جستجو در سایت توسط گوگل

صفحه 2 از 5 ابتداابتدا 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج 11 تا 20 از 43 مجموع

موضوع: معرفی زنان موفق و افتخار آفرین ایران و جهان / خبر

  1. #11
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض وقتی زنان در دنیای امنیت اطلاعات مردان را پشت سر می گذارند

    وقتی زنان در دنیای امنیت اطلاعات مردان را پشت سر می گذارند

    همایش های علوم کامپیوتر ، معمولا حول محور نگرش ها و منافع مردانه می چرخد. البته در این عرصه زنان همواره در کنار مردان بوده اند اما بدلیل پر رنگ تر بودن مردان در این عرصه، آنقدر که باید و شاید حضور زنان حس نمی شده است.

    کنفرانس امنیتی "قدرت جامعه " به منظور پرداختن به همین نابرابری روز پنج شنبه در سئول برگزار شد و پنل آخر آن که "قدرت xx " نام داشت در سطحی غیر معمول، مهارت های زنان را در موضوعات امنیتی با برگزاری مسابقه ای به چالش کشیده شد.
    این مسابقه که از سوی موسسه مطالعات امنیت اطلاعات سوک میونگ متلق به دانشکده زنانه مهندسی کامپیوتر سئول نیز حمایت می شد با رقابت 48 تیم آغازگشت. از این تعداد 8 تیم به مرحله نهایی راه یافتند و تمام روز آخر را روی مسائل موجود در زمنیه حملات اپلیکیشن های تحت وب، برنامه نویسی، هک کردن سیستم و رمز نگاری کار کردند.
    مسئله هایی که در این مسابقه طرح شد تنها برای افرادی قابل حل بود که در زمینه امنیت اطلاعات بسیار فعال و متخصص بودند ودانشجویان عادی علوم کامپیوتر قادر به حل آنها نبودند. پیش از شروع مراسم ، مسئولین مسابقه نامه ای امضا شده با خطوط درشت و قرمز تهدید آمیز منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه مردان به هیچ عنوان حق شرکت در این مسابقه را ندارند و بنابراین زنان باهوش کره ای در تیم هایی 5 نفره با اسامی مختلف به شدت روی مسانل متمرکز شده و به رقابت با یکدیگر پرداختند.
    معمولا این تصور وجود دارد که در زمینه علوم کامپیوتر زنان به اندازه مردان ماهر نیستند. یکی از مردان ناظر در این مسابقه به اسم مستعار مونگی که قبل از شروع مسابقه همین عقیده را داشت و گفته بود در کلاس های کامپیوتری که شرکت می کند تنها 5 زن حضور دارند پس از اتمام مراسم نظرش را تغییر داد و گفت : ما اصلا انتظار نداشتیم زنان تا این حد خوب ظاهر شوند و فهمیدیم که زنان واقعا در این عرصه قوی هستند.
    خانم سو هی کانگ که از متخصصین ارشد کامپیوتر است نیز در این باره گفت : افرادی که با من در ارتباط بودند همواره می گفتند اگر تو فرزند ما بودی اجازه نمی دادیم در این رشته تحصیل کنی. کانگ در ادامه گفت: تحصیل در این رشته واقعا برای زنان دشوار است.
    آقای جئونگ هونگ ، یکی از برگزار کنندگان این مراسم نیز گفت: در علم کامپیوتر،تمایز اساسی بین زنان و مردان وجود دارد، زنان بسیار جرئی نگر تر از مردان هستند، آرام تر و عمیق تر کار می کنند در حالیکه مردان با عجله و فکر کمتری کار می کنند و شاید به همین دلیل کمتر موفق می شوند.
    و با توجه به چالش های بزرگی که امروزه در بحث های امنیت شبکه روی داده ،به عقیده خانم جئونگ جین کانگ، که دانشجوی علوم کامپیوتر است مهمترین چیز صبر، استفامت و توجه به مسائل روز است. که احتمالا این موارد در زنان بیشتر به چشم می خورد تا مردان. شما اینطور فکر نمی کنید؟

    خبر آنلاین
    فایل پیوست فایل پیوست
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #12
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض خواهران سونگ: زنان بانفوذ چین قرن بیستم

    کادر رهبری حزب کمونیست چین در حال تغییر است و انتظار نمی رود هیچ زنی بر کرسی ریاست کشور قرار بگیرد، اما در چین امروز، به نسبت صد سال پیش فرصت‌های به‌مراتب بیشتری در اختیار زنان قرار دارد.

    صد سال قبل تنها راه به دست آوردن نفوذ برای زنان، ازدواج کردن با افراد قدرتمند بود، و سه خواهر از یک خانواده این مساله را به‌خوبی نشان دادند. یک طرف رودخانه هوانگ‌پو در شانگهای پوشیده از آسمان‌خراش‌های فولادی و شیشه‌ای است، اما ساحل دیگر رودخانه را جلال و شکوه دوره استعماری فراگرفته است.

    یک قرن پیش، خارجی‌ها با خود سبک زندگی جذابی را به اینجا آوردند. کشتی‌های غربی دوچرخه، ماشین‌آلات و چینی‌های جوان و متجدد را با خود می‌آوردند. ماجراهایی نظیر داستان چارلی سونگ کم نبودند. او به سفری به‌دور جهان رفته و با ایده‌هایی درباره انقلاب و نقش زنان به کشور بازگشته بود. چارلی و پسرانش ناشر انجیل و از ستون‌های جامعه شانگهای بودند، و او اگر چند نسل قبل به‌دنیا آمده بود، توجهی به دخترانش نمی‌کرد.

    اما او تحت تأثیر تعلیمات مبلغان آمریکایی متدیست (یکی از شاخه‌های کلیسای پروتستان) قرار گرفته بود و به فضایل مسیحی، دموکراسی و کرامت زنان اعتقاد داشت.


    چینگ‌لینگ، آیلینگ و میلینگ در جوانی


    او دخترانش را به آمریکا فرستاد تا با این مفاهیم آشنا شوند. میبل چئونگ، که فیلمی درباره خواهران سونگ را کارگردانی کرده، می‌گوید: "امید پدر به این بود که دخترانش با این باور به چین برگردند که می‌توانند این کشور و سرنوشت مردم آن – به‌خصوص سرنوشت زنانش – را تغییر دهند. با شکوفایی شانگهای، افق‌های آنها هم گسترش یافت، و در سال ۱۹۱۴، آیلینگ (خواهر بزرگتر) با مرد جوانی بنام ه. ه. کونگ – که گفته می‌شد نسبش به کنفوسیوس می‌رسد – ازدواج کرد.

