جستجو در سایت توسط گوگل

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج 1 تا 10 از 43 مجموع

موضوع: معرفی زنان موفق و افتخار آفرین ایران و جهان / خبر

  1. #1
    دکتر سید حمید سجاد آفلاین است مدیر کل سایت
    تاریخ عضویت
    May 2004
    موقعیت
    تهران
    ارسالها
    11,975
    Blog Entries
    3

    پیشفرض معرفی زنان موفق و افتخار آفرین ایران و جهان / خبر

    گفتگو با یک پزشک جراح ایرانی زن مقیم آمریکا

    قلب مردان در دست‌هاي يك زن

    گفت‌وگو با دكتر نازلي ماكويي، فوق‌تخصص جراحي قلب و ريه، رئيس بخش جراحي بيمارستان قلب ساكرِد امريكا
    دكتر شيرين ميرزازاده




    «مامان، من دوست دارم وقتي بزرگ شدم جراح قلب بشوم.» اين آرزوي دختر شش‌ ساله‌اي بود كه سي ‌سال بعد يكي از معتبرترين جراحان قلب و رية امريكا شد. مادر، مبهوت اين حرف كودكانه، در پاسخ دستي بر سر او كشيد و گفت: «تو زني، نمي‌تواني جراح بشوي. البته خيلي كارهاي ديگر هست كه مي‌تواني انجام بدهي.» امروز دستان زن كوچك‌اندام شرقي با تبحر سينة مردان و زنان كهنسال و تنومند غربي را مي‌شكافد و قلب كم‌توان آنان را با تپش زندگي آشتي مي‌دهد. بسياري از بيماران سالمند، با ديدن زني جوان كه خود را پزشك معالج معرفي مي‌كند و به شرح نحوة عمل جراحي قلب آنها مي‌پردازد، شگفت‌زده مي‌شوند و در ذهن خود مي‌انديشند كه آيا اين زن ظريف‌ و ريزنقش مي‌تواند يك‌تنه جان آنان را از مرگ حتمي نجات دهد.
    دكتر نازلي ماكويي (شريعتي)، پس از هجده سال دوري از وطن، اوايل سال جاري براي اقامت ده‌روزه به ايران بازگشت. اين فرصت كوتاه شانسي بود براي ما تا راز درخشش اين زن جراح زبدة ايراني را در مهد شكوفايي پزشكي مدرن و در ميان بزرگان جراحي قلب و رية جهان جويا شويم. در آخرين روز اقامت دكتر ماكويي، موفق شدم گفت‌وگوي كوتاهي با او داشته باشم. دكتر ماكويي از سختي‌هاي دوران تحصيل و كار مي‌گويد. من براي اولين‌ بار و مادرش، خانم سروش، براي چندمين بار مشتاقانه گوش مي‌دهيم.


     دكتر ماكويي، شما رئيس بخش جراحي بيمارستان قلب ساكرِد امريكا و اولين زن جراح قلب اين بيمارستان هستيد. چند سال است كه جراحي قلب انجام مي‌دهيد و چرا اين بيمارستان را براي كار انتخاب كرده‌ايد؟
     مدت دو سال است كه به‌عنوان فوق‌تخصص جراحي قلب جراحي مي‌كنم. البته، حين گذراندن دورة فوق‌تخصص، به‌قدري تعداد بيماران زياد و وضعيت آنها وخيم بود كه بايد كار مي‌كردم.
    در بيمارستان قلب ساكرِد، بيماراني هستند كه كاتوليك‌اند و معتقدند جراحي قلبشان بايد در بيمارستان كاتوليك انجام شود، بيماران ديگري هم هستند كه نمي‌توانند خرج جراحي قلبشان را بپردازند. اكثر بيماران من از گروه دوم‌اند. به‌نظر من، در طبابت بايد با تمام انسان‌ها در هر طبقة اجتماعي و اقتصادي يكسان برخورد شود. اينكه دست‌هايم قدرت اين را دارد كه زندگي انسان‌ها را تغيير دهد برايم لذت‌بخش است.

     رشتة جراحي قلب به‌ علت سختي و فشار كار در ميان پزشكان زن طرفداران زيادي ندارد. شايد تعداد زنان جسور كم است. شما چرا جراح قلب شده‌ايد؟
     اين رشته را به‌خاطر مادرم انتخاب كرده‌ام. شش سالم بود كه مادرم مجبور شد اولين جراحي قلب باز را تجربه كند، حدود سي‌وپنج سال داشت. پس از آنكه جراحي با موفقيت انجام شد، خانوادة ما ميهماني بزرگي به افتخار جراح قلب مادرم برگزار كرد. در آن ميهماني ديدم كه هيچ‌كس تا آن زمان اين‌قدر مورد علاقه و احترام اطرافيانم نبوده است. هيچ‌كس نمي‌توانست چنين اثري بر زندگي انسان‌ها بگذارد. آن شب به مادرم گفتم كه مي‌خواهم جراح قلب بشوم. مادرم با تعجب دستي به‌ سر من كشيد و گفت: «تو زني، نمي‌تواني جراح قلب بشوي؛ اما كارهاي ديگري هست كه مي‌تواني انجام بدهي.»

    خانم سروش فكر نمي‌كرد كه دخترش بتواند روزي جراح قلب شود: «آن روز حرف او به‌نظرم بچه‌گانه آمد. مي‌گفت كه روزي جراح قلب مي‌شود و قلب من را جراحي مي‌كند. اين گفتة نازلي چند سال قبل به حقيقت پيوست. در سفر قبلي‌ام به خارج از كشور، قلبم دچار مشكل شد. البته نازلي سر عمل جراحي حاضر نشد. مي‌گويد كه حتي نمي‌تواند از من خون بگيرد. طاقتش را ندارد!» مي‌خندد و با محبت به دكتر نازلي ماكويي نگاه مي‌كند. براي او، نازلي همان دختر كوچولوي كنجكاو است كه روزي لب باغچه نشسته بود و مي‌خواست سينة قورباغه را بشكافد تا قلبش را ببيند.

     خانم دكتر، مسلماً گذراندن دوره‌هاي طولاني‌مدت و طاقت‌فرساي تخصصي و فوق‌تخصصي براي شما آسان نبوده، در هركدام از اين مراحل با چه موانعي روبه‌رو بوده‌ايد؟
     در دورة تخصصي جراحي عمومي تنها زن گروه بودم. من يك زن كوتاه‌قد و ريزنقش شرقي هستم، هم‌طرازانم همه مرداني درشت‌هيكل و چشم‌آبي بودند. راه مشكلي پيش‌ رو داشتم، چه از لحاظ تكنيكي و چه از نظر بحث‌هاي تئوري. بايد چندين برابر آنها كار مي‌كردم تا بتوانم مقبول واقع شوم. از طرف ديگر محيط به ‌شكلي بود كه نبايد باعث آزار و القاي احساس حقارت در اطرافيان مي‌شدم. كار ساده‌اي نبود. سال دوم دانشكدة پزشكي بودم كه پسر اولم به‌دنيا آمد. درست دو ماه به تاريخ برگزاري امتحانات بورد سراسري مانده بود. رئيس دانشگاه مرا احضار كرد و پيشنهاد داد كه دورة چهار ساله‌ام را در پنج سال بگذرانم. گفت كه تا اين زمان دانشجويي با وضعيت من نداشته‌. قبول نكردم. مي‌خواستم تمام دوره را يكسره بدون وقفة تحصيلي بگذرانم. پسر دومم سال چهارم دورة تخصصي جراحي عمومي به‌دنيا آمد. اين مرحله را هم با يك تعطيلي كوتاه شش روزه طي كردم. هم‌گروه‌هاي مرد من اگر دندان‌درد مي‌گرفتند، يك هفته مرخصي مي‌رفتند. چاره‌اي نبود، بايد خيلي بيشتر از بقيه تلاش مي‌كردم تا پذيرفته شوم. در دورة فوق‌تخصصي جراحي قلب و ريه، وضع از اين هم بدتر بود. حالا كه تمام اين مراحل گذشته، فكر مي‌كنم اگر مجبور بودم راه را از اول بروم، ترديد مي‌كردم. راه بسيار طولاني، پردردسر و طاقت‌فرسايي بود. در هر مرحله كه با فرد جديدي در موقعيت كاري جديد روبه‌رو مي‌شدم، مجبور بودم از اول توانايي‌هايم را برايش ثابت كنم و قابليت‌هايم را نشان دهم. هيچ عذري پذيرفته نمي‌شد. چطور مي‌توانستم بگويم من همة اين كارها را خيلي بهتر از بقيه انجام مي‌دهم، فقط بگذاريد كمي آرام باشم. هنوز هم اين مشكلات ادامه دارد، اما من با چشماني باز راهم را انتخاب كرده‌ام.

     حالا چطور؟ برخورد بيمارانتان با خانم‌دكتر ريزنقش جوان كه چاقو به‌دست مي‌گيرد و سينه‌شان را مي‌شكافد تا از مرگ حتمي نجاتشان بدهد چيست؟
     بيماراني كه من عمل مي‌كنم اكثراً بالاي 70 سال‌اند. در نگاه اول مرا با اين شكل و ظاهر زنانه قبول نمي‌كنند. اما بعد كه شرح مهارتم را از اطراف و بقية بيماران مي‌شنوند، راضي مي‌شوند و اعتماد مي‌كنند. فكر مي‌كنم اين جنگ تا روزي كه آخرين عمل جراحي قلب را انجام دهم ادامه خواهد داشت.

     اشاره كرديد كه هر دو پسرتان را حين تحصيل و گذراندن دوره‌هاي باليني طب به‌دنيا آورده‌ايد. به‌نظرتان يك جراح قلب موفق بودن نقش سنتي شما يعني مادر بودن را تحت‌الشعاع قرار نداده است؟
     اگر از من بپرسيد كه چكاره‌ام، در يك جملة كوتاه و محكم مي‌گويم كه مادرم. يك زن به هر مقام اجتماعي و علمي كه برسد مادر بودنش در ارجحيت است. من اگر نتوانم دو فرزندم را خوب تربيت كنم و به آنها برسم، مطمئناً در زندگي‌ام بازنده‌ام. حرفة اول من مادري است، شغل بعدي‌ام جراحي قلب است.
    دورة تخصصي جراحي قلب دورة بسيار فشرده‌اي بود. در يك شبانه‌روز هم كه بيشتر از 24 ساعت وقت نيست. ]بغض مي‌كند و اشك در چشمانش حلقه مي‌زند[ من قدم‌هاي اول فرزندانم را نديده‌ام، اولين كلمه‌ها و جمله‌هايشان را نشنيده‌ام. روزهايي را از دست داده‌ام كه ديگر برنمي‌گردند. بخصوص در دورة فوق‌تخصص، كاملاً از بچه‌هايم جدا بوده‌ام. ماهانه يك يا دو بار مي‌ديدمشان. آن زمان، اگر در راهروهاي بيمارستان بچه‌هايي شبيه بچه‌هاي خودم مي‌ديدم، منقلب مي‌شدم. روزهاي بسيار سختي بود. اما حالا كه بزرگ‌تر شده‌اند، موقعيت مرا درك مي‌كنند. در دو سال اخير ساعت‌هاي بيشتري را با هم و در كنار هم گذرانده‌ايم. شب‌هايي هست كه من تازه به خانه آمده‌ام و سر ميز شام هستيم كه زنگ مي‌زنند و اطلاع مي‌دهند كه بيمارم بدحال است. پسر بزرگم كه پانزده سالش است مي‌گويد: «مامان برو، نگران برادر كوچك‌ترم نباش. من كنارشم، با هم بازي مي‌كنيم. يك نفر در بيمارستان به شما احتياج دارد.»

     همسرتان چطور؟ كار و تحصيل شبانه‌روزي به زندگي مشتركتان لطمه‌اي نزده؟
     من موفقيت كاري و تحصيلي‌ام را به مقدار زيادي مديون شوهرم هستم. وقتي زندگي مشتركمان را شروع كرديم، هجده سال داشتم. هفده سال است كه ازدواج كرده‌ام. اگر حمايت‌هاي فكري و عاطفي ايشان نبود، هرگز نمي‌توانستم اين راه پرمشقت را طي بكنم. يك مَثَل قديمي مي‌گويد: در پشت هر مرد موفق، زني استوار و بزرگ ايستاده. عكس اين گفته هم درست است. زندگي مشترك يك شراكت كامل است. به‌عنوان يك پزشك بايد تمام ذهن و روحم با بيمارانم باشد، اما چطور مي‌توانم نيم ديگر وجودم، يعني همسرم، را فراموش كنم؟ اگر همسر زني او را از نظر روحي و رواني حمايت نكند، پشت سر گذاشتن سختي‌هاي راه برايش غيرممكن نيست، اما بسيار مشكل است. بدون كمك همسرم، طي دوره‌هاي طولاني‌مدت و پرمشقت تحصيل همراه با دو بچة خردسال غيرممكن بود. وقتي كه پس از ازدواج با مدرك ديپلم از ايران خارج شدم، به همسرم گفتم كه مي‌خواهم جراح قلب شوم. همان‌طور كه در شش سالگي گفتة من براي مادرم خنده‌دار بود، او هم آرزويم را جدي تلقي نمي‌كرد. ولي، به گفتة خودش، وقتي كه ديد با چه پشتكاري دنبال آن هستم از هيچ كمكي دريغ نكرد. در زندگي مشتركم يك شانس بسيار بزرگ آورده‌ام: همدلي و همفكري همسرم.

     وضعيت زنان پزشك ايراني در امريكا در مقايسه با همتاهاي غيرايراني‌شان چگونه است؟ مي‌توان آنها را از لحاظ علمي با هم برابر دانست؟
     زنان پزشك ايراني در مقايسه با همتايان امريكايي خود موقعيت‌هاي خوبي به‌دست آورده‌اند. متأسفانه در رشتة جراحي قلب تاكنون به هيچ زن ايراني برنخورده‌ام، ولي در شاخه‌هاي ديگر پزشكي زنان ايراني بسيار موفقي ديده‌ام كه همگي كمابيش با همين مشكلات دست‌وپنجه نرم كرده‌اند. انجام دادن كارهاي خانه، رسيدگي به بچه‌ها و در كنار آنها از عهدة مسئوليت اجتماعي و حرفه‌اي برآمدن كار آساني نيست. زنان به‌مرور زمان ياد گرفته‌اند كه چطور از پس اين كارها برآيند.

     چرا برخي از افراد جامعه، حتي بيماران، نمي‌توانند زنان را در مدارج عالي پزشكي و در رشته‌هايي نظير جراحي قلب بپذيرند؟
     نوع برخورد پزشكان زن با بيماران در اين مورد نقش مهمي دارد. بيماران مشكل اصلي نيستند. يكي از بيماران من مردي 87 ساله بود كه نارسايي كليوي داشت، قبلاً سكتة قلبي كرده و به‌تازگي سرخرگ اصلي خروجي قلبش مشكل پيدا كرده بود (آنوريسم آئورت شكمي). قبل از اقدام به جراحي، در بررسي آنژيوگرافي قلبي ديدم كه تمام عروق قلبي او مسدود است. با توجه به وضعيت نه‌چندان مناسب ايشان تصميم گرفتم كه، بدون ايجاد ايست قلبي، جراحي را انجام دهم، يعني قلب ضربان‌دار را جراحي كنم. داخل اتاق بيمار شدم و خودم را معرفي كردم. او شروع به خنديدن كرد و گفت كه مي‌داند من دوست نوه‌اش هستم. گفتم كه جراح قلبم و شيوة پيشنهادي‌ام را تشريح كردم. در روش جراحي بر روي قلب ضربان‌دار، احتمال فوت بيمار در حين عمل جراحي بيشتر است. بنابراين كار من بسيار مشكل‌تر بود. از او خواستم تا تصميم بگيرد. وقتي كه از اتاق خارج شدم، همسر اين مرد به من گفت كه شوهرش هرگز قلب خود را به‌دست يك جراح زن نمي‌دهد و تعريف كرد كه چگونه همسرش دو ماه قبل، كه قصد سفر به فلوريدا داشته، بعد از اينكه متوجه شده كمك‌خلبان زن است، از مسافرتش صرف‌نظر كرده است. چند روز بعد، همسر بيمار به من زنگ زد و گفت نمي‌داند چرا، ولي شوهرش مي‌خواهد كه من قلب او را جراحي كنم. همان‌طور كه گفتم بيماران مشكل نيستند. مشكل اصلي من همكاران پزشك مرد بودند، آنها نمي‌توانستند بپذيرند يك زن كاري را كه براي آنها بسيار دشوار است به بهترين شكل انجام مي‌دهد. اين مشكل بزرگ‌ترين مانع بر سر راه من بود.

     بيماران شما بيشتر زن‌اند يا مرد؟
     بيشتر مردند، و فكر مي‌كنم به‌ دو دليل. يكي اينكه متأسفانه زنان آن‌قدر دير به متخصص قلب مراجعه مي‌كنند كه در اغلب موارد ديگر كاري از پزشك ساخته نيست. زنان علائم مشكلات قلبي‌شان را نمي‌فهمند و هنگام مراجعه به پزشك، بدون آنكه متوجه شده باشند، حملات قلبي زيادي را تجربه كرده‌اند. من براي قلبي كه همة عضله‌اش از كار افتاده، كاري نمي‌توانم انجام دهم. علت دوم اينكه در زنان پس از يائسگي خطر ابتلا به امراض قلبي‌ـ‌عروقي به‌شدت افزايش پيدا مي‌كند. به منظور آگاه كردن زنان در مورد سلامت قلبشان و هشدار به آنها براي مراجعة زودهنگام به پزشك، جمعيتي از زنان كه عمل جراحي قلب را تجربه كرده‌اند تشكيل داده‌ام. ما هر ماه يك نشست داريم. اين بيماران فرستادگان من در كليساها، باشگاه‌هاي ورزشي و اماكن عمومي هستند. برگزاري كلاس‌هاي آموزشي و تهية بروشورهاي آموزشي براي زنان ازجمله فعاليت‌هاي جمعيت ماست. به‌نظر من، بيماريابي به‌موقع، حتي اگر يك مورد باشد، بسيار ارزشمند است. نجات يك بيمار زن، پيش از آنكه عضلة قلبش به‌طور كامل از بين برود، تمام زحمات جمعيت ما را جبران مي‌كند.

     دكتر ماكويي، براساس گفته‌هاي مادرتان، نشريات محلي و مجلات تخصصي جراحي قلب و ريه در امريكا بارها و بارها به معرفي شما و فعاليت جمعيتي كه شما تشكيل داده‌ايد پرداخته‌اند.
     براساس آمارگيري انجام شده، تا سال 2001 ميلادي، 110 زن در امريكا بورد تخصصي جراحي قلب و ريه را گذرانده‌اند، اما در اين سال، 40 زن داراي اين درجه بودند و از اين 40 زن، فقط 17 نفر اقدام به جراحي قلب مي‌كردند و بقيه فقط جراحي ريه انجام مي‌دادند. من به‌عنوان يك زن ايراني افتخار مي‌كنم كه يكي از آن 17 زن جراح قلب در كشور امريكا هستم.

    برگة بزرگي را از لابه‌لاي روزنامه‌ها و مجلات بيرون مي‌آورد. بر روي آن عكس دسته‌جمعي اعضاي انجمني را مي‌بينم كه رياستش را دكتر ماكويي بر عهده دارد. در اطلاعيه‌اي كه در اين برگه آمده، از زنان خواسته مي‌شود كه روز ششم فوريه لباس‌هايي به رنگ قرمز بر تن كنند و، با خريد سنجاق‌هاي مخصوص عضويت انجمن، در راه گسترش فعاليت‌هاي آموزشي و تحقيقاتي آن گام بردارند. مادرِ دكتر ماكويي سنجاقش را به من نشان مي‌دهد و مي‌گويد: «اين انجمن زنانه از تمام كشورهاي دنيا عضو مي‌پذيرد. من هم يكي از اعضاي جمعيت نازلي هستم.»■
    آخرین ویرایش توسط دکتر نادر در تاریخ 06-Jun-2013 انجام شده است

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض زنان نروژ 40 درصد شوراهای مدیریت شرکت های بزرگ را تشکیل می دهند

    در حالی که بحث بر سر تعیین سهمیه برای عضویت در شوراهای مدیریت شرکت های بزرگ ثبت شده در بورس در بسیاری از کشورها، از جمله آلمان، ادامه دارد، زنان نروژ 40 درصد اعضای شوراهای نظارت چنین شرکت هایی را تشکیل می دهند و 4 تن از کمیته 5 نفره جایزه صلح نوبل هم زنان هستند.

    اختصاص 40 درصد سهمیه به زنان در مقامات مدیریت حدود 400 شرکت بزرگ ثبت شده در بورس نروژ، از سال 2008 به این سو، مدت‌هاست که تحقق یافته و نشان داده است که همه نگرانی های اعلام شده قبلی بی اساس بوده است.

    تروُند گیزکه، وزیر اقتصاد سوسیال دمکرات نروژ، با توجه به نتایج مثبت حضور زنان در شوراهای مدیریت شرکت های بزرگ، اعلام کرده است که قصد دارد اختصاص سهمیه به زنان در مقامات بالای شرکت ها را به دیگر شرکت ها نیز گسترش دهد. وی در این زمینه گفت: اگر نتوانیم این دژ مردانه را فتح کنیم، هرگز به برابر حقوقی نمی رسیم.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض زنان چینی در راس مدیریت شرکت های بزرگ سوئیس

    به خاطر کمبود وجود زنانی که بخواهند در مدیریت شرکت های بزرگ سوئیس قرار بگیرند، برخی از این شرکت ها، از جمله شرکت بزرگ جهانی نستله، از وجود زنان کارکشته چینی استفاده می کنند.

    به گفته گیدو شیلینگ، رئیس شرکت "هد هانتر" (شکار مغزها)، در اتریش، آلمان و سوئیس، شرکت ها با کمبود زنان کارآمدی مواجه اند که بخواهند در مدیریت شرکت های بزرگ باشند و تا آخر نیز به این کار ادامه دهند.

    به گزارش خبرگزاری 20 دقیقه سوئیس، هم اکنون از 100 شرکت بزرگ سوئیس 3 زن چینی در 3 شرکت مشغول به کار شده اند که این یک روند رو به رشد است. به ویژه که چین، در کنار هند و برزیل، بزرگترین بازارهای شرکت های سوئیسی هستند. بیورن یوهانسون، بازاریاب مشاغل بالا، معتقد است که اشتغال زنان چینی تنها به مدیریت ها محدود نخواهد بود و سطوح تکنیسین ها را نیز در بر خواهد گرفت. برخی کارشناسان پیش بینی می کنند که طی سه تا پنج سال آینده، زنان چینی وارد طبقات مدیران کنسرن های بزرگ اروپایی خواهند شد
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  4. #4
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض تیم سه نفره زنان، هسته اصلی مدیریت در فیسبوک

    مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیسبوک، پیش از ورد به بورس، سه زن موفق را از سه شرکت رقیب جلب کرد که نقش تعیین کننده ای در اداره فیسبوک و موفقیت آن دارند. افراد تعیین کننده در محفل درونی فیسبوک عبارتند از: شرلی ساندبرگ، کارولاین اورسون و ربکا وان دایک. این سه زن سابقه مدیریت بالا در شرکت های رقیب، اپل، مایکروسافت و گوگل دارند.

    شرلی ساندبرگ 42 ساله، معروف به زنی که زاکربرگ را ثروتمند می کند، از چهار سال پیش مسئولیت آن را بر عهده دارد که زاکربرگ بتواند با اتکا به شمار غول آسای کاربرانش، استفاده مالی ببرد. وی پیش از آن در گوگل مسئولیت داشت.

    کارولاین اورسون 39 ساله پیش از آن به عنوان استراتژ ارشد تبلیغاتی مایکروسافت و شبکه اجتماعی ام تی وی مایکروسافت شاغل بود. وی اکنون مسئول اداره بخش آگهی های فیسبوک است.

    ربکا وان دایک جدید ترین همکار فیسبوک است. وی از فوریه 2012 برای زاکربرگ کار می کند. این رئیس جدید بخش بازاریابی فیسبوک، پیش از آن نزد اپل و سپس به عنوان مبتکر "کمپین جاست دو ایت" نایک، کنسرن بزرگ کفش، بود.

    عکس از خبرگزاری آلمان: از چپ به راست: کارولاین اورسون، ربکا وان دایک و شریل ساندبرگ
    فایل پیوست فایل پیوست
    • File Type: jpg Facebook.jpg‏ (10.7 کیلوبایت, فایل 124 مرتبه دریافت شده است)
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  5. #5
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض زن افغان، مادر پانزده فرزند و حاکم هفتصد خانواده

    صبح بود که در روستای نوآباد به دیدار خانم ظریفه قاضی‌زاده رفتم. برای یافتن نشانی خانۀ خانم ظریفه کافی است از یکی از ساکنان این روستا بپرسی خانۀ آن زن قریه دار ‌( کد خدا) کجاست؟

    نوآباد، یکی از روستاهای ولسوالی نهر شاهی ولایت بلخ در شمال افغانستان است و خانم ظریفه قاضی زاده، از سوی مردم این محل حاکم این روستا انتخاب شده است.

    او دم در منتظر بود، از من استقبال کرد و با گرمی دعوتم کرد بروم داخل. حدود پنجاه زن که برخی از آن‌ها کودکان شان را نیز با خود داشتند جمع بودند. این زنان از گوشه و کنار ولسوالی نهرشاهی برای نشستی به خانۀ قریه‌دار ظریفه آمده بودند.

    او عکس هایی از کارهایش را به زنان نشان می‌داد و می‌گفت که دیگر هنگام آن است که همه زنان مثل او کار کنند و برای حق شان مبارزه کنند.

    او می‌گفت:"ببینید من هم یک زن خانه بودم، امروز می‌توانم با یک هزار نفر جلسه داشته باشم؛ می‌توانم با مقامات بنیشیم حرف بزنم. در (کشورهای) خارج، زن رئیس جمهور می‌شود چرا در افغانستان نمی‌شود. ببیند(زنان در خارج) چقدر جرات دارند چقدر کار می‌کنند."
    نشست به شکل رسمی‌اش پایان یافت اما این زنان یکی یکی مشکلات شان را با خانم قاضی زاده مطرح می‌کردند و او هم به هر یکی مشور‌ت های مفصلی می‌داد.

    محبوبیت قریه‌دار ظریفه تنها در میان زنان روستاهای نهرشاهی خلاصه نمی‌شود، او را مردان این اهالی نیز پذیرفته اند و خانم ظریفه هم به مشکلات همه رسیدگی کرده است.

    مولوی سید محمد، یکی از اهالی روستای نوآباد در مورد ظریفه گفت:"کارهایی را که خیلی از مردان نمی‌ توانند از عهدۀ آن برآیند، ظریفه جان آن را انجام می‌دهد."

    وقتی ظریفه از گذشته‌هایش می‌خواهد بگوید بغضی گلویش را می‌فشارد. او می‌گوید زمانی که عروسی کرد فقط ده سال داشت و پانزده ساله بود که مادر شد

    ظریفه‌ی پنجاه و یک ساله و مادر هشت دختر و هفت پسر است، او از بام تا شام برای مردم محل به خصوص برای زنان تلاش می‌کند.

    درافغانستان این معمول نیست که قریه‌داران، زن باشند. قرن‌هاست که فقط مردان این کار را به عهده دارند. ولی ظریفه یک استثنا است.

    او زمانی که در نخستین دور انتخابات پارلمانی افغانستان خود را نامزد کرد و نتواست برنده شود، به کسانی که به او رای داده بودند وعده داد که مسئولان را وارد خواهد کرد تا انرژی برق ولسوالی نهر شاهی را تامین کند.

    او برای انجام این کار به کابل سفر کرد و از وزیر انرژی و آب دستور احداث یک نیروگاه برق در روستای نوآباد را گرفت.

    پس از آن که ظریفه، روستای نوآباد را چراغان کرد، از سوی مردم این محل، حاکم این روستا انتخاب شد و حالا حدود شش سال از این ماجرا می‌گذرد.

    چندی پیش شاید برای نخستین بار بود که مردم این منطقه حیرت زده زنی را در حال راندن تراکتور می‌دیدند. این زن کسی جز ظریفه قریه‌دار نبود.

    او با تراکتور برای آبادی یک مسجد خاک آورده است، ماشین افتاده در یک گودال را بیرون کشیده است و گاهی هم برای نظارت از روستای نوآباد، لباس مردانه پوشیده است و در اطراف این روستا با موترسکلت دور زده است.

    از کنیزی تا حکومت
    وقتی ظریفه از گذشته‌هایش می‌خواهد بگوید بغضی گلویش را می‌فشارد. او می‌گوید زمانی که عروسی کرد فقط ده سال داشت و پانزده ساله بود که مادر شد.

    او در اوایل زندگی مشترک، در خانه شوهرش هنوز اسباب بازی هایش را ترک نکرده بود. اما مرگ پدرش او را وادار کرد که دیگر اسباب و بازی‌های کودکانه اش را با پدر یک‌جا دفن کند.

    مرحله تلخ زندگی ظریفه، دورانی بود که در شهرستان دولت آباد در یک روستای دور افتادۀ ولایت بلخ با خانوادۀ شوهرش زندگی می‌کرد، او می‌گوید در آن زمان فرقی با یک کنیز نداشت.

    در دوران حکومت طالبان، با شوهرش به مزارشریف آمد و به عنوان یک رضاکار (داوطلب) کودکان محل را واکسن می کرد و به شکل مخفی برای زنان محل زمینه سواد آموزی را فراهم کرده بود.

    پس از حکومت طالبان، فعالیت‌های ظریفه بیشتر شد. در شوراهای زنان سهم گرفت، زنان را تشویق به سهم‌گیری در انتخابات کرد تا این که خود قریه‌دار شد.

    ظریفه حالا دیگر آن روستایی نیست، دیگر آن زن خانه نیست، او حالا می‌تواند از سلاح استفاده کند. او حالا مردان را راهنمایی و تادیب می کند.

    برای پیشرفت روستای نو آباد تلاش می کند و گاهی خلاف کاران را نیز مجازات می کند.

    به نقل از بی بی سی
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  6. #6
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض زنان کارآفرین، امیدوار به فرداهای بهتر

    زنان کارآفرین، امیدوار به فرداهای بهتر


    هنگامی که پاترول همراه با پیچ های تند جاده کلات نادری دور می زند، با هر پیچش گویی تو نیز یک بار چرخ می خوری، یک بار بالا می روی و یک بار پایین می آیی. ​سر یک پیچ،رودخانه عیان می شود و کوه نهان و​ سر پیچ دیگر، آسمان نهان می شود و کوه عیان. زندگی از جنس کارآفرینی نیز از همین جنس است؛ هر چند ​ مسیرت را می دانی اما گاهی در شیب می افتی و گاهی در پیچ های مداوم. ابهام است، ابهام، اما هر بار که آسمان را می بینی و یک پیچ را پشت سر می گذاری متوجه می شوی ​ به هدف نزدیک تر شده ای و یک پله سختی را پشت سر گذاشته ای.

    اما بگذارید دوباره به پاترول برگردیم و کلات نادری و پیچ های تند آن. صدیقه گیاهی زنی است که در پس این کوه های بلند و جاده تنگ اما زیبا، توانسته است یکی از کارآفرین های موفق بشود. دیدار من با صدیقه به این روزها برنمی گردد؛ درست به خاطر دارم بهار سال ۸۲ هنگامی که شقایق ها تازه سر از خاک برآورده بودند و نغمه رود با قدرت فراوان جاری بود با او ملاقات کردم، روستا به روستا همراه با من آمد و نتایج کارهایش را نشان داد.

    کارآفرینی با رویکرد اجتماعی، مهم ترین رویکردی بود که او دنبال می کرد. بسیاری از زنان همین گونه در پس کارآفرینی و ایجاد کسب و کار به دنبال ایجاد شرایط بهتر و مناسب تر برای زندگی هستند، به عبارت بهتر می خواهند کمک کنند جامعه شان بهتر، شایسته تر و انسانی تر زندگی کند.

    صدیقه گیاهی نانوایی ساخته ​، در تاسیس مدرسه برای منطقه شان مشارکت داشته​، با اداره آب و برق برای لوله کشی آب منطقه و همچنین توسعه برق برای مناطق روستایی کلات همکاری داشته ​، زمین های کشاورزی شان را توسعه داده​ و مهم تر از همه مشارکت اقتصادی زنان بومی را که شاید به اندازه او توانمندی نداشته اند، جلب کرده است.

    او که تعاونی الزهرا را با مشارکت ۱۲۰ زن از ۱۴ روستا تاسیس کرده است، با بیان خاطراتش می گوید: وقتی کارمان را شروع کردیم خیلی مقاومت وجود داشت. درست به خاطر دارم یکی از آقایان به من گفت حاج خانم برو بنشین خانه، آقایان چه کار کرده اند که تو می خواهی بکنی، تا حالا تعاونی مردان چه کار کرده که شما می خواهید بکنید. اما در هر صورت یکی از ویژگی های کارآفرین همین ابرام، اصرار و پافشاری بر هدف است، درست همان اقدامی که افرادی مانند صدیقه گیاهی فارغ از هرگونه تحصیلات آکادمیک به آن عمل می کنند.

    ● کارآفرینی بستر مشارکت اقتصادی ـ اجتماعی

    واقعیت این است که نرخ مشارکت اقتصادی زنان در جامعه ایران بسیار اندک است. مروری بر آمارهای منتشر شده از سوی منابع رسمی نشان می دهد​ از یک سونرخ بیکاری زنان حدود ۲۰ درصد بیشتر از مردان است و از سوی دیگر نرخ مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی بسیار کم است. در همین ارتباط آمارها بیانگر آن است که نرخ مشارکت اقتصادی مردان حدود ۶۲ درصد است و این نرخ برای زنان در بالاترین سطح کمتر از ۱۵ درصد گزارش شده است.

    این موضوع را اگر در کنار افزایش زنان فارغ التحصیل و راه یافته به محافل دانشگاهی بخواهیم مقایسه کنیم، آن​گاه بخش عمده ای از سرمایه اقتصادی کشور که در بخش آموزش عالی به زنان تخصیص می یابد به صورت کارآمدی به جامعه بازگشت پیدا نمی کند. به عنوان مثال سرشماری آماری سال ۹۰ نشان می دهد، نرخ بیکاری زنان جوان ۲۴ ـ ۱۵ سال ۷/۴۲ درصد است و این در حالی است که نرخ بیکاری مردان در همین سن ۱/۲۰ درصد گزارش شده است. شاخص اصلی نرخ بیکاری نیز همین امر را تائید می کند. براساس نتایج همین سرشماری نرخ بیکاری سال گذشته ۳/۱۲ درصد بوده که به تفکیک جنسیتی این نرخ برای مردان ۵/۱۰ و برای زنان به ۹/۲۰ درصد رسیده است.

    موضوع مشارکت زنان در عرصه های مختلف تنها از زاویه نگاه ارزش آفرینی های اقتصادی حائزاهمیت نیست، بلکه از زاویه نگاه اجتماعی نیز حائزاهمیت است. به عنوان مثال، آمارها بیانگر آن است که نرخ طلاق در میان زنان شاغل کمتر از زنان غیرشاغل است. در همین ارتباط خبرگزاری مهر میزان درخواست طلاق از سوی زنان خانه دار را در مقایسه با زنان شاغل ۷۲ درصد بیشتر اعلام کرده است.

    ● اما و اگرها و موانع

    هرچند ​ مفهوم کارآفرینی زنان در این سال ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است، اما شاخص هایی مانند شاخص مشارکت زنان بیانگر آن است که هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی وجود دارد. براستی چه مشکلاتی سر راه کارآفرینی زنان مشاهده می شود. فیروزه صابر ازجمله افرادی است که به صورت تخصصی روی موضوع کارآفرینی زنان کار کرده است. او در ارتباط با مشکلات کارآفرینی زنان در جامعه ایران به «جام جم» می گوید: بخشی از مشکلات زنان کارآفرین به فضای کلی کسب و کار برمی گردد. بی ثباتی در عرصه کسب و کار هم برای زنان مخاطره آفرین است و هم برای مردان و در این شرایط زنان کارآفرین نیز از افزایش ریسک های احتمالی فضای کسب و کار تاثیر می پذیرند.

    وقتی کارمان را شروع کردیم خیلی مقاومت وجود داشت، یکی از آقایان به من گفت حاج خانم برو بنشین خانه، تا حالا تعاونی مردان چه کار کرده که شما می خواهید انجام بدهید

    صابر که تجربه طرح ملی ترویج کارآفرینی زنان را در کارنامه خود دارد، در ارتباط با سایر مشکلات زنان کارآفرین می گوید: یکی دیگر از دغدغه های زنان کارآفرین، وظایف خانوادگی آنهاست. زنان کارآفرین از یک سو دارای مسئولیت های اجتماعی و اقتصادی هستند که باید در برابر آن پاسخگو باشند و از سوی دیگر در برابر خانواده، مدیریت خانواده و تربیت فرزندانشان پاسخگو هستند تا جایی که شاید برخی از آنها مجبور شوند برای مدتی فعالیتشان را محدود کنند یا این که از کارشان منفک شوند.

    ● قوانین دست و پاگیر

    فضای کسب و کار در کشور ما، فضای به نسبت سختی است؛ این موضوعی است که بارها مورد توجه کارشناسان و فعالان عرصه کسب و کار قرار گرفته است. به صورت کلی این سختی فضای کسب و کار یک مساله عمومی است و کارشناسان نیز در این ارتباط بارها تاکید کرده اند که گسترش فضای کسب و کار در کشور وابسته به روان سازی فضای کسب و کار، کاستن از حجم تصدیگری های دولتی و ترغیب کارآفرینان است.

    اما زنان با توجه به مسئولیت های خانوادگی که به​عهده دارند و همچنین نبود زیرساخت های تربیتی برای تشویق فعالیت های اقتصادی ـ اجتماعی شان، هنگامی که در مواجهه با این شرایط قرار می گیرند گزینه عدم استمرار را زودتر از مردان انتخاب می کنند.

    فیروزه صابر در همین ارتباط می گوید: هم اکنون به جهت عمومی قوانین ما طوری نیست که بگوییم در برخی ابعاد برای زنان ممنوعیت ایجاد کرده است، برخی از این قوانین مشکل ساز بوده که در طول زمان اصلاح شده است. به عنوان نمونه در برخی موارد در مجوزهایی که از سوی نهادهای دولتی ارائه می شد، گاهی اوقات یک سری شرایط سنی یا شرایط تاهل وجود داشت که متقاضیان را با مشکل روبه رو می کرد، اما این موانع هم اکنون تا حد زیادی مرتفع شده است.

    او از جمله موانع باقیمانده به مشکل سفرهای خارجی زنان کارآفرین اشاره می کند و این مشکلی است که توسط زنان کارآفرین نیز بیان می شود. به عنوان نمونه در یکی از گفت وگوهایی که با یکی از کارآفرینان زن داشتم، او تاکید می کرد: من برای خروج از کشور نیاز به اجازه همسرم دارم و همسرم در هر شرایطی می تواند مرا ممنوع الخروج کند.

    ● ترویج کارآفرینی

    اگر بر این باور باشیم که کار خود عبادت است، آن گاه نگر ش مان به کارآفرینی نیز تغییر پیدا می کند و می توانیم مبانی تربیتی جامعه خود و فرزندان مان را بر اصلی بنیان بگذاریم که برای کار ارزش عبادت گونه قائل باشد.

    ​زنان​ یک عنصر مهم و تعیین کننده در فرآیند کار و کارآفرینی محسوب می شوند و در دنیای امروز فرآیندها بیش از گذشته یکپارچه شده و موفقیت های اجتماعی به یکدیگر پیوند خورده است. جامعه امروز هنگامی خوشبخت است که بتواند زمینه های خوشبختی را برای تک تک افراد آن فراهم کند و زنان یکی از مهم ترین بازیگران این عرصه هستند و زنان کارآفرین در این فرآیند نقش مضاعفی ایفا می کنند. به سبب این که از یک سو به عنوان عامل موثر در نهاد خانواده جایگاه تربیتی دارند و از سوی دیگر در فرآیندهای اجتماعی نقش حائز اهمیت دارند.

    کارآفرینی زنان علاوه بر آثار اقتصادی، می تواند از بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی نیز جلوگیری کند. موضوع زنان سرپرست خانوار، عدم استقلال مالی زنان در خانواده های آسیب پذیر و... همه از جمله عواملی است که سیکل معیوب فقر را تشدید می کند و کارآفرینی فرصتی است که می تواند همراه با توانمندسازی زنان به شکستن این سیکل بسته و معیوب کمک کند.



    مریم چهاربالش
    روزنامه جام جم
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  7. #7
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض بانفوذترين زنان دنياي تجارت

    بانفوذترين زنان دنياي تجارت

    نشريه فورچون ليست 50 زن پرنفوذ جهان تجارت و اقتصاد را منتشر كرده است. جيني رامتي مديرعامل شركت آي بي ام در راس اين فهرست جاي دارد.

    به گزارش جام جم آنلاين به نقل از نيوز نت، جيني رامتي مديرعامل شركت آي بي ام كه سال گذشته در رده هفتم فهرست 50 زن پرنفوذ جهان تجارت و اقتصاد قرار داشت امسال به صدر اين ليست صعود كرده است.

    ايندرا نويي مدير عامل شركت پپسي كو مانند سال گذشته در مقام دوم است. مگ ويتمن مدير عامل هيولت پاكارد كه سال گذشته در مكان نهم قرار داشت امسال به مقام سوم صعود كرده است.

    اما آيرين روزنفلد مدير عامل شركت كرافت فودز كه سال گذشته درمقام نخست اين فهرست جاي داشت امسال به مكان چهارم سقوط كرده است. الن كولمان مدير عامل دوپون در جايگاه پنجم است.

    پاترشيا وورتز از شركت اي دي ام، اورسولا بورنز از شركت زيراكس، شرلي ساندبرگ از شركت فيس بوك، ابيگيل جانسون از شركت فيدليتي اينوستمنتس و سافرا كاتز از شركت اوراكل به ترتيب مقام هاي ششم تا دهم اين فهرست را در اختيار دارند.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  8. #8
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض آلفرد هیچکاک و بازیگران زن قدرتمند فیلم‌هایش

    آلفرد هیچکاک و بازیگران زن قدرتمند فیلم‌هایش
    http://www.khabaronline.ir/detail/240101/culture/cinema
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  9. #9
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض دختر 15 ساله، شهردار شد

    دختر 15 ساله، شهردار شد

    'بشائر عثمان' دختر 15 ساله فلسطینی به عنوان كوچك ترین شهردار فلسطین در شهر 'علار' واقع در كرانه غربی رود اردن (ضفه غربی) در شهر طولكرم فلسطین تعیین شده است.

    به گزارش ایرنا از بیروت به نقل از منابع خبری فلسطین، این دختر طی مصاحبه با روزنامه های فلسطینی اعلام كرده كه وی به مقام و منصب به اندازه انجام وظیفه و خدمت به مردم اهمیت نمی دهد.

    وی افزود: این ایده از سوی باشگاه جوانان روستایش و به تشویق رییس شهرداری به وی عرضه شده است.

    بشائر ادامه داد: من ساعت هشت صبح سركار حاضر می شوم و به كارهای اداری و امضای معامله های اداری مردم مشغول می شوم و گاهی اوقات نیز برای حل مشكلات مردم و آشنایی با مشكلات آنها، جلساتی را با حضور مردم تشكیل می دهم.

    بشائر در پایان گفت: من رأس ساعت 2 بعد از ظهر به خانه باز می گردم و مانند دختران هم سن و سال خودم به كارهای عادی و روتین خانه می پردازم.

    وی گفت: مقام ریاست شهرداری برای من امری ظاهری و صوری نیست و من دارای اختیارات و صلاحیات كامل در این زمینه هستم.

    http://www.tabnak.ir/fa/news/268373/...1-%D8%B4%D8%AF
    فایل پیوست فایل پیوست
    • File Type: jpg 186635_466.jpg‏ (5.6 کیلوبایت, فایل 221 مرتبه دریافت شده است)
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  10. #10
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,903

    پیشفرض جایزه کتاب ملی آمریکا به دو زن رسید

    جایزه کتاب ملی آمریکا به دو زن رسید

    لوئیس ادریچ نویسنده کهنه‌کار و کاترین بو برنده جایزه کتاب ملی آمریکا شدند.

    به گزارش خبرآنلاین، لوئیس ادریچ (عکس خبر) جایزه کتاب ملی آمریکا را برای رمان «The Round House» به خانه برد.

    حدود 30 سال است که آثار این نویسنده 58 ساله همیشه با استقبال منتقدان روبرو می‌شود.

    «The Round House» که دومین جلد از یک سه‌گانه است داستان پسر نوجوانی است که سعی می‌کند در داکوتای شمالی از دلیل و رازورمز حمله نژادپرستانه به مادرش سر در بیاورد.

    ادریچ که خودش دورگه (آمریکایی-سرخپوست) است زمان گرفتن جایزه به زبان انگلیسی و زبان بومی خودش صحبت کرد. «می‌خواهم از وقار و صبر زنان بومی آمریکا بگویم. این کتاب درمورد بی‌عدالتی بزرگی است که در حق آن‌ها می‌شود. ممنون که با این جایزه مخاطبان این رمان را بیشتر کردید.»

    کاترین بو با کتاب غیرداستانی «در پنای جاودانه‌های زیبا» برنده جایزه کتاب ملی بخش غیرداستانی شد. این کتاب نگاهی است به زندگی هندی‌هایی که در زاغه‌های مجاور هتل‌های مجلل این کشور زندگی می‌کنند.

    او گفت: «اگر این جایزه معنایی داشته باشد، معنایش را از داستان‌های کوچکی گرفته که در نقاط ناپیدای هند رخ داده‌اند چراکه این داستان‌های کوتاه به داستان‌های بزرگ ماهیت می‌بخشند، و داستان بزرگ داستان مردمانی است که برعکس زاغه‌نشینان قدرت سیاسی و اقتصادی دارند، داستان آنها بدون داستان‌های کوچک معنایی ندارد.»

    جایزه بخش شعر به «شگفت‌زده» اثر دیوید فری و جایزه بخش ادبیات کودکان به «رازهای گابلین» نوشته ویلیام الکساندر رسید.

    هر برنده، جایزه‌ای نقدی معادل 6.300 پوند دریافت می‌کند. برنده شصت و سومین دوره جایزه کتاب ملی از میان 1300 عنوان کتاب انتخاب شد.

    جایزه افتخاری کتاب ملی نیز به رئیس انتشارات «نیویورک تایمز» آرتور ا./ سالزبرگر و المور لئونارد، رمان‌نویس مطرح ژانر جنایی تعلق گرفت.

    لئونارد 87 ساله جایزه خود را در نیویورک از دستان مارتین ایمیس، نویسنده رمان‌های جنایی و پلیسی دریافت کرد و پس از گرفتن جایزه به شوخی گفت منتقدان ایمیس را بیشتر از او دوست دارند.

    او گفت: «این جایزه به من جان دوباره داد. تنها چیزی که در زندگی دوست داشته‌ام انجام دهم قصه‌گویی بوده، این جایزه می‌گوید من می‌توانم به این کار ادامه دهم.»
    فایل پیوست فایل پیوست
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات در ایران سلامت