نویسنده : زهرا زحمتكش

يكي از راههاي پرورش شخصيت كودكان، شركت بزرگسالان در بازي آنهاست .وقتي والدين با شركت در بازي بچه ها به آنان در كارهاي كودكانه ياري مي كنند، روح و روان كودك سرشار از مسرت و شادي مي شود و احساس خود ارزشمندي مي كند، ضمن اينكه از طريق همبازي شدن با كودكان، مي توانيم درك بهتري از رفتارها، احساسات، تخيلات و تصورات آنان داشته باشيم.





بچه ها معمولاً تا سه سالگي بيشتر به تنهايي بازي مي كنند و گاهي نيز به سراغ والدين خود مي روند و از آنها مي خواهند با آنها بازي كنند .بازي با كودك براي پدر و مادر هم مي تواند سرگرم كننده و لذت بخش باشد و به نوعي سبب بازگشت به دوران كودكي و حالت نشاط و انبساط خاطر شود .پس بهتر است براي ساعتي هم كه شده از دنياي پر دردسر كنوني فاصله گرفته، به دنياي شيرين تخيلات بچه گانه سفري كوتاه داشته باشيم.
زهره عبداللهي، مشاور خانواده، در همين زمينه به والدين توصيه مي كند :براي اينكه بتوانيد بازي جالب و سرگرم كننده اي با كودكتان داشته باشيد، بايد وجودتان از شوق بازي سرشار باشد و براي اين منظور، لازم است حواستان را كاملاً به كودكتان معطوف كنيد و درست مثل فرزندتان در بازي مشاركت داشته باشيد .در اين حالت، شما نيز به عنوان يك همبازي بايد به دنياي كودكانه وارد شويد، منتهي نقش كودكي را بازي كنيد كه عاقل تر است و زيركانه او را از انجام كارهاي خطرناك يا تجاوزگرانه به حقوق همبازي اش باز مي دارد.
وي مي افزايد :چنين امري موجب مي شود تا والدين از طريق بازي شيوه زندگي مسالمت آميز با ديگران را به كودكشان بياموزند.
به عنوان مثال، منظره مادر يا پدري را كه ضمن بازي با كودك خود چهار دست و پا روي زمين راه مي رود يا پشت لباس كودك را مي گيرد و صداي لوكوموتيو درمي آورد، نه تنها خنده آور نيست، بلكه تابلويي زيبا و شاد از زندگي است.
دكتر ايرج مهديزاده، روانپزشك نيز معتقد است :اگر بدون رغبت و با خستگي و به رغم ميل باطني با كودك مشغول بازي شويد و تمام حواستان را به او نسپاريد، كودك بزودي بي ميلي شما را مي فهمد و از شما مي رنجد و چه بسا بازي را به هم بزند و از ادامه آن صرف نظر كند .از اين رو، حتي چند دقيقه بازي با كمال علاقه و شكيبايي به ساعتها بازي توأم با بي ميلي با كودك ترجيح دارد .وقتي شما و كودك از بازي با هم لذت ببريد، او چنان خشنود مي شود كه به آساني مي گذارد به دنبال كارهاي ديگر خود برويد و با وعده بازي در فرصتي ديگر دلخوش مي شود.
اما كودكي كه در بازي با والدين ارضا نشود، هميشه گم كرده اي دارد و هيچ وعده و وعيدي خشنودش نمي كند .بنابراين، چه بهتر از اين كه در طول روز گاهي هم به بازيهايي كه مي توانيد با بچه انجام دهيد بينديشيد و خود را از اين نظر هم تجهيز و آماده كنيد.