    در یکی از صحنه‌های فیلم میبل چئونگ، اهالی شانگهای در حالی که بهترین جامه‌های غربی را برتن کرده اند، به موسیقی غربی گوش می‌دهند، و داماد به مهمانان می‌گوید که در خانه جدیدشان، خبری از توالت‌های سبک چینی نخواهد بود، و به جای آن از توالت‌های فرنگی وارداتی از آمریکا استفاده خواهد شد. پول برای آنها به هیچ وجه مساله نبود. او و تازه عروس ثروتمندترین افراد چین بودند.

    آنها دائما در کانون توجهات بودند. حتی خاندان امپراتوری هم تا این حد مورد توجه نبودند.

    به گفته جاناتان فنبی، که کتابی درباره تاریخ چین مدرن نوشته، بعد از اینکه کونگ وزیر دارایی شد، آیلینگ راه موثری برای افزایش سرمایه‎‌اش پیدا کرد. او می‌گوید: "کونگ در خانه می‌نشست و در مورد تغییر نرخ تبدیل پول ملی مذاکره می‌کرد، و یا سرش را به کارهای دیگر گرم می‌کرد. در همین حال آیلینگ از حرف‌های او یادداشت برمی‌داشت، و بعد به سراغ تلفن می‌رفت و از کارگزارش می‌خواست که برایش سرمایه‌گذاری‌های کلانی انجام دهد."

    خواهر دوم، چینگ‌لینگ، با سیاستمداری از جنسی کاملا متفاوت ازدواج کرد. همسر او سون یات‌سن، رهبر انقلابی چین بود که بعد از سرنگونی سلسله چینگ در سال ۱۹۱۲، رئیس جمهوری چین شده بود. سون از همسرش مسن‌تر بود و قبلا هم ازدواج کرده بود. به‌همین خاطر هم خانواده چینگ‌لینگ ابتدا با ازدواج آنها مخالفت کردند، اما او از پنجره بیرون پرید و همراه سون فرار کرد.

    "در دوران کودکی و نوجوانی من، میلینگ شخصیت بدی به‌حساب می‌آمد. همه راجع به لباس‌های زیبایش حرف می‌زدند "

    شون ژو، کارشناس تاریخ


    او هم مثل بسیاری دیگر از جوانان چینی در آن روزها عمیقا به ایده چین نوین باور داشت و به‌دنبال رهایی کشورش از چنگال فئودالیسم، فقر و سلسله‌های امپراتوری بود؛ کشوری که در آن زنان نقشی مساوی با مردان داشته باشند. چینگ‌لینگ همیشه همراه سون یات‌سن بود و سون سعی داشت میان جمهوری‌خواهان و جنگ‌سالاران صلح برقرار کند.

    تاریخ گواه من است
    کوچک‌ترین خواهر، یعنی میلینگ، همان موقع ازدواج نکرد، اما هر سه خواهر در انظار عمومی توجه زیادی را به خود جلب می‌کردند. به گفته وریتی ویلسون که کتاب‌های متعددی درباره فرهنگ و پوشاک چینی نوشته است، عکس آنها مثل ستاره‌های سینما مرتب روی جلد نشریات قرار می‌گرفت.

    وریتی ویلسون می‌گوید: " آنها دائما در کانون توجهات بودند. حتی اعضای خاندان سلطنتی هم تا این حد مورد توجه نبودند." اما زندگی به جلسات عکاسی و موسیقی جاز خلاصه نمی‌شد. سون یات‌سن، شوهر چینگ‌لینگ، در سال ۱۹۲۵ درگذشت و جنبش او به دو شاخه متخاصم تقسیم شد.

    جانشین او، چیانگ کایشک، یک نظامی قاطع بود، و برخی او را فاشیست می‌دانستند. چینگ‌لینگ از تاکتیک‌های او وحشت داشت، و این وحشت زمانی بیشتر شد که فهمید خواهر کوچکترش، میلینگ، قصد ازدواج با او را دارد.

    در فیلم میبل چئونگ، او نزد آیلینگ (خواهر بزرگتر) گلایه می‌کند که چیانگ‌کایشک صرفا سعی دارد با استفاده از نام خانواده سونگ موقعیتش را بهتر کند. اما آیلینگ که حسابگرتر بود، گفت: "چه ایرادی دارد؟ همه از این اتفاق نفع می‌برند. با قدرت سیاسی چیانگ، پول شوهر من و اعتبار خانواده سونگ، ما قدرتمندترین گروه در چین خواهیم شد."

    اما ایدئولوژی میان خواهرها شکاف انداخت. میلینگ در سال ۱۹۲۷ با چیانگ کایشک ازدواج کرد و چیانگ کمی بعد تصفیه خونین کمونیست‌ها را در شانگهای آغاز کرد. چینگ‌لینگ به اتحاد شوروی رفت، و سال بعد از آن میلینگ بانوی اول چین شد.


    گفته می‌شد میلینگ سونگ "سرشار از جذابیت زنانه" بود


    میبل چئونگ می‌گوید: "چینگ‌لینگ سر و صدای زیادی بپا می‌کرد، و این مسأله چیانگ کایشک را واقعا خشمگین می‌کرد. گفته می‌شد که او قصد کشتن چینگ‌لینگ را دارد، و تنها سونگ میلینگ بود که سعی کرد او را از این کار بازدارد."

    وقتی در سال ۱۹۳۷ حمله فراگیر ژاپن به چین شروع شد، ملی‌گراهای حامی چیانگ و کمونیست‌ها برای مدت کوتاهی علیه دشمن مشترک متحد شدند. خواهران سونگ در کنار هم بیمارستان‌های صحرایی برپا کردند و برنامه‌های سوادآموزی براه انداختند. میلینگ به نوعی نقش سفیر کشورش را بازی می‌کرد، و اولین شهروند عادی خارجی بود که در واشنگتن در مجلس نمایندگان آمریکا سخنرانی کرد.

    اما تسلط به زبان انگلیسی و آشنایی با آمریکا تنها سلاح‌های او نبودند. فنبی می‌گوید: "بسیاری از خبرنگاران خارجی که با او ملاقات می‌کردند، او را مظهر زن چینی زیبا و اسرارآمیز می‌دانستند.

