جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 3 از 3 مجموع

موضوع: پزشکی قانونی(مقالات)

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض پزشکی قانونی(مقالات)

    پزشکي قانوني چيست ؟

    نوشته :دکتر صد قضائي

    اگر چه از اسم پزشکي قانون همراه بودن پزشکي باقانون مفهوم ميشود ولي در حقيقت درعين حالي که پزشکي در خدمت قانون است و پزشکي قانوني از تمام معلومات پزشکي استفاده ميکند تا راه را براي موفقيت قانون بگشايد يک تضادي نيز بين آنان وجود دارد.
    صدر نشينان مسند قضا که ترازوي عدالت بر کف, سرنوشت انسانها را رقم ميزنند در يک کفه ترازو, قانون را قرار ميدهند که با تمام صلابت واستحکام و پايداري و قاطعيت عرض اندان ميکند ودر کفه ديگر پزشک را, يعني در حقيقت نتايج حاصل از پزشکي يا بطور دقيق کارشناسي پزشکي قانوني را, که درست برعمس قانون از قاطعيت و صلابت و پايداري در ان خبري نيست بلکه پر از ناپايداري, بي ثباتي و تغيير و تحول است.
    گفتيم پزشکي قانوني معلومات پزشکي رادر خدمت قانون قرار ميدهد يعني وقتي در يک مساله مربوط به انسان کارشناسي در کفه ترازو در مقابل قانون قرار ميگيرد در خقيقت از علم پزشکي استفاده شده است و اظهار نظر پزشکي قانوني در واقع حاصل از علم پزشکي ميباشد و از اصول و قوانين موجود در آن متاثر است. علم پزشکي مربوط به انسان است که يک موجود بيولوژيک بوده و تابع اصول کلي بيولوژي و زندگي و حيات است که پر تغييرات و تحولات و ناپايداريها و ناهمگونيهاست: انسانها با شکلها و قيافه هاي مختلف, با طرز فکرها و مغزها و روانهاي متفاوت خلق شده اند, سياده زرد, بلند قد, کوتاه قامت زشت, زيبا, چاق, لاغر ... مدتهاي متفاوتي عمر ميکنند از چند ساعت, روز , ماه , سال تا چندين ده سال حتي متجاوز بر قرن, و در شرايط متفاوت زندگي را بسر ميبرند. فقر يا غنا, رفاه يا سختي, سعادت يا نگون تا 50 + درجه, سختي هاي اقليمي را تحمل مينمايند و داراي خصوصيات انفرادي کاملا متفاوت از همديگر ميباشند که هيچکدام از اين خصوصيات نيز ثابت و لا يتغير نيست: بدين معني که مثلا انسان سالم قاعدتاً داراي قلبي است که قريب 80 ضربان در دقيقه دارد در حالي که صاحبان 70 يا 90 ضربان نيز سالم و طبيعي ميباشند همچنين فشار خون طبيعي انسان حدود 13 و 14 است در حالي که شخص با فشار خود 10 يا 11 نيز بطور طبيعي و کاملا سالم زندگي ميکند, يک نفر با فشار خون 15 _ 16 احساس ناراحتيهاي مختلف مينمايد در حالي که ديگري با فشار 17 و 18 نيز هيچگونه ناراحتي حس نميکند و وقتي درجه فشار خودن را به خودش اطلاع ميدهند تعجب ميکند, انساني مکن است ساعتها و روزهاي گرسنگي يا تشنگي را تحمل کرده و زنده و سالم بماند و يا در شرايط مختلف سرما و گرما مقاومت نمايد و انسان ديگري بامختصر تغييري در شرايط حرارتي يا تغذيه اي از بين برود و هزاران نمونه ديگر که نشان دهنده اين است که انسان موجودي بيولوژيک بوده و تابع قوانين و اصوبل متغير بيولوژي يا زندگي و حيات ميباشد و طبيعتاً قوانين ثابت و يکنواخت و مشابهي نميتواند داشته باشد.
