ارتباط چشمی و آگاهی در اوتیسم

به نظر می رسد پدید آمدن این آگاهی مستلزم آن است که کودک نگاه دیگران را دریابد. درست وقتی چشم در چشم مادر می اندازد و نگاه مادر را متوجه خود می بیند پایه های آگاهی وی شکل می گیرد. حال توجه کنید که کودک اوتیستیک که از نظر ارتباط چشمی مشکل دارد از چه موهبتی بی بهره است و ایجاد ارتباط از طریق چشم چه نقش شگرفی در خودآگاهی کودک اوتیستیک دارد.



خاصیت آینه آن است که همواره چیزی را که در برابرش قرار دارد می نماید. هر چیزی که این خاصیت را داشته باشد تا حدی کارکرد آینه را دارد. به عبارت دیگر آینه بودن آینه به این است که منعکس کننده چیزی جز خودش باشد. به طور مشابه ذهن انسان ذهن بودن خود را مدیون آن است که همواره راجع به چیزی است یعنی چیزی در آن نقش می بندد و ذهن آن را بازتاب می دهد. به عبارت دیگر ما همواره ذهنمان درباره چیزی (aboutness) است. به چیزی می اندیشیم از چیزی می هراسیم به چیزی دل می بندیم و از چیزی نفرت داریم و .....

به این خاصیت حیث التفاتی ذهن (intentionality) می گویند. اگر ذهن این گونه نبود دیگر ذهن نبود. اما آگاهی وقتی پدید می آید که ذهن متوجه خودش می شود.یعنی ذهن وقتی چیزی را می نمایاند در همان حال متوجه خود می شود درست همانند این که آینه ای بتواند همزمان با آن که چیزی را نشان می دهد خود را نیز نشان دهد. این کار تنها هنگامی ممکن است که آینه دیگری در برابرش قرار گرفته باشد.

به طرز مشابه می توان گفت پدید آمدن آگاهی در انسان نیازمند آن است که انسان دیگری در برابر وی باشد و انسان دریابد که موضوع توجه فردی دیگر قرار گرفته است. این مساله به ویژه در دوران نوزادی حائز اهمیت است. این که کودک دریابد همان طور که او وقتی به یک شئ می نگرد آن شئ مفعول توجه اوست وقتی دیگران هم به او نگاه می کنند وی موضوع توجه آنان است. این گونه است که نتیجه می گیرد اگر من می توانم موضوع توجه دیگران قرار گیرم پس می توانم موضوع توجه خود نیز قرار گیرم. بدین ترتیب ذهن به وجود خود آگاه می شود و آگاهی پدید می آید.

اما چه عاملی در شکل گیری این فرایند بیش از هر چیز دیگر موثر است؟

به نظر می رسد پدید آمدن این آگاهی مستلزم آن است که کودک نگاه دیگران را دریابد. درست وقتی چشم در چشم مادر می اندازد و نگاه مادر را متوجه خود می بیند پایه های آگاهی وی شکل می گیرد. حال توجه کنید که کودک اوتیستیک که از نظر ارتباط چشمی مشکل دارد از چه موهبتی بی بهره است و ایجاد ارتباط از طریق چشم چه نقش شگرفی در خودآگاهی کودک اوتیستیک دارد...

تا فردی نتواند نسبت به ذهن خود آگاهی پیدا کند از درک حالات ذهنی دیگران هم عاجز است چرا که ما برای این که دارای توانایی ذهن خوانی بشویم ابتدا باید به محتوای ذهن خود آگاهی یافته باشیم و سپس با مبنا قرار دادن حالات ذهنی خود این حالات را به دیگران نسبت دهیم. به عنوان مثال وقتی می بینیم کسی با چهره ای گرفته و درهم و با مشتهای گره کرده با صدای بلند سخن می گوید با مقایسه حس و حالی که خودمان در این گونه مواقع داریم پی میبریم که وی عصبانی شده است. حال اگر کودک نسبت به حالات روانی خود آگاه نباشد نمیتواند درک کند در پس این رفتار آن فرد مذکور چه حسی نهقته است لذا حال او را درک نخواهد کرد.

این درست همان چیزی است که در کودکان اوتیستیک می بینیم: عدم درک حالات روانی دیگران و ناتوانی در تشخیص حالات چهره. بدیهی است با وجود چنین نقیصه ای همدلی و دلسوزی کردن برای دیگران و برقراری ارتباط موثر و دوستانه با آنان امکان پذیر نیست. با این توصیف ایجاد ارتباط چشمی باید جزئی اساسی از برنامه درمانی اوتیسم باشد.



سید مجید رفیعی