    یکی از خبرنگاران آمریکایی بنام ادوارد مارو در کتابش نوشت: "او سرشار از جذابیت زنانه است." در خاطرات آلن بروک، رئیس ستاد ارتش بریتانیا، اشاره زیبایی به او شده است. در توضیحات بروک، او در حالی که دامنی چاک‌دار پوشیده، نشسته، و چاک دامنش تقریبا تا باسنش بالا می‌رود. کفش‌های پاشنه بلند به پا، و عینکی با شیشه‌های تیره به چشم دارد.

    آلن بروک – نقل به مضمون – می‌نویسد: "هر بار او یکی از پاهایش را روی دیگری می‌انداخت، از گلوی افسران جوان‌تر صدای شیهه خفیفی می‌شنیدم، درست مثل یک اسب."

    به‌محض اینکه ژاپنی‌ها در سال ۱۹۴۵ تسلیم شدند، ملی‌گراها و کمونیست‌ها دوباره به جان هم افتادند، و این بار تکلیف این نزاع باید یکسره می‌شد. میلینگ همراه ملی‌گراها به تایوان گریخت و در دو دهه بعد از آن همه تلاشش را کرد تا مطمئن شود آمریکا در درگیری میان جزیره و سرزمین اصلی، طرف اولی را می‌گیرد.

    آیلینگ به آمریکا رفت، اما چینگ‌لینگ در کنار انقلابیون ماند، و حکومت کمونیستی به نشانه سپاسگزاری او را در باقی عمرش غرق افتخارات کرد.


    پرونده قتلی که گو کایلای درگیر ان است، با تصویری که در آن زنان خطرناک هستند، همخوانی دارد


    در دوران خواهران سونگ، زنان فقط از طریق شوهرانشان می‌توانستند اعمال نفوذ کنند. اما حالا زنان چینی اداره شرکت‌های چند ملیتی را در دست دارند، و به فضا می‌روند. ولی مناصب ارشد سیاسی هنوز از دسترس آنها دور است. هنوز هیچ زنی عضو کمیته مرکزی دفتر سیاسی حزب کمونیست نیست.

    شون ژو، کارشناس تاریخ در دانشگاه هنگ‌کنگ، می‌گوید شاید یکی از دلایل این مسأله این باشد که در افسانه‌های تاریخی چینی زنان معمولا به‌عنوان عامل خطر و تهدید تصویر می‌شوند. شون ژو معتقد است گرایشی وجود دارد که زنان مقصر بداقبالی یا اشتباهات شوهرانشان قلمداد شوند. مثال مائو و همسرش، جیانگ چینگ، را در نظر بگیرید: معمولا گفته می‌شود که تنها اشتباه مائو گوش دادن به جیانگ چینگ در دوران پیری بوده است.

    آقای شون می‌گوید: "اما در واقع جیانگ چینگ آلت دست مائو بود. مائو واقعا پشت همه قضایا بود، اما در چین نگاه به زنان این گونه است."

    جان فنبی هم به ماجرای گو کایلای، همسر بو شیلای (رئیس سابق و مغضوب حزب کمونیست در چونگ‌چینگ) اشاره می‌کند: "تمام داستان مسموم کردن بازرگان انگلیسی در هتل . . . درست مثل زن مکار و یا لیدی مکبث است."

    این سناریوها سنتا با رقابت‌های درون سلسله‌ای در دربار همراهند که در آنها همسران مختلف امپراتور و فرزندانشان با هم درگیر می‌شوند. چینگ‌لینگ و میلینگ هیچیک فرزندی نداشتند، و در نتیجه نمی‌توان آنها را به داشتن چنین نقشه‌هایی متهم کرد.

    با این حال میلینگ در نظر چپگرایان چینی به یکی از چهره‌های منفور تبدیل شد. تا دوران اصلاحات در دهه ۱۹۸۰، به کمونیست‌های خوب آموزش داده می‌شد که او یک بورژوای خبیث بوده است. شون ژو می‌گوید: "در دوران کودکی و نوجوانی من، میلینگ شخصیت بدی به‌حساب می‌آمد. همه راجع به لباس‌های زیبایش حرف می‌زدند. او آرایش می‌کرد و گردن‌بند به گردن می‌انداخت، و اینها کارهایی بود که بورژواها می‌کردند. علاوه بر این، او طرف ملی‌گراها بود، و آنها دشمن به‌حساب می‌آمدند."


    چینگ‌لینگ لباس‌های گران‌قیمتی می‌پوشید


    مائو در سال ۱۹۷۶ درگذشت و ایده سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی به‌سمت پر کردن شکاف میان سرمایه‌داری و کمونیسم حرکت کرد.آرایش و انداختن گردن‌بند دیگر چندان هم سمبل شرارت نبودند و از میلینگ اعاده حیثیت شد.

    شون ژو می‌گوید: "در ۱۵-۱۰ سال گذشته او بیشتر نماد یک زن مدرن، زیبا و هوشمند بوده است. احتمالا این روزها از او بیشتر از خواهرش چینگ‌لینگ صحبت می‌شود."

    در شانگهای قبرستانی وجود دارد که پر از درختان سدر و گل‌های قرمز و طلایی است (به رنگ پرچم چین). چینگ‌لینگ در آنجا دفن شده و یک مجسمه سفید او هم آنجا وجود دارد.

    خواهران او در آمریکا دفن شده اند. آیلینگ در سال ۱۹۷۳ درگذشت، و میلینگ در آپارتمانی در منهتن (نیویورک) زندگی آرامی داشت، و نهایتا در سال ۲۰۰۳ در ۱۰۵ سالگی از دنیا رفت. این سه خواهر بعد از سال ۱۹۴۹ هیچگاه همگی دور هم جمع نشدند. تاریخ میانشان فاصله انداخت، اما همگی نظراتشان درباره این جدایی را با خود به دل خاک بردند.

    بی بی سی
    فایل پیوست فایل پیوست
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #13
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض یک زن فرانسوی رئیس اینترپل شد

    یک زن فرانسوی رئیس اینترپل شد

    همشهری آنلاین:

    پلیس اینترپل یک کمیسر پلیس زن فرانسوی را که مشهور به مبارزه با جرایم سازمان‌یافته در شهرهای بوردو و کرسیکای فرانسه است به عنوان نخستین رئیس زن این سازمان انتخاب کرد.
    به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری فرانسه، این افسر زن پلیس فرانسه به نام میری بالسترازی در مجمع عمومی اینترپل در شهر رم ایتالیا به عنوان رئیس پلیس اینترپل انتخاب شد.

    اینترپل در صفحه خود در توییتر آورده است: میری بالسترازی از فرانسه نخستین زنی است که به عنوان رئیس اینترپل برگزیده شد.

