انجام اقدامات مدرن بهداشتی، در ۲ قرن گذشته، جان میلیون‌ها زندگی را نجات داده است و آبریزگاه‌هایی که سیفون و مخزن آب برای شستشوی کاسه‌ی توالت دارند، یکی از مهم‌ترین جانشین‌های اقدامات سلامتی در تاریخ به شمار می‌روند و در پیشگیری‌ها بسیار مناسب بوده‌اند. اکنون زمان آن است که به این وسایل بیشتر توجه شود. ما نسبت به معجزه‌ی توالت‌های مخزن دار بی‌توجهیم. این توالت‌ها در متن زندگی مدرن رنگ باخته است: یعنی این وسیله دیگر آن چنان از نظر تجمل مورد توجه قرار نمی‌گیرد. توالت‌های مخزن‌دار همان چیزی شده‌اند که انتظار داریم، چیزی که معتقدیم در پاکیزگی‌مان در قرن بیست ‌و یکم، مسوول بوده است. یکی از پرشورترین مشاجرات در زمینه‌ی آبریزگاه‌ها، همانگونه که خواهیم دید، آن است که آیا باید این آبریزگاه‌ها را طوری ساخت که مخزن‌شان طبق قانون ۶/۱ گالن آب بگیرد یا مثل مخازن قدیمی حجمی برابر ۵/۳ گالن داشته باشند.
● جهانی بدون مستراح
توالت‌های مدرن و شبکه‌های لوله‌ی آن که آب را هدایت می‌کنند، به کنار بگذارید و در این صورت چه باقی می‌ماند؟ یکی از نتایج این کار وبا است، که در قرن نوزدهم نخستین بیماری واقعاً جهانگیر در تمام دنیا شده بود. شاید نگاهی کوتاه به این بیماری که در شرایط بدون توالت حاصل می‌شود سبب افزایش توجه و احترام نسبت به آبریزگاه‌های مدرن شود.
قرن‌ها، وبا در طول رودخانه‌ی گنگ در هند وجود داشته است ولی ناگهان به سال ۱۸۱۷ در کلکته به صورت انفجاری شایع شد و پیامدهای فاجعه‌بار به بارآورد. این شیوع بیماری از گنگ بالا و طی مراسمی در جشن سه ماهه Kumbh در هاردوار Hardwar آغاز شد. زائران بنگال پائین بیماری را با خود آورده ‌بودند و از طریق آب آلوده‌ی گنگ و کمپ‌های شلوغ کنار رودخانه‌ انتشار داده بودند. وقتی این جشن به پایان رسید، وبا در تمام منازل هند انتشار یافت.
ارتش انگلیس، باسرعت هرچه تمام‌تر ۱۰.۰۰۰ سرباز را در سراسر هند دفن کرد ولی هیچ کس نمی‌دانست چند صد هزار هندی در این اپیدمی هلاک شده‌اند.
وقتی مراسم پایان یافت، وبا به خزیدن خود در مسیر راههای تجاری ادامه می‌داد که هند را با باقی آسیا از جمله ایران، آستراخان، باکو و تا بالای ولگا در روسیه پیوند می‌داد و بالاخره به نمایشگاه بازرگانی بزرگ پائیز‌ه‌ی نینجی نووگراد رسید. از این نقطه، بازرگانان این بیماری را به منازل خود در درون روسیه و اروپا بردند. ظرف مدت کوتاهی، این بیماری در بشکه‌های کوچک آب آلوده‌ی کشتی‌ها دیده شد و به این ترتیب وبا بنادر اقصی نقاط جهان را به هم پیوند داد. در سال ۱۸۲۷ یعنی ده سال پس از جشن آئینی کومب، وبا ترسناک‌ترین بیماری قرن بود.
نیویورک به طور مستقیم در راه وبا قرار گرفت و بیماری از طریق کشتی‌های آلوده به این شهر راه یافت. شهروندان این شهر به سرعت آموختند که ممکن است انسان در روز شیوع سالم باشد و شبانه به خاک سپرده شود و این امر سیر و نیروی ویرولانس بیماری را خاطر نشان می‌کرد. همانطور که یکی از اهالی نیویورک به سال ۱۸۳۲ گفته است، این حالت شبیه آن است که «پس از وارد شدن در خیابانی ناگاه با گاوی برخورد کرده به زمین بیفتید، من ابداً این تجربه را نداشته‌ام».
این بیماری با سرعتی رعب آور موجب هلاکت می‌شد . هاینریش هاینه (۱۸۵۶-۱۷۹۷) شاعر و نویسنده‌ی آلمانی سیر سریع این بیماری را در واقعه‌یی در پاریس شرح داده است:
«یک بالماسکه جریان داشت... ناگهان شادترین دلقک‌ها در هم ریختند، دست و پای‌شان سرد شد و زیر نقاب، چهره‌ی آبی مایل به بنفش پدیدار شد. خنده‌ها بی‌جان شدند، رقص متوقف شد و ظرف مدت کوتاهی انبوهی از مردمان در هتل دیو Dieu غریو مرگ سر دادند و برای پیشگیری از بروز ترس در بیماران، آنها را به سردابها بردند... به زودی سالن‌های عمومی انباشته از اجساد مردگان شد که برای دفن در کیسه قرار گرفته بودند... خط درازی از نعش‌کش‌ها صف بسته بودند.»
