جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 2 از 2 مجموع

موضوع: چگونه زندگی را از یکنواختی خارج کنیم؟

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض چگونه زندگی را از یکنواختی خارج کنیم؟

    تیک تاک ساعت زندگی به روایت دفتر ایام روزگار، آهنگ آرامش و شادابی و گاه غم و افسردگی و در یک نگاه کلی تحرک انسان و سیالی روح زنده بودن را می نوازد.

    اما یکنواختی در دایره زندگانی باعث بی سببی نسبت به تغییرات چگونگی محیط زیستی و رنجوری آدم می شود.

    تنوع همانند بازی شطرنج است که جابه جایی اندیشمندانه و مناسب یک مهره انبساط خاطر می آورد ضمن این که در مواردی هزینه مالی ندارد.

    مطالعه کتاب، جابه جایی محل وسایل و تزیینات خانه، پرورش گل و گیاه خانگی، خودآموزی یک زبان غیر از زبان مادری، هنرهای دستی، موسیقی، تغییر راه و مرکز خرید موجب ایجاد تحول روحی و فکری شخص می شوند. در مقابل، یکجور بودن طولانی مدت فرضا وازدگی و ریخته شدن گچ سقف در اثر نشت آب، ندیدن و جویا نشدن سال تا سال وضع و حال اقوام و دوستان، بی رنگ و رو شدن رویه پارچه ای مبلمان، غفلت همیاری همسر خانه دار و یا کارمند و مواردی دیگر، نشان بیحوصلگی و بیحالی فرد می شوند. به عبارت دیگر همه تأثیرات تنوع و یکنواختی، انعکاس عمل و طرز تفکر انسان است که نمودار نگرش به مجموعه هستی را ترسیم می کنند.

    آسودن، لطیف ترین و دل انگیزترین دستاورد بشری است که حصول و پایداری اش توجه عقلانی به درک اولویت سلامت روان در چرخه زندگانی را طلب می کند. بر این مبنا است که در علوم انسانی و روان شناسی توصیه و تاکیدهای فراوانی در حفظ روان و رسیدن به آرامش و آسودن شده است.

    اشتغال، همدلی و آرامش در کانون خانواده، پیشروی در حوزه کاری، مراقبت کرداری، تحولات تحصیلی، پر کردن زمان فراغت از طریق مطالعات، توسعه اطلاعات و دانستنی ها، ورزش، کارهای مورد علاقه مثل نقاشی، خاطره نویسی و...، در قالب تنوع زندگی نقش های مفید و روح افزا در آرام گرفتن فکر انسان دارند.

    اما داده های آسیب شناختی یکجور بودن زندگی، انسان را با پیامدهای منفی و نامطبوع روبرو می کنند. جوش خوردگی یکنواختی ها در بدنه هستی گاه جوری است که پنداری بشر کارکرد ماشینی یافته است؛ ماشینی که فقط بزرگراه تأمین معاش گذراندن زندگی خود و اهل و عیال را می پیماید. از طرفی هم احساس می شود برخی افراد کلا انسان را برای این دنیا می دانند نه دنیا را برای انسان! به عبارت دیگر، چنین کسان زندگی را تنها در پیشرفت های اقتصادی و ثروت مداری می پندارند و گویی چنین مردمان عمدتا توجه به ظرافت و ظرفیت نیاز انسان به سلامت روان و تنوع محیطی خود ندارند.

    ● پرهیز از یکنواختی

    یک مددکار اجتماعی، وسعت نگاهش به موضوع یکنواختی و تأثرات آن را در علت ها می جوید و انسان را متأثر از محیط کاری و زندگی می داند و می گوید: «چنانچه انسان در گذران زندگی نشانه معین و بارز نداشته باشد مبتلا به دلتنگی و کسالت خواهد شد، به مرور زمان احساس می کند همه چیز رنگ یکنواختی گرفته است.»