    بالسترازی 58 ساله در سال 1975 در فرانسه به عنوان یک کمیسر پلیس منصوب شد و هم اکنون معاون منطقه اروپای رئیس کمیته اجرایی اینترپل است.

    وی به سبب اقدامات خود به عنوان مدیر پلیس قضایی فرانسه در شهر کرسیکا در دهه 1990 همزمان با بالا گرفتن منازعات گروه‌های تبهکار در این جزیره شناخته شده است.

    مانوئل والس، وزیر کشور فرانسه که چند روز پیش در مجمع عمومی اینترپل حضور پیدا کرد، گفت: بالسترازی یک مامور پلیس زن برجسته وافتخار پلیس فرانسه است. تجربه وی در زمینه جرایم سازمان‌یافته به وی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر، گروه‌های مافیایی جنوب و شرق اروپا و همینطور خشونت‌های فزاینده سیاسی که نیازمند پاسخ بین‌المللی هماهنگ است کمک خواهد کرد.
    فایل پیوست فایل پیوست
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  4. #14
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض زن ایرانی، برنده جایزه انجمن ریاضی آمریکا

    زن ایرانی، برنده جایزه انجمن ریاضی آمریکا

    مریم میرزاخانی، استاد دانشگاه استنفورد آمریکا به عنوان برنده‌ جایزه ستر (Satter Prize) انجمن ریاضی آمریکا در سال 2013 معرفی شد.

    به گزارش ایسنا، این جایزه را انجمن ریاضی آمریکا هر دو سال یک بار به زنانی که دستاورد ریاضی مهمی داشته باشند اهدا می‌کند.

    مریم میرزاخانی- که تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشته - از دانش آموزان نخبه المپیادی کشور بوده است که سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی ، علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شد.

    این دانش آموز نخبه ریاضی، تحصیلات دانشگاهی اش را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد. وی از بازماندگان سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است که در این حادثه، جامعه ریاضی کشور جمعی از استعدادهای برتر خود را - که از سوی دانشگاه شریف برای شرکت در مسابقه دانشجویی ریاضی عازم جنوب کشور شده بودند - از دست داد.

    میرزاخانی در سال 2005 زمانی که با کمتر از 30 سال سن در دانشگاه پرینستون آمریکا تدریس می کرد از سوی نشریه علمی Popular Science به عنوان یکی از 10 مغز برتر امریکای شمالی معرفی شد.

    دلیل انتخاب مریم میرزاخانی، فعالیت های وی در زمینه محاسبه حجم‌های فضایی منحنی هندسی بود. جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) در توصیف او گفته بود: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد.


    http://en.wikipedia.org/wiki/Maryam_Mirzakhani

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%...A7%D9%86%DB%8C
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  5. #15
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

  6. #16
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

  7. #17
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    ۶ زن موفق در دنیای it



    بسیاری، مهمترین وظیفه زنان را "مادری" می دانند و خیلی ها بر این عقیده اند که زنی که می خواهد مادر خو بی باشد باید قید همه چیز را بزند! حتی بعضی دیگر هم هستند که پا را از این هم فراتر گذاشته و می گویند زنان در جامعه اصولا نمی توانند حرفی برای گفتن داشته باشند.

    این ایده ها و نظرات در شرایطی مطرح می شود که مثال های نقض برایشان فراوارن است. زنانی که در اجتماع و شغل خود به موفقیت می رسند و حتی نقشی کلیدی و تعیین کننده می یابند بهترین شاهد این مدعا هستند.

    در این گزارش زنانی را به شما معرفی می کنیم که در شغل خود می درخشند و به سادگی نظرات مخالفان حضور زنان در جامعه را رد می کنند.

    ۱. لیندا کیورتن، ناسا

    خانم کیورتن در یکی از بهترین نهادهای مرتبط با فناوری در دنیا کار می کند. وی مدیر ارشد اطلاعات ناسا است.

    وی از ماه سپتامر ۲۰۰۹ همکاری خود با سازمان فضایی آمریکا را آغاز کرد.

    ۲. ماریسا مایر، یاهو

    خانم مایر که به تازگی بر مسند مدیر عاملی یاهو تکیه زده، روزگاری به عنوان ملکه گوگل شناخته می شد.

    او نخستین مهندس زن در گوگل بود و به قدرتمندتر شدن جستجوی گوگل کمک زیادی کرد. او سابقه فعالیت در شرکت وال مارت را هم دارد.

    ۳. لورن استیتز، ibm

    خانم استیتز از جمله مهندسان قدیمی شرکت ibm است و مسوولیت حساس بازگذاری کلود کامپیوتینگ را بر عهده دارد.

    وی در اواخر دهه ۹۰ میلادی و بلافاصله پس از تمام شدن درس و دانشگاه وارد این شرکت شد و با طی کردن سلسله مراتب به یکی از نقش های اصلی ibm تبدیل شده است.

    ۴. جن فیتزپاتریک، گوگل

    وی نایب رئیس بخش مهندسی جغرافیایی و محلی گوگل است. او از کارکنان قدیمی گوگل به شمار می آید و از سال ۱۹۹۹ در این شرکت معظم فناوری مشغول به کار است.

    وی در پروژه های زیادی از گوگل سهم داشته است.

    ۵. پدمارسی واریور

    این خانم از سال ۲۰۰۷ میلادی به شرکت سیسکو پیوست. و ی به تازگی مدیر ارشد استراتژی در این شرکت تولید کننده تجهیزات نت شده است.

    او سابقه کار در موتورولا را نیز به عنوان مدیر ارشد فناوری در کارنامه دارد.

    ۶. ماری آن دیویدسون

    این خانم هم مدیر ارشد بخش امنیتی شرکت اوراکل است و و ظیفه او چک کردن محصولات این شرکت است تا نقص های امنیتی محصولات به حداقل برسد.

    وی در اوراکل شخصیت برجسته ای به شمار می آید.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  8. #18
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    گفت و گو با ثروتمندترین زن موفق ایرانی

    چندی پیش در سایت های خبری فهرستی از میلیاردرهای ایرانی منتشر شد؛ فهرستی که سی ثروتمند ایرانی را به همه معرفی می کرد. در این فهرست سی نفره تنها نام یک زن به چشم می خورد؛ سیده فاطمه مقیمی 52 ساله.
    فایل پیوست 1173فایل پیوست 1174فایل پیوست 1175

    در این فهرست سی نفره تنها نام یک زن به چشم می خورد؛ سیده فاطمه مقیمی 52 ساله.