وبا، قربانیان خود را به طور منظم می‌گیرد اما این بیماری محله‌های فقیر نشین و زاغه‌ها و خانه‌های اجاره‌یی شهری را ترجیح می‌دهد. وقتی این اپیدمی به پاریس حمله‌کرد، در طبقات اجتماعی بالا آنقدر تعداد مرگ اندک بود که فقرا وبا را سمی می‌پنداشتند که تخم آن از طبقه‌ی‌ اشراف حاصل شده و توسط پزشکان به اجرا درآمده است. در میلواکی، آشغال‌ جمع‌کن‌ها سد راه تلاش در جهت پاک کردن آشغال‌ها و زباله‌ و کله‌پاچه و دل و جگر به عنوان تهدیدی برای زندگی خود شدند.اما ایمنی طبقات بالا گذرا بود. از آنجا که مخازن اصلی آب کاملاً آلوده شده بود، ثروتمندان نیز بیمار شده و در گذشتند.
پزشک برجسته‌ی لندنی دکتر John Snow رد پای منشا اپیدمی لندن را در یک منبع منحصر به فرد آب شرب آلوده یافت که از پمپ خیابان به رود ایجاد شده بود. او این پمپ را بست و این بلا فرو نشست. به رغم این کار، به علت آنکه نمی‌توانست ماهیت «سم» موجود در آب را بشناسد، این پزشک به شدت مورد حمله قرار گرفت. به سال ۱۸۱۶ رابرت کخ در آلمان باسیل واو شکل وبا را شناسایی کرد و دریافت که این باسیل مدتها پس از حمله‌ی واقعی بیماری در مدفوع باقی می‌ماند.
اما، در مجموع، پزشکان چندان کمکی نکردند. حرفه‌ی طب در مجموع اظهار داشت که وبا مسری نیست. مجله‌ی معتبر طبی و جراحی ادینبورو رفتار دور از نظر و دور از ذهنی را به تصویر کشید که وقتی نخستین اپیدمی به سال ۱۸۳۰ پشت سر گذاشته شد، این رفتار ساری بود: پزشکان در این مورد کتاب نمی‌خوانند «که به علت کتابهای فراوانی است که اخیراً در زمینه‌ی وبا انتشار یافته است».
بعضی از پزشکان از بیخ و بن منکر آن بودند که چنین اپیدمی در نیویورک به وقوع پیوسته است و فروشندگان کالا نیز بر این امر صحه می‌گذاشتند.
جان پینتارد John Pintard یکی از بانکداران نیویورک مدعی بود که «گزارش رسمی» اپیدمی وبا در واقع «اختلال ناموجه» در کار «دفتر سلامت» است که با این مسأله بهتر آشنا است. پینتارد این مسأله را مطرح کرد که آن دسته از پزشکانی که در نهایت بر این گزارش صحه گذاشته‌اند، آیا می‌دانند که با تجارت شهر چه کرده‌اند. مردم در دسته‌های هزار نفری نیویورک را ترک می‌گفتند. دیگر در شهر سوارکاری دیده نمی‌شد و در خیابان‌های شهر علف روئیده بود.
وقتی مرگ غنی آغاز شد، اصلاحات دولتی با صداقت کامل آغاز شد. در دهه‌های آخر قرن نوزدهم، آژانس‌های بهداشت عمومی تشکیل شد و در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا پا گرفت. خط اصلی آب شهر و سیستم‌های شبکه‌ی فاضلاب بنیاد نهاده شد و قوانین ساختمان سازی تهیه و به اجرا گذاشته شد.
با کورسوی نوری که به بهداشت تابیده شد، پرسه زنندگان و ابداع‌گران انگلیسی از اواسط ۱۸۰۰ به این سو، توجه خود را معطوف بهبود جریان آب در آبریزگاه‌ها کردند. آبریزگاه‌ در انگلیس آن زمان سابقه‌ی ۲۰۰ ساله داشت ولی این امر توسط عامه عملی نبود. مستراح‌هایی که دارای جریان آب بودند در جمعیت پولدار آمریکا از دهه‌ی ۱۸۷۰ رایج شد. از زمان جنگ جهانی اول، بسیاری از آمریکائیان وجود این نوع مستراح را حق جدا نشدنی از خود می‌دانستند و داشتن حمام در خانه و توالت‌ دارای آب و وان چینی را از حقوق خود می‌پنداشتند.








هفته نامه پزشکی امروز