    به گفته وی شدت یافتن این حس، سمت گیری مراحلی است که می تواند نیست شدن فرد قلمداد شود.

    ● قدم زدن روی پل فرسوده

    «خانم زرگران» تأثیر شدت یکنواختی ترکیب بندی زندگی روی روان و درک کردن انسان را بلادرنگ چنین خلاصه می کند: «به نظر من یکنواخت بودن امور زندگی نوعی مرگ تدریجی محسوب می شود.» او می افزاید: «آدمی که دچار یکنواختی هر آنچه نیاز و امکان گردش زندگی است، باشد، انگیزه خود را نسبت به کارهای متعارف از دست می دهد چون هدف مشخصی ندارد.» به گفته وی، نبود تنوع در بافت های خرد و کلان زندگانی چنانچه طی مرور زمان به افسردگی شدید بدل شود می تواند وضعیتی پیش آورد که عاقبت آن، مفهوم واقعی مرگ تدریجی را عینیت می بخشد.

    ادامه بیان مددکار اجتماعی، اشاراتی به چالش هایی محور نداشتن هدف، شغل مورد نظر، بی رغبتی به امور زندگی مشترک و... است که ممکن است به کسالت و بی علاقگی منجر شود.

    به گفته وی جوانانی بدون هدف، یا جوانی متأهل که احساس می کند شریک زندگیش آن طور که انتظار دارد، نیست و یا همسرش این استنباط را داشته باشد که شوهرش همصحبت و همدل او نیست و همچنین کسانی که شغل مغایر میل خود دارند، هر یک به نوعی درگیر کسالت هستند. در چنین شرایط، انگیزه های مثبت در محیط خانوادگی نیز کمرنگ می شوند و دلتنگی و یکنواختی جایگزین اشتراک مساعی سازنده می شوند. وی دنباله این بخش از دیدگاه های خود را به عملکرد خانواده معطوف می کند: «زن و شوهری به میل خود زندگی را ادامه می دهند. آنان تلاش می کنند فرزندشان در بهترین مدرسه و دانشگاه تحصیل کند. در عین حال هر یک بهترین های امکانات زندگی را برای خود فراهم می کنند، اما از آنجا که علاقه عاطفی و نظر مشترک در تنوع یا چینش لوازم در محیط مسکونی شان و... ندارند، در نتیجه پیوند معنوی همزیستی آنان پایان خوشی نخواهد داشت.»

    ● انگیزه آزادی عمل عامل تنوع

    در گفت وگو با برخی شهروندان، آنان یکنواختی در امور زندگی را ناشی از وضع مالی می دانند و بیشتر از زاویه علت و معلول اقتصادی به آن نگاه می کنند. «باقری» هنرجوی انجمن سینمای جوان، با بیان این که مسئله اقتصادی را در چند و چون یکنواختی مهم می داند، باور دارد که اگر انگیزه آزادی عمل در همه کارها وجود داشته باشد، شخص می تواند تغییراتی نو در جهت خواست هایش انجام دهد. او همچنین بر این نظر است: «چنانچه مشکل اقتصادی به طور متعادل در جامعه حل شود، بحث یکنواختی و تکرار روزمرگی در فضای زندگی که به گفته او نزد برخی به موضوع باورها و افکار شخصی برمی گردد، برطرف می شود.» این هنرجو در ادامه نظر خود، می گوید: «بی انگیزگی برخی از جوانان در کلان شهرها نسبت به گذشته افزون شده است که می تواند کسالت آور باشد.»

    برخی افراد به تأثیر اقتصادی بر روی یکنواخت بودن زندگی تأکید دارند، اما باید در نظر داشت که بسیاری از افراد هستند که وضع اقتصادی عالی و به اصطلاح موقعیت مالی شان توپ است اما در گفت وگوهای دوستانه به صراحت از بیحوصلگی و یکنواختی حس و حال خود سخن می گویند.

    ● نقش اقتصاد در تنوع

    «نبود تنوع و طبعاً وجود یکنواختی در هر پدیده ای امید به زندگی را کاهش می دهد.»

    «سلیمی» دانشجوی فوق لیسانس مدیریت، اضافه می کند: «معتقدم مسایل مالی و اقتصادی به عنوان اهرم با اهمیت در ایجاد تنوع و آرامش فکری و روحی انسان شایان توجه است که می تواند در زندگی افراد تأثیرگذار باشد.»

    حضور هر انسان فکور در صحنه غالباً سبز هستی، خود سرمایه، نماد خلاقیت و مبتکر تنوعات در عرصه های گوناگون و عامل محو یکنواختی های حیاتی است. موقعیت زندگانی، کار و فعالیت و نیاز آدم همواره یکجور و ثابت نبوده است، حتی حوادث طبیعی و تاریخی و دیگر اتفاقات تأثیری در پروسه استمرار تنوع، نگذاشته است. حال در روزگار کنونی فرضاً ناخوش حالی، بازماندن از ادامه تحصیل دانش، مطلوب نبودن نوع و یا محیط کار، اختلاف در روند زندگی متعارف خانواده، تضاد سلایق و حتی ورشکستگی در کسب معاش نباید نیازهای روحی را در مضیقه کم و کاستی ها قرار دهند چرا که روان سالم عامل مهمی در ادامه جریان سیال زندگی است. پویایی حضورمان در هر شرایطی می تواند واکسن رفع یکنواختی و خروج از حالات فرسودگی ناشی از افسردگی و رنجوری باشد.

    ● یکنواختی عامل افسردگی است

    دو خانم جوان هر کدام یک چارچوب مستطیل شکل به مساحت حدود یک متر و نیم را بر سر دست گرفته اند. چالاک و شتابان سعی در عبور راحت از بین عابران دارند. به طرف شان می روم و در حال حرکت از یکی از آنان به نام خانم سیار، نظرش را درباره تاثیر تنوع و یکنواختی در زندگی می پرسم، او در عین خستگی، با نشاط و لحنی آرام می گوید: «تنوع در همه ابعاد زندگی خوب و لازم است و باعث آرامش روحیه آدم می شود» خستگی مفرط سبب می شود هر دوشان در حاشیه پیاده رو لحظاتی بایستند. چارچوب های قاب مانند که سطح شان یکدست تخته خراطی و صیقل یافته است را همچنان در دستان خود گرفته اند. سپس خانم «جهانی» در پاسخ به سؤالم می گوید: «یکنواختی در زندگی آدم را کسل و روح را پژمرده می کند، اما تنوع طراوت بخش است و در عین حال باعث خلاقیت آدم می شود. کار و آرایگی در هر چیز باید تازگی داشته و متنوع باشد تا آدم بی حوصله نشود. کلا تنوع سبب شادمانی و یکنواختی علت کسالت و افسردگی در زندگی است.»

    دانایی، خواستن و تنوع در هر زمینه کاری تمام شدنی و دست نیافتنی نیست. براین مبانی، سخت ترین کارهای پیچیده فنی- مهندسی، حیرت آورترین پدیده ها در اکتشافات و اختراعات، هیجان آورترین عملیات نمایشی- تخصصی، دل انگیز و مفرح ترین هنرها و بسیار خلاقیت های دیگر هر یک به نوعی موجب ایجاد جذابیت، تازگی و انگیختن روان و ذهن مردمان و نسل های آینده در پدیدآوری های نوین و تنوع در گستره زندگی شده و می شود.