    وی در این فهرست با یک رتبه پائین تر از اسدالله عسگر اولادی هشتمین میلیاردر ایرانی و ثروتمندترین زن ایران معرفی شده بود.



    او رئیس یک شرکت حمل و نقل بین المللی و رئیس شورای بانوان بازرگان، اتاق بازرگانی تهران است. سمت های دیگری هم دارد و چند سالی هم در انجمن زنان مدیر کار آفرین فعال بوده است. اما بیش از همه این سمت هایش خود را یک کار آفرین می داند.

    او از تبعات میلیاردر اعلام شدنش سخن می گوید و از تماس هایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کرده اند:

    خانم مقیمی بالا خره جزو 10 میلیونر ایرانی بودید یا 10 میلیاردر ایرانی؟ خبرهای ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است؟

    من فکر می کنم میلیون عدد پائینی است و دیگر بیشتر اقشار جامعه یک میلیون تومان را دارند و بنابراین همه میلیونرند. اما درباره میلیاردر بودن، با توجه به اینکه هر کدام مان بیست سی سال است کار می کنیم و حداقل یک آپارتمان صد و پنجاه متری وسط شهر داریم که ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود یک میلیارد هست، پس همه مان در این رده میلیاردر هستیم. اما آن فهرستی که منتشر شد بحث دیگری بود که به میان آورده شد.

    چه بحثی؟

    فکر می کنم هدف از انتشار این فهرست آن بود که می خواستند قبح اینکه افراد میلیاردر بودن شان را پنهان می کنند، بشکنند.

    یعنی شما ثروتمند بودن تان را پنهان نمی کنید و برای همین است که در این فهرست قرار گرفته اید؟

    خیر- همه کسانی که در این فهرست قرار گرفته اند فارغ از هر چیزی اعضای هیات نمایندگان اتاق بازرگانی هستند. یعنی هر 30 نفر عضو اتاق اند و حتی یک نفر هم خارج از این اعضا در این فهرست معرفی نشدند.

    به هر حال ملاکی برای انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضویت شما در اتاق بازرگانی به تنهایی که نمی تواند ملاک انتخاب تان به عنوان ثروتمندترین زن ایران قرار گرفته باشد؟

    این موضوع و ارائه این فهرست کلا دو جنبه داشت اینکه از یک طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب کنند. در قسمت ابتدای این فهرست از ثروتمندان بدگویی کرده بودند و بعد اضافه کرده بودند چون این افراد مالیات پرداخت می کنند و بر اساس میزان مالیاتی پرداختی شان طبقه بندی شده اند.



    یعنی پرداخت مالیات ملاک میلیاردر بودن افراد شمرده شده بود؟

    نه من گفتم از پرداخت مالیات در این فهرست به عنوان یک گزینه مثبت حرف زده و گفته اند آدم هایی به این شرح مالیات هم می پردازند یعنی از دو بعد مثبت و منفی فهرستی را تنظیم و اعلام کرده اند.

    شما از اینکه در این فهرست به عنوان یکی از ثروتمندان ایران معرفی شده اید حس خوبی ندارید؟

    نه منفی نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعی انعکاس داده بود و اینکه جامعه به ثروتمندان دید خوبی ندارد. اما من اصلا فکر نمی کنم پدیده ثروتمند یا میلیاردر بودن منفی است. اما خیلی ها همان بخش ابتدایی این فهرست و توضیحی که درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفی کردند.

    مگر ثروتمندان چه منشی دارند؟ آیا آنطور که فیلم ها نشان می دهند واقعا پولدارها آدم های بدجنس و فقرا آدم های مهربانی هستند؟

    صرف ثروتمند یا فقیر بودن افراد هیچ چیزی را درباره شان نشان نمی دهد. هیچ وقت نمی توان گفت که حتما فقرا آدم های مهربان و پولدارها انسان های خبیثی اند. اینها کلیشه و کاملا اشتباهند. ثروت هم فقط یک فاکتور است، چه بسا که آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده که خدا به کار و زندگی اش برکت داده است. من اصلا فکر نمی کنم که انسان ها باید ثروتشان را پنهان کنند. نمی دانم چرا در جامعه ما این پدیده آنقدر رواج یافته که به هرکس که می رسی از نداری می نالد.

    مثلا وقتی از کسی پانصد تومان قرض می خواهی محال است نگوید کاش زودتر گفته بودی تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم. یعنی همه انگار از واقعیت فرار می کنیم. کسی که کار می کند و مالیاتش را می پردازد و درآمد خوبی دارد چرا باید درآمد و ثروتش را انکار کند. اصلا پولدار بودن در دین اسلام هم تقبیح نشده است مگر تعدادی از امامان ما پولدار نبودند و کار اقتصادی نمی کردند.

    پس با توجه به این صحبت هایی که مطرح کردید این فهرست را حقیقی می دانید؟ چون ابتدای بحث نسبت به صحت آن ابراز تردید کردید و گفتید دقیقا ملاک انتخاب افراد را نمی دانید؟ پس با توجه به این صحبتها و اینکه تنها زن این فهرست سی نفره بودید می پذیرید که ثروتمندترین زن ایرانی هستید؟

    نه من این فهرست را واقعی نمی دانم.



    پس هشتمین میلیاردر ایرانی شما نیستید؟ و ثروتمندترین زن ایران؟

    خیر من هشتمین میلیاردر ایران نیستم و اساسا فهرست را هم واقعی نمی دانم بجز من هم خیلی از دوستانی که در این فهرست هستند اصلا در رده میلیاردر به آن معنا مطرح نیستند. بیشتر این افراد آدم های مدیر، مدبر و زحمتکشی هستند اما به نظرم در حق شان کم لطفی شده است. آنها به غلط به عنوان میلیاردر معرفی شده اند و زندگی شان تحت تاثیر این فهرست غیر واقعی قرار گرفته است.

    شما هم همین طور بودید یعنی پس از اعلام این فهرست زندگی تان تحت تاثیر قرار گرفت؟

    بله. همین الان اگر ایمیلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و کمک مالی. تعدادی از ایمیل هایی که برایم آمده است را نگه داشته ام، تلفن ها را که نتوانستم ضبط کنم.

    چه کسانی و از چه قشرهایی از شما درخواست کمک کردند؟

    کسانی که قصد ازدواج داشته تا افرادی که قصد راه اندازی کسب و کار داشتند در این مدت با من تماس گرفتند. یعنی هر کس که به هر دلیلی به پول احتیاج داشت در این مدت با من تماس گرفت.