    يک بيماري همه گير شيوع پيدا ميکند. عده اي مبتلا ميگردند و عده ديگري کوچکترين ناراحتي پيدا نميکنند از آنهائي که مبتلا شده اند گروهي ميميرند و گروه ديگري زنده ميماند از عده اي که زنده مانده اند گروهي سلامت کامل خود را بازيافته و هيچگونه نقص و معلوليتي نشان نميدهند در حالي که گروه ديگري بقايائي از بيماري مبتلا شده را بصورت معلوليت و نقص عضو تا آخر عمر با خود دارند, تمامي اين مسائل نسان دهنده متغير بودن قوانين و اصوال بيولوژيک است که مخصوص هرموجود زنده از جمله انسان ميباشد که پزشکي انسان نيز متاثر از آن است در نتيجه علم پزشکي قانوني نيز منعکس کننده اين اصول متغير بيولوژيک ميباشد. اگر بخواهيم در پزشکي با قاطعيت سخن بگوئيم بايد هر انساني را مستقلا بطور کامل و کلي مطالعه کرده و بشناسيم و خصوصيات بيولوژيک او را مشخص و معين سازيم سپس درباره او بعنوان فردي مستقل با خصوصيات ويژه و منحصر به خود اظهار نظر نمائيم يک شکستگي استخوان ران در فردي ممکن است در ظرف دو ماه بکلي جوش خودره و بهبودي يابد در حالي که همين امر در فرد ديگري امکان دارد در مدت يک ماه انجام گيرد و يا در شخص ديگري ماه ها طول بکشد ويا اصلا جوش نخورد و يا عوارض ثانوي بوجود اورده حتي منجر به مرگ نيز گردد يعني در حقيقت شکستگي استخوان ران و جوش خوردن ان اگر چه در کل يک پديده واحد است ولي بطور انفرادي ميتوان گفت هر انساني شکستگي مخصوص به خود و جوش خوردن مخصوص به خود را دارد يعني هر وجودي از وجود ديگر مستقل است وهر کدام واکنشهاي مخصوص به خود را دارد.
    نمونه ديگري بيان کنيم, دختر باکره اي مورد تجاوز جنسي قرار ميگيرد, قاعدتاً معاينه او بايد پارگي پرده بکارت را نشان داده و پارگي هم با خونريزي همراه باشد در حالي که بعضي اوقات نه پرده بکارت پاره ميشود و نه خونريزي بوجود ميآيد و درعين حال تجاوز نيز انجام گرفته است اينم امر وقتي اتفاق ميافتد که پرده دختر از پرده هاي به اصطلاح نوع الاستيک ياکشدار باشد يعني با وجود انجام عمل جنسي پاره نشود فقط بعلت کشدار بودن کشش پيدا کرده و اين عمل را ممکن سازد طبيعتاً چون پارگي نيست خونريزي هم نخواهد بود, در بعضي مواقع بعلت فقدان خونريزي مورد اتهام و بحرمتي داماد قرار گرفته وحتي گاهي مظلومانه جان خود را نيز از دست داده است.
    براي روشن شدن بيشتر مساله و درک مشکلات پزشکان قانوني نمونه هاي ديگري از ناپايداري و ناهمگوني اصول بيولوژيک انساني ارائه مي کنيم تا خوانندگان محترم ملاحظه فرمايند تا چه حد پزشکي قانوني در رابطه با بي ثباتي و تغيير پذيري اصول بيولوژيک با سختي ها رو درروست.
    داروئي به بيماري تجويز مي شود معمولا اثر شفا بخش دارو سبب بهبودي وبيمار مي گردد و اگر دارو با مقادير زيادتر از اندازه تجويز شود باعث خطر بوده و در صورت تجويز بمقدار کمتر از اندازه, بي تاثير خواهد بود پس پزشک دارو را به اندازه تعيين شده و توسط علم پزشکي تجويز مي کند و مطمئن است که کار صحيح انجام داده و هيچ خطائي مرتکب نشده است ولي بعد از دقايقي حال مريض بهم مي خورد و بيمار حالت شوک پيدا مي کند که اگر بطور فوري و صحيح درمان نشود امکان دارد فوت نمايد در اين حالت مي گويند بيمار نسبت به آن دارو حساسيت يا آلرژي داشده و داورئي که با مقدار صحيح و بدون عيب و نقص تجويز شده بود بجاي بهبودي و شفاي بيمار سبب ناراحتي و احياناً مرگ او گرديده است پس مساله اي به اسم آلرژي نيز وجود دارد که پزشک بايد به فکر آن باشد بار ديگر همان دواي شفا بخش را به بيمار ديگري تجويز مي کند ومساله آلرژي را نيز در نظر مي گيرد از مريض تحقيقات کافي کرده در صورت لزوم, آزمايشهاي مشخصي را نيز انجام مي دهد تا از بابت آلرژي خطري متوجه بيمار نگردد اين بار پس از تجويز دارو مشاهده مي شود که مثلا اگر دارو را براي ناراحتي عصبي تجويز کرده بود و روي اعصاب او اثر شفابخش اعمال کرده ولي روي دستگاه تنفس وي اثر تضعيف کننده داشته و او را دچار ناراحتي تنفسي ساخته است اين بار اثر به اصطلاح جانبي يا اثر فرعي دارو مطرح مي باشد. نوبت ديگر باز در تجويز همان دارو به بيمار ديگري پزشک اثرات جانبي انرا نيز در نظر مي گيرد و دارو را تجويز مي کند ايندفعه پس از چند روز بيمار دچار اختلالات گوارشي مي گردد و معلوم مي شود که ناشي از آثار به اصطلاح ثانوي دارو بوده بار ديگر به هنگام تجويز همان دارو آثار ثانوي ممکن را نيز درنظر مي گيرد و با احتياط کاملتر دارو را تجويز مي کند متاسفانه پس از مدت کوتاهي بيمار دچار اختلالاتي در يکي از دستگاههاي بدن مثلا دستگاه خوني مي گردد و معلوم مي شود که اين بيمار بخصوص, نقصاني در ساختمان آنزيمي بدن داشته و کمبود آن ماده يا آنزيم باعث اين نوع اختلالات خوني گرديده است بالاخره ماهها يا سالها پس از تجويز يک دارو ممکن است بيمار دچار سرطان يا نقص عضو يا اختلال ديگري گردد که معلوم شود ناشي از تجويز همان دارو و اثرات ويروسي انبوده است.
    بدين ترتيب ملاحظه مي شود که در تجويز فقط يک قلم دارو که ساده ترين و رايج ترين اقدام پزشکي است چه اندازه مشکلات و پيچيدگيها وابهام وجود دارد و چقدر بدن انسانها در پذيرش يک دارو از همديگر متفاوتن و جتي يک داروي تنها روي همه آنها يکساتن و مشابه اثر نمي کند و ظايف پزشک قانوني مثلا دررابطه با همين عوارض يک دارو, در ارزيابي خطاي پزشکي چقدر مشکل مي باشد.
    نگاهي به مساله مرگ بيندازيم , همه انسانها طعم مرگ رامي چشد و دير يا زود کالبد خاکي را وداع مي گويند و به عالم باقي مي شتابند در اين سفر بي بازگشت تعجب مي کنيم وقتي مي بينيم يک انسان ماهها بلکه سالها روي تخت بيمارستاني يا در منزل خود با مرگ دست و پنجه نرم مي کند و مغلوب ان نمي شود و انسان ديگري صحيح و سالم در يک چشم بهم زدن و بطور آني در سر کار خود و يا درمنزل بدون کوچکترين مبارزه يا کمترين تقلائي چشم از جهان فروبسته ودارفاني را بدرود مي گويد و باصطلاح با يک مرگ اني در مي گذرد در اينجا مختصر مکثي درباره گروه مرگهاي به اصطلاح اني داشته باشيم و ببينيم اين مرگهاي آني چگونه اتفاق مي افتند و مثلا چگونه انساني با شنيدن يک خبر ناگهاني بد يا بعضي اوقات حتي خوب آناً قالب تهي کرده رخت از جهان بر مي بندد و در کالبد گشائي هيچگونه ضايعه و عيب و نقصي در داخل بدن او ديده نمي شود که علت مرگ را توجيه کند و مي گويند او در اثر رفلکس وقفه اي مرده است رفلکس وقفه اي ديگر چيست؟ رفلکسي که ممکن است در اثر يک اقدام کوچک پزشکي حتي مانند وارد کردن يک سوزن در بدن اتفاق بيفتد ويا در اثر شوخي دو نفر با همديگر و وارد شدن يک ضربه مختصر از طرف يکي بديگري پيش آيد در مطالعات پزشکي قانوني", کالبد گشائي هيچ علامت کمک کننده اي به پزشک قانوني نمي دهد يعني عملا پزشک ضايعه اي پيدا نمي کند تا مرگ را به آن نسبت دهد و علت مرگ را رفلکس وقفه اي اعلام م يکند و از طرف ديگر مي دانيم که هر روز به هزاران هزار انسان آمپول تزريق مي کنند و اعمال پزشکي گوناگون روي آنها انجام مي دهند و هزاران انسان با همديگر شوخي مي کنند يا بهم ضربه مي زنند ولي هيچکدام نمي ميرند و اتفاق هم نمي افتد پس از واکنش انسانها نسبت به داروها, به ضربه ها, و اقدامات ديگر پزشکي يکسان نميست و هر کدام واکنش مخصوص بخود را داراست وقتي ارزيابي اين واکنشها به پزشک قانوني محول مي گردد پزشک قانوني در اقيانوس بي پايان بي ثباتي ها و ناهمگونيها و ابهامات بايد غوطع خورد تا صدفي مقصود را که همان حقيقت امر است شناسائي کرده و ارائه نمايد.
    نمونه هاي فراواني از اين قبيل که همه و همه نشان دهنده متفاوت و متغير بودن قوانين و اصول بيولوژي است, که در کل پزشکي و بطور اختصاصي در پزشکي قانوني, متجلي است.
    در مقابل اين ناپايداريها, ناهمگونيها و تغيير و تحول پذيري ها پزشکي قانوني با آنها روبرواست علم حقوق قرار دارد که علم ثبات و پايداري و تداوم است قوانين وضع شده در ان ثابت و پايدار بوده و مجريان آن عادت به قاطعيت و ثبات داشته از پزشکان قانوني نيز همين خصوصيات را انتظار دارند ولي با توجه به آنچه گذشت انصاف بايد داد که کار پزشک قانوني از اين حيث فوق العاده مشکل و پيچيده بوده و انتظار همچو قاطعيت و صلابتي از او چندان منصفانه و واقع بينانه نيست,
    زيرا همانگونه که ملاحظه شد يکنواختي و ثبات در پزشکي و در نتيجه پزشکي قانوني وجود ندارد و پزشک قانوني بايد خيلي مجاهدت کرده ودقت و مهارت بخرج دهد تا بتواند از وراي ابرهاي تيره و تار ابهامات , غير يکنواختي و بي ثباتيها, حقيقت ثابت و پيادار را که مطلوب مراجع قضاست پيدا کرده و با اطمينان خاطر و قاطعيت بر آنان عرضه نمايد تا آنان بتوانند بعد از اطلاع از حقيقت ثابت و پايدار را که مطلوب مراجعه قضاست پيدا کرده و با اطمينان خاطر و قاطعيت بر آنان عرضه نمايد تا آنان بتوانند بعد از اطلاع اط حقيقت امر و پي بردن به کنه مطلب راي صائب خود را صادر نمايند
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    پزشكی و قانون

