندگی میکنند. آنها هستند که فرهنگ غلط را به وجود می آورند یا اگر از گذشته وجود داشته آنرا ادامه می دهند.یک چیز با مزه در جامعه ما این است که یک عده همیشه قیافه حق به جانب می گیرند که جامعه ما مشکل فرهنگی دارد.اما خودشان نه تنها تلاشی برای از بین بردن فرهنگهای غلط نمی کنند بلکه به رشد و گسترش آن کمک هم می کنند.هر انسان به اندازه خودش (نه بیشتر نه کمتر) در شکل دادن به فرهنگ جامعه اش تاثیر دارد.اینکه یک عده دروغ می گویند دلیل نمی شود که من هم دروغ بگویم.اگر گفتم تقصیرش گردن خودم است و من و امثال من هستیم که فرهنگ غلط را ایجاد کرده ایم.
    خلاصه اگر منظور صاحب تاپیک از موافقت با نظر آن دوستمان این است که ایشان می خواهند قبل از ازدواج مسله را مخفی کنند تا شب ازدواج آقا داماد در عمل انجام شده قرار گیرد به نظر من سخت اشتباه می کنند . شما باید به هرشکلی که تشخیص میدهید پیش از ازدواج این موضوع را با همسرتان در میان بگذارید. من خودم پیش از ازدواج هر مسله مهمی که به ذهنم برسد بیان می کنم و از همسرم هم خواهم خواست بیان کند. حالا یا در نهایت به توافق می رسیم یا نه.اما اگر بعد از ازدواج متوجه شوم که در یک مسله مهمی به من دروغ گفته اگر فرشته آسمانی هم باشد دیگر یک دقیقه هم با او زندگی نخواهم کرد.چون از دروغ و دروغگو متنفرم.
    مراجعه به پزشک هم الزامی است.قبل از آن چند بار حرفهایی را که باید به دکتر بزنی در ذهنت مرور کن یا اگر کسی خانه نبود با صدای بلند بگو تا برایت عادی شود.

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت