در فيلم face off ، جاي دو بازيگر اصلي فيلم يعني نيكلا‌س كيج و جان تراولتا توسط عمل جراحي صورت عوض مي شود.
قرار است براي اولين بار روياي فيلم <تغيير چهره> به واقعيت بپيوندد و صورت يك فرد مرده به جاي صورت فردي كه چهره اش در تصادف آسيب ديده است، قرار گيرد. ‌
در چند هفته آينده 5 مرد و 7 زن به صورت محرمانه به كلينيك كليولند در اوهايو آمريكا مي روند تا براي يك نوع جراحي كاملا‌ جديد،‌مورد پرسش و پاسخ قرار گيرند. جراحي اي كه تا به حال در هيچ كجاي جهان سابقه نداشته است. اين افراد همگي كساني هستند كه سابق بر اين در اثر حوادث مختلفي مثل رانندگي يا آتش سوزي، سيماي واقعي خود را از دست داده‌اند و به هيچ وجه شبيه به يك انسان نيستند. اما ا‌ين جراحي سوال‌هاي زيادي را در محافل گوناگون مطرح كرده است. سوال‌هايي گاه معمولي‌از قبيل ،< آيا اين افراد بعد از عمل مي‌توانند بخندند؟ ، ابروهايشان بالا خواهد رفت؟، چشم‌هايشان را مي‌توانند باز و بسته كنند؟ و دهانشان به هر حالتي كه بخواهند در مي آيد؟> قرار است، در اوقات پيش رو دكتر ماريا سيميونو، روي استخوان‌هاي گونه، لب ها و بيني آنها مطالعه كند. احتمالا بعد از اين مطالعه دكتر ماريا از آن‌ها خواهد پرسيد:‌<شما نمي‌ترسيد، اگر شبيه يك نفر ديگر شويد؟> به نظر بسياري از صاحب نظران، اين سوال حياتي ترين سوالي است كه قبل از چنين عملي بايد پرسيده شود. زيرا بعد از اين جراحي شخص با بزرگترين بحران هويت زندگي اش رو برو خواهد شد. ديگر لازم به توضيح نيست كه دكترسيميونو قرار است چه عملي انجام بدهد. درست حدس زديد. او مي خواهد عمل پيوند صورت را انجام دهد. همان چيزي كه قبلا تنها در فيلم ها ديده بوديم؛ در فيلمي مثل face off و جايي كه مشابه چنين جراحي اي انجام شد. نيكلاس كيج و جان تراولتا در آن فيلم، در يك عمل جراحي محرمانه جايشان با يكديگر عوض شد و هيچ كس هم به غير از سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا ا‌طلاعي از آن نداشت. آن موقع وقتي توي صفحه نمايش، عوض شدنِ جاي يك پليس و يك دزد را با يكديگر مي ديديم دهانمان را از تعجب باز مي‌شد و فكر مي‌كرديم :< مگر چنين چيزي ممكن است؟. > بعد‌ها هم يادمان مي‌آمد كه يك فيلم هاليوودي خوب را ديده ايم كه يك نفر به طور تصادفي صورتش را با يك نفر ديگر، آن‌هم در يك عمل جراحي عوض مي‌كند. به خودمان هم مي‌گفتيم همه آنها، فقط تصاوير‌يك‌ فيلم‌ بودند. اما ‌اين‌‌بار اين مسئله ‌واقعيت ‌دارد ‌و دكتر ‌سيميونو مي‌خواهد‌اين‌كار‌را‌رو صورت يكي از اين 12 نفر انجام دهد. اين يعني، يكي از اين 12 نفر به زودي شخص ديگري خواهد شد كه خودش هم ديگر خودش را نمي شناسد و هر روز در آينه بايد يك نفر ديگر را ببيند تا بالاخره به آن عادت كند.
اين عمل شايد غايت يك عمل پزشكي به حساب بيايد. اين عمل مي تواند براي كساني كه در يك آتش سوزي يا تصادف وحشتناك يا ديگر حوادث غم انگيز ريختشان به طور كلي از بين رفته است زندگي دوباره بدهد. امروزه بسياري از اين قبيل افراد، هيچ گاه پس از عمل‌هاي متداول به حالت اول بر نمي گردند. جاي التيام زخم هاممكن است هيچ‌گاه خوب نشود و حتي اگر شانس بياورند هم پوستشان‌مثل‌پوست‌عادي‌ح ركت نمي‌كند.
سيميونو ادعا مي‌كند:< اين افراد پيش از اين حسي را كه مربوط به تشخيص هويت بود از دست داده بودند و از اين پس خواهند توانست آن چيزي كه در درونشان است به روي صورتشان و به شكل حالت‌هاي چهره، منعكس كنند.> پشتيبانان مالي او از آزمايش هاي دقيق او و تيم خبره و جراحي او حكايت مي كنند و اذعان مي كنند كه او پيش از اين ، روش جديدش را بر روي صورت بسياري از حيوانات و جسد هاي اهدايي اجرا و پياده كرده است.