    ● تنوع، تجمل گرایی نیست

    ادامه گفت وگوها با یک کارمند به نام «کرمی» است. او می گوید: «آدم از یکنواختی دیدنی ها در هر جا از جمله محیط خانه و محل کار، خسته می شود، در حالی که انسان از دوران دور زندگی طالب تنوع و جابه جایی محل، امکانات و نیازهایش بوده است. تنوع از این جهت لازم و خوب است که سبب آرامش روح و فکر و نشاط می شود. این برخورداری ها کمک می کنند کارهای مختلف را نیز با نظم و خاطری آسوده انجام دهیم. تنوع، تجمل گرایی نیست همان طور که آراستگی ظاهری، کمک در خانه و تغییر مبلمان، رنگ آمیزی در و دیوار، زیور و آذین غیرمعمول نیست.» وی می گوید: «تنوع و دوری جستن از تکرار هر چیز به نظر من بستگی به ظرافت شخصیت و درایت افراد دارد.»

    تنوع با تطبیق وضعیت مالی و وسیع اقتصادی سبب آرامش انسان می شود. اما در عین حال نباید فراموش کنیم که زندگی در حصار تکرارهای فرساینده در گستره جهانی، نهادن شاخه گل غیرطبیعی در گلدانی است که از آن انتظار طراوت و شادابی را داریم!

    کارشناسان معتقدند که یکنواختی مانع پیشرفت می شود و انگیزه افراد را از زندگی کردن می گیرد و انسان ها را تبدیل به ماشین هایی می کند که سرساعت های معین باید کارهای از پیش تعیین شده ای را انجام دهند؛ غافل از این که انسان ها دارای روح و فکر هستند که در زندگی یکنواخت روح و فکرشان نقش کمرنگی به خود می گیرد و رو به فرسودگی می روند. اگر روح و فکرشان فرسوده شود، دچار اختلال می شوند و زندگی شان هم مشکل پیدا می کند. همه می خواهند از یکنواختی فرار کنند. وقتی به یک مهمانی می روید که فضایی یکنواخت و کسالت آور دارد، می خواهید هرچه زودتر آن مهمانی تمام شود.

    اما باید دانست با کمی درایت و خلاقیت می توان زندگی را از یکنواختی درآورد و آن را برای خود و دیگران لذت بخش کرد. اما تنوع در نقطه مقابل یکنواختی قرار دارد.

    تنوع به معنی رفع هرگونه یکنواختی است. وقتی هر چیزی از نوعی به نوعی دیگر تغییر کند، تنوع ایجاد شده است، اما آنچه انسان به آن احتیاج دارد تا از زندگی لذت ببرد نوسان در یکنواختی است و این نوسان هم باید مثبت باشد هم منفی و این نوسان تنوع نام دارد. تا وقتی غم و شادی در کنار هم نباشند، معنایی ندارند. در واقع هر چیزی با ضد خود معنی پیدا می کند، هیجان با سکون، سلامت با بیماری، زیبایی با زشتی و... بشر همیشه می خواسته به سمت تغییرات مثبت پیش رود ولی در روند زندگی هر انسانی ناخودآگاه تغییرات منفی اعم از تصمیمات اشتباه یا اتفاقات ناگوار رخ می دهد که اجتناب ناپذیر و شاید ضروری اند. اجتناب ناپذیر از این رو که انسان کامل نیست و همیشه درست انتخاب نمی کند و بدرستی پیش نمی رود و هنوز در برابر اتفاقات طبیعی ناگوار مثل مرگ، بیماری، گرسنگی، فقر و... مصونیت پیدا نکرده و ضروری از این رو که زندگی از مجموع خوب و بدها تشکیل شده است؛ روزهای خوب و بد، اتفاق های خوب و بد، انسان های خوب و بد و... که اگر اینها در کنار هم قرار نگیرند معنی و مفهوم خود را از دست می دهند.

    زندگی آنقدر پیچ و خم دارد که ما اگر همواره به دنبال ایجاد تنوع مثبت در زندگی خود باشیم، در کنار اتفاق های ناگوار و سختی های اجتناب ناپذیر زندگی شاید بتوانیم یک تعادل رو به پیشرفت ایجاد کنیم. برای همین است که انسان همیشه به دنبال نقاط مثبت زندگی می گردد تا از پس نقاط منفی اجتناب ناپذیر زندگی برآید و بتواند با آنها مقابله کند.

    خروج از گستره یکنواخت روند زندگی در تداوم حیات و از دیگر سو ایجاد اشتیاق به آرامش، تنوع و تغییر مناسب در مدار زندگی، هر یک واکنش و نیاز روح و فکر انسان است که تأثیرات قابل ملاحظه ای در آینده هستی دارند.

    آرام گرفتن روان و ذهن مستلزم انگیزه گزینه های بهورزی در مقابل حذف بی قراری و تمرکز و تسکین آشفتگی ذهن است.

    زندگی در عصر مدرنیزه شدن، سوای وسوسه نوآوری های تمام ناشدنی، عامل خستگی و سستی انسان شده است. در این وضعیت به رغم این که تأمین آسایش و سلامت روان در چرخ دنده های ماشینیزم شدن زندگی، جریحه دار می شود، یکنواختی امکانات گذران حیاتی نیز روحیه را آزرده می کند. چه افراد و خانواده ها که از تکرار سنواتی دیدن، داشتن و مصرف وسایل زندگی و جغرافیای مسکونی روح شان فرسوده می شود و در هاله ای از بی رغبتی بسر می برند و نیاز مبرم به تحولات بهینه سازی بخش یا مجموعه زندگی دارند. لیکن همان طور که در شماره پیشین گزارش اشاراتی شده است، راه برون رفت از کسالت و یا افسردگی فقط به نو کردن وسایل و دارندگی های مورد استفاده نیست بلکه بسیاری از تغییرات جانبی به انگیزه کافی و داشتن شور و شوق فراوان مرتبط است.

    ● اضلاع یکنواختی

    یک کارشناس ارشد روان شناسی، تکراری شدن و تنوع طلبی را دو مفهومی می خواند که همواره در زندگی انسان مطرح است. به گفته او در طول تاریخ بشر بسیاری از اتفاقات رخ داده، از این دو مفهوم نشأت گرفته است.

    «محمد کیوان زاده» می گوید: «تکراری شدن بدان معنا است که فرد در امور زندگی فردی و اجتماعی خود دست به اقدامات تکراری زده است. به عبارت دیگر اموری را انجام می داده که در ابتدا، آن یک امر انتخابی بوده ولی طی مرور زمان به دلیل آن که فرد دارای خلاقیت و ابتکار نبوده، نتوانسته است در آن تغییری به وجود آورد و آن امر را تکرار کرده است. در حقیقت، تکراری شدن امور هنگامی روی می دهد که فرد به اطرافیان و اشیاء پیرامون و حتی فعالیت های روزمره خود هیچگونه علاقه ای را نشان نداده و از آن لذت نمی برد. این امر به دلیل فقدان تنوع و انگیزه کافی در زندگی بوده و باعث می شود فرد دچار بیحوصلگی شود. به عنوان مثال، هنگامی که وسیله ای جدید مانند ماشین یا

    تلفن همراه خریداری می کنیم در روزهای نخست برای مان جاذبه دارد و از آن لذت می بریم اما پس از مدتی از آن ها خسته شده و دچار دلزدگی می شویم. اما از دیگر خصوصیات آن ها تنوع طلبی و نیاز به تغییر مداوم در تمام سطوح زندگی بوده که نقطه مقابل تکراری شدن تلقی می شود. در حقیقت سازگاری حسی سبب می شود تا انسان ها از فعالیت های تکراری به ستوه آیند و در زندگی فردی و اجتماعی خود همواره به دنبال امور نو باشند و یافته ها و نکات جدیدی را جستجو کنند. بنابراین، ما چنین افرادی را تنوع طلب محسوب می کنیم. به عنوان مثال، فردی که در مدت زمان کوتاهی شغل خود را تغییر داده و یا وسایل منزل خود را مرتبا تغییر می دهد، فردی تنوع طلب به حساب می آید.»
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض قسمت دوم مقاله

    ● خانم ها بیش از آقایان تنوع طلب هستند

    «خانم زرگریان» مددکار اجتماعی، پیشتر پاره ای از دیدگاه و نظرات خود پیرامون بود و یا نبود تنوع در زندگی را ارائه کرد. ادامه گفت وگو با وی حاکی از این است که اصولا خانم ها بیش از آقایان طالب ایجاد تنوع و تغییرات در زندگی هستند.

    او اعتقاد دارد بیشتر خانم ها که خانه داری می کنند بخشی از فرصت های خود را صرف نوآوری و جابه جایی مبلمان و اشیا و وسایل خانگی شان می کنند. مثلا پرده اتاق ها که مدت ها عوض نکرده و بعضا رنگ و نقش شان از جذابیت افتاده و تکراری شده اند را جمع می کنند و پرده های نو با طرح و رنگ دیگر جایگزین می کنند. یا رنگ دیوارها که فرضا سفید یا کرم هستند به رنگ تازه طوسی یا آبی ملایم تغییر داده می شود. این قبیل تغییر و تحولات روحیه ای تازه به خانم و دیگر اعضای خانواده می دهد. فراتر از این تنوعات، جابه جایی محل سکونت است. او در این خصوص تعریف می کند: «یکی از همکاران سابقمان هر چند سال یکبار محل خانه اش را عوض می کند و از یک منطقه به منطقه ای دیگر نقل مکان می کند. البته خانواده آن خانم توانایی مالی خوبی دارند گرچه شخصا اگر چنانچه امکان مالی می داشتم هر چند سال یکبار منطقه سکونت مان را تغییر می دادم چون یکنواختی محیط را احساس نمی کردم.

    وی در ادامه می گوید:«علم روان شناسی برای جلوگیری از یکنواختی تنوع در کار و تغییرات جغرافیایی زیستی و همینطور جابه جایی دکوراسیون و رنگ آمیزی محیط خانه و... را توصیه می کند.

    یک راه دیگر بیرون آمدن از یکنواختی های زندگی که باز خانم ها بیش از آقایان، به آن توجه دارند و از نظر روحی احساس آرامش می کنند رفتن به مراکز خرید و مغازه های خرید اجناس است اگرچه قصد خرید ندارند و چیزی هم خریداری نمی کنند، اما از تماشای کالای درون ویترین ها از جمله ویترین طلافروشان و لباس فروشان احساس آرامش می کنند. این دیدن ها نوعی تفریح-گاه بدون هزینه- البته باعث تنوع در روحیه می شوند.» وی این را هم می گوید که خود به منظور تغییر ذائقه و دوری از یکنواختی، هراز گاه راه گذر خانه به مقصد محل کار خود را عوض می کند.

    ● افزونی امکانات و احساس بیحوصلگی!

    یک روزنامه نگار و منتقد سینما، یکنواختی ها را پیامدهای جامعه صنعتی و تخصصی و ریز شدن حرفه و کار در زندگی پیچیده شهری می خواند.

    به گفته «سیدرضا صائمی» این پدیده ها باعث ملال، خستگی و روزمرگی انسان می شوند. این پدیداری در حالی است که امکانات و رفاه افزون و زمان اوقات فراغت نیز بیشتر شده است لیکن توانمندی ها در پاسخ دادن به زمان، آن گونه که باید، وجود ندارد. این حالت ضمن این که به عدم خلاقیت ها دامن می زند، احساس روزمرگی در گذر زندگی را بیشتر می کند، طوری که حس بطالت و غیر مفید بودن در آدم برانگیخته می شود. از دیگر سو گاه ساختار اجتماعی به شکلی است که امکان تحول و رشد برای بعضی از مردم به خصوص در مشاغل، فراهم نمی شود. بنابراین چون مجالی برای پیشرفت انجام کارهای جدید نیست، احساس روزمرگی در انسان زیاد می شود. همچنین گاه بعضی تفکرات به پوچ گرایی و بی هدفی افرادی به خصوص نسل جوان دامن می زند چنانچه امید به آینده کمرنگ شود، تسلسل و انسجام زندگی پویا، خدشه دار می شود.»

    زندگی همیشه روزگار بزرگراهی یکدست و هموار نبوده است اما انسان معمار بازسازی و نوسازی همیشگی بسیاری از ناهمواریها بوده است. همینطور راه های برون رفت از دلتنگی، تشویش و افسردگی نیز به عزم او و به طرق مختلف گره خورده و مرتبط است. اما آنچه «صائمی» در این زمینه و به عنوان راهکار پیشنهاد می کند را با هم می خوانیم با این مقدمه: «به نظر من راهکارها بستگی به موقعیت و روحیات افراد دارد. یک نسخه برای همه نمی توان نوشت؛ او می گوید: می توان در حوزه های فرهنگی و هنری، کارهای جدید انجام داد. به عنوان نمونه، با مطالعه کتاب و رفتن به سنیما خلأ اوقات آزاد را پر کرد. در این باره نهادهای دولتی از طریق مراکز مثلا آموزش موسیقی و یا فرهنگسراها می توانند با ایجاد فرصت های مناسب، امکان فعالیت برای شهروندان فراهم کنند و یک سری مهارت ها آموزش داده شود با این شیوه استعدادها پرورش می یابند. تداوم تحقق چنین برنامه هایی می توانند مانع بیحوصلگی و کسالت روحی شوند. شیوه دیگر خروج از یکنواختی، این است که فرد یا افراد به صورت خودجوش به فراگیری مهارت ها بر وفق انگیزه بازیافته، اقدام کنند.»

    «صائمی» روزنامه نگار در نقد و نظرخود پیرامون دوری جستن از یکنواختی های حیاتی، انتقال دغدغه، نگرانی و کسالت های برآمده از نبود تنوع در زندگانی، روی کاغذ و خاطره نویسی و یادداشت رخدادهای روزانه با هدف فرار از روزمرگی را نیز پیشنهاد می کند.

    وی در ادامه می گوید: انسان مدرنیزه دچار درد مزمن است و احساس تنهایی می کند که این موضوع زاییده نظام مدرن است.

    ● خوش بینی و انگیزه

    یک پزشک ایرانی مقیم خارج از کشور با تاکید بر این که برای سالم ماندن انسان دو اصل خوش بینی و انگیزه را می باید مدنظر قرار داد، تعریف می کرد: زمانی یک بیمار ۱۰۴ ساله داشته که به وسیله چرخ دستی حرکت می کرد. این بیمار با توجه به کهولت سن و مشکل جسمی اش، مسئولیت تهیه داروی چند بیمار ناتوان را انجام می داد. دلیل برعهده گرفتن کمک به بیماران دیگر را موظف شدن یک ساعت زود بیدار شدن از خواب خود، ذکر می کرد.

    ● بازتاب یکنواختی و نبود انگیزه

    «مددکار اجتماعی»، ادامه صحبتش محور بازخورد یکنواخت بودن و دلبستگی در کانون خانواده است. به گفته او، روابط و علایق بین اعضای خانواده می باید گرم باشد جوری که با انگیزه و هدف، افراد برای توزیع و تعمیق آرامش روح و روان به یکدیگر کمک کنند. چنانچه محیط خانوادگی همواره یکنواخت و سرد و بین زن و شوهر ناسازگاری و احتمالاً با غرولند و خرد کردن اعصاب یکدیگر باشد، روحیه شان آزرده می شود. همچنین دور از انتظار نخواهد بود که این وضع روی روان، فکر، هدف و انگیزه بچه ها هم اثر می گذارد به این صورت که آن ها می بینند پدر و مادرشان که فرضاً بیست سال از زندگی مشترک شان می گذرد، حالا انگیزه سازگاری ندارند، جر و بحث می کنند و فضای خانوادگی بدون آرامش، شوق و تنوع می شود. به باور «زرگریان»، اگر آدم به جایی برسد که هدف نداشته باشد و طبعاً تنوع ملموس و انگیزه در زندگی نباشد، روح و فکرش به سمت پژمردگی و نیستی خواهد رفت.»

    ● عبور از وادی تکرارها

    «باقری» هنرجوی انجمن سینمای جوان، در ادامه صحبت های قبل خود، درباره راهیابی مصونیت شخص از تکرارهای امور و حواشی زندگی، براین باور است که هنر، تفکر و مطالعه در رفع و یا دور ماندن از یکنواختی مجموعه زندگی تأثیرگذار هستند. او می افزاید: «من اگر فیلم خوب و کتاب خوب در دسترسم باشد و بهره مند شوم، از وادی تکرارهای دلتنگی و ناراحتی های فکری و روحی بیرون می آیم.»

    ● تبعات تنوع منفی

    «کیوان زاده» تنوع را دو قسم مثبت و منفی می داند. به گفته او، تنوع طلبی مثبت همچون شغل را می شود چنین وصف کرد که فرد ممکن است از شاگردی کارش را شروع کرده است اکنون خود صاحب مغازه یا شغل موردنظرش شده است. اما تنوع طلبی منفی که نتیجه نهایی آن، زیان رساندن به خود و بخصوص اجتماع می باشد همانند اعتیاد که امکان دارد فرد از استعمال سیگار شروع کرده و به جهت روحیه طلبی به سوی مصرف موادمخدر سوق داده شود. این امر نه تنها فرد موردنظر را نابود می کند بلکه تبعات آن، جامعه را نیز دربر می گیرد. بنابراین می باید برای تنوع طلبی محدودیت هایی قایل شویم. در غیر این صورت فرد موصوف همیشه دچار بیحوصلگی بوده و نمی تواند از لحظات زندگی لذت ببرد.» باتوجه به نکات یاد شده، تنوع برای زندگی لازم است اما نباید باعث سلب آسایش و آرامش در زندگی شود و فرد را به سختی و مشقت دچار کند. علاوه بر این، تنوع طلبی می باید باعث جهت دادن به زندگی انسان شود و راه صحیح را به وی نشان دهد نه آن که وی را دچار سردرگمی کند.

    «کیوان زاده» در جمعبندی نظرات روان شناسی خود، نکاتی به منظور از بین بردن تکراری شدن زندگی و ایجاد تنوع لازم و به عنوان راهکارها، توصیه می کند: «سعی کنیم در زندگی روزمره خود هر از چند گاهی تغییراتی هرچند جزیی ایجاد کنیم. برای مثال، اشیاء داخل منزل را تغییر داده و یا در جمع دوستان و اقوام حاضر شویم. در مواردی که بیکار هستیم سعی نماییم خود را به کاری مشغول کنیم تا احساس خلأ پوچی نکنیم. به زندگی خود معنا ببخشیم و به دنبال اهداف جدیدی باشیم تا زندگی برایمان یکنواخت نشود. افکار پوچ و بی معنی همه نشأت گرفته از ذهن و احساس درونی مان می باشند که باعث تکراری شدن زندگی می شوند. لذا افکار و ذهنیات خود را همواره تغییر داده تا احساس کسالت و یکنواختی نکنیم. سعی کنیم برای زندگی خود ایده ها، نظرات و گزینه های جدیدی را به کار ببریم. به عنوان مثال: هرچند وقت مسیر خانه به محل کار خود را تغییر دهیم. ورزش و سرگرمی هایی را که جنبه خلق و یا اکتشاف امری داشته باشند را در برنامه زندگی روزانه خود بگنجانیم.»



    حسن آقایی
    روزنامه کیهان (
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت