سوء ظن ، آتش زير خاكستر




گزارش از: ارمغان جوادنيا
يكى از مهمترين مسائل مورد اختلاف بين زن و شوهر سوء ظن هايى است كه از طرف زن يا شوهر نسبت به ديگرى بوجود مى آيد. متخصصان سوء ظن را به دونوع كلى و بيمارگونه تقسيم كرده اند. بخشى از سوء ظن ها كه طبيعى شمرده مى شود امر مطلوبى نيست، زيرا نشان دهنده احساس عدم امنيت فرد و تمايل او براى مالكيت انحصارى همسرش است. گاهى بر حسب شرايط فرهنگى وقومى اين قبيل سوء ظن ها شدت بيشترى مى يابد؛ اما آنچه مايه نگرانى است انواع بيمارگونه سوء ظن هاى زناشويى است به اين ترتيب كه پيش از ازدواج ، فرد به طور كلى دچار نوعى اختلال روانى بوده كه بدبينى و بدگمانى جزء عمده آن را تشكيل مى دهد و اكنون پس از ازدواج اين بدگمانى به سوى همسرش نيز گسترش يافته است و يا اينكه فرد پيش از ازدواج دچار بدگمانى نبوده است اما پس از آغاز زندگى مشترك بنا به علل محيطى از جمله رفتار همسر و يا مشكلاتى كه خود او بعدها مبتلا شده است نسبت به همسرش هم بدگمان شده است.
كه چنين عواملى مى تواند مشكلات عديده اى را براى زوجين بوجود آورد و سلامت بهداشت و روان آنها را به مخاطره اندازد.
«سحر» درباره اين مسأله معتقد است ؛ سوء ظن پديده اى است كه متأسفانه هر روز گسترش زيادى پيدا مى كند و اين مسأله در ميان قشر زن و مرد به وفور ديده مى شود؛ همچنين بيشتر سوء ظن ها ناشى از عدم اعتماد طرفين به يكديگر است. كمبود محبت، بى توجهى طرفين نسبت به يكديگر، نداشتن و نگذاشتن وقت كافى ومناسب براى همديگر و... از جمله عواملى هستند كه باعث سوء ظن زوجين مى شود.
وى مى گويد: بيشتر سوء ظن ها باعث درگيرى و دعواهاى خانوادگى شده و همين امر مى تواند از لحاظ روحى و روانى به طلاق و قتل بينجامد وحتى اين پديده مى تواند در رشد وتربيت فرزندان نيز تأثير سويى داشته باشد و در آينده نيز آنها از رفتار والدين خود الگو بردارى كرده و راه آنها را ادامه دهند.
«ساناز» كه شوهرش نسبت به او سوء ظن زيادى دارد با گله وشكايت در حاليكه اشك در چشمانش حلقه زده مى گويد: متأسفانه هر روز بدتر از ديروز، هرچقدر كه به جلوتر مى رويم همسرم نسبت به من سوء ظن و بدگمانى بيشترى پيدا مى كند، در ابتداى زندگى كه اجازه كار كردن نمى داد و خوشبختانه بعد از بحث و جدلهاى بسيار با اين مسأله كنار آمد، ولى هميشه با تماس هاى مكرر و مراجعه به محل كارم از حضور من اطمينان پيدامى كند. امان از روزى كه تلفن را حداقل ۵ دقيقه ديرتر جواب دهم و يا براى انجام كارهاى ديگر به طبقات رفته باشم. از همانجاست كه درگيرى ها و بگو مگوها آغاز مى شود. وى مى گويد: حتى به تنهايى اجازه رفتن به خانه مادرم را ندارم و هر وقت كه با اين امر مخالفت مى كنم با مطرح كردن اينكه دوست ندارم به خانه مادرت بروى و حرفهاى آنها روى تو تأثير منفى مى گذارد و باعث تغيير در رفتارهاى تو مى شود، روبرو مى شوم. حتى با دوستان خود نمى توانم براى تفريح به بيرون از منزل بروم با نحوه لباس پوشيدن و آرايش كردن من نيز برخورد مى كند و مى گويد حتماً از چنين كارى قصدى داشته اى، چنين امرى مرا تا سر حد مرگ و جنون كشيده است، بعضى از روزها دوست دارم كه ديگر هرگز از خواب بيدار نشوم و حتى اقدام به خودكشى نمايم ؛ اين در حاليست كه من نسبت به دير آمدن و زود رفتن وى از منزل نمى توانم حرفى بزنم ودر صورتى كه از او سؤال كنم با حرفهاى زشت وناپسند از طرف او مواجه مى شوم.
دكتر «فربد فدايى» روانپزشك و استاد دانشگاه معتقد است:
بدگمانى و سوء ظن به همسر جنبه ذاتى دارد يعنى شخص بيمارى كه دچار بدگمانى است و پس از ازدواج هم اين بدبينى ها افزايش مى يابد؛ همچنين برخى از بدگمانى هاى زناشويى اكتسابى است؛ براى نمونه فرد در اثر كم محبتى از طرف همسر خود به اين نتيجه مى رسد كه همسر به وى علاقه اى ندارد و شايد به ديگرى دلبستگى پيدا كرده است.
همچنين افرادى كه مبتلا به اختلال شخصيتى پارانوئيد و يا گرفتار اختلال هذيانى و اسكيز و فرينا از نوع پارانوئيد هستند؛ امكان دارد كه به همسر خود نيز بدون هيچ دليلى بدگمان شوند كه در اينصورت يا براى بدگمانى خود هيچ دليلى ندارند اما به اين باور رسيده اند كه همسرشان به آنها خيانت مى كند ويا اينكه مسائل جزئى و نامربوطى را به عنوان دليل خيانت همسر ذكر مى كنند.
وى مى گويد: در اختلال شخصيتى پارانوئيد اين بدگمانى شديد نيست و شخص قلباً مى داند كه همسر وى به او خيانت نمى كند اما فكر خيانت او را هم نمى تواند از ذهنش خارج كند و به طرق مختلف همسرش را تحت نظر مى گيرد و تعقيب مى كند؛ براى نمونه يكى از بيماران كه مبتلا به اين عارضه بود در عرض يكماه مبلغى نزديك به دويست هزار تومان را خرج كرايه آژانس براى تعقيب شوهر خود كرده بود تا ببيند او به كجا مى رود و با چه كسى در ارتباط است.
وى مى گويد: البته در دو نوع ديگر سوء ظن ها يعنى در اختلال هذيانى و اسكيزوفرنياى پارانوئيد هر دو بيمار دچار روان پريشى هستند و بدون هيچ دليلى وى اعتقاد كامل دارد كه شوهرش يا زنش به او خيانت مى كند و اينگونه بيماران امكان دارد كه براى گرفتن اعتراف از همسر خود به روشهاى خشونت آميز متوسل شود و يا او را براى انتقام به قتل برساند و گاهى نيز فرزندان خود را با اين گمان كه فرزندان اونيستند مورد شكنجه قرار مى دهد و يا به قتل مى رساند در واقع بيشتر پرونده هاى قتل همسر به علت سوء ظن توسط بيماران روان پريش صورت مى گيرد؛ اما در مورد وضعيت هاى اكتسابى بايدگفت با فردى روبرو هستيم كه در ابتدا بيمارى روانى و يا اختلال شخصيتى نداشته است اما بعدها در اثر عوامل گوناگون دچار ترديد مى شود كه همسرش به او خيانت مى كند.
وى معتقد است: مردانى كه به علت اعتياد طولانى مدت به سيگار، الكل و مواد مخدر دچار ناتوانى جنسى مى شوند عموماً با اين فكر كه مبادا همسرشان به اين علت با مرد ديگرى ارتباط برقرار كند دچار بدگمانى به زنشان مى شوند؛ همچنين مردانى كه با زنانى بسيار جوان تر از خود ازدواج مى كنند و يا بالعكس بيشتر در معرض چنين بدبينى هايى قرار دارند و در اينجا هم ممكن است بيشتر در معرض چنين بدبينى هايى قرار بگيرند. با اقدامات خشونت آميز از طرف همسر بدگمان براى گرفتن اعتراف يا انتقام جويى مواجه مى شويم.
وى مى گويد: معمولاً مردان از وسايل خشن مانند اسلحه براى گرفتن اعتراف يا انتقام استفاده مى كنند و زنان بدگمان به دنبال رمال و جادو و جنبل هستند و يا موادى از اين قبيل مى گيرند ودر غذاى شوهران خود مى ريزند تا رقيب ناشناخته را از دل آنها خارج كنند.
دكتر فدايى معتقد است ؛ به هر حال درمان چنين مراحلى برحسب مورد فرق مى كند؛ براى نمونه فرد دچار روان پريشى بايد تحت درمان دارويى زير نظر روانپزشك قرار بگيرد. يا حتى مدتى در بيمارستان بسترى شود. مبتلايان به اختلال شخصيت اگر درمان را نپذيرفتند و يا درمان مؤثر نبود ديده شده است كه جدايى مى تواند سبب رفع اين بدبينى نسبت به همسر و جلوگيرى از مخاطرات آينده شود. اين در حاليست كه «مريم رامشت» روانشناس نيز معتقد است:
در صورتى كه زوجين نسبت به هم سوء ظن دارند و هيچ علاقه اى نسبت به هم ندارند بهتر است كه از هم جدا شوند و طلاق بگيرند ولى عموماً به دليل اينكه طلاق باعث مشكلات عديده اى براى زوجين بخصوص زنان مى شود و دچار محروميت خواهند شد، اقدام به چنين كارى نمى كنند و متأسفانه همين امر باعث رفتارهاى مخفيانه و خشونت آميز از طرف همسر مى شود.
دكتر فدايى در ادامه مى گويد:
در موارد اكتسابى هم بايد در درجه اول به فكر پيشگيرى بود براى نمونه ازدواج با فاصله سنى زياد نبايد انجام شود و يا مردان نبايداز سيگار، الكل و مواد مخدر مطلقاً استفاده كنند و در اينصورت تغيير شرايط و رفع ابهامات و درمان بيمارى هاى جسمى در موارد اكتسابى مى تواند مؤثر باشد.
وى مى گويد: برحسب يك بررسى انجام گرفته در بين پرونده هايى كه در سازمان پزشكى قانونى مطرح شده است و مربوط به اختلافات زوجين است و منجر به جراحت همسر و يا قتل او شده مشخص شده است كه در طول دو سال نزديك به۵۰ مورد مبتلا به اختلال هذيانى از نوع حسادت و خيانت زناشويى بوده است. البته كار اين بررسى ادامه دارد.
دكتر «مريم رامشت» مى گويد: سوء ظن يك بدبينى است كه مقدمه و زمينه ساز و تجربه خشم است و در اين حالت نوعى بى اعتمادى نسبت به مقاصد افراد كه دائماً در مقابل رفتارهاى افراد حالت احتياط آميزى مى گيرند و باعث افزايش خشم و تهديدهاى قهرى مى شود ؛ همچنين اينگونه افراد حالت منزوى داشته و خود را از افراد ديگر متمايز مى سازند و همين امر باعث مشكلات عديده اى مى شود.
وى معتقد است: بيشتر سوء ظن ها و بدبينى ها ناشى از اين است كه طرفين شناخت كافى از هم ندارند و حتى ريشه قتل ها و بدبينى ها و رفتارهاى قهرى به انتخاب نادرست آنها بر مى گردد؛ همچنين بيشتر قتل ها در بين افرادى كه از لحاظ تحصيلى وموقعيت شغلى در سطح پايينى قرار دارند به وضوح مشاهده مى شود ؛ زيرا آنها فقط براساس عشق هاى اوليه اقدام به زندگى كرده اند در صورتى كه هيچ شناخت عميقى نسبت به هم نداشته اندو بعد از يكسال زندگى احساس مى كنند كه از لحاظ روحى متفاوت هستند و سوء ظن ها شكل مى گيرد.
حتى اگر از هم جدا نشوند ميان آنها نوعى طلاق عاطفى شكل مى گيرد كه مناسب نبوده و عوارض آن باعث مى شود تا فرزندان نسبت به والدين خود بدبين شوند و اعتماد آنها نسبت به والدين كم شود و در اين حالت آنها تكيه گاه خود را از دست داده و به بيرون از خانه و انحرافات موجود در جامعه روى مى آورند ؛ حتى اعتياد، بزهكارى و سوء ظن هاى عميق تر ناشى از همين امر است.
وى مى گويد: وقتى در جامعه ما اتفاقات ناگوارى همچون قتل صورت مى گيرد و بيشترين علت سوء ظن بوده است در صورتى كه اگر تاريخچه زندگى افراد را بررسى كنيم متوجه مى شويم كه بسيارى از قتل ها و جنايتها توجيه سوء ظن بوده است واختلافات آنها ناشى از مسائل ديگرى است.
وى معتقد است: بايد توجه داشته باشيم كه بيشتر قتلها ناشى از سوء ظن نيست و كارشناسان و رسانه ها بايد واقعيتهايى را كه در جامعه اتفاق مى افتد مطرح كنند و ريشه انتخاب ناصحيح و محدوديتها و اختلافات را از طريق بخشهاى روانشناختى و جامعه شناختى ريشه يابى وبه مردم آموزشهاى صحيح را ارائه كنند.
در ادامه دكتر «حسين آقاجانى» عضو انجمن جامعه شناسى خانواده مى گويد: يكى از موضوعاتى كه در واقع خانواده و ساختار آن را تغيير مى دهد بحث سوء ظن است البته اين امر مى تواند از جانب هر دو طرف اتفاق بيفتد ؛ همچنين مسأله سوء ظن نسبت به سالهاى گذشته رشد بيشترى داشته است و در جامعه روستايى وعشايرى هم وجود دارد ولى در جامعه شهرنشينى به دليل تفكرات و موقعيتهاى بالاتر اين پديده بيشتر به چشم مى خورد.
وى مى گويد: موقعيت در زندگى شغلى، تساوى دو جنس، ارزش پول و... موجب شده كه در ساختار خانواده مدرن تغييراتى بوجود بيايد و سوء ظن ها افزايش يابد.
وى معتقد است: به دليل اينكه آگاهى زنان در مورد مسائل تحصيلى، شغلى، درآمد و پايگاه اجتماعى افزايش يافته است و جامعه دچار يك نوع وا پس ماندگى فرهنگى شده است؛ يعنى زنان تمايل دارند كه هرچه زودتر وضع پايگاه اجتماعى خود را تغيير دهند و به مراتب بالاترى بروند؛ اين در حاليست كه مردان جامعه ما از تفكر سنتى برخوردارند و با تغييرات زنان موافق نيستند،به همين دليل دچار سوء ظن مى شدند همچنين جامعه مردسالار انتظار دارد كه زن در همان پايگاه گذشته باقى بماند و كاركرد آنها در درون خانواده باشد.
وى معتقد است؛ همچنين بررسى ها در طول تاريخ نشان مى دهد كه سخت ترين نقشها از رسيدگى ، تعليم و تربيت بچه ها، پخت و پز براى زنان بوده است ؛ اين در حاليست كه مردان فقط نقش نان آور را داشته اند كه همين امر و تضاد نقشها مى تواند كاركردهاى نامناسبى همچون سوء ظن را به دنبال داشته باشد.
وى مى گويد: ما بايد ساختار قدرت عمودى جامعه را كه حدود هزار سال است به مردان محول شده آرام آرام به يك تحرك افقى (تساوى حقوق زن و مرد) تبديل كنيم كه لازمه اين امر آموزشهاى لازم از طرف وزارت آموزش و پرورش است؛ درصورتى كه اين آموزشها صورت نگيرد ومردان در سطحى باقى بمانند كه زنان جامعه نبايددر تحرك اجتماعى نقشهاى مثبتى ايفا كنند، خشونت، تنبيه، كتك كارى، سوء ظن و بدگمانى ها افزايش مى يابد.
وى در پايان گفت: تا زمانى كه شيوه هاى قومى در جامعه رواج دارد و ارزشها و آداب و سنن به قانون تبديل نشده است تعداد جرايم و بدبينى ها افزايش مى يابد.
به نقل از روزنامه ایران