* رهنمودهايي براي همبازي شدن والدين با كودك
در كتاب «چگونه با كودكان همبازي شويم» نوشته علي محموديان آمده است : هنگامي كه با كودكان بازي مي كنيد، دقت كنيد كه كودك بازي را رهبري كند نه شما، چون شما وقتي ابتكار عمل را به دست مي گيريد، كودك احساس حقارت و ناتواني مي كند .به عنوان مثال، وقتي كودك مي خواهد خود قطار برقي اي را كه به او هديه داده اند به كار اندازد، فوراً والدين خود را جلو انداخته، به او طرز كارش را ياد مي دهند يا وقتي مي خواهد از درون اسباب بازي سر درآورد و آن را باز و بسته كند، طاقت نياورده و راه حل را به او مي گويند و او را از كشف و تجربه شخصي محروم مي كنند و سرانجام وقتي كودك براي ساختن چيزي كاغذي را مي برد، والدين مدتي به كوشش او نگاه مي كنند، سپس قيچي را از دست او مي گيرند و مي گويند :بده به من برايت ببرم .مي بيني چه خوب درآمد؟
كودك نگاه مي كند و مي بيند ساخته پدر بهتر از كار درآمد .آن گاه صفحه كاغذ ديگري را به پدر مي دهد و از او تقاضا مي كند چيز ديگري برايش ببرد و پدر نيز، كه از موفقيت خود خرسند است، با علاقه اين كار را انجام مي دهد.
كودكان چنين والديني فقط آنچه را كه اولياي آنها انجام مي دهند، تكرار مي كنند و عادت نمي كنند بر مشكلات فايق آيند و به طور مستقل خصلتهاي خوب را رشد و پرورش دهند.
هر وقت والدين طرز كار وسيله اي را بدون درخواست خود كودك به او بگويند و اجازه ندهند خودش آن را كشف كند، در واقع شادي كشف كردن و لذت پيروزي بر موانع و مشكلات را از او سلب كرده اند .در چنين كودكاني، بي اعتمادي به نيروهاي خود و ترس و وحشت از شكست رشد مي كند .در واقع، به كودك اين احساس را القا كرده اند كه او موجودي ضعيف، حقير و وابسته به كمك ديگران است .بدين ترتيب، اين گونه كودكان پس از بزرگ شدن و ورود به اجتماع، هميشه دنبال تكيه گاهي براي رفع مشكلات خود مي گردند.
علي سجاديان، يكي ديگر از روانشناسان نيز به والدين توصيه مي كند :ضمن بازي با كودك توجه او را به قوانين و مقررات بازي جلب كنيد و هر جا جريمه اي به او تعلق مي گيرد، جريمه اش كنيد و هر جا پاداشي مي يابد، پاداشش را بدهيد.
هر وقت كودك خسته شد بازي را تمام كنيد، ولي اگر با شور و شوق بازي را ادامه مي دهد مانع نشويد، ولو اينكه كم كم نقش خود را در بازي كم كنيد و خود را به تدريج كنار بكشيد.
به هنگام بازي، هر وقت كودك اشتباه مي كند، او را سرزنش و تحقير نكنيد، با شكيبايي به او كمك كنيد تا اشتباهش را رفع كند .دقت داشته باشيد كه اگر كودك به دفعات در بازي شكست بخورد و ناكام شود (بيش از سه تا چهار بار شكست)، به لحاظ رواني آثار نامطلوبي بر او مي گذارد و اعتماد به نفس خويش را از دست مي دهد.
پس با رعايت قوانين و مقررات، رعايت عدل و انصاف و گذشت و شكيبايي بگذاريد كودك تصوير يك همبازي ايده آل را در وجود شما ببيند تا به نوبه خود بتواند همبازي خوبي براي دوستانش باشد.
وقتي كودك به هنگام بازي با عصبانيت و پرخاشگري نسبت به عروسكش پرخاش مي كند، او را كتك مي زند، موهايش را مي كشد و يا دست او را مي كند، والدين به عنوان همبازي نبايد مانع كارهاي او شوند؛ بلكه بايد با همدلي به كودك خود كمك كنند تا عواطف و احساسات خويش را در خلال بازي بروز دهد و از اين طريق كودك را در ابراز و بيان ناراحتيها، حسادتها و ترسهايش ياري دهند.
سجاديان در ادامه مي گويد :به هنگام بازي با كودك، بگذاريد او در عالم تخيل خويش سير كند .هر شيئي را هر چه مي خواهد، بنامد .مثلاً، اگر كودك به يك قطعه چوب مي گويد «اين اسب من است» يا اينكه آن چوب را تفنگ محسوب مي كند، به او نگوييد اين چوب چه شباهتي با تفنگ و اسب دارد؟ بلكه بگوييد :خوب، اسب خودت را آب بده، بگذار اسبت استراحت كند، چه اسب تيزرويي داري، برو مسابقه بده و ...
به هنگام بازي تخيلي، كودك نياز دارد كه به سرعت پاسخ بگيرد، بنابراين بايد دنياي كودك را درك كرده و با او همراه شد.
بعضي از كودكان به هنگام بازي اگر برنده نشوند، عصباني و ناراحت مي شوند .والديني كه نمي خواهند فرزندشان را ناراحت ببينند، صحنه بازي را طوري ترتيب مي دهند كه كودكشان برنده شود .اين گونه عملكرد از نظر تربيتي به دلايل زير صحيح نيست:
1-اين كودكان خودخواه، مغرور و آسيب پذير خواهند شد.
2-اين كودكان توانايي، قدرت و نيز شانس خود را بيش از حد واقعي تخمين مي زنند.
3-به هنگام بازي با همسالان دوست دارند هميشه برنده شوند و در صورتي كه برنده نشوند، از نظر روحي و رواني آمادگي پذيرش شكست را ندارند و تحمل واقعيت برايشان تلخ است.
بنابراين، كودك بايد در بازي بياموزد كه در زندگي شكست هم وجود دارد و نبايد به خاطر عدم موفقيت، بلافاصله از همه چيز صرف نظر كرد