با سلام و خسته نباشید
من زنی 24 ساله هستم که مدت 4 ماه است که ازدواج کرده ام اما با وجود گذشت این مدت کم اما از زندگیم راضی نیستم از صبح تا 6 بعد از ظهر سر کا هستم و شوهرم هم ساعت 9 به خانه می آید و با توجه به این که خانواده ام در شهر دیگر هستند من در این شهر نه دوست و نه فامیلی دارم و خیلی خیلی احساس تنهایی می کنم . شب که شوهرم از سر کار می آید من انتظار دارم که کنار من بنشیند و حداقل نیم ساعت بامن حرف بزند اما او می گوید که خسته است اما بااین وجود پای تلویزیون می نشیند و من هم کمی با او دعوا می کنم که از این وضع خسته شدم و دیگر طاقت این دوری را ندارم و به اطاق می رو م و گریه می کنم و شوهرم می آید و بامن صحبت می کند و به قولی نازم را می کشد اما مشکل اینجاست که من یا باید قهر کنم یا گریه کنم که او به سراغم بیاید و در غیر این صورت فیلم راترجیح می دهد .
حالا سوال من این است آیا این رفتار سرد او در اوایل زندگی ناراحت کننده نیست و این که ممکن است حتی با گذشت زمان بیشتر شود ؟
من چه رفتاری با او داشته باشم که او را متوجه این تنهایی و نیاز کنم با وجود این که بارها هم گفته ام که این تنهایی چقدر مرا اذیت می کند و اوباید مرا کمک کند اما ...



LinkBack URL
About LinkBacks







پاسخ با نقل قول
علاقه مندي ها (Bookmarks)