اما منتقدين اين عمل جراحي مي‌گويند اين روشي بسيار خطرناك براي كساني است كه مردن يا زنده بودن برايشان تفاوتي نمي‌كند. آنها بعد از عمل با دردي غير قابل تصور از درون و روانشان، روبرو خواهند شد كه بعدها مبارزه با آن غير ممكن خواهد بود. اين همان ترسي بود كه در فرانسه و انگلستان در چند سال قبل مانع از انجام جراحيِ جانشيني صورت شد. اما اين بار تمام اركان اين جراحي،يعني جراح، بيمار و بيمارستان، علاقه شديدي به انجاماين عمل جراحي از خود نشان مي دهند كه در نوع خود بي سابقه است. آنها مي خواهند هر چه زود تر اين جراحي انجام شود و آن‌هم بدون چون و چرا. البته بيمار در اين چرخه سه گانه علاقه‌اش از بقيه كمتر به نظر مي رسد. زيرا تمامي 12 نفر داوطلب در اظهارات خود از نوعي ترس مبهم شكايت كرده اند.

جراحي سهمگين
اما رضايت نامه‌هاي اين عمل كه از دو طرف عمل جراحي گرفته مي‌شود نيز حرف و حديث‌هاي خود را دارد. در فرم رضايتي كه بيماران عضو گيرنده پر كرده اند ذكر شده كه اين جراحي چيزي مثل كتاب داستان نيست و عواقب آن هم براي همه ناشناخته است و آنقدر اين مسئله مهم است كه حتي پزشكان هم براي گرفتن اين رضايت ها از مريض و خانواده آنها دچار ترديد مي‌شوند. در اين رضايت نامه آمده است:< پوست صورت شما برداشته خواهد شد و با يك صورت ديگر كه از يك مريض در حال فوت بخشيده شده است جايگزين مي‌شود. پوستي كه با جنس، بافت سلولي و رنگ پوستتان تطبيق كند. اين عمل بين 8 تا 10 ساعت طول خواهد كشيد و حدود 10 تا 14 روز نيز در بيمارستان بستري مي شويد. عوارض جراحي ممكن است منجر به عفونت پوست شود. پوست صورتتان سياه شود و نياز به عمل جراحي دوم داشته باشيد. دارو هايي كه بعد از اين عمل بايد بخوريد بايد تا پايان عمر تداوم داشته باشد تا مبادا بدنتان اين پوست را پس بزند و اين دارو ها مي‌تواند خطر از بين رفتن كليه ها و بوجود آمدن سرطان را افزايش دهد. بعد از عمل هم، شما بايد احساس خجالت كنيد يا نا اميد شويد، يا از اينكه پوست صورت يك آدم مرده را به صورتتان زده ايد احساس ترس يا پشيماني داشته باشيد. به هر حال همه اين موارد طبيعي است.>
در فرم نظر خواهي اين جراحي همچنين نوشته شده است :<شما تحت محافظت كلينيك قرار خواهيد گرفت اما احتمالا بعد ها با كو‌چكترين اشكالي از شر مطبوعات نمي توانيد خلاص شويد. كلينيك هزينه هاي اولين بيمار را به عهده خواهد گرفت، اما بقيه بيماران بايد خود به تنهايي بتوانند از عهده اين مخارج بر آيند.> در فرم ديگري كه مربوط به خانواده اهدا كننده صورت است، حاوي اطلاعات ديگري است كه به خانواده اهدا كننده تذكر مي‌دهد كه كسي كه صورت محبوب آنها را از اين پس به همراه خواهد داشت شباهتي به او ندارد. در ضمن كسي كه اين پيوند را انجام داده است بايد بيشتر شبيه به صورتي باشد كه پيش از اين داشته و بر اثر حادثه از بين رفته است و اين مسئله كاملا علمي است. البته مطالعاتي كه صورت گرفته ، نشان مي دهد ممكن است صورت جديد حالتي بينابين صورت شخص مرده و شخص گيرنده صورت باشد. سخنگوي كلينيكي كه قرار است اين جراحي در آن انجام شود، مي‌گويد:‌<تيم بزرگ اين جراحي كه تنها شامل جراحي در اتاق عمل نمي شود، در طول ماه‌هاي متمادي و طي آزمون هاي مكرر بدست آمده است. اين تيم شامل روانشناس پرستار، تراپيست، وكيل بيمار و آژانس اهداي عضو صورت گرفته است. سيميونو تلاش بسياري براي بدست آوردن اين همكاري كرده است و به هيچ وجه هم حاضر نيست به راحتي اين موقعيت را از دست بدهد.>
در ابتدا هيچ كس از نقشه هاي دكترسيميونو حمايت نكرد و او تك و تنها به دنبال بدست آوردن پشتيباني براي خودش از اين سو به آن سو مي دويد. او عكس هاي بيماراني كه مي خواستند اين عمل را انجام دهند با خود به همه جا مي برد و سر هر ميز مذاكره اي مي نشست تا شايد بتواند نظري را جلب كند. تا اينكه بالاخره اين عمل ميسر شد. او مي‌گويد: <من تنها مي خواهم اين عمل انجام شود و براي آن هر كاري مي كنم. بيمار من خودش مي داند كه من بدون پشتوانه به سراغ او نرفته ام و از اين بابت خيالش راحت است.> بد نيست بدانيد،نمونه اين جراحي قرار بود 6 سال پيش انجام شود. زماني كه يك بچه 2 ساله در اثر حمله يك سگ صورتش از هم پاشيده شد. جراحان تگزاس آن موقع سعي كردند تا بتوانند اين عمل را هر چه سريع تر انجام دهند؛ عملي كه 28 ساعت طول كشيد. در اين عمل پوست شكم او به‌جاي گونه ها قرار گرفت، پوست روي كشاله ران اطراف دهان و پوست ساعد هم بجاي لب و زير لب قرار گرفت. اما او هيچ گاه نتوانست يك صورت نرمال پيدا كند و صورت او به شكلي عجيب و غريب در آمد.