٭ خجسته ناطق
يكي از مشكلاتي كه امروزه بسياري از خانواده ها با آن دست به گريبانند؛ معاشرت و رفت و آمد با دوستان و اقوام ثروتمند است.بويژه افرادي كه يك شبه و بدون زحمت به مال و منالي دست يافته اند و به اصطلاح "تازه به دوران رسيده اند".الگوهاي رفتاري و مصرفي اين قبيل اشخاص مستقيم و غيرمستقيم بر ديگران تأثير مي گذارد و نابساماني هاي مالي و رواني شديدي را ممكن است بر خانواده ها تحميل كند؛ به عنوان مثال ميهماني دادن و ديد و بازديد خويشان و اقوام ثروتمند، گاهي به ميدان رقابت و چشم و همچشمي تبديل مي شود و فشار خردكننده اي بر اقتصاد خانواده ها وارد مي آورد.




رضا طالبيان شريف، مشاور خانواده در اين باره به گزارشگر ما مي گويد:
اغلب اين اشكالها و ضعفها به كساني اختصاص دارد كه زمينه هاي تربيتي لازم براي رفاه در آنان ايجاد نشده است و يك شبه ثروتمند شده اند و بدون شايستگي هاي لازم پولهاي بادآورده را صاحب شده اند و چون زمينه هاي تربيتي و فرهنگي لازم را ندارند، دچار مشكل مي شوند. ولي افرادي كه به دليل استعداد و تلاش و كوشش خود مال و ثروتي كسب مي كنند؛ چون توانمندي هاي خود را قبول دارند كمتر دچار آسيب مي شوند.
اين قبيل افراد معمولاً خود را گم نمي كنند و با ولخرجي ها و برگزاري ميهماني هاي آن چناني براي خانواده ها ميدان رقابت به وجود نمي آورند.

ثروت هدف نيست
دكتر محمدرضا لطفعلي پور، استاد دانشكده اقتصاد نيز معتقد است: بزرگترين آسيبي كه افراد تازه به دوران رسيده به اقتصاد جامعه وارد مي آورند، به وجود آوردن موج گراني و بالابردن دستمزدهاست؛ مثلاً وقتي يك فرد پولدار خريد مي كند باعث به هم خوردن تعادل بازار مي شود و هر نوع كالايي را با چند برابر قيمت مي خرد و يا هنگامي كه كارگر استخدام مي كند، لباسي به خياط مي دهد، تاكسي مي گيرد، براي فخرفروشي بيشتر از ديگران دستمزد مي پردازد و اين باور را در ذهن فروشنده به وجود مي آورد كه قيمت واقعي همان است و لذا از مردم عادي هم حاضر نيست كمتر از آن مبلغ دريافت كند.
اين استاد دانشگاه در ادامه مي گويد: به نظر من اگر اسلام بعضي از مشاغل را مكروه و حتي حرام اعلام كرده به همين دليل است؛ چون در بعضي از شغلها افراد بدون هيچ زحمتي داراي تمكن مالي مي شوند.
اينها به دليل اين است كه پله هاي ترقي را طي نكرده اند و يك دفعه به مال و ثروتي مي رسند كه براي آن زحمت نكشيده اند و لذا موقعيت خود را درك نمي كنند و به اصطلاح خود را گم مي كنند.همين استاد دانشگاه در ادامه مي افزايد: در بعضي از كشورها اگر كسي مختصر ثروتي كسب كند جشن مي گيرد، ولي متأسفانه در كشور ما گاهي بعضي افراد بدون هيچ زحمتي صاحب همه چيز مي شوند و به دليل اين كه تحمل و بردباري و قابليت آن را ندارند، نمي توانند رفتاري معقول، متعادل و منطقي داشته باشند و نبايد رفتار آنان، الگوي خانواده ها قرار بگيرد. چه بسا همان گونه كه يك شبه ثروتمند شده اند، يك شبه نيز ثروت خود را از دست مي دهند.
به هر حال مال و ثروت به خودي خود هدف نيست و نمي تواند موجب سعادت باشد، بلكه ثروت يكي از ابزارهاي سعادت انسان است.
به اعتقاد اين استاد دانشگاه هدف از خلقت اين است كه انسان با تلاش و كوشش هم ثروت به دست بياورد و هم علم و دانش و آگاهي كسب كند؛ چون اينها در كنار هم مي تواند موجب سعادت و خوشبختي انسان شود.

توازن و اعتدال
در اين خصوص نكته ديگري نيز مطرح است و آن دقت در انتخاب محل سكونت، انتخاب همسر و رفت و آمد با دوستان و اقوامي است كه در زندگي جنبه توازن و اعتدال را رعايت مي كنند.
دكتر محمد تقي قبولي درافشان، مدير گروه فقه و مباني حقوق دانشگاه فردوسي نيز با اشاره به آيات قرآني در اين باره مي گويد: آيات بسياري از قرآن كريم آدمي را به پيروي از طريق الهي تشويق مي كنند و گام نهادن در راه خدا و پيروي از راه و رسم و رهنمودهاي قرآن كريم، تنها راه رسيدن به بهداشت رواني است.
وي مي افزايد: اسلام دين اعتدال است، اعتدال و ميانه روي، و به عبارت روشن تر پرهيز از افراط و تفريط در همه امور و شؤون زندگي، يك ركن و اصل خلل ناپذير در همه ابعاد اسلام مي باشد، از اين رو امت اسلام در قرآن به عنوان "امت وسط" و از اين جهت به عنوان الگوي جهانيان معرفي شده است: همان گونه كه قبله شما يك قبله ميانه بين شرق و غرب است، شما را نيز امت ميانه اي قرار داديم(در حد اعتدال بين تندروي و كندروي) تا براي مردم گواه و الگو باشيد.
خداوند در سوره هود، آيه 112 مي فرمايد: اي پيامبر! همان گونه كه به تو فرمان رسيد توازن و استقامت و راه عادلانه را در تمام امور پيشه خود ساز.
اين فرمان به عنوان تكليفي است به انسان كه خداوند متعال عقل را به او عنايت فرموده و او را ممتاز كرده است تا طريق اعتدال را نسبت به خود و نيز در رابطه با ديگران (از ميان طرق ديگر) انتخاب كند.
آن گاه كه انسان مرز ميانه روي و اعتدال را در پهنه وجود خود و ديگران سامان دهد و اعتدال را درباره خودش و ديگران به كار گيرد، تحقيقاً به بالاترين پايه هاي علم و عمل دست مي يابد. اين نكته در سخن الهي جلب نظر مي كند، آنجا كه مي فرمايد: "خدا و فرشتگان و ارباب علم و معرفت گواهي دهند كه معبودي جز خداي يگانه وجود ندارد، معبودي كه اقامه قسط و عدل مي نمايد."
انسان در چنين پايگاهي، حكيم و دانا و داراي خانواده اي سالم و صالح با قلب و رواني مطمئن و آرام خواهد بود:
"و آنكه حكمت و دانايي به او رسيده باشد، خير فراواني را در اختيار دارد"(بقره)
بنابراين مرز ميانگين و معتدل عبارت است از: اقتصاد و قسط و استقامت و توازن و اعتدال. و از رهگذر چنين مجاري، سكان كشتي نفس آدمي، مسيري را براي سلامت و بهداشت رواني تعيين مي كند