    شما چه جوابی به آنها می دادید؟

    من تقریبا پاسخ همه را دادم یعنی هیچ تماسی را نافرجام نگذاشتم حتی وقتی به دفترم زنگ زدند در اوج کار سعی کردم پاسخگویشان باشم.

    به آنها کمک مالی هم کردید؟

    خیر.

    پس چه پاسخی به آنها دادید؟

    به من می گفتند چون خیلی میلیاردر هستید به ما کمک کنید و من جواب می دادم من میلیاردر نیستم. ولی اگر فکر می کنید در جایگاهی که هستم می توانم کمک کنم در خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر می کنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه می کنید من نمی توانم چک هایتان را پاس کنم.

    یعنی مردم برای پاس کردن چک های برگشتی شان هم با شما تماس می گرفتند؟

    بله و من پاسخ می دادم چنین توانایی ندارم. ولی راهنمایی شان می کردم مثلا به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و کمکت کنم و این کار را هم کردم. حتی یک بار پزشکی برایم ایمیل فرستاد و از من خواست که برای تحقیقات پزشکی که قصد دارد دور دنیا انجام دهد کمکش کنم.

    کمکش نکردید؟ چون همان طور که می دانید در همه جای دنیا افراد ثروتمند در کارهای عام المنفعه شرکت دارند و حتی در مواردی این گونه که برای همه مردم منافع مشترک به دنبال دارد سرمایه گذاری می کنند اما این موضوع در ایران چندان عرف نیست؟

    به هیچ عنوان با این کمک ها مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک می کردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیت هایی انجام می دهم.

    چه فعالیت هایی؟

    من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلی های دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالی ام افرایش یابد قطعا این کمک ها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس می گرفتند هم می گفتم که من آن سوپر میلیاردری که فکر می کنید نیستم.



    می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟

    نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما نیت تنظیم کننده آن خیر بوده است. شاید نتیجه اش هم همین بود که الان با شما صحبت می کنم و این موضوع را به همه می گویم یا به چند نفر با حرف هایم توانستم کمک کنم.

    درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن هم برای کسانی که زنگ می زدند توضیح دادید؟

    بله وقتی می پرسیدند توضیح می دادم. مثلا یکی از من می خواست در معامله تجاری شریک مالی اش شوم. حتی یک نفر از من خواست شرایط تحصیل اش در کانادا را فراهم کنم یعنی کارهای اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازای این کمک برای من کار کند یعنی طیف متفاوتی از درخواست های کمک را دریافت کردم که مجبور می شدم در قبال هر یک توضیحی بدهم.

    این تماس ها شما را ناراحت می کرد؟

    نه ! واقعا نه. چون احساس می کردم خیلی ها اعتقادی زنگ می زنند و قصد سواستفاده یا نیت بدی ندارند. یک نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را دیده ام و حتی پشت تلفن هق هق گریه می کرد، هنوز هم وقتی یادش می افتم واقعا متاثر می شوم. این آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژی گرفته ام که انگار همه خواسته هایم را اجابت کرده ای و توانسته ای با ایده هایت راه را به من نشان دهی. خیی اوقات با این کمک ها می توان مشکلات افراد را حل کرد.

    شما خودتان را یک آدم ثروتمند می دانید؟

    من از محبت و عشق خیلی ثروتمندم.

    از نظر مادی چطور؟ بالاخره شما صاحب یک شرکت حمل و نقل بین المللی هستید؟

    اولا اینکه یک آدم می تواند با هزار تومان احساس ثروتمندی کند و آدم دیگر با میلیاردها تومان چنین حسی نداشته باشد و احساس فقر کند. بنابر این تو هرگز نمی توانی از من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم درباره اش حرف می زنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمی کنم. بعد از 30 سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدری مان هم بوده ایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی می توانی بگویی چه کسی از دیگری پولدارتر است که همه خود اظهاری درباره اموال شان کنند، در این صورت امکان مقایسه فراهم می شود.

    در این فهرست آقای عسگر اولادی از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدی رئیس زاده پائین تر از شما قرار گرفته اند؟ با توجه به این نکته ای که گفتید می دانید تفاوت ثروت شما با نفر بالایی و پائینی تان چقدر است؟

    نه من چه می دانم. به دلیل اینکه هیچ وقت تا کنون اظهاری در این باره نکرده اند. البته آقای عسگر اولادی از معدود آدم هایی است که خیلی صادقانه و راحت درباره ثروت شان سخن می گوید، ولی در مورد همین آدم هم که درباره این موضوع صحبت می کند من دقیقا نمی دانم فاصله ام با ایشان در این فهرست چگونه رده بندی شده است.

    بعد از اعلام این فهرست در رفتار اطرافیان تان هم تغییری احساس کردید؟ منظورم نزدیکان و دوستان تان است؟

    بله تغییر مشخص دیدم. حتی دو سه نفری که فکر می کردم به من نزدیکند رسما با من برخورد کردند.

    چه برخوردی؟

    مثلا به من گفتند تو فکر می کردی ما احمق بودیم و نمی فهمیدیم. تو تمام این مدت از ما ثروتت را پنهان می کردی مردم که بیهوده از این حرف ها نمی زنند و حتی حالت برخورد هم پیش آمد.

    یعنی با کسی دعوایتان هم شد؟

    بله یک نفر اصلا با من قطع رابطه کرد.

    پس اعلام این فهرست برایتان دردسرساز هم شد؟

    بله- فکر می کنم در مجموع از این قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر کسی واقعا دوست من بود درست یا غلط باید از شنیدن چنین خبری خوشحال می شد، برای خودم هم دستاورد مثبتی داشت که توانستم دوستانم را الک کنم یعنی دوستان واقعی ام را شناختم.

    شنیده ام که قرار بوده معلم یا مترجم زبان شوید، ولی الان درست یا غلط به عنوان یک میلیاردر و البته رئیس شرکت حمل ونقل شناخته می شوید چه احساسی در این باره دارید؟

    من قرار نبود معلم یا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمی دانم چرا این نکته الکی درباره من بزرگ شده است. من در بیوگرافی ام هم گفته ام وقتی به ایران آمدم بعد از تحصیلاتم در یک شرکت به عنوان مترجم کارم را شروع کردم یعنی در یک مقطع زمانی از دانش زبانی ام استفاده کردم و بر حسب اتفاق در آن شرکت که شرکت حمل و نقل بود به این صنعت علاقه مند شدم و کارم را در این رشته شروع کردم.

    و بعد هم در این کار پیشرفت کردید و خودتان صاحب یک شرکت بزرگ شدید؟

    من هم مثل خیلی ها کم کم و پله پله در کارم پیشرفت کردم. من هم صنعت حمل و نقل را در ابتدای کارم علمی نمی شناختم، در حالی که این کار یک تخصص است و من هم به تدریج در این صنعت متبحر شدم.

    در این فهرست سی نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتید، این موضوع چقدر سخت بود؟ آیا یک میلیاردر زن بودن از یک میلیاردر مرد بودن سخت تر است؟

    شما یک طوری می گویید انگار اثبات شده من ثروتمندترین زن هستم و حالا باید بیایم و خودم را با مردان مقایسه کنم؟

    به هر حال شما یک زن موفق و مرفه محسوب می شوید. این طور نیست؟ و چون گفتید ثروت را یک ضد ارزش نمی دانید من واژه ثروتمند را به کار بردم.

    نه من اصلا نمی گویم ثروتمند هستم، نمی گویم هم نیستم. ولی در جامعه ما که هر کس دارایی اش را از دیگری مخفی می کند چطور می توانی بگویی این 30 نفر بین 74 میلیون نفر از همه پولدارترند.

    شما گفتید پولدار بودن را ضد ارزش نمی دانید؟ پس می توان با همین فهرست ها و اعلام دارایی افراد نگاه جامعه را هم تغییر داد، این طور نیست؟

    در ایران به نوعی همه درباره ثروت شان پنهان کاری و مخفی کاری می کنند، ما در خانه هایمان پنج پرده می زنیم که کسی خانه مان را نبینید و نفهمد که چه داریم و نداریم اینها بحث های فرهنگی ماست.

    اما به هر حال شما در این فهرست به عنوان تنها زن میلیاردر معرفی شدید، این به خود شما چه احساسی داد؟

    من خودم این موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم که اداره مالیات به سراغم می آید نه نگران بودم چند جای دولتی من را محک می زند و ممیزی ام می کند چون زندگی ام واقعا شفاف است.

    پس مشکلی برایتان پیش نیامد؟

    خیر- من به هر حال یک آدم شاخص اقتصادی هستم، به همین علت تا نوه و نتیجه ام هم که به دنیا بیایند زندگی شان مشخص است پس هیچ راهی برای پنهان کاری وجود ندارد. ولی من یکی دو روز اول چون درباره ماشین ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشینم هم رنگ به خصوصی دارد شاید احساس می کردم نگاه های خاصی وجود دارد. البته نمی دانم شاید این تنها به دلیل حساسیت خودم بود.

    ماشین تان چیست؟

    مزدای صورتی

    چرا مزدا؟ چرا صورتی؟

    چرا صورتی نباشد. هر کس به چیزی علاقه دارد، کسی به خانه مجلل و دیگری به جواهر و من هم به ماشینم علاقه مندم. ماشینم را بدون عدد و رقم دوست دارم شکل مزدا را دوست داشتم که خریدمش. اگر پیکان هم داشتم شاید پیکان زرد می خریدم. به هر حال شغلم هم همین است من مدیر یک شرکت حمل و نقلم و طبیعی است بیشترین توجه ام به ماشین باشد. همان طور که یک کفاش بیشتر از هر چیز به کفش توجه می کند.

    ماشین تان در ایران تک است یعنی ماشین دیگری با این مدل و رنگ در ایران وجود ندارد؟

    چرا هست. از گروه بهمن سوال کنید. این ماشین در ایران خط تولید دارد و وارداتی هم نیست. دلم می خواست تویوتای صورتی بخرم که در بازار نبود و در نتیجه این را خریدم.

    هیچ وقت تصورش را هم می کردید که روزی چنین فهرستی منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی معرفی شوید؟

    نه اصلا و خیلی هم تعجب کردم.

    چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟

    روز جمعه ای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود.

    چه جوابی می دادید؟ احساس ترس و خطر نمی کردید از این گفته ها؟

    نه واقعا نمی ترسیدم می گفتم چه کسی می خواهد مشکل ایجاد کند، مهم این است که یک مرجع قانونی برای بررسی اموال وجود دارد که آن مرجع هم به طور کامل زندگی من را می داند.

    در ثروت تان با همسرتان شریک اید؟

    ما هر چه داریم برای هردوی مان است و با یکدیگر شریک هستیم.

    همسرتان همکارتان است؟

    ایشان هم شغل خصوصی خودشان را دارند. ولی نوع کارشان با من فرق می کند و هرگز هم شغل دولتی نداشته ایم.

    خودتان عنوان میلیاردر بودن را دوست دارید یا دوست داشتید به عنوان یک زن دانشمند مطرح می شدید؟

    البته من نه با معیارهای میلیاردر بودن میلیاردرم و نه با شاخص های دانشمند بودن دانشمند، ولی اعتقاد دارم که کار آفرین هستم و هر کسی دوست دارد با همان چیزی که واقعا هست معرفی شود.

    پس ترجیح می دادید که به عنوان یک زن کار آفرین معرفی می شدید؟

    بله چون چیزی هست که بوده و هستم و در آینده هم خواهم بود.

    چند فزرند دارید؟

    یک دختر و یک پسر

    دوست دارید در آینده دختر و پسرتان با چه عنوانی معرفی شوند: ثروتمندترین دختر یا پسر ایران یا دانشمندترین دختر و پسر کشور ؟

    نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادی مطرح شوند. همیشه هر چیز به حد کفایت خوب است، اما علم و خدمت است که بی نهایت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق کشورشان باشند.

    حرف آخرتان؟

    فقط درباره آن لیست امیدوارم انتشارش موجب شود که کمی ذهنیت های کلیشه ای جامعه و شکل ارزشگذاری ها تغییر کند و مردم فکر نکنند ثروتمند بودن ارزش است یا بی ارزشی. من مشکلی در این هم نمی بینم که ثروتمندان جامعه به راحتی ثروت شان را اعلام کنند. ثروتمند بودن گناه نیست، همان طور که فقیر بودن گناه نیست.

    fardanews.com
    فایل پیوست فایل پیوست
    • File Type: jpg 001.jpg‏ (15.3 کیلوبایت, فایل 707 مرتبه دریافت شده است)
    • File Type: jpg 002.jpg‏ (16.7 کیلوبایت, فایل 593 مرتبه دریافت شده است)
    • File Type: jpg 003.jpg‏ (16.0 کیلوبایت, فایل 2092 مرتبه دریافت شده است)
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  9. #19
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    اولین خلبان زن تاریخ ایران
    فایل پیوست 1176
    فایل پیوست 1177
    معرفی توسط ویکی پدیا :

