نوروز سال ۱۳۷۴ بود که من به بهانه سال نو به دیدار اقوام رفته بودم. از وضعم جویا می‌شدند و چون می‌گفتم در دوره تخصصی دکترای فارماکولوژی قبول شده‌ام، ورود مرا به تخصص داروسازی! تبریک می‌گفتند. چند ماهی گذشت و برای تقویت زبان انگلیسی خود به یکی از آموزشگاه‌های معروف رفتم. سر یکی از کلاس‌ها استادی که بسیار نیز مجرب بود، در باب مترادفات و متضادها دو کلمه Pharmacy و Pharmacology را در ردیف هم نشاند. در پایان کلاس و در خلوت به وی توضیح دادم که این دو واژه از لحاظ مفهومی ‌یکسان نیستند و حیطه مطالعاتی‌شان نیز با هم تفاوت‌هایی دارد. با شک از من خداحافظی کرد...
چند سالی گذشت. در جلساتی که به منظور آماده‌سازی دانشجویان پزشکی برای آزمون پره‌انترنی برگزار می‌شد، از آنان درباره تعریف داروشناسی و تفاوت آن با داروسازی پرسیدم. از بین جمع حدود پنجاه نفری هیچ پاسخی برنیامد. چندی پیش نزد یکی از فوق‌تخصص‌های پزشکی خود را داروساز عمومی ‌و متخصص داروشناسی معرفی کردم. با صداقت و صراحتی که خاص عالمان راستین است، از تفاوت این دو اظهار بی اطلاعی کرد.
علاوه بر موارد فوق طی این سال‌ها به کرات در مجلاتی دیدم که داروساز را «فارماکولوژیست» عنوان داده بودند‍‍‍ تا اینکه در چند شماره پیش در سپید مطلبی نوشتم و خود را تنها داروساز معرفی کردم. استاد عزیزم دکتر محمودیان بر من خرده گرفت که: «چرا از تخصص خود یاد نکردی؟» گفتم: «در این آشفته‌بازار مدرک‌بازی و مدرک‌سازی دیگر حوصله‌ای برای بیان تفاوت داروشناسی با داروسازی ندارم.» نگاه پر سکوت استاد چوب سهمگینی بود که بر فلک گفتارم نشست. برای جبران آنچه کردم و گفتم، بر آن شدم از وجه رسانه‌ای چند جمله‌ای در این باب، البته با اجازه از پیشکسوتان این دو رشته، بنویسم.
● به پهنای بیکران
کلمه «Pharmacy» از جنبه لغوی و عام آن به معنای «دانش و فن ساخت داروها» یا همان «داروسازی» است، اما در معنای مفهومی ‌آن یکی از حوزه‌های بزرگ علم است که طیف عظیمی ‌از دانش و فناوری‌های گوناگون را به کار می‌گیرد که از کشف دارو تا مصرف آن، راهی دراز پیموده می‌شود. در این معنا شاید واژه «داروگری» مناسب‌تر از «داروسازی» باشد. در واقع داروسازی یا به بیان مفهومی آن داروگری، عرصه پهناوری است که از سویی سر برآسمان ریاضیات و دانش‌های تجربی یعنی فیزیک، شیمی ‌و زیست شناسی و شاخه‌های مختلف آن می‌ساید و از طرفی بر قلمروهای جذاب و نوینی چون بیوانفورماتیک، پروتئومیکس، ژنومیکس و فناوری‌های نانو و بیو، خیمه و تکیه می‌زند و آنگاه در اقیانوس ژرف اقتصاد، مدیریت، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و اخلاق و در یک کلام علوم انسانی و اجتماعی پا می‌گذارد و در آخر محصول هنر و خلاقیت خود یعنی دارو را به رخ می‌کشد، اما «فارماکولوژی» یا «داروشناسی» علمی است که به مطالعه و بررسی تعامل مواد شیمیایی با سامانه‌های زنده می‌پردازد که اگر این ماده شیمیایی دارو باشد، یعنی ماده‌ای که به منظور پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری‌ها، آن هم در انسان به کار رود، از این علم با نام فارماکولوژی پزشکی یاد می‌شود. فارماکولوژی دو رکن اساسی دارد:
۱) علم مطالعه تاثیرات دارو بر بدن یا «فارماکودینامیک»
۲) علم مطالعه اینکه بدن با دارو چه می‌کند یا «فارماکوکینتیک». حال اگر مقدار دارو افزایش یابد و به حد مقادیر مضر برسد و تبدیل به سم شود، زیرشاخه مهمی‌ از علم فارماکولوژی به نامToxicology یا سم‌شناسی بنیان نهاده می‌شود.
برمبنای این تعریف اگر بخواهیم بدانیم که آسپیرین در بدن چگونه اثر می‌کند، یعنی اثرات آن چیست و از سویی در بدن چه مسیری را طی می‌کند، دانش داروشناسی پاسخگوی این سوالات خواهد بود. از این روست که تمام حرف پزشکی و پیراپزشکی اعم از پزشک، دندانپزشک، داروساز، پرستار، ماما، متخصصان هوشبری و غیره برای آشنایی با نحوه عملکرد داروها و سرنوشت آنها در بدن، این علم را در قالب دروس پایه خود همراه با سایر دروس پایه نظیر بیوشیمی، فیزیولوژی، انگل‌شناسی، ایمنی‌شناسی، میکروب‌شناسی و غیره فرا می‌گیرند و دامپزشکان نیز چون موجود زنده مورد بررسی‌شان به جای انسان، حیوان است، بسته به نوع حیوان گرایش‌های دیگری از فارماکولوژی را در قالب فارماکولوژی دامپزشکی، فارماکولوژی وحوش، فارماکولوژی ماهیان و طیور و متخصصان گیاه پزشکی شاخه دیگری از داروشناسی یعنی شناخت سموم دفع آفات نباتی را می‌آموزند.
● همه در کنار هم
به این نحو در می‌یابیم که چرا در بسیاری از شاخه‌های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی نظیر بیهوشی، چشم پزشکی، انکولوژی و زنان، دانش داروشناسی متخصصان این رشته‌ها از سایر حرف پزشکی کامل‌تر، جامع‌تر و البته کاربردی‌تر است و تنها داروپزشکان و دارودرمانگران (منظور همان داروسازان بالینی و بیمارستانی) تخصص دیده‌اند که در کنار پزشکان متخصص می‌توانند امر دارودرمانی را کامل کنند و باز به این علت است که برای اخذ PhD در رشته‌ای مانند داروشناسی بالینی، نامزد احراز این درجه حتما باید پزشک باشد و یا داروشناسی در خارج از کشور به صورت رشته‌ای مستقل، سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دارد و بسیاری از متخصصان داروشناسی، از رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی، دامپزشکی هستند و یا از کارشناسی ارشد سایر رشته‌های علوم پایه نظیر بیوشیمی ‌یا فیزیولوژی به دوره دکتری داروشناسی راه یافته‌اند.
● مرزهای جدا
بنابراین اگرچه دانش فارماکولوژی در عرصه کشف، تکوین و ساخت دارو، نقشی بی‌بدیل و بنیادین دارد و داروساز باید اشرافی کامل بر علم داروشناسی داشته باشد، اما مرز آن با داروسازی کاملا روشن و آشکار و داروشناسی بی وجود دانش و فن داروسازی، ناقص و گاه ابترست.
از این رو داروسازی نیز بسان رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی و دامپزشکی هم مقطع دکترای حرفه‌ای (عمومی) و هم تخصصی دارد که از میان برخی از تخصص‌های آن می‌توان به داروسازی صنعتی، شیمی‌ دارویی، فارماکوگنوزی و داروسازی هسته‌ای اشاره و از دانش‌آموختگان این رشته‌ها با عنوان دارو پژوه یاد کرد و نیز از متخصصان داروسازی بالینی و بیمارستانی با عنوان «دارو پزشک» نام برد.
با امید به اینکه این توضیحات جایگاه داروسازان، داروپزشکان و داروپژوهان را در چرخه درمان و سلامت روشن‌تر و حیطه دانش آنها را وضوح بیشتری بخشد، سخن را کوتاه کرده و اجازه می‌خواهم تا خود را معرفی کنم: من محمود هورمند، دانش آموخته دوره «دکترای عمومی داروسازی» (PharmD) از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و دانش‌آموخته دوره دکترای تخصصی (PhD) «داروشناسی» از دانشگاه علوم پزشکی ایران هستم.









دکتر محمود هورمند


هفته نامه سپید