    اگر چه از اسم پزشكی قانون همراه بودن پزشكی باقانون مفهوم میشود ولی در حقیقت درعین حالی كه پزشكی در خدمت قانون است و پزشكی قانونی از تمام معلومات پزشكی استفاده میكند تا راه را برای موفقیت قانون بگشاید یك تضادی نیز بین آنان وجود دارد.

    صدر نشینان مسند قضا كه ترازوی عدالت بر كف, سرنوشت انسانها را رقم میزنند در یك كفه ترازو, قانون را قرار میدهند كه با تمام صلابت واستحكام و پایداری و قاطعیت عرض اندان میكند ودر كفه دیگر پزكس را, یعنی در حقیقت نتایج حاصل از پزشكی یا بطور دقیق كارشناسی پزشكی قانونی را, كه درست برعمس قانون از قاطعیت و صلابت و پایداری در ان خبری نیست بلكه پر از ناپایداری, بی ثباتی و تغییر و تحول است.

    گفتیم پزشكی قانونی معلومات پزشكی رادر خدمت قانون قرار میدهد یعنی وقتی در یك مساله مربوط به انسان كارشناسی در كفه ترازو در مقابل قانون قرار میگیرد در خقیقت از علم پزشكی استفاده شده است و اظهار نظر پزشكی قانونی در واقع حاصل از علم پزشكی میباشد و از اصول و قوانین موجود در آن متاثر است. علم پزشكی مربوط به انسان است كه یك موجود بیولژیك بوده و تابع اصول كلی بیولژی و زندگی و حیات است كه پر تغییرات و تحولات و ناپایداریها و ناهمگونیهاست: انسانها با شكلها و قیافه های مختلف, با طرز فكرها و مغزها و روانهای متفاوت خلق شده اند, سیاده زرد, بلند قد, كوتاه قامت زشت, زیبا, چاق, لاغر ... مدتهای متفاوتی عمر میكنند از چند ساعت, روز , ماه , سال تا چندین ده سال حتی متجاوز بر قرن, و در شرایط متفاوت زندگی را بسر میبرند.

    فقر یا غنا, رفاه یا سختی, سعادت یا نگون تا ۵۰ + درجه, سختی های اقلیمی را تحمل مینمایند و دارای خصوصیات انفرادی كاملا متفاوت از همدیگر میباشند كه هیچكدام از این خصوصیات نیز ثابت و لا یتغیر نیست: بدین معنی كه مثلا انسان سالم قاعدتاً دارای قلبی است كه قریب ۸۰ ضربان در دقیقه دارد در حالی كه صاحبان ۷۰ یا ۹۰ ضربان نیز سالم و طبیعی میباشند همچنین فشار خون طبیعی انسان حدود ۱۳ و ۱۴ است در حالی كه شخص با فشار خود ۱۰ یا ۱۱ نیط بطور طبیعی و كاملا سالم زندگی میكند, یك نفر با فشار خون ۱۵ _ ۱۶ احساس ناراحتیهای مختلف مینماید در حالی كه دیگری با فشار ۱۷ و ۱۸ نیز هیچگونه ناراحتی حس نمیكند و وقتی درجه فشار خودن را به خودش اطلاع میدهند تعجب میكند, انسانی مكن است ساعتها و روزهای گرسنگی یا تشنگی را تحمل كرده و زنده و سالم بماند و یا در شرایط مختلف سرما و گرما مقاومت نماید و انسان دیگری بامختصر تغییری در شرایط حرارتی یا تغذیه ای از بین برود و هزاران نمونه دیگر كه نشان دهنده این است كه انسان موجودی بیولوژیك بوده و تابع قوانین و اصوبل متغیر بیولوژی یا زندگی و حیات میباشد و طبیعتاً قوانین ثابت و یكنواخت و مشابهی نمیتواند داشته باشد.

    یك بیماری همه گیر شیوع پیدا میكند. عده ای مبتلا میگردند و عده دیگری كوچكترین ناراحتی پیدا نمیكنند از آنهائی كه مبتلا شده اند گروهی میمردند و گروه دیگری زنده میماند از عده ای كه زنده مانده اند گروهی سلامت كامل خود را بازیافته و هیچگونه نقص و معلولیتی نشان نمیدهند در حالی كه گروه دیگری بقایائی از بیماری مبتلا شده را بصورت معلولیت و نقص عضو تا آخر عمر با خود دارند, تمامی این مسائل نسان دهنده متغیر بودن قوانین و اصوال بیولژیك است كه مخصوص ه رموجود زنده از جمله انسان میباشد كه پزشكی انسان نیز متاثر از آن است در نتیجه علم پزشكی قانونی نیز منعكس كننده این اصول متغیر بیولوژیك میباشد. اگر بخواهیم در پزشكی با قاطعیت سخن بگوئیم باید هر انسانی را مستقلا بطور كامل و كلی مطالعه كرده و بشناسیم و خصوصیات بیول.ژیك او را مشخص و معین سازیم سپس درباره او بعنوان فردی مستقل با خصوصیات ویژه و منحصر به خود اظهار نظر نمائیم یك شكستگی استخوان ران در فردی ممكن است در ظرف دو ماه بكلی جوش خودره و بهبودی یابد در حالی كه همین امر در فرد دیگری امكان دارد در مدت یك ماه انجام گیرد و یا در شخص دیگری ماه ها طول بكشد ویا اصلا جوش نخورد و یا عوارض ثانوی بوجود اورده حتی منجر به مرگ نیز گردد یعنی در حقیقت شكستگی استخوان ران و جوش خوردن ان اگر چه در كل یك پدیده واحد است ولی بطور انفرادی میتوان گفت هر انسانی شكستگی مخصوص به خود و جوش خوردن مخصوص به خود را دارد یعنی هر وجودی از وجود دیگر مستقل است وهر كدام واكنشهای مخصوص به خود را دارد.

    نمونه دیگری بیان كنیم, دختر باكره ای مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد, قاعدتاً معاینه او باید پارگی پرده بكارت را نشان داده و پارگی هم با خونریزی همراه باشد در حالی كه بعضی اوقات نه پرده بكارت پاره میشود و نه خونریزی بوجود میآید و درعین حال تجاوز نیز انجام گرفته است اینم امر وقتی اتفاق میافتد كه پرده دختر از پرده های به اصطلاح نوع الاستیك یاكشدار باشد یعنی با وجود انجتم عمل جنسی پاره نشود فقط بعلت كشدار بودن كشش پیدا كرده و این عمل را ممكن سازد طبیعتاً چون پارگی نیست خونریزی هم نخواهد بود, در بعضی مواقع بعلت فقدان خونریزی مورد اتهام و بحرمتی داماد قرار گرفته وحتی گاهی مظلومانه جان خود را نیز از دست داده است.

    برای روشن شدن بیشتر مساله و درك مشكلات پزشكان قانونی نمونه های دیگری از ناپایداری و ناهمگونی اصول بیولوژیك انسانی ارائه می كنیم تا خوانندگان محترم ملاحظه فرمایند تا چه حد پزشكی قانونی در رابطه با بی ثباتی و تغییر پذیری اصول بیولوژیك با سختی ها رو دروست.

    داروئی به بیماری تجویز می شود معمولا اثر شفا بخش دارو سبب بهبودی وبیمار می گردد و اگر دارو با مقادیر زیادتر از اندازه تجویز شود باعث خطر بوده و در صورت تجویز بمقدار كمتر از اندازه, بی تاثیر خواهد بود پس پزشك دارو را به اندازه تعیین شده و توسط علم پزشكی تجویز می كند و مطمئن است كه كار صحیح انجام داده و هیچ خطائی مرتكب نشده است ولی بعد از دقایقی حال مریض بهم می خورد و بیمار حالت شوك پیدا می كند كه اگر بطور فوری و صحیح درمان نشود امكان دارد فوت نماید در این حالت می گویند بیمار نسبت به آن دارو حساسیت یا آلرژی داشده و داورئی كه با مقدار صحیح و بدون عیب و نقص تجویز شده بود بجای بهبودی و شفای بیمار سبب ناراحتی و احیاناً مرگ او گردیده است پس مساله ای به اسم آلرژی نیز وجود دارد كه پزشك باید به فكر آن باشد بار دیگر همان دوای شفا بخش را به بیمار دیگری تجویز می كند ومساله آلرژی را نیز در نظر می گیرد از مریض تحقیقات كافی كرده در صورت لزوم, آزمایشهای مشخصی را نیز انجام می دهد تا از بابت آلرژی خطری متوجه بیمار نگردد این بار پس از تجویز دارو مشاهده می شود كه مثلا اگر دارو را برای ناراحتی عصبی تجویز كرده بود و روی اعصاب او اثر شفابخش اعمال كرده ولی روی دستگاه تنفس وی اثر تضعیف كننده داشته و او را دچار ناراحتی تنفسی ساخته است این بار اثر به اصطلاح جانبی یا اثر فرعی دارو مطرح می باشد.

    نوبت دیگر باز در تجویز همان دارو به بیمار دیگری پزشك اثرات جانبی انرا نیز در نظر می گیرد و دارو را تجویز می كند ایندفعه پس از چند روز بیمار دچار اختلالات گوارشی می گردد و معلوم می شود كه ناشی از آثار به اصطلاح ثانوی دارو بوده بار دیگر به هنگام تجویز همان دارو آثار ثانوی ممكن را نیز درنظر می گیرد و با احتیاط كاملتر دارو را تجویز می كند متاسفانه پس از مدت كوتاهی بیمار دچار اختلالاتی در یكی از دستگاههای بدن مثلا دستگاه خونی می گردد و معلوم می شود كه این بیمار بخصصو, نقصانی در ساختمان آنزیمی بدن داشته و كمبود آن ماده یا آنزیم باعث این نوع اختلالات خونی گردیده است بالاخره ماهها یا سالها پس از تجویز یك دارو ممكن است بیمار دچار سرطان یا نقص عضو یا اختلال دیگری گردد كه معلوم شود ناشی از تجویز همان دارو و اثرات ویروسی انبوده است.

    بدنی ترتیب ملاحظه می شود كه در تجویز فقط یك قلم دارو كه ساده ترین و رایجترین اقدام پزشكی است چه اندازه مشكلات و پیچیدگیها وابهام وجود دارد و چقدر بدن انسانها در پذیرش یك دارو از همدیگر متفاوتن و جتی یك داروی تنها روی همه آنها یكساتن و مشابه اثر نمی كند و ظایف پزشك قانونی مثلا دررابطه با همین عوارض یك دارو, در ارزیابی خطای پزشكی چقدر مشكل می باشد.

    نگاهی به مساله مرگ بیندازیم , همه اسنانها طعم مرگ رامی چشد و دیر یا زود كالبد خاكی را وداع می گویند و به عالم می شتابند در این سفر بی بازگشت تعجب می كنیم وقتی می بینیم یك انسان ماهها بلكه سالها روی تخت بیمارستانی یا در منزل خود با مرگ دست و پنجه نرم می كند و مغلوب ان نمی شود و انسان دیگری صحیح و سالم در یك چشم بهم زدن و بطور آنی در سر كار خود و یا درمنزل بدون كوچكترین مبارزه یا كمترین تقلائی چشم از جهان فروبسته ودارافانی را بدرود می گوید و باصطلاح با یك مرگ انی در می گذرد در اینجا مختصر مكثی درباره گروه مرگهای به اصطلاح انی داشته باشیم و ببینیم این مرگهای آنی چگونه اتفاق می افتند و مثلا چگونه انسانی با شنیدن یك خبر ناگهانی بر یا بعضیب اوقات حتی خوب آناً قالب تهی كرده رخت از جهان بر می بندد و در كالبد گشائی هیچگونه ضایعه و عیب و نقصی در داخل بدن او دیده نمی شود كه علت مرگ را توجیه كند و می گویند او در اثر رفلكس وقفه ای مرده است رفلكس وقفه ای دیگر چیست؟

    رفلكسی كه ممكن است در اثر یك اقدام كوچك پزشكی حتی مانند وارد كردن یك سوزن در بدن اتفاق بیفتد ویا در اثر شوخی دو نفر با همدیگر و وارد شدن یك ضربه مختصر از طرف یكی بدیگری پیش آید در مطالعات پزشكی قانونی", كالبد گشائی هیچ علامت كمك كننده ای به پزشك قانونی نمی دهد یعنی عملا پزشك ضایعه ای پیدا نمی كند تا مرگ را به آن نسبت دهد و علت مرگ را رفلكس وقفه ای اعلام م یكند و از طرف دیگر می دانیم كه هر روز به هزاران هزار انسان آمپول تزریق می كنند و اعمال پزشكی گوناگون روی آنها انجام می دهند و هزاران انسان با همدیگر شوخی می كنند یا بهم ضربه می زنند ولی هیچكدام نمی میرند و اتفاق هم نمی افتد پس از واكنش انسانها نسبت به داروها, به ضربه ها, و اقدامات دیگر پزشكی یكسان نمیست و هر كدام واكنش مخصوص بخود را داراست وقتی ارزیابی این واكنشها به پزشك قانونی محول می گردد پزشك قانونی در اقیانوس بی پایان بی ثباتی ها و ناهمگونیها و ابهامات باید غوطع خورد تا صدفی مقصود را كه همان حقیقت امر است شناسائی كرده و ارائه نماید.

    نمونه های فراوانی از این قبیل كه همه و همه نشان دهنده متفاوت و متغیر بودن قوانین و اصول بیولژی است, كه در كل پزشكی و بطور اختصاصی در پزشكی قانونی, متجلی است.

    در مقابل این ناپایداریها, ناهمگونیها و تغییر و تحول پذیری ها پزشكی قانونی با آنها روبرواست علم حقوق قرار دارد كه علم ثبات و پایداری و تداوم است قوانین وضع شده در ان ثابت و پایدار بوده و مجریان آن عادت به قاطعیت و ثبات داشته از پزشكان قانونی نیز همین خصوصیات را انتظار دارند ولی با توجه به آنچه گذشت انصاف باید داد كه كار پزشك قانونی از این حیث فوق العاده مشكل و پیچیده بوده و انتظار همچو قاطعیت و صلابتی از او چندان منصفانه و واقع بینانه نیست,

    زیرا همانگونه كه ملاحظه شد یكنواختی و ثبات در پزشكی و در نتیجه پزشكی قاننی وجود ندارد و پزشك قانونی باید خیلی مجاهدت كرده ودقت و مهارت بخرج دهد تا بتواند از ورای ابرهای تیره و تار ابهامات , غیر یكنواختی و بی ثباتیها, حقیقت ثابت و پیادار را كه مطلوب مراجع قضاست پیدا كرده و با اطمینان خاطر و قاطعیت بر آنان عرضه نماید تا آنان بتوانند بعد از اطلاع از حقیقت ثابت و پایدار را كه مطلوب مراجعه قضاست پیدا كرده و با اطمینان خاطر و قاطعیت بر آنان عرضه نماید تا آنان بتوانند بعد از اطلاع اط حقیقت امر و پی بردن به كنه مطلب رای صائب خود را صادر نمایند.

    دكتر صد قضائی استاد پزشكی قانونی و طب دانشگاه علوم پزشكی تهران

    سایت حقوقی دادخواهی
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    کی باید رفت پزشکی قانونی؟
    کی باید رفت پزشکی قانونی؟
    معاینه لایه بکارت از منظر پزشکی قانونی
    معاینه لایه بکارت از منظر پزشکی قانونی
    اصول معاینه فرد مشکوک به مقاربت مقعدی
    http://forum.iransalamat.com/showthr...?p=231#post231
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات در ایران سلامت