    وی نخستین کارآموز و زن خلبان ایرانی است که در سال ۱۳۱۸ پس از تاسیس ‏باشگاه هواپیمایی برای آموزش فنون خلبانی نام‌نویسی کرد. تاریخ شروع کار تجارتچی ۵ مهر ماه ۱۳۱۸بود و نخستین پرواز ‏مستقل او ۲۷ آبان ماه ۱۳۱۹ انجام گرفت. او در سال‌های میانی عمر به ادبیات و شعرسرایی روی آورد و در ‏سال ۱۳۳۷ «دیوان برگ‌های پراکنده» را به چاپ رساند. عفت تجارتچی در ۸۲ سالگی به فاصله یک روز پس از مرگ همسرش درگذشت. ‏

    وی پسرش سینا فیاض‌بخش را هم تشویق کرد در رشته مهندسی هواپیما تحصیل کند و پسر او مهندس صنعت هواپیماسازی و دانش‌آموخته یکی از دانشگاه‌های معتبر آمریکا شد.
    فایل پیوست 1178
    (از راست ، خانم اکرم منفرد ، ساساندخت ساسانی )
    و جوانترین خلبان ایران خانم ساساندخت ساسانی که در ۲۰ سالگی عنوان جوانترین خلبان زن ایرانی به خود اختصاص داد.

    به نقل از
    سایت انجمن علمی دانشجویان ایران)
    فایل پیوست فایل پیوست
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  10. #20
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    انوشه انصاری (زاده ۱۳۴۵ خورشیدی برابر با ۱۹۶۶) کاوشگر و رئیس انجمن گردانندگان شرکت فناوری ارتباط از راه دور (TTI) می‌باشد.
    فایل پیوست 1179
    انوشه انصاری پس از بازگشت به زمین در لباس فضایی



    او متولد شهر مشهد در ایران است و در سال ۱۳۶۶ (۱۹۸۴) به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کردند. انوشه مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی الکترونیک و علوم رایانه (EECS) از دانشگاه جورج میسون و مدرک کارشناسی ارشد خود را در زمینه مهندسی الکترونیک از جورج واشنگتن اخذ کرده‌است. او در حال حاضر مشغول طی کردن دوره‌ای در دانشگاه سوئین‌بورن می‌باشد تا بتواند دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ستاره‌شناسی دریافت کند.

    او در سال ۲۰۰۰ از سوی مجلهٔ «زن شاغل» به‌عنوان کارآفرین برتر شناخته شده‌است. او از بنیان‌گذاران یک شرکت مخابراتی در آمریکا به نام تی.تی.آی (TTI) بوده که اکنون تحت مالکیت سنوز نتورک قرار دارد.
    انوشه انصاری به همراه برادر همسرش در سال ۲۰۰۳ (میلادی) جایزه ۱۰ میلیون دلاری سالیانه «انصاری اکس-پرایز» (Ansari X-prize) را بنیان نهاد. هدف از این جایزه تشویق بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری و ورود به بازار سفرهای فضایی است که تا پیش از این در انحصار تعداد انگشت‌شماری از دولت‌ها بوده است.
    سفر به فضا
    نماد ماموریت فضایی انوشه انصاری، با پرچم‌های ایران، آمریکا، نقش ایستگاه فضایی بین‌المللی، و نقشه ایران روی کره زمین :انوشه انصاری همیشه عاشق فضا و فضانوردی و در پی راه یافتن به فضا بوده‌است.در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ (۸ مه ۲۰۰۶)، سازمان فضایی روسیه به طور رسمی اعلام کرد که انوشه انصاری به‌عنوان اولین زن گردشگر فضایی در یکی از پروازهای فضاپیمای سایوز که برای بهار ۱۳۸۶ برنامه‌ریزی شده بود، به مدار زمین سفر خواهد کرد. اما پس از رد صلاحیت دایسوکه انوموتو، داوطلب ژاپنی، به دلایل پزشکی و جا ماندن او از مأموریت سایوز تی‌ام‌ای-۹، قرار شد انوشه انصاری در ۲۳ شهریور ۱۳۸۵ با این گروه همراه شود.
    وی اولین فضانورد ایرانی دنیاست و اولین زن و چهارمین نفری است که هزینه سفر فضایی خود را پرداخت کرده‌است. انوشه انصاری ترجیح می‌دهد در مورد خود از عنوان «فضانورد همراه» بجای واژه «گردشگر فضایی» استفاده کند.
    فضاپیمای سایوز (ماموریت سایوز تی‌ام‌ای-۹) حامل انوشه انصاری، فرمانده روسی میخاییل تیورین، و مهندس پرواز اسپانیایی-آمریکایی‌ مایکل لوپز الگریا در صبح روز دوشنبه ۱۸ سپتامبر سال ۲۰۰۶ از پایگاه فضایی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب شد. دو روز پس از قرار گرفتن در مدار زمین، فضاپیمای سویوز در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۶ با موفقیت به ایستگاه بین‌المللی فضایی ملحق شد و اقامت ۹ روزه انوشه انصاری در ایستگاه فضایی آغاز شد.سرانجام پس از ۹ روز اقامت و پژوهش در ایستگاه بین‌المللی فضایی، انوشه انصاری در سحرگاه ۷ مهر ۱۳۸۵ مصادف با ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۶ میلادی به همراه پاول وینوگرادف روسی و جفری ویلیامز آمریکایی، دو تن از فضانوردان ساکن ایستگاه، به زمین بازگشت و پس از فرود وی در ۹۰ کیلومتری شمال آرکالیک در قزاقستان با استقبال گرم خانواده‌اش از جمله همسرش حمید و مقامات محلی و مسئولین سازمان فضایی روسیه مواجه شد. وی پس از معاینات پزشکی با بالگرد برای مراسم خوش‌آمدگویی به شهر کوستانی (در قزاقستان) منتقل شد.
    انوشه انصاری در طول ۹ روز اقامت خود در ایستگاه بین‌المللی فضایی مجموعه‌ای از آزمایش‌های علمی زیر را برای آژانس فضایی اروپا انجام داد:

    پژوهش در مورد علل کم‌خونی
    تاثیر تغییرات ماهیچه‌ای بر کمردرد
    تاثیر تشعشعات فضایی بر روی فضانوردان ساکن در ایستگاه بین‌المللی فضایی و گونه‌های میکروبی که در آن ایستگاه پرورش داده شده‌اند

    انوشه انصاری - ویکی‌پدیا
    فایل پیوست فایل پیوست
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت