۱ـ رفتارهايي را كه فرزندتان به هنگام برانگيخته شدن احساساتشان تجربه مي كنند به ياد داشته باشيد. براي مثال اگر به هنگام راه رفتن سر مي خورد، بگوييد: «اين مسأله نگران كننده است.» و زماني كه عصباني به نظر مي رسد، مي توانيد اين عبارت را به كار ببريد: «تو الآن احساس عصبانيت مي كني.» اين كار به او كمك مي كند بداند دقيقاً چه اتفاقي برايش افتاده و وي را قادر مي سازد براي كنار آمدن با احساساتش راه درستي را انتخاب كند.
۲ـ زماني كه فرزندتان با تكرار يك جمله احساسات منفي اش را با شما سهيم مي شود، آينه او شويد. اگر مي گويد: «مي ترسم»، به او بگوييد: «اين مسأله براي تو ترسناك است.» اين جمله به كودك اجازه مي دهد بداند شما به رنج و ناراحتي اش اهميت مي دهيد و بدين وسيله براحتي با او ارتباط برقرار مي كنيد. بيشتر والدين در اين مواقع سعي مي كنند به فرزندشان اطمينان دهند كه خطري متوجهش نيست يا به او پاسخ هاي علمي بدهند. اين كار باعث مي شود كودك با احساسات منفي اش تنها بماند.
۳ـ وقتي رفتار فرزندتان شما را ناراحت مي كند، اين مسأله را به او گوشزد كنيد. اگر با او ارتباط مستقيمي برقرار كنيد، مي توانيد فرزندتان را از احساس گناه يا خجالتي كه به دليل حرف نزدن و رفتار غير كلامي شما در او ايجاد مي شود، برهانيد.
۴ـ به جاي اينكه از ضمير سوم شخص استفاده كنيد و بگوييد: «مامان اكنون احساس عصبانيت مي كند.»، بگوييد: «من الآن عصباني هستم.»
در اين صورت استفاده از ضمير «من» حساسيت و صميميت بيشتري در روابط والدين و فرزندان ايجاد مي كند.
۵ـ به ياد داشته باشيد طغيان احساسات كودكان شما تنها يك دوره كوتاه است كه بزودي سپري خواهد شد. وقتي كودك شما پرخاش مي كند، بهتر است والدين باهم متحد باشند. اين روش بهتر از درگيرشدن والدين باهم است. اين حالات بيشتر در كودكاني رخ مي دهد كه احساس مي كنند هويت مستقلي جدا از پدر ومادرشان پيدا كرده اند ومعمولاً در سن ۴ سالگي در كودكان بروز پيدا مي كند.
۶ـ وقت بيشتري صرف كنيد و به فرزندتان اجازه دهيد كارهايش را خودش انجام دهد. كودكان كارهايي مثل لباس پوشيدن، ريختن آبميوه در ليوان و تميز كردن خانه را دوست دارند. نقش اصلي شما تربيت كودك به نحوي است كه بتواند روي پاي خودش بايستد.
۷ـ براي ايجاد صميميت با فرزندتان از واژه هاي احساسي استفاده كنيد تا حس صميميت با ديگران نيز در او ايجاد شود.
يك راه ساده براي ايجاد ارتباط مستحكم با ديگران، تقسيم احساسات و عكس العمل هايتان با ديگران است. اين روش را براي فرزندتان نيز به كار ببريد.
۸ـ وقت زيادي براي بررسي وضعيت روحي خود صرف كنيد. زيرا رفتار شما تأثير مستقيمي روي فرزندتان دارد. اگر شما زود رنج، تندخو يا مضطرب هستيد، فرزندتان نيز پاجاي پاي شما مي گذارد و همان عادت هاي رفتاري واخلاقي كه شما داريد را تكرار مي كند.
۹ـ به ياد داشته باشيد كه كودكان اغلب در واكنش به رفتار بزرگترها، دچارافسردگي مي شوند. اگر فرزند شما يك تجربه تلخ مثل طلاق والدين، مرگ يكي از عزيزان، تصادف، نقل مكان به خانه جديد يا موارد ديگري را تجربه كرده، به عنوان عكس العمل در برابر حس از دست دادن، بيقرار و گيج خواهد شد.
۱۰ـ اگر احساس مي كنيد فرزندتان به مشاوره و روانكاوي نياز دارد، با چند مشاور گفت وگو كنيد. يك مشاور خوب قادر است درباره مشكلات ملموسي كه به وضوح دركشان كرده ولي قادر به حل آنها نيستيد، به شما اميدواري دهد وبرايتان راه حل پيدا كند.