جستجو در سایت توسط گوگل

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج 1 تا 10 از 19 مجموع

موضوع: خجالتی بودن کودکان(گزارشات و مقالات)

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض خجالتی بودن کودکان(گزارشات و مقالات)

    يك روانشناس:
    محدوديت بيش از حد كودكان را كم‌رو مي‌كند
    بازي درماني در درمان كم‌رويي مؤثرست



    « كم رويي تجربه محيطي است كه بر اثر نوع تعاملي كه با كودك برقرار مي‌شود و موقعيت‌هايي كه والدين براي كودك ايجاد مي‌كنند، به وجود مي‌آيد.»

    دكتر اقبال زراعي روان‌شناس در گفت‌و‌گو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران

    - منطقه خوزستان - با بيان اين كه پدر و مادر بايد از اعمال محدوديت بيش از حد خودداري كنند تا كودكان‌شان دچار كم رويي نشوند، گفت:« كودكان كم رو در برقراري ارتباط با ديگران همواره مضطرب هستند.»

    اين روانشناس ناتواني از احقاق حق، آسيب پذيري بيش از حد، افت تحصيلي و ناتواني از برقراري ارتباط با همسن و سالان را متاثر از كم رويي دانست و خاطرنشان كرد:« اگر كودك دچار اين حالات شد بايد زمينه را به نحوي براي او فراهم كرد تا ارتباطات بيشتري با همسن و سالان خود داشته باشد.»

    وي با بيان اين كه پدر و مادر بايد رفتارهاي غير كم‌رويانه كودك را مورد توجه قرار دهند،‌ يادآور شد:« بازي درماني در رفع اين مشكل بسيار مؤثرست. »

    خجالتی بودن بزرگسالان
    10 روش غلبه بر كمرويي
    آخرین ویرایش توسط دکتر نادر در تاریخ 31-Jul-2010 انجام شده است
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    تفاوت میان بچه‌های خجالتی و کودکان فاقد اعتمادبه‌نفس


    کودک خجالتی، کودکی درونگرا است که به‌طور معمول، این صفت بر اثر ارث از مادر و پدر و یا بی‌توجهی مادر و به‌خصوص در سنین بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی در او به‌وجود می‌آید، به این معنا که او نیازمند توجه داشت، اما شما به او توجه لازم از ابراز نمی‌کنید.


    ● پرسش
    میان کودکی که خجالتی است و کودکی که از حرمت و اعتمادبه‌نفس پائینی برخوردار است، چه تفاوتی وجود دارد؟ این پرسشی است که من و همسرم همواره دربارهٔ فرزندانمان داریم.
    ● پاسخ
    کودک خجالتی، کودکی درونگرا است که به‌طور معمول، این صفت بر اثر ارث از مادر و پدر و یا بی‌توجهی مادر و به‌خصوص در سنین بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی در او به‌وجود می‌آید، به این معنا که او نیازمند توجه داشت، اما شما به او توجه لازم از ابراز نمی‌کنید؛ بنابراین، او ممکن است به این نتیجه برسد که به‌طور ختم، بچهٔ خوبی نیست و عینی در او هست که به او توجهی نمی‌شود؛ از طرفی شما نیز با گفتن و تکرار اینکه ”کودک من خجالتی است“، این صفت را در او ماندگار می‌کنید؛ او با این این صفت، زندگی می‌کند و هر چه بیشتر به طرف خجالتی بودن سوق داده می‌شود، به یاد داشته باشید که این روشی است که این نوع کودکان، توجهی را که از سوی افراد بزرگسال و در شرایط عادی دریافت نمی‌کنند، با رفتارهای شرم‌گینانه و خجالتی به‌دست می‌آورند، اما کودکی که دارای اعتمادبه‌نفس پائینی است، کودکی است که خود را قبول ندارد؛ به‌عبارتی خود را تحقیر می‌کند و خوار می‌شمارد؛ چرا که همواره تصور می‌کند دیگران نیز درباره‌اش این‌گونه قضاوت می‌کنند.
    این کودک در ضمیر ناخودآگاه خود پذیرفته است که ”من کودک بدی هستم“، ”من بی‌عرضه و دست‌وپاچلفتی هستم“، ”من زشت و بی‌ریخت هستم“ کودکی که دارای اعتمادبه‌نفس پائینی است، از این روش برخلاف کودکان خجالتی، برای جلب‌توجه بزرگترها استفاده نمی‌کند، بلکه یقین دارد که دارای صفت‌های خوب نیست و احساس گناه می‌کند. این صفت را هم مادر و پدر در او به‌وجود می‌آورند، به‌طور مثال وقتی که کار ناشایستی می‌کند، در عوض اینکه به او بگوید: ”تو خودت خوبی، اما این کارت درست نبود“ شروع به تحقیر او کرده و از این طریق و با گفتن جمله‌هائی مانند بی‌عرضه، کودن، دست‌وپاچلفتی و از این قبیل، او را به جائی می‌رسانند که احساس گناه می‌کند و از این طریق، حرمت و اعتمادبه‌نفس او را از بین می‌برند.
    ”کوکوشانل“ ابتدا بسیار فقیر بود. او در یتیم‌خانه بزرگ شده بود. به تنهائی شروع به یادگیری خیاطی کرد و تبدیل به اولین زن طراح لباس در دنیا و مسبب تغییر الگو و مدل لباس زن‌ها از عصر ویکتوریا به بعد شد. پشتکار او در غلبه بر مشکل‌های زیادش، منجر به ایجاد امپراتوری او در طراحی لباس شد. امروز بعد از گذشت هشتاد سال هنوز محصولات او کیفیت بالائی دارد و شهرت خود را در جهان حفظ کرده است.
    ”توماس ادیسون“ قبل از اختراع برق به‌طور تقریبی ده هزار بار تلاش کرد تا سرانجام موفق شد. اگر او تسلیم شده بود، اکنون شما این مبحث را زیر نور چراغ نفتی می‌خواندید.
    طرح اولیه شرکت ”فدرال اکسیرس“ بارها با شکست مواجه شد. ابتدا شرکت تلاش زیادی می‌کرد تا کارمندان در عوض نقد کردن چک‌هایشان در بانک از خدمات ”فدرال اکسیرس“ استفاده کنند. زمان بسیار زیادی طول کشید تا مردم با خدمات ”فدرال اکسیرس“ آشنا شدند، اما در نهایت امروزه مشتریان بسیار زیادی دارد.
    ””یلوستر استالونه“ هزار بار از شرکت‌های فیلم‌سازی جواب در شنید و قبل از اینکه شرکت تولیدکنندهٔ فیلم”راکی“ را پیدا کند، آخرین پس‌اندازش را که ششصد دلار بود نیز خرج کرد. اما سرانجام شرکتی را پیدا کرد که حاضر به تولید فیلم ”راکی“ شد و در نهایت، او تبدیل به هنرپیشه‌ای تاریخی و معروف شد.
    به‌طور حتم: موفقیت نیازمند تعهد و چشم برنداشتن از اهداف است. بیشتر مردم وقتی فاصله بسیار کمی با موفقیت دارند، به اشتباه دست از تلاش برمی‌دارند و تسلیم می‌شوند. به تلاش ادامه دهید. مهم نیست چطور و چقدر. اگر در واقع به آنچه انجام می‌دهید، اعتقاد دارید؛ همه تلاش و امکانات خود را به‌کار ببرید و هرگز تسلیم نشوید در نهایت موفق خواهید شد.
    در واقع چیزی به عنوان شکست وجود ندارد. هر عملی پیامدی دارد و ممکن است آن پیامد همیشه آنچه شما در جستجویش هستید، نباشد. اما به هر حال، پیامد است. اگر نتیجهٔ تلاش خود را بررسی تلاش خود را بررسی کنید و پیوسته آنچه را کارآئی ندارد. اصلاح کنید، در نهایت به نتیجه دلخواه خود دست می‌یابید.
    مقاوم باشید. ”ری کراک“، مؤسس رستوران‌های زنجیره‌ای ”مک دونالد“، این مطلب را به بهترین نحو توضیح می‌دهد: ”هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند جایگزین پشتکار شود. استعداد نخواهد توانست. چون دنیا پر است از اشخاص ناموفق با استعدادهای عالی، نبوغ هم نمی‌تواند زیرا نابغه‌های ناموفق بسیار زیاد هستند. تحصیلات نیز نخواهد توانست، زیرا دنیا پر است از تحصیلکرده‌های وظیفه‌نشناس، پشتکار، عزم، اراده و عشق است که قدرت مطلق است“.



    دکتر شیرین نوروی


    روزنامه جوان
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض بچه‌های کمرو تربیت نکنیم ....

    ‌خجالت ‌می‌کشم


    بچه‌های کمرو تربیت نکنیم ....


    می‌توان گفت پدیده کمرویی فوق‌العاده فراگیر است و به دلایل مختلف درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان هر جامعه دچار کمرویی و چنین ناتوانی‌ها و معلولیت‌های اجتماعی هستند. کمرویی نزد کودکان و نوجوانان به مراتب بیشتر از بزرگسالان است.
    رفتار گوشهگیری یا انزواطلبی به عنوان یکی از مشکلات عمده در کودکان و نوجوانان محسوب می‌شود و متاسفانه به علت آن که برای مدرسه یا اطرافیان ایجاد دردسر و مشکل نمیکند، دیر شناخته و گاه کودک کمرو به عنوان فردی مودب و بی‌دردسر از طرف نزدیکان معرفی می‌شود و هنگامی که با معلمان یا خانواده در خصوص مشکلات رفتاری پرسیده می‌شود، کمتر این کودکان را معرفی می‌کنند و در نتیجه شناخت و درمان آنها به تاخیر می‌افتد و زمانی متوجه مشکل می‌شوند که کار درمان سخت‌تر و وضعیت کودکان حادتر شده است. از نظر روان‌شناسان و متخصصان بهداشت روانی، کمرویی و انزواطلبی از مشکلات جدی کودکان است. کمرویی شدید ویژگی شخصیتی پردردسری است.
    ● نشانه‌های کمرویی در کودکان
    در کمرویی شدید کودک از تماس با افراد و شرکت در گفتارهای اجتماعی پرهیز می‌کند. علایق ذهنی و عاطفی کودک نسبت به محیط خارج کم می‌شود. این دسته از کودکان یا نوجوانان معمولا از داشتن دوست محروم هستند، یا تک‌دوست و بسیار به او وابسته‌اند و به طور کلی از بودن در کنار هم سن‌های خود لذت نمی‌برند و به فعالیت‌هایی که بچه‌های دیگر در آن شرکت داشته باشند، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند و بازی در تنهایی را به جمع ترجیح می‌دهند.
    این کودکان و نوجوانان احساس بی‌کفایتی می‌کنند و به دنیای درون خود پناه می‌برند و بیش از حد متواضع هستند و حتی اگر با مساله‌ای مخالف باشند، جرات بیان مخالفت با نظرات خود را ندارند. این افراد نسبت به مسائل اطراف خود حساسیت بیش از حدی دارند و اگر مساله‌ای مخالف‌ نظر آنها باشد یا مجبور به شرکت در کار جمعی باشند، در گوشه‌ای کز می‌کنند و با کسی حرف نمی‌زنند و گاه هنگام شدت ناراحتی، ناخن‌های خود را می‌جوند.
    ● اثرات کمرویی بر کودکان
    کمرویی شدید، قدرت مبارزه برای گرفتن حق را از انسان می‌گیرد و آدم کمرو اجازه می‌دهد هر کس صدایش بلندتر و انصافش کمتر است، حق او را ضایع کند. چنین شخصی چون معمولا قادر نیست عقاید خود را بدرستی بیان کند، بی‌عرضه و احمق به نظر می‌رسد.
    انسان‌های کمرو با آن که نیاز عاطفی شدید دارند، در تمام مدت عمر بی‌یار و یاور می‌مانند. اگر کمرویی ادامه یابد و عواملی نیز آن را تشدید کنند، طفل دچار عقده خودکم‌بینی می‌شود و در طول زندگی ناموفق خواهد بود. کودکانی که کمرو بار می‌آیند، بتدریج احساس خود ارزشمندی‌شان به حداقل می‌رسد و عزت نفس آنها از بین می‌رود. در نتیجه این امور انگیزه ایشان برای انجام کارها به حداقل کاهش می‌یابد و لذا دچار شکست‌های پیاپی می‌شوند و مواجه شدن با تجارب تلخ و ناموفق سبب استمرار حالت کمرویی در این گونه کودکان می‌شود.
    ● علل کمرویی در کودکان
    معمولا کودکان شدیدا کمرو دارای پدر و مادر کمرو و خجالتی هستند. به همین دلیل فرصت‌ها و روابط کمتری برای ملاقات و معاشرت با دیگران داشته‌اند.
    بخشی از این ویژگی ارثی و بخش عمده آن محیطی است. کمرویی برای کودک ۱۲ ماهه‌ای که خود را پشت چادر مادرش مخفی می‌کند یا پسربچه ۳ ساله‌ای که از بودن با کودکان دیگر خجالت می‌کشد، بسیار طبیعی است. اعتماد نداشتن به خود و احساس حقارت نیز یکی از مهم‌ترین عوامل کمرویی است.
    کمرویی پدیده‌ای ارثی نیست که از پدر و مادر به کودک منتقل شود، بلکه والدین کمرویی را در خانواده به کودک می‌آموزند. آموزش کمرویی از طریق اضطراب و کمرویی پدر و مادر یا تنبیه و تهدید کردن کودکان انجام می‌گیرد.
    از سوی دیگر، کمال‌جویی پدر و مادر نیز کودک را به طرف کمرویی سوق می‌دهد. یعنی برخی پدران و مادران به دلیل کمال‌جویی خود نمی‌گذارند کودکانشان مهارت‌های لازم را کسب کنند.
    محرومیت از محبت، نقص عضو یا بیماری‌های دیگر جسمانی، شکست‌های متعدد در زندگی، تحقیر کودک جلوی جمع و نداشتن معیارهای خاص را نیز می‌توان به عنوان علل این مشکل به شمار آورد که در صورت استمرار آن کودک دچار افسردگی یا اسکیزوفرنی می‌شود.
    از علل دیگر کمرویی کودکان می‌توان به غلبه و سلطه غم و اندوه بر آنان به علت فقدان غریزی از دست رفته، تنگدستی و فقر خانواده مخصوصا برای کودکان تیزهوش، احساس گناه غیرقابل جبران یا فوقالعاده شرم‌آور برای برخی از آنان، ضعف جسمی و مخصوصا نقص و نارسایی عضوی که موجب شرمساری گردد، خودپرستی، خودخواهی و کبر، به گونه‌ای که دیگران او را داخل آدم به حساب نیاورند، ضعف تحصیلی و عدم پذیرش در خانه، مدرسه یا در میان جمع وجود حسادت یا کینه‌ای ریشه‌دار در کودک، وجود ترس و احساس ناامنی بسیار از جهات مختلف، وجود پاره‌ای از بیماری ناشی از تعادل نداشتن ترشح برخی غده‌های درون‌ریز چون غده تیروئید، ناراحتی از زندگی و از جریان‌های خانواده و بخصوص درگیری والدین و وضع نابسامان آنها در برخوردها و دعواها.
    ● چگونه می‌توان از کمرویی کودکان پیشگیری کرد؟
    - به طور کلی، هنگامی که با فرزندتان صحبت می‌کنید، به چشمانش نگاه کنید تا او نیز جرات نگاه کردن پیدا و اعتماد به نفس کسب کند.
    - کودک هنگامی می‌تواند بخوبی سخنش را بگوید که مادر گوش‌هایش را در اختیار او قرار دهد و با دقت به تمام حرف‌هایش گوش کند؛ زیرا این امر نیز در جلوگیری از کمرویی بسیار موثر است.

    انسان‌های کمرو با آن که نیاز عاطفی شدید دارند، در تمام مدت عمر بی‌یار و یاور می‌مانند. اگر کمرویی ادامه یابد طفل دچار عقده خودکم‌بینی می‌شود و در طول زندگی ناموفق‌خواهد بود
    - مهارت‌های اجتماعی مثل: ورزش، نقاشی، طراحی، قصه‌گویی و لطیفه‌گویی نیز در تقویت روحیه کودک و پیشگری از کمرویی اثرات فراوان دارد.
    - اگر پدر و مادری می‌بینند که کودکشان خجالت میکشد، لازم نیست او را وادار کنند که در میان مهمانان صحبت کنند و یا به زور برای خاله جان شعر بخوانند! این عمل سبب میشود کودک در اتاقش مخفی شود، گریه کند و کلا از جمع گریزان باشد و در مهمانی‌های آینده در جمع شرکت نکند.
    - هنگامی که مهمانی به خانه شما می‌آید، مانع دیدار فرزندتان با آنها نشوید و اجازه بدهید با آنها معاشرت کند
    - هرجا مناسب است، فرزندتان را همراه خود ببرید تا احساس کند او را به حساب می‌آورید.
    - او را تشویق کنید تا حرف‌هایش را با صدای بلند بزند و هنگامی که می‌خواهد کاری انجام بدهد، بدون آن که چندان دخالتی در کار او بکنید، کمکش کنید.
    - انجام بعضی کارها را باید به او محول کنید
    - کودک و نوجوانان را باید تشویق به صحبت کردن کرد. مثلا حرف زدن با عروسک، خواندن انشاء، بازگویی خاطره‌های سفر، شرح یک بازی و آنچه در مهمانی گذشت.
    - نقاط مثبت او را مورد تشویق قرار دهید.
    - هرگز نباید کودک را به دلیل کمرویی تمسخر یا تنبیه کرد.
    - تجربه موفقیت‌آمیز در یک فعالیت گروهی برای این گونه کودکان می‌تواند آغاز بسیار خوبی باشد.
    - معلمان عزیز با درگیر کردن این کودکان در فعالیت‌های اجتماعی هر چه بیشتر در مدرسه و اجتماعی کردن این کودکان کوشش کنند.
    - زمینه‌سازی برای گردش و تفریح و پیک‌نیک با افرادی که به او خیلی نزدیکند، مخصوصا از خویشاوندان.
    - ایجاد فضایی با محبت و انس و تفاهم و شور و شوق در محیط خانواده.
    - از میان بردن عواملی که زمینه‌ساز کمرویی شده است. مثل تحقیر، شرمسار کردن و احساس گناه کردن.
    در کل توصیه می‌شود اگر کودک سر از انزوا درآورده و در گوشه‌ای کز کرده است، والدین باید با او بجوشند و با ایجاد شور و شوق و نشاط در زندگی او را به میان خود بکشند و با او گرم بگیرند.
    پدیده کمرویی به عنوان یک معلولیت اجتماعی، چنانچه بموقع تشخیص داده و درمان نشود، ممکن است آثار نامطلوبی داشته باشد و رشد شناختی، عاطفی و روانی و اجتماعی کودک را به طور جدی تحت تاثیر قرار خواهد داد.


    صابر محمدی


    روزنامه جام‌جم
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  4. #4
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    خجالتی‌های بالفطره




    به عقیده كارشناسان، اكثر كودكان كمرو، ذاتا خجالتی به دنیا می‌آیند. به نظر می‌رسد آسیب پذیری آنها در برابر افراد و موقعیت‌های جدید ارثی است و علایم آن در ظاهرشان همان گونه كه از روشهای روان شناسی مشخص می‌شود، نمایان است. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد كه قسمت خاكستری مغز افراد خجالتی فوق العاده فعالی است كه این قسمت از مغز واكنش‌های عاطفی بسیار دقیق را كنترل می‌كند. دقیقا مانند عكس العمل‌های سریعی كه افراد عادی هنگام خطر از خود نشان می‌دهند و از آن می‌گریزند، افراد خجالتی نیز هنگام قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی احساس نگرانی می‌كنند.
    برای این كه كودكان پیش دبستانی كمرو و خجالتی به تشویق زیادی نیاز دارند، لذا ترتیب دادن و هماهنگ كردن وقایع ساده‌ای مانند تعیین زمان مشخص بازی، آنها را بیشتر آماده می كند. البته برای این كه یك كودك خجالتی را بتوان از پوست خود بیرون آورد، راه ساده‌ای وجود ندارد، به عقیده یكی از كارشناسان: «اگر شما به زور و اجبار او را وادار به این كار كنید، فرزندتان بیش از پیش در كارش پافشاری می‌كند.»
    روش‌های كمك به كودك خجالتی
    ۱ـ مدرسه خوب و بزرگی انتخاب كنید. كودكان خجالتی در محیط مناسب می‌توانند شكوفا شوند. بكوشید مدرسه‌ای انتخاب كنید كه نسبت معلم به دانش آموزان بیشتر از یك به ۲۰ نباشد. قبل از شروع كلاسها فرزندتان را به مدت چند روز به مدرسه جدیدش ببرید. همچنین او می تواند معلمها را از نزدیك ببیند و با محیط مدرسه آشنا شود. به معلمش بگویید كه او خجالتی است و با كم یكدیگر برنامه‌ای طراحی كنید تا فرزندتان احساس راحتی بیشتری كند و با آموزگار او در طول سال تحصیلی ارتباط نزدیك داشته باشید تا بدین وسیله بتوانید در حل مشكلاتش راحت‌تر برخورد كنید.
    ۲ـ به فرزندتان فرصت آمادگی دهید. اگر كودكتان بداند كه در تمام موقعیت‌ها چه اتفاقی می‌افتد، نگرانی او كم می‌شود، به عنوان نمونه، چند روز قبل از یك جشن تولد، شما او را به خانه دوستش ببرید تا با والدین او آشنا و همچنین وقایعی كه قرار است در این جشن اتفاق افتد آگاه شود. به نظر روان شناسان بهتر است كودك را از یك هفته قبل برای انجام كاری یا تجربه جدیدی آماده كرد؛ مثلا اگر قرار است فرزندتان را به دندانپزشكی ببرید یك هفته زودتر او را به مطب برده تا محیط آنجا را ببیند و احساس راحتی بیشتری كند.
    ۳ـ به حرفهای او با صبر و حوصله گوش كنید. كودكتان را تشویق كنید تا درباره آنچه او از آن واهمه دارد صحبت كند و بكوشید بدون این كه نگرانی‌اش را فراموش كند روی تجربیاتش تاكید كنید. باید بگویید: بعضی اوقات، من هم این احساس را دارم.
    ۴ـ در خانه با او تمرین كنید، بازیهای مختلفی خارج از فعالیت‌های روزمره فرزندتان انجام دهید، مانند ملاقات با یك شاگرد جدید در مدرسه، كارها و بازیهایی كنید تا او بتواند به طور یكسان همه موقعیت‌های اجتماعی را تجربه كند. به فرزندتان كمك كنید‌ آنچه را كه انجام می‌دهد، تجربه كند؛ به طور نمونه اگر كودك دیگری عروسكش را می‌خواهد، با هم بازی كنند یا اگر پسر بچه‌ای سعی در گرفتن اسباب بازی‌اش دارد، با همدیگر از آن وسیله استفاده كنند و لذت ببرند. به عقیده روان شناسان تكرار بعضی از بازیها و نقشها كمك می كند فرزندانتان كمتر احساس ترس و نگرانی كند و راحت‌تر دوستی صمیانه‌ای با دیگران داشته باشند.
    ۵ـ بدبینی او را از میان ببرید. خجالتی بودن معمولا از الگوها و تفكرهای منفی كه باعث بدبینی می‌شود نشات می‌گیرد (مانند بچه‌ها مرا دوست ندارند) و با تقویت و جایگزین كردن افكار مثبت به فرزندتان در از میان بردن بدبینی و تفكرهای منفی ذهنی او كمك كنید.(شما خیلی خوب بازی كند و كاری انجام دهد.
    اگرچه معمولا فكر می‌كنیم خجالتی بودن یك معضل اجتماعی است، ولی این گونه افراد در آینده بزرگسالانی حساس و سرشار از حس همدردی هستند. یكی از روان‌شناسان می‌گوید: «آنها یك دنیای غنی و پربار مخصوص به خود را دارند. آنها وقتشان را در تجزیه و تحلیل می‌گذرانند كه چرا مردم كارهایی می‌كنند كه آنها انجام می‌دهند و به طور كلی تصورات و افكار عجیب و غریبی دارند.» در حقیقت برخی از بازیگران معروف، از دوران بچگی تاكنون با مشكل كمرویی و خجالتی بودنشان مبارزه می‌كنند.
    در پایان، به دلیل این كه كودكان خجالتی آمادگی زیادی در گوشه گیری دارند، پس بهتر است بزرگسالان مواظب رفتار خود باشند و به كودكشان اجازه دهند تا نظاره گر كارهای اجتماعی آنها به عنوان بخشی از زندگی روزمره‌شان باشند. با این وجود، بهتر است كه صبور باشید. اگرچه به فرزندتان كمك می كنید تا با یك برنامه ریزی صحیح در موقعیت‌های جدید احساس خوب و راحتی داشته باشد، ولی نتایج كارتان به مرور زمان خود را نشان می‌دهد.
    چگونه كودكانی مستقل داشته باشیم
    ممكن است كودكانی كه در بیرون از خانه عادی رفتار می‌كنند، در موقعیت‌های خاصی خجالتی و كم رو شوند. به عنوان مثال اگر فرزندتان دوست دارد تا در جشن تولد كنار شما بماند، مشكلی نیست، ولی باید در چارچوب قوانین مشخص شده ای قرار گیرد.( به او بگویید تو می‌توانی برای چند دقیقه پیش من باشی، ولی من دوست دارم با بچه‌های دیگر بازی كنی و در جشن تولد روی پای من ننشینی.)
    در طول مسیری كه به جشن تولد می‌روید، او را از اوضاع و احوال آنجا آگاه كنید. (بگویید ما الان داریم به جشن تولد یكی از دوستانت می‌رویم. وقتی به آنجا برسیم، می‌بینی كه همه بچه‌ها با یكدیگر بازی می‌كنند. سپس به شما یك آب نبات می‌دهند و قبل از این كه به خانه بیایی همه با هم كیك می خورند. (اگر قرار است او را در آن جا بگذارید و سپس خودتان بروید، بگویید كه چه وقت برمی‌گردید. (بعد از این كه همگی كیك خوردند، دنبالت می‌آیم). همچنین اگر قرار است در چشن تولد بمانید ولی فرزندتان می‌ترسد كه شما او را ترك كنید، كودك را از این كه جایی نمی‌روید، مطمئن كنید.

    رزیتا شاهرخ



    بنياد انديشه اسلامي
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  5. #5
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    يک روانپزشک:
    خانواده نقش مهمي در جلوگيري از خجالتي شدن فرزندان دارد

    از ديدگاه روانشناسان به کليه خصوصيات رفتاري و منش‌هاي خاص افراد که باعث مي‌شود جامعه شخص را با آن خصوصيات رفتاري بشناسد شخصيت گفته مي‌شود، بر اين اساس هر انساني داراي شخصيت مخصوصي است.

    دکتر جلال شاکري روانپزشک و استاديار دانشگاه علوم پزشکي کرمانشاه در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران منطقه کرمانشاه، اظهار كرد: افراد داراي شخصيت‌هاي متنوعي از جمله شخصيت‌هاي اجتنابي هستند، شخصيت اجتنابي شخصيت افراديست که از حضور در جمع مي‌ترسند و يا داراي ترس اجتماعي‌اند، بطوري که فکر مي‌کنند جامعه آنها را خوب محک نمي‌زند و در مورد آنها برداشتهاي بدي دارد، بنابراين اين افراد به عنوان افرادي شناخته مي‌شوند که در جمع خجالت مي‌کشند.

    شاکري، تغييرات نامناسب در روند رشد، تاثير شرايط محيطي و ژنتيکي و خصوصيات شخصي را از ريشه‌هاي خجالت کشيدن و ترس‌هاي اجتماعي در افراد دانست.

    وي با اشاره به نقش خانواده در خجالتي شدن فرزندان، گفت: عدم توجه به مسير رشد فرزندان(کودکي، نوجواني و ...)، تحقير و مقايسه کودک با ديگران، تنبيه‌هاي بدني، فيزيکي و الفاظي و عدم توجه به توانمندي‌هاي بچه‌ها از عوامل مؤثر از جانب خانواده‌ها در ايجاد کمرويي و خجالت کشيدن بچه ها است.

    اين روانپزشک تاکيد کرد: خانواده‌ها در اين زمينه بايد براي جايگاه بچه ها احترام قائل باشند، اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا ببرند، از تحقير آنها خودداري كنند، تفاوت‌هاي فردي و جنسي را در نظر بگيرند، از تنبيه‌هاي بدني، فيزيکي و الفاظي خودداري کنند و به توانمنديهاي بالفعل آنها اکتفا نکرده و توانمنديهاي بالقوه آنها را شکوفا نمايند.

    وي افزود: خانواده‌ها به عنوان حامي مي‌توانند با ايفاي نقش حمايتي، الگوي رفتاري خوبي براي بچه‌ها باشند، زيرا در غير اين صورت بچه ها اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهند و خجالتي مي‌شوند.

    شاکري با تاکيد بر نقش جامعه و مراکز آموزشي - اجتماعي در اين زمينه، خاطرنشان كرد: جامعه بايد هر کسي را درجاي خودش قبول کند، حق و حقوق ديگران را پايمال نکند و مسير رشد را براي بروز استعدادهاي کودکان و نوجوانان آماده کند.

    اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي کرمانشاه با بيان اينکه نقش مهد کودکها و پيش دبستاني‌ها به عنوان مراکز آموزش غير رسمي نيز در اين زمينه بي تاثير نيست، گفت: اين مراکز بايد به بچه ها آموزشهاي کافي در حد سنشان ارائه دهند، بچه‌ها را اجتماعي بار آورند و اعتماد به نفس بچه‌ها را بالا ببرند.

    وي افزود: مربيان مراکز پيش دبستاني و مهد کودکها همچنين بايد جايگاه والدين را در اين مراکز براي بچه‌ها پر کنند و آنها را فرزندان خودشان بدانند.

    گفتني است: کمبود يا عدم اعتماد به نفس در محيط هاي اجتماعي، کمبود بروز استعدادهاي نهفته در فرد، اختلال در ايجاد ارتباط هاي اجتماعي قوي و سرخوردگي از جمله مشکلاتي است که در آينده در فرد خجالتي ( در صورت عدم پيشگيري و درمان) ممکن است اتفاق بيفتد.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  6. #6
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    چند روش براي كمك به كودك خجالتي
    به بچه‌هاي خجالتي كمك كنيد




    ‌‌ دكتر مهشيد چايچي
    در برخورد با كودك خجالتي خود ابتدا بايد طبيعت خجالتي بودن كودك خود را بشناسيد. كودكان به صورت‌هاي متفاوت و به دلايل مختلفي خجالتي هستند.
    درك طبيعت خجالت كودكان به شما كمك مي‌كند تا با برنامه‌اي خاص بتوانيد نيازهاي مشخص آنها را تشخيص دهيد.
    )1 اول از همه بايد از خود بپرسيد آيا واقعا كودك شما خجالتي است؟ بعضي بچه‌ها قبل از ورود به هر موقعيتي، وضعيت را برانداز كرده و مي‌سنجند. احتياط نبايد با خجالتي بودن اشتباه گرفته شود.
    )2 موقعيت‌هاي مختلفي كه موجب خجالت كودكتان مي‌شود را كشف كنيد. بعضي بچه‌ها فقط وقتي در يك گروه يا جمع هستند خجالتي مي‌شوند، عده‌اي ديگر وقتي از آنها خواسته مي‌شود در مقابل بچه‌هاي كلاس در مدرسه مطلبي را ارائه دهند، خجالتي مي‌شوند. سعي كنيد تشخيص دهيد كودكتان براي اينكه در موقعيت‌هاي اجتماعي راحت‌تر باشد و دچار خجالت نشود، به چه مهارت‌هايي نياز دارد.
    )3 هيچوقت فرزندتان را با لقب <خجالتي> صدا نزنيد. مطالعات نشان داده كه بچه‌ها در حين رشد خود را با القاب خود وفق مي‌دهند و سعي مي‌كنند مانند لقبشان رفتار كنند. فشارهاي والدين بر كودك خجالتي مي‌تواند موجب ايجاد اضطراب و ناامني در او شود و مشكل او را شديدتر كند. هيچ‌گاه كودك را وادار نكنيد كه خود را به مرتبه‌اي بالاتر از سطح شخصي و فردي‌اش برساند.
    اگر مي‌خواهيد از كلمه خجالتي در مورد كودكتان استفاده كنيد حتما آن را با صفت مثبت و تحسين‌برانگيزي همراه كنيد. مثلا حامد كمي در حضور ديگران خجالتي است اما فوتباليست خوبي است.
    )4 هرگز كودك خود را با بچه‌هاي ديگر مقايسه نكنيد (به‌طوري كه احساس بدي در او ايجاد شود) و هرگز اجازه ندهيد ديگران هم به اين روش به كودك شما لطمه وارد كنند.
    )5 تصورات و افكار كودك خود را جدي بگيريد. با توجه و اهميت دادن به نظر كودكتان شما به او اعتماد به نفس را مي‌آموزيد.
    )6 به كودك خود كمك كنيد تا توانايي‌ها و علاقه مند‌ي‌هاي خود را بشناسد به‌طوري كه با پرداختن به آنها احساس خاص بودن و برجسته بودن كند.
    )7 به دنبال فرصت‌ها و فعاليت‌هايي باشيد كه ارتباط كودكتان با ساير كودكان همسن و سالش را افزايش داده و به رشد او در اين زمينه كمك كنيد. كودك خود را تشويق كنيد كه در بازي و همكاري با ديگران همراه شود. فعاليت‌هاي يك نفره او مانند ديدن تلويزيون را محدود كنيد.
    )8 هرگز كودك خود را مجبور به انجام كاري كه آن‌را غيرقابل تحمل مي‌داند،‌نكنيد. شما تنها پيشنهاد بدهيد و صبر كنيد تا كودكتان آمادگي انجام آن فعاليت را پيدا كند.
    )9 لازم است از احساسات كودك خجالتي خودآگاه باشيد و به او نشان دهيد كه احساس او را درك مي‌كنيد.
    )10 در صورت نياز از يك مشاور يا متخصص روانپزشك كمك بگيريد.
    خجالتي بودن به معناي وجود يك معضل در كودك نيست. بلكه تنها به اين معني است كه كودكتان در موقعيت‌هاي اجتماعي احساس راحتي نمي‌كند.
    شما مي‌توانيد كتاب بخوانيد، با والدين كودكان خجالتي هم‌‌صحبت شويد، دوره‌هاي آموزشي بگذرانيد. اما اگر كودك شما نياز به كمك فوري دارد بهتر است با يك مشاور صحبت كنيد.‌

    هفته نامه سلامت
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  7. #7
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    چطور با کودک خجالتی برخورد کنیم؟ ‌

    گرچه خجالت دوران کودکی، والدینی را که نگران اجتماعی بودن کودک شان هستند نگران می‌کند، اما آنها ‌می‌توانند با ملایمت کودک را به سوی موقعیت‌های اجتماعی هدایت کنند. ‌خجالت در دوران کودکی شایع است و بسیاری از والدین را نگران می‌کند. برخی از کودکان به علت تجربه‌های سخت زندگی خجالتی می‌شوند، اما ‌اغلب کودکان خجالتی با این صفت متولد می‌شوند. برای برخی از کودکان در سنین میانی این دوره زندگی،‌موقعیت‌ها و تعامل‌های اجتماعی ترساننده است. هنگامی که این کودکان در تماس با کودکان جدید قرار ‌می‌گیرند، احساس راحتی نمی‌کنند. ‌آنها نمی‌توانند یا نمی‌خواهند اولین گام را در دوستی بردارند و ترجیح می‌دهند که یک دوستی بالقوه را رد ‌کنند تا اینکه با فردی ناآشنا تماس داشته باشند. گرچه اقلیتی از این کودکان ممکن است دچار مشکل عاطفی باشند، اما ‌اغلب این کودکان تنها به طور طبیعی انزواجو هستند و در خو گرفتن به موقعیت‌های جدید کند عمل می‌کنند.

    ‌اغلب کودکان خجالتی پس از اینکه دوره ابتدایی تطبیق‌ یافتن با موقعیت جدید را طی می‌کنند، می تواند رابطه ‌برقرار کنند و در یک موقعیت اجتماعی عمل کنند. اما اگر پس از این دوره آشنایی تدریجی اولیه، باز هم ‌کودک در ایجاد و حفظ رابطه دچار اشکال بود، باید توجه بیشتری به او کرد.‌نهایتا بسیاری (و شاید اغلب) کودکانی که خجالتی هستند، می آموزند که بر این گرایش شان غلبه کنند. آنها به ‌طریقی عمل می‌کنند که ظاهرا خجالتی و انزواجو به نظر نمی‌رسند، هر چند که در درونشان ممکن است ‌هنوز احساس شرم کنند. والدین می‌توانند با ملایمت این کودکان را به سوی موقعیت‌های اجتماعی هدایت کنند ‌که در آن بتوانند ایجاد موفقیت‌آمیز رابطه با دیگران را بیاموزند.‌

    ● کودکان طرد شده‌

    اغلب کودکان می‌خواهند دوست پیدا کنند، اما برخی از آنها در یادگیری چگونه دوست پیدا کردن کند هستند. ‌برخی از کودکان ممکن است به دنبال رفاقت با کودکان دیگر باشند، اما ممکن است از یک گروه کودکان یا ‌گروهی دیگر طرد شوند که ممکن است به علل مختلفی باشد؛ به خاطر نوع لباس پوشیدن، چاقی، بهداشت ‌شخصی یا حتی زبان‌‌آور نبودن باشد.

    ‌کودکان اغلب درصورتی که رفتار تهاجمی یا آشوبگرانه نشان دهند، به‌‌وسیله همسالانشان طرد می‌شوند. ‌همچنین برخی از کودکان ممکن است به حاشیه رانده شوند، بدون اینکه خودشان متوجه باشند.‌این کودکان فراموش‌شده اغلب اوقات‌شان را به تنهایی می‌گذرانند. کودکان طرد شده به طور واضح مورد ‌علاقه همسالانشان نیستند و مداوما احساس ناخوانده بودن را دارند. این کودکان اغلب به پرخاشگری و ‌آشوبگری تمایل دارند و نسبت به حاشیه رانده شدن بسیار حساس نشان می‌دهند.‌ آنها ممکن است به قلدری و قانون‌شکنی روی بیاروند یا اینکه آنقدر به خودشان نامطمئن باشند که موجب ‌طرد شدن به‌وسیله دیگران شوند. برخی از این کودکان ممکن است به اختلال کم‌توجهی بیش‌فعالی ‌مبتلا باشند.‌

    ● کودکان رهاشده‌

    در مقابل، کودکان رهاشده به طور آشکار طرد نمی‌شوند یا به حاشیه رانده نمی‌شوند، اما اغلب صرفا به امان ‌خدا رها می‌شوند، فراموش می‌شوند، در گروه‌های کودکان پذیرفته نمی‌شوند و آخرین نفری هستند که برای ‌یک تیم برداشته می‌شوند. این کودکان ممکن است به تنهایی و انزواجویی شناخته شوند، اما ممکن است منفعل باشند ‌و از انزوای‌شان ناراحت باشند.‌ برخی دیگر از این کودکان ممکن است واقعا ترجیح دهند که تنها باشند.

    این گروه ممکن است بوسیله دیگر ‌کودکان مورد احترام و تحسین باشند، اما به سادگی در انجام فعالیت‌های انفرادی یا گذراندن وقت با والدین، ‌خواهر و برادر، سایر بزرگسالان یا حتی حیوانات خانگی احساس راحتی بیشتری می‌کنند.‌این گروه کودکان نیز ممکن است فاقد مهارت‌های اجتماعی و اعتماد به نفس لازم برای وارد شدن به حوزه‌های ‌اجتماعی باشند که اغلب به خاطر کمبود تجربه اجتماعی‌شان است یا اینکه خجالتی‌تر، آرام تر و خوددارتر از ‌اغلب همسالانشان باشند.‌

    ● والدین چکار می ‌توانند بکنند؟

    رابطه موفق با همسالان به داشتن مهارت‌های گوناگون و شیوه‌های خاص تعامل با دیگران نیاز دارد. والدین ‌باید این مهارت‌ها را به کودکان‌شان بیاموزند و به آنها کمک کنند که بر آنها مسلط شوند و خودشان الگوی ‌کودکان باشند.‌از جمله این مهارت‌ها می‌‌توان به این موارد اشاره کرد:‌ کنارآمدن با شکست و نومیدی.‌کنارآمدن با موفقیت.‌کنار آمدن با تغییر و دوران گذار،‌کنار آمدن با طرد شدن و به حاشیه رانده شدن.‌مهار خشم.‌بخشش دیگران.‌معذرت خواهی. ‌پرهیز از پذیرفتن کارهای خطرناک به ظاهر شجاعانه.‌فکر کردن به انجام دادن کارهای سرگرم کننده.‌بیان عواطف.‌اجتناب موقعیت‌‌های خطرناک.‌دفاع از خود.‌آرامبخشی به شخصی دیگر.‌سهیم کردن دیگران در احساسات خود.‌

    تقاضا کردن از دیگران.‌افشای احساسات شخصی.‌تعارف کردن‌ و بیان احترام به دیگران.‌کنار آمدن با فقدان.‌ تلاش برای پیدا کردن دوست.‌لطف کردن به دیگران.



    روزنامه آفتاب یزد
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  8. #8
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    کودکان خجالتی و راهکارهایی برای خانواده


    دنیای ژنتیک بسیار شگفت انگیز است، به دنبال ازدواج دو نفر، کودکی متولد می شود که بسیار شبیه پدر، پدربزرگ یا یکی از اقوامش بوده و یا شباهت زیادی به اطرافیانش ندارد.هنگامی که فرزند دوم متولد می شود نیز، شاید شباهتی به فرزند اول نداشته باشد. برای مثال، خانواده ای را در نظر بگیرید که والدین هر دو در زمان کودکی شان بسیار آرام، کم حرف و خجالتی بودند ولی دختر کوچکشان برعکس، بسیار اجتماعی و خوش سر و زبان است.
    در همین خانواده، فرزند دوم بسیار خوددار، گوشه گیر، ساکت و کم حرف است که مدام به مادر می چسبد و کسی نمی تواند او را جدا کند. بنابراین همان طور که بچه ها متفاوتند، نحوه رفتار و فرزندپروری والدین نیز باید منطبق با ویژگی های خلقی و رفتاری کودکشان باشد. زمانی که شما با کودک خجالتی و خوددار مواجه می شوید، با رعایت نکات و موارد به ظاهر کوچک تربیتی می توانید مسیر تربیت و پرورش او را ساده تر کنید.
    با توجه به تفاوت های فردی، هر کودکی با ویژگی های خلقی و شخصیتی خاصی متولد می شود که در طول شیرخوارگی و نونهالی نمایان می شود. طبق نظر کارشناسان، بچه های خجالتی میزان بالاتری از بازداری، در خود فرورفتگی و اضطراب را در مقایسه با کودکان اجتماعی تجربه می کنند. معمولاً در مورد کم رویی و ملاحظه کاری، دلایل ژنتیکی را بیشتر عنوان می کنند. دانشمندان عقیده دارند که زیست شناسی، تأثیر والدین، روابط دوران کودکی و احساس کودک درباره خودش می تواند در کم رویی فرد مؤثر واقع شود.
    نقش والدین به عنوان مددرسان
    این واقعیت دارد که بچه های آرام و خجالتی هم می توانند خوشحال و خشنود باشند ولی اغلب آنها از ترس هایی که دارند خجالت می کشند. یک کودک خجول معمولاً اعتماد به نفس کافی را در رابطه با خودش، توانایی هایش و یا دنیای پیرامون ندارد. در این مورد، تجربیات کودکی خود والدین و میزان نفوذی که می توانند داشته باشند به عنوان عوامل کمک کننده یا مشکل ساز در برخورد با رفتار خجالت و کم رویی مطرح است. با کاربرد تکنیک های خلاقانه و اندکی تشویق می توان به کودک برای کاهش خجالت خود و رفع آن بدون اینکه خودش متوجه شود کمک کرد.
    تربیت کودک خجالتی
    اولین گام در پرورش کودک خجالتی پذیرش او است. کودک خود را آن طور که هست بپذیرید، نه آن طور که دوست داشتید یا انتظار دارید باشد. کودک با دانستن این مطلب که «همین طور که هست» بسیار دوست داشتنی است، اعتماد به نفس اش ترمیم خواهد شد. البته این مطلب در مورد بزرگترها نیز صدق می کند.
    دوم: سعی در تغییر رفتار خجالت کودکتان داشته باشید با تأکید بر این نکته که مجبور نیست کاری را که دوست ندارد، انجام دهد زیرا اصرار بر انجام کار، روحیه تدافعی در کودک را افزایش می دهد.
    سوم: احساسات کودک خود را شناخته و اجازه دهید خودش باشد. اطمینان داشته باشید با صرف وقت، عشق و حمایت شما، او می تواند بر ترس های خود غلبه کند. به عبارت دیگر فرزند خود را باور کنید تا او نیز خود را باور کند.
    چهارم: کودک خود را در یافتن فرصت های زمانی که می تواند خارج از محیط آشنای خود قدم بردارد یاری دهید. همه ما در موقعیت های سخت و مبهمی برای تصمیم گیری درباره مسائل قرار گرفته ایم. ما دوست داریم کاری را انجام دهیم ولی می ترسیم و همین ترس ما را منصرف می کند. زمانی که چنین موقعیت هایی هم برای کودکتان پیش می آید او را تشویق به پریدن از مانع و سعی در رسیدن به مقصود کنید. اگر او سعی کرد، از او تقدیر کرده و تشویق کنید ولی اگر سعی نکرد، مشکلی نیست و به او بگویید همچنان مقبول نظر شماست.
    پنجم: پرخاشگری نسبت به کودکی که با ترس هایش درگیر است به هیچ وجه مناسب نیست. پذیرش، عشق ورزی و تشویق از نکات کلیدی پرورش کودک خجول است. بنابراین درک این نکته که موفقیت یا شکست او در رفع خجالت و کم رویی آن قدر مهم نیست تا یادگیری دوست داشتن خود، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
    خجالت طبیعی یا کم رویی افراطی
    تصور کنید دختر ۳ ساله شما زمانی که در حضور شماست نسبتاً پرحرف و پرسر و صداست ولی در حضور هیچ شخص دیگری صحبت نمی کند. او حتی پیشنهاد بازی با همسن های خود را نمی پذیرد یا پسر ۵ ساله شما هنگام مهمانی، پشت کاناپه پنهان شده و در جمع ظاهر نمی شود. آیا چنین رفتارهایی در حوزه کم رویی طبیعی کودکان قرار می گیرد؟ والدین در این موقعیت ها چه باید بکنند؟ تصمیم گیری در مورد میزان کم رویی کودک و افراطی بودن آن بسیار دشوار بوده و شاید نیاز به مشاوره با متخصص داشته باشد. برای تصمیم گیری در این زمینه که آیا کودک نیاز به کمک خلاقانه برای رفع خجالت دارد یا اینکه بی توجهی موقتی به موضوع و امید به رفع آن در سنین بالاتر چاره کار است، باید به چند نکته توجه کرد:
    ۱. آیا فرزند شما در بیشتر مواقع کم روست یا در بعضی مواقع؟
    ۲. آیا او احساس رضایت و خشنودی نسبت به زندگی اش دارد؟
    ۳. آیا اغلب در موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی و دشواری دارد؟
    ۴. آیا زمانی که ترس هایش مانع بازی با همسالانش می شود احساس یأس و ناراحتی می کند؟
    پاسخ به این سؤالات منجر به آگاهی از میزان مداخله و پیشروی خجالت در زندگی کودک می شود. اضطراب، زمانی نقش مداخله ای در زندگی کودک می یابد که وقفه و گسستی در روند موفقیت و پیشرفت کودک ایجاد کند. همچنین اگر نگرانی والدین متناسب با مسأله کم رویی کودک نباشد مشکلاتی بروز می کند، چنانچه نگرانی و توجه زیاد برای کمک به رفع کم رویی کودک مانع توجه به ابعاد و موقعیت های دیگری که کودک در حین بزرگ شدن با آن مواجه است، می شود.

    .برخی از متخصصان معتقدند که نباید بچه های خجالتی را فاقد اعتماد به نفس تصور کرد چرا که بسیاری از بچه های تودار و خجالتی، خود مفهومی مثبت دارند. اگر کودک ترسو و خجالتی شما در عین حال خوش خلق و شاد است، نیازی به تغییر رفتار او نیست. برای تشخیص اینکه کودکتان در قلمرو افراد خجالتی و کم رو قرار می گیرد یا خیر، لازم است دوباره به جلوه های عاطفی و احساسی کودکتان دقت کنید. کودکان تودار با خودپنداره و خودارزشمندی سالم ذاتاً باادب هستند. تماس رودررو و نزدیک برقرار کرده و عموماً خوشحالند. اما اگر فرزند شما مضطرب و کلاً در موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی می کند، تصمیم برای انجام کارهای بعدی مانند کار بر روی ترس های وی و مشاوره گرفتن از متخصص توصیه می شود.
    از آنجا که هر کودکی منحصر به فرد است، هیچ فرمول مشاوره اعجازآوری برای تغییر رفتار کودکان نمی توان یافت. هر شخصی بیشترین تجربه و مهارت را در نحوه برخورد با کودک خویش دارد. بچه ها نیز از طریق رفتارشان نشان می دهند که آیا روش های ما مناسب آنهاست یا خیر، بنابراین به طور مصداقی می توان روش های مفید و قابل استفاده را در هدایت رفتار کودکمان به کار بریم.
    راههای تأثیرگذاری والدین
    ۱. شناخت ویژگی های شخصیتی خود؛ ترس ها، اضطراب ها و استرس های خویش، پذیرش نقش مهم وراثت در ویژگی های رفتار فعلی کودک، کار بر روی ترس های خود و تلاش در ارائه نقش مثبت در شکل دهی رفتار کودک
    ۲. مشاهده رفتار کودک خود؛ آیا او همیشه کناره گیر است یا فقط بعضی اوقات؟ چه شرایطی عامل یا مسبب رفتار خجالت زدگی می شود؟ عملکرد او در گروه بهتر است یا به صورت انفرادی؟ آیا به نظر می رسد که او علاقه مند به بازی با بچه های دیگر است ولی از همراهی آنها به شدت می ترسد؟
    خلقیات کودک را با مشاهده واکنش های او نسبت به افراد متفاوت، تغییر در برنامه های روزانه و سطح فعالیت بشناسید. به این ترتیب موقعیت های آسیب زای احتمالی شناسایی شده و کمک به فرزند از طریق دور کردن کودک از موقعیت آسیب زا یا قرار دادن وی در موقعیت های مناسب شروع می شود.
    ۳. با کودک خود ارتباط برقرار کرده و همواره او را مورد تشویق قرار دهید. بچه ها معمولاً احساسات خود را نمی شناسند، کلماتی را برایشان معرفی کرده و درباره ترس هایشان صحبت کنید. برای مثال اگر دختر شما از بازی با پسربچه ها می ترسد، شما درباره علت آن جویا شوید و درباره آن با او صحبت کنید. بدون اینکه کلمه «چرا» به کار برید. مثلاً بگویید: «فکر می کنی چه اتفاقی می افتد اگر با آن پسر کوچولو بازی کنی؟» صحبت کردن درباره موقعیت ها، امکان ارزیابی شرایط را به فرزندتان می دهد تا متوجه شود هیچ چیز وحشتناکی نیست و او باید با ترس هایش مواجه شود و شما می توانید از شدت ترس های او آگاه شده و او را تشویق به ارتباطات بیشتر کنید.
    ۴. تجربیات جدید را ملموس سازید؛ تکنیک هایی برای مواجهه بچه های خجالتی با موقعیت های جدید و ناآشنا وجود دارد. یکی از تکنیک های مؤثر، آشنا کردن کودک با تجربیات جدید است، برای مثال قبل از شروع مدارس می توانید با کودک خود به محوطه مدرسه رفته و زمانی را در کلاس ها و محیط مدرسه بگذرانید تا ترس و هیجان کودک کمتر شود. همچنین پس از به مدرسه رفتن کودک می توان درباره احساس ها و تجربیاتی که داشته تبادل نظر کنید. در مورد بچه های کوچکتر می توان در موقعیت های سخت، کودک را همراهی کنیم مثلاً زمانی که کودک شما از تماس با دیگر بچه ها واهمه دارد او را همراهی کنیم و در حالی که کودکمان ساکت است مکالمه را با کودک دیگر آغاز کرده و درباره اسم و میزان علاقه اش به بازی بپرسیم.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  9. #9
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    دکتر علي ملائکه
    چرا بعضي بچه‌ها خجالتي مي‌شوند؟

    گرچه خجالت در دوران کودکي شايع است، اما بسياري از والدين را نگران مي‌کند. برخي از کودکان به علت تجربه‌هاي سخت زندگي خجالتي مي‌شوند، اما اغلب کودکان خجالتي با اين صفت متولد مي‌شوند. براي برخي از کودکان، موقعيت‌ها و تعامل‌هاي اجتماعي ترساننده است و هنگامي که اين کودکان در تماس با کودکان جديد قرار مي‌گيرند، احساس راحتي نمي‌کنند. گرچه اقليتي از اين کودکان ممکن است دچار مشکل عاطفي باشند، اغلب اين کودکان به‌طور طبيعي انزواجو هستند و در خو گرفتن نسبت به موقعيت‌هاي جديد به کندي عمل مي‌کنند....

    اغلب کودکان خجالتي پس از اينکه دوره ابتدايي تطبيق ‌يافتن با موقعيت جديد را طي مي‌کنند، مي‌توانند رابطه برقرار کنند و در يک موقعيت اجتماعي عمل کنند. اما اگر پس از اين دوره آشنايي تدريجي اوليه، باز هم کودک در ايجاد و حفظ رابطه دچار اشکال بود، بايد توجه بيشتري به او کرد. نهايتا بسياري (و شايد اغلب) کودکاني که خجالتي هستند، مي‌آموزند که بر اين گرايش‌شان غلبه کنند.کودکان طرد شده

    اغلب کودکان مي‌خواهند دوست پيدا کنند، اما برخي از آنها در يادگيري چگونه دوست پيدا کردن کند هستند. برخي از کودکان ممکن است به دنبال رفاقت با کودکان ديگر باشند، اما ممکن است از يک گروه کودکان يا گروهي ديگر طرد شوند که ممکن است به علل مختلفي از جمله نوع لباس پوشيدن، چاقي و بهداشت شخصي باشد. کودکان اغلب در صورتي که رفتار تهاجمي يا آشوبگرانه نشان دهند، به وسيله همسالان‌شان طرد مي‌شوند.

    همچنين برخي از کودکان ممکن است به حاشيه رانده شوند، بدون اينکه خودشان متوجه باشند. اين کودکان فراموش‌شده اغلب اوقات‌شان را به تنهايي مي‌گذرانند. اين کودکان اغلب به پرخاشگري و آشوبگري تمايل دارند و نسبت به حاشيه رانده شدن بسيار حساسيت نشان مي‌دهند. آنها ممکن است به قلدري و قانون‌شکني روي بياروند، يا اينکه آن‌قدر به خودشان نامطمئن باشند که موجب طرد شدن به وسيله ديگران شوند. برخي از اين کودکان ممکن است به اختلال کم‌توجهي بيش‌فعالي (ADHD) مبتلا باشند.کودکان رهاشده

    در مقابل، کودکان رهاشده به‌طور آشکار طرد نمي‌شوند يا به حاشيه رانده نمي‌شوند، اما اغلب صرفا به امان خدا رها مي‌شوند، فراموش مي‌شوند، در گروه‌هاي کودکان پذيرفته نمي‌شوند و آخرين نفري هستند که براي يک تيم برداشته مي‌شوند. اين کودکان ممکن است تنها و انزواجو شناخته شوند، اما ممکن است منفعل باشند و از انزواي‌شان ناراحت باشند. برخي ديگر از اين کودکان ممکن است واقعا ترجيح دهند که تنها باشند. اين گروه ممکن است به وسيله ديگر کودکان مورد احترام و تحسين باشند، اما به سادگي در انجام فعاليت‌هاي انفرادي يا گذراندن وقت با والدين، خواهر و برادر، ساير بزرگسالان يا حتي حيوانات خانگي احساس راحتي بيشتري مي‌کنند.

    والدين چه‌کار مي‌‌توانند بکنند؟

    رابطه موفق با همسالان به داشتن مهارت‌هاي گوناگون و شيوه‌هاي خاص تعامل با ديگران نياز دارد. والدين بايد اين مهارت‌ها را به کودکان‌شان بياموزند و به آنها کمک کنند که بر آنها مسلط شوند و خودشان الگوي کودکان باشند.

    منبع: HealthyChild

    هفته نامه سلامت
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  10. #10
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    تربیت کودک خجالتی

    این واقعیت دارد که بچه های آرام و خجالتی هم می توانند خوشحال و خشنود باشند ولی اغلب آنها از ترس هایی که دارند خجالت می کشند. یک کودک خجول معمولاً اعتماد به نفس کافی را در رابطه با خودش، توانایی هایش و یا دنیای پیرامون ندارد. در این مورد، تجربیات کودکی خود والدین و میزان نفوذی که می توانند داشته باشند به عنوان عوامل کمک کننده یا مشکل ساز در برخورد با رفتار خجالت و کم رویی مطرح است. با کاربرد تکنیک های خلاقانه و اندکی تشویق می توان به کودک برای کاهش خجالت خود و رفع آن بدون اینکه خودش متوجه شود کمک کرد.

    ● تربیت کودک خجالتی

    اولین گام در پرورش کودک خجالتی پذیرش او است. کودک خود را آن طور که هست بپذیرید، نه آن طور که دوست داشتید یا انتظار دارید باشد. کودک با دانستن این مطلب که «همین طور که هست» بسیار دوست داشتنی است، اعتماد به نفس اش ترمیم خواهد شد. البته این مطلب در مورد بزرگترها نیز صدق می کند.

    ۲) سعی در تغییر رفتار خجالت کودکتان داشته باشید با تأکید بر این نکته که مجبور نیست کاری را که دوست ندارد، انجام دهد زیرا اصرار بر انجام کار، روحیه تدافعی در کودک را افزایش می دهد.

    ۳) احساسات کودک خود را شناخته و اجازه دهید خودش باشد. اطمینان داشته باشید با صرف وقت، عشق و حمایت شما، او می تواند بر ترس های خود غلبه کند. به عبارت دیگر فرزند خود را باور کنید تا او نیز خود را باور کند.

    ۴) کودک خود را در یافتن فرصت های زمانی که می تواند خارج از محیط آشنای خود قدم بردارد یاری دهید. همه ما در موقعیت های سخت و مبهمی برای تصمیم گیری درباره مسائل قرار گرفته ایم. ما دوست داریم کاری را انجام دهیم ولی می ترسیم و همین ترس ما را منصرف می کند. زمانی که چنین موقعیت هایی هم برای کودکتان پیش می آید او را تشویق به پریدن از مانع و سعی در رسیدن به مقصود کنید. اگر او سعی کرد، از او تقدیر کرده و تشویق کنید ولی اگر سعی نکرد، مشکلی نیست و به او بگویید همچنان مقبول نظر شماست.

    ۵) پرخاشگری نسبت به کودکی که با ترس هایش درگیر است به هیچ وجه مناسب نیست. پذیرش، عشق ورزی و تشویق از نکات کلیدی پرورش کودک خجول است. بنابراین درک این نکته که موفقیت یا شکست او در رفع خجالت و کم رویی آن قدر مهم نیست تا یادگیری دوست داشتن خود، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

    ● خجالت طبیعی یا کم رویی افراطی

    برای تصمیم گیری در این زمینه که آیا کودک نیاز به کمک خلاقانه برای رفع خجالت دارد یا اینکه بی توجهی موقتی به موضوع و امید به رفع آن در سنین بالاتر چاره کار است، باید به چند نکته توجه کرد:

    ۱) آیا فرزند شما در بیشتر مواقع کم روست یا در بعضی مواقع؟

    ۲) آیا او احساس رضایت و خشنودی نسبت به زندگی اش دارد؟

    ۳) آیا اغلب در موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی و دشواری دارد؟

    ۴) آیا زمانی که ترس هایش مانع بازی با همسالانش می شود احساس یأس و ناراحتی می کند؟

    پاسخ به این سؤالات منجر به آگاهی از میزان مداخله و پیشروی خجالت در زندگی کودک می شود. اضطراب، زمانی نقش مداخله ای در زندگی کودک می یابد که وقفه و گسستی در روند موفقیت و پیشرفت کودک ایجاد کند. همچنین اگر نگرانی والدین متناسب با مسأله کم رویی کودک نباشد مشکلاتی بروز می کند، چنانچه نگرانی و توجه زیاد برای کمک به رفع کم رویی کودک مانع توجه به ابعاد و موقعیت های دیگری که کودک در حین بزرگ شدن با آن مواجه است، می شود.

    برخی از متخصصان معتقدند که نباید بچه های خجالتی را فاقد اعتماد به نفس تصور کرد چرا که بسیاری از بچه های تودار و خجالتی، خود مفهومی مثبت دارند. اگر کودک ترسو و خجالتی شما در عین حال خوش خلق و شاد است، نیازی به تغییر رفتار او نیست. برای تشخیص اینکه کودکتان در قلمرو افراد خجالتی و کم رو قرار می گیرد یا خیر، لازم است دوباره به جلوه های عاطفی و احساسی کودکتان دقت کنید. کودکان تودار با خودپنداره و خودارزشمندی سالم ذاتاً باادب هستند. تماس رودررو و نزدیک برقرار کرده و عموماً خوشحالند. اما اگر فرزند شما مضطرب و کلاً در موقعیت های اجتماعی احساس ناراحتی می کند، تصمیم برای انجام کارهای بعدی مانند کار بر روی ترس های وی و مشاوره گرفتن از متخصص توصیه می شود.

    از آنجا که هر کودکی منحصر به فرد است، هیچ فرمول مشاوره اعجازآوری برای تغییر رفتار کودکان نمی توان یافت. هر شخصی بیشترین تجربه و مهارت را در نحوه برخورد با کودک خویش دارد. بچه ها نیز از طریق رفتارشان نشان می دهند که آیا روش های ما مناسب آنهاست یا خیر، بنابراین به طور مصداقی می توان روش های مفید و قابل استفاده را در هدایت رفتار کودکمان به کار بریم.

    ● راههای تأثیرگذاری والدین

    ۱) شناخت ویژگی های شخصیتی خود؛ ترس ها، اضطراب ها و استرس های خویش، پذیرش نقش مهم وراثت در ویژگی های رفتار فعلی کودک، کار بر روی ترس های خود و تلاش در ارائه نقش مثبت در شکل دهی رفتار کودک

    ۲) مشاهده رفتار کودک خود؛ آیا او همیشه کناره گیر است یا فقط بعضی اوقات؟ چه شرایطی عامل یا مسبب رفتار خجالت زدگی می شود؟ عملکرد او در گروه بهتر است یا به صورت انفرادی؟ آیا به نظر می رسد که او علاقه مند به بازی با بچه های دیگر است ولی از همراهی آنها به شدت می ترسد؟

    خلقیات کودک را با مشاهده واکنش های او نسبت به افراد متفاوت، تغییر در برنامه های روزانه و سطح فعالیت بشناسید. به این ترتیب موقعیت های آسیب زای احتمالی شناسایی شده و کمک به فرزند از طریق دور کردن کودک از موقعیت آسیب زا یا قرار دادن وی در موقعیت های مناسب شروع می شود.

    ۳) با کودک خود ارتباط برقرار کرده و همواره او را مورد تشویق قرار دهید. بچه ها معمولاً احساسات خود را نمی شناسند، کلماتی را برایشان معرفی کرده و درباره ترس هایشان صحبت کنید. برای مثال اگر دختر شما از بازی با پسربچه ها می ترسد، شما درباره علت آن جویا شوید و درباره آن با او صحبت کنید. بدون اینکه کلمه «چرا» به کار برید. مثلاً بگویید: «فکر می کنی چه اتفاقی می افتد اگر با آن پسر کوچولو بازی کنی؟» صحبت کردن درباره موقعیت ها، امکان ارزیابی شرایط را به فرزندتان می دهد تا متوجه شود هیچ چیز وحشتناکی نیست و او باید با ترس هایش مواجه شود و شما می توانید از شدت ترس های او آگاه شده و او را تشویق به ارتباطات بیشتر کنید.

    ۴) تجربیات جدید را ملموس سازید؛ تکنیک هایی برای مواجهه بچه های خجالتی با موقعیت های جدید و ناآشنا وجود دارد. یکی از تکنیک های مؤثر، آشنا کردن کودک با تجربیات جدید است، برای مثال قبل از شروع مدارس می توانید با کودک خود به محوطه مدرسه رفته و زمانی را در کلاس ها و محیط مدرسه بگذرانید تا ترس و هیجان کودک کمتر شود. همچنین پس از به مدرسه رفتن کودک می توان درباره احساس ها و تجربیاتی که داشته تبادل نظر کنید. در مورد بچه های کوچکتر می توان در موقعیت های سخت، کودک را همراهی کنیم مثلاً زمانی که کودک شما از تماس با دیگر بچه ها واهمه دارد او را همراهی کنیم و در حالی که کودکمان ساکت است مکالمه را با کودک دیگر آغاز کرده و درباره اسم و میزان علاقه اش به بازی بپرسیم.

    در عین حال بسیاری از ناراحتیهای اعصاب و روان نیز در پیدایش کودک خجالتی دخیل اند که در این موارد استفاده از داروهای روانپزشکی اثر گذارند

    برخی از سرنخهای این موضوع میتواند علائمی مثل ترس از حاضر شدن بدون مراقب در مهد یا مدرسه، ناخن جویدن، شب ادراری، کندن کنار ناخنها یا پوست لب و لب جویدن و. حالت تهوع یا استفراغ یا دلدرد در مواقع اضطراب ، پیدایش تیکها ، لکنت زبان و... میباشد که ضرورت درمان موثزتر و سختگیرانه تر را میطلبد.

    سابقه ارثی بیماریهای اضطرابی و وسواس و افسردگی یا هرگونه بیماری روانپزشکی در خانواده و اقوام درجه یک نیز در تشخیص حالت بیمارگونه مهم است.



    دکتر محمد والی پور [ متخصص روانپزشکی ]
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت