نمایش نتایج 1 تا 2 از 2 مجموع
  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض «ميزگرد سلامت» درباره سوختگي خانم سميه اقبالي

    «ميزگرد سلامت» درباره سوختگي خانم سميه اقبالي با حضور دكتر كتايون خوشابي/روان‌پزشك كودك و نوجوان، دكتر عبدالجليل كلانتر هرمزي و دكتر مهدي موسوي‌زاده متخصصان جراحي پلاستيک و زيبايي، دكتر بهمن بهمني و دکتر بدري?السادات بهرامي روانشناس
    سوختن و ساختن

    مسووليت پدر يا مادربودن بسيار بااهميت، سنگين و دشوار است. در عين حال بسيار شيرين، لذت‌بخش و سازنده. متاسفانه گاهي اين مسووليت‌ شيرين با تلخي‌هايي همراه مي‌شود كه طعم اين تلخي تا مدت‌ها و شايد تا ابد ماندگار مي‌شود...

    از آنجا كه اكثر والدين، پدر يا مادربودن را بدون آمادگي قبلي و تجربه شروع مي‌كنند و نسبت به آنچه قرار است با آن روبه‌رو شوند بي‌اطلاع هستند و با آزمون و خطا آن را فرا مي‌گيرند، گاهي با چنين رويدادهاي ناخوشايندي در امر پرورش كودك مواجه مي‌شوند. سوژه اين هفته ما دختري 30 ساله به نام سميه است كه با حالت‌هاي افسردگي و پرخاشگري تحت نظر روان‌پزشك است. مشكل بزرگ او كه وقتي درباره‌اش حرف مي‌زند بي‌اختيار گريه مي‌كند آثار سوختگي است كه از دوره شيرخوارگي هنوز بر گردن، بازو و زير سينه چپش باقي است. او مادر خود را مقصر مي‌داند و مي‌گويد بدبختي‌هايش همه تقصير مادرش است. اساتيد محترمي كه در اين ميزگرد، گردهم جمع شده‌اند قصد دارند به سميه كمك كنند مشكلش را حل كند. با سوژه اين هفته ما همراه شويد، گفتني‌هاي زيادي داريم كه به درد همه شما پدر و مادرها مي‌خورد.

    مادر سميه وقتي آن روزهاي تلخ را به خاطر مي‌آورد، مي?گويد:

    اگر آن روزهـا عقـل امـروز را داشتـم، از مشـاور کمـک مي‌گرفـتم

    سميه را به سختي راضي كرديم چند كلمه حرف بزند، او با گريه گفت: «بايد مجرد بمانم و اين بدن سوخته تقصير مادر سهل‌انگارم است.» از او پرسيدم چرا دوست نداري درمان‌ها را ادامه دهي و بگذاري کمکت?کنند تا افسرده نشوي؟ اما او با پرخاش جواب داد: « تو هم اگر جاي من بودي و اين شكلي [يقه مانتواش را عقب داد و گردنش را نشانم داد] مي‌شدي دست كمي از من نداشتي. من ديوانه نيستم. اينها ديوانه‌اند كه حواسشان را به يه الف بچه ندادند يا لااقل مرا جراحي نكردند كه خوب بشم. اگر تنم سالم بود تا اين سن بي‌شوهر نمي‌ماندم.» از اينجا به بعد گفت‌وگوهايمان را با مادر سميه ادامه داديم چون او اتاق را ترك كرد.


    سلامت: داستان اين سوختگي چيست؟

    خيلي كم‌سن و سال بودم كه شوهرم دادند. 17 ساله بودم كه سميه به دنيا آمد. عاشق درس خواندن و مطالعه بودم اما خانواده‌ام مرا شوهر دادند و بلافاصله هم باردار شدم. آدم مسووليت‌پذير و پرتلاشي بودم. همه كارها را به تنهايي انجام مي‌دادم و در حياط بزرگ خانه مادرشوهرم در يكي از چند اتاق و دالاني كه داشت زندگي مي‌كرديم. سميه بزرگ و شيطان مي‌شد و من دائم چشمم به او بود. حتي فرصت نمي‌كردم يك كتاب رمان كه عاشق خواندنش بودم، بخوانم. گوشه اتاق روي ميز بلند سماور و استكان نعلبكي داشتم. يك روميزي بلند هم روي ميز بود. آن روز نحس، كارهايم را كردم و تا صداي سميه را شنيدم كه بيدار شده از حياط به سمت پله‌هاي اتاق دويدم. چند تكه لباس شسته بودم و از پنجره توي اتاق را نگاه كردم. سميه داشت با جغجغه‌هايش بازي مي‌كرد و با خودم مي‌گفتم اين لباس‌ها را بيندازم روي نرده و بروم سراغ سميه. همين كه پشتم را كردم، صداي جيغ سميه را شنيدم. بچه روميزي را كشيده بود و سماور با چاي داغ روي سر و صورتش دمر شده بود. نمي‌دانيد چه حالي داشتم. خدا براي هيچ پدر و مادري اين روز را نخواهد. دست و پاهايم شل شد. جيغ زدم اهل خانه و همسايه‌ها آمدند. بچه‌ام مدتي در بيمارستان بستري بود. گفتند جاي سوختگي‌هايش بزرگ‌تر كه شود، مي‌رود. حالا خيلي بهتر شده اما مختصري حالت چروكيده مانده و سميه هر بار به همين دليل نمك به زخمم مي‌پاشد. در اين سال‌ها هر روز مرگم را از خدا خواستم. زخم زبان شوهر، مادرشوهر و بقيه بس نيست اين هم از بچه‌ام...

    سلامت: الان بايد چه كار كنيد؟ چند وقت است رفتارهاي دخترتان اين‌طوري شده است؟

    نمي‌دانم بايد چه خاكي بر سرم بريزم اما خدا شاهد است براي جبران احساس گناهم تا حالا از گل نازك‌تر به دختركم نگفته‌ام. گفت اين درس را دوست ندارم، فلان كلاس را دوست دارم، اين را نمي‌خواهم و هر روز يك دستوري مي‌داد و من اجرا مي‌كردم. ظرف يكي، دو سال گذشته، از شانس بد من، دوستانش عروس شدند و او فكر مي‌كند خواستگار نداشتنش ربطي به سوختگي‌اش دارد. اگر بدانم چه كار بايد بكنم دريغ ندارم. شايد اگر خارج از کشور بوديم شرايط پزشکي فرق مي?کرد. نمي?دانم اما به روان‌شناس و روان‌پزشك مراجعه كردم و گفتند هم خودت و هم دخترت بايد از نظر رواني بررسي شويد. گفتند ما سميه را بد تربيت كرديم و نبايد به خاطر سوختگي او را باري به هر جهت بار مي‌آورديم.

    سلامت: اين موضوع را بارها كارشناسان سلامت تذكر داده‌اند ولي متاسفانه حس گناه مانع اين مي‌شود كه والدين درست عمل كنند.

    دقيقا درست گفتيد. اگر بدانيد در روزهايي كه سميه شيرخوارم روي تخت بيمارستان بود چقدر سركوفت شنيدم. يكي پيدا نمي‌شد همدردم باشد. همه سرزنشم مي‌كردند. انگار من زن 40 ساله بودم و مادر چند بچه. از كجا بايد مي‌دانستم امكان دارد روميزي را روي خودش بكشد. از اين گذشته يكي نبود بگويد تو داري چه دردي را مي‌كشي. من هم تصميم گرفتم خودم را عبد و بنده اين بچه كنم. اشتباه كردم. اگر آن موقع عقل الانم را داشتم مي‌رفتم با يك مشاور حرف مي‌زدم و آرام مي‌شدم. هم هواي دخترم را داشتم هم با تربيت درست از او يك آدم خوشحال مي‌ساختم. الان يك عالمه آدم هستند كه مادرزادي ناقص‌اند اما حس خوشبختي دارند چون پدر و مادر درستي داشتند.

    نگاه اول

    دکتر کتايون خوشابي فوق تخصص روان‌پزشکي کودکان و نوجوانان

    و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي

    کـودکـان بـيـش‌تـيـمـار، لـوس بـار مـي‌آيند!

    يکي از موارد کودک‌آزاري مساله غفلت و بي‌توجهي والدين است که در بسياري از موارد ممکن است منجر به صدمه‌ها و جراحت‌هاي جبران‌ناپذيري در کودک شود. نمونه‌ مواردي از اين غفلت‌ها و بي‌توجهي‌ها که ممکن است خيلي از خانواده‌ها با بي‌توجهي از کنار آن بگذرند، مثل وقتي است که کودکان در فصل زمستان بدون پوشش مناسب از خانه بيرون برده مي‌شوند يا با دمپايي به کوچه و خيابان مي‌روند. بچه‌هايي که وضعيت بهداشتي مناسبي ندارند. اينها جزو صدها موارد بي‌توجهي در کودکان است.

    در کنار اين مسايل بچه‌هايي که در کوچه و خيابان ساعاتي را به بازي مي‌گذرانند، کودکاني که منزل آنها در نزديکي مناطق پرخطر است، کنار قنات و چاه و ريل راه‌آهن است و به دليل غفلت والدين ساعات طولاني را در کوچه و خيابان سپري مي‌کنند در معرض انواع خطرها هستند. يکي ديگر از موارد غفلت، تنها گذاشتن کودک در کنار وسايل آسيب‌زاست و ممکن است منجر به حوادثي براي او شود. از جمله همين سوژه امروز سوختگي کودک يک?ساله؛ به هر حال، به گونه‌اي سماور در دسترس کودک بوده که توانسته آن را روي خودش برگرداند و دچار سوختگي شده. مشکلي که بعد از آن به وجود آمده به دليل احساس گناهي است که مادر بعد از اين حادثه داشته و احتمالا از طرف اطرافيان به طور مکرر و در طول ساليان به مادر داده شده که «مقصر اين حادثه تو بودي». اين رفتارها منجر به اين شده که کودک به طور خاص و ويژه بزرگ شود.

    کودکان ويژه و خاص دقيقا کودکاني هستند که در فرهنگ عاميانه ما به عنوان کودکان لوس از آنها نام برده مي‌شود و با توجه به فرهنگ علمي به آنها کودکان «بيش‌تيمار» مي‌گويند. کودکاني که از هر 5 خواسته به 6 مورد مي‌رسند! کودکاني که به‌طور خاص با آنها برخورد شده و بعد از مدتي رياست خانه را بر عهده مي‌گيرند و تصميم‌هاي آنها در خانه اجرا مي‌شود و در حقيقت به دليل مشکلي که دارند والدين و ساير فرزندان را کنترل مي‌کنند.

    به دليل اين بيش‌تيماري و به دليل حمايت‌هاي بي‌دليل و بي‌مورد و بي‌دريغ کودک، ويژگي‌هاي خودشيفتگي هم ممکن است در اين کودکان ايجاد شود. به عنوان نمونه حسادت به ساير فرزندان (خواهران و برادران) و نسبت به همسالان در محيط آموزشي و مدرسه يکي از ويژگي‌هايي است که در کودکاني که به طور خاص بزرگ شده‌اند ديده مي‌شود. يکي ديگر از ويژگي‌هاي کودکاني که صفت خودشيفتگي در آنها رشد کرده، ناسازگاري است. ناسازگاري با محيط خانواده، افراد خانواده و با افراد ديگر در محيط آموزشي. مشکل ديگري که به دنبال حوادث غيرمترقبه‌ براي اين کودکان پيش مي‌آيد، احساس مورد ظلم قرارگرفتن است. آنها اين احساس را به کليه‌ روابط خود تعميم مي‌دهند. بعد از مدتي تجربه آنها از روابط احساسي اين است که همه جا به آنها ظلم مي‌شود، حق آنها خورده مي‌شود و چيزي که بايد و شايد حق آنها است نصيبشان نمي‌شود. در حقيقت کودکان و نوجواناني پرتوقع با انتطاراتي بالا از خانواده و محيط اجتماعي اطراف خواهند شد. اين خود منجر به عدم ناسازگاري و در نهايت منزوي‌شدن و عدم ارتباط خوب با والدين و ساير همسالان مي‌شود.

    کودکاني که دچار چنين حوادثي مي‌شوند، وقتي بزرگ مي‌شوند، خودشان هم احساس گناه بيشتري را به والدين وارد مي‌کنند و با اين احساس گناه، امتيازهاي بي‌موردي را از آنها دريافت کرده و براي کنترل خانواده قدرت والدين را به زير سوال مي‌برند و دوباره همان سيکل معيوب کنترل توسط خودشان در خانواده تشديد مي‌شود. متاسفانه وقوع اين اتفاق‌ها مسير زندگي کودک را تا آخر عمر تغيير مي‌دهد و تغييرهاي شخصيتي پايدار در يک کودک براي آينده‌اش باقي مي‌گذارد. يعني کودکي که اين حق را داشت که به طور سالم رشد کند و از نظر رفتاري بدون مشکل باشد، در اثر يک حادثه و غفلت به کودک، نوجوان و بزرگسال مشکل‌دار آينده تبديل مي‌شود. البته کنار آمدن با عوارض چنين حادثه‌اي راحت نيست و نيازمند مداخله يک تيم تخصصي براي کمک به نوجوان و خانواده‌اش است که از جمله آنها روان‌درماني فردي، روان‌درماني گروهي و خانواده‌درماني و استفاده از دارو در صورتي که اضطراب و افسردگي در مادر و نوجوان ايجاد شده‌باشد، است. ديده شده که ميزان افسردگي در مادران کودکاني که دچار حوادث مي‌شوند بالاست. براي نوجوان با چنين مشکلاتي فقط درمان روي کودک يا نوجوان آسيب‌ديده کافي نيست و خانواده و مادر مخصوصا بايد تحت درمان قرار بگيرد و ضروري است که بهداشت رواني کل سيستم خانواده مد نظر قرار گيرد و همه افراد خانواده تحت حمايت قرار گيرند.

    نگاه دوم

    ازدواج تمام زندگي نيست

    دکتر بدري‌السادات بهرامي/ مشاور خانواده

    اين مادر گرامي متاسفانه بعد از بحران كودكي و آسيبي كه در آن ايام به دخترش وارد شده است، به جاي مديريت اين بحران و پيشگيري از ضررهاي احتمالي، با ناآگاهي آسيب‌هاي ديگري هم به دختر خود رسانده است. وظيفه يك مادر اين است كه فرزندش را مستقل تربيت كند. امروزه بچه‌هاي فلج مغزي هم با وجود همه محدوديت‌ها و مشكلاتي كه دارند، مي‌توانند با تربيت صحيح به استقلال برسند، درس بخوانند و سركار بروند. علاوه بر اين بايد بدانيم در هر سني كه هستيم مي‌توانيم آسيب‌هاي اجتماعي رواني و ديگر آسيب‌هايي كه زندگي به ما وارد كرده را تحت نظر پزشك درمان كنيم. ما بايد شخصيتي مقتدر داشته باشيم كه از پس مشكلات زندگي برآييم. اگر والدين كوتاهي كردند و اين نكته را به ما نياموخته‌اند، خودمان بايد با كمك مشاور و پزشك قدرت شخصي مورد نيازمان را به دست آوريم. ما زنان براي همسر مناسب بودن نيازي نداريم از نظر ظاهري مانند هنرپيشه‌ها يا مدل‌هاي دنيا باشيم چون در زندگي طولاني‌مدت تنها چيزي كه باقي مي‌ماند و از ذهن همسرمان پاك نمي‌شود، منش و شخصيت ماست. پوست سوخته، ماه‌گرفتگي، عضو دچار نقص و نقايصي از اين دست نبايد شما را از ازدواج نااميد كند به شرط اينكه شخصيت محكم و سالمي را كه لازمه همسر خوب بودن است داشته باشيد.

    تجرد ناخواسته را به يک معضل جدي که همه زندگي?تان را فلج کند تبديل نکنيد. معناي ديگري به زندگي‌تان بدهيد: اگر شما همه وقت‌تان را در جهت رشد فکري خود پر کنيد، به اين نتيجه مي‌رسيد که همين رشد يافتن (غرق شدن در تحصيل، به خصوص براي مقاطع بالاتر) انگيزه شما را به زندگي تغيير مي‌دهد و نيازهاي شما را در مجراي مثبت کاناليزه مي‌کند. طولي نمي‌کشد که با کارهاي مثبت زيادي که وقت شما را به عنوان يک کارمند موفق، دانشجوي موفق، هنرمند موفق و... پر کرده، چنان مشغول مي‌شويد که اين انگيزه‌هاي پررنگ، ديگر فکر کردن به زمان و فرد موردنظر براي ازدواج را کم‌اهميت‌تر جلوه مي‌دهد و باعث مي‌شود شما اصلا متوجه گذشت زمان نشويد و روزگارتان سخت نباشد. در اين حالت شما انرژي مثبت عاطفي را از همکار و ارباب رجوع‌ها مي‌گيريد و با تامين نياز عاطفي اعتماد به نفستان بالا مي‌رود و همه اينها يعني زندگي شما در جريان است. شما مانند کسي که بيکار نشسته تا قطار ازدواج بيايد و گمان مي‌کند همه زندگي‌اش يعني زندگي زناشويي يا بچه‌دار شدن، نيستيد. نه اينکه به آن فکر نمي‌کنيد ولي همه هم و غم شما نيست و اين يعني داشتن يک ازدواج سالم که فقط يک بعد را ندارد. پس انتظار کشيدن، ممنوع. به ميزاني که ما آدم‌ها منتظر وقوع چيزي باشيم، زمان برايمان سخت‌تر مي‌گذرد؛ چه آن مساله بچه‌دار شدن باشد، چه شنيدن پاسخ دلخواه و چه پيدا شدن يک مورد خوب براي ازدواج. متخصصان به زوجيني که مدام اضطراب و انتظار بچه‌دار شدن را مي‌کشند، مي‌گويند بهتر است اجازه دهند زندگي روال عادي را طي کند. به وضوح مي‌بينيد با اجراي چنين توصيه‌اي آن اتفاق خوب هم رخ مي‌دهد. در مورد شما نيز به جاي اينکه در ايستگاه ازدواج منتظر بنشينيد که کي قطار ازدواج مي‌آيد و شما را با خود مي‌برد بهتر است، نه به ديدگاه قسمت و تقدير و نه به ديدگاه تور کردن شوهر بينديشيد؛ بلکه به اين فکر کنيد که زندگي زناشويي فقط بخشي از زندگي ماست، نه همه آن. بنابراين بهتر است ما همه زندگي خود را که شامل تحصيل، کار، فراگيري هنر و ديگر لذت‌هاي زندگي است، بکنيم. اين بخش هم خودش از راه مي‌رسد.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض قسمت دوم مقاله

    نگاه سوم

    جراحي زيبايي ما هم‌تراز دنياست

    دكتر سيدمهدي موسوي‌زاده/ فوق تخصص جراحي پلاستيک، ترميمي و زيبايي

    واستاديار دانشگاه علوم‌پزشکي شهيد بهشتي

    با توجه به اينکه کدام قسمت از بدن مورد آسيب قرار گرفته و شدت سوختگي تا چه حدي است نحوه درمان سوختگي متفاوت است. اگر سوختگي در ناحيه مفاصل يا پلک يا دهان اتفاق افتاده باشد و باعث محدوديت حرکات اندام و مفاصل ‌شود بايد در اولين فرصت اقدامات لازم جهت درمان صورت بگيرد. اما برخي از سوختگي‌ها كه از نوع درجه پايين - سوختگي نوع 2 سطحي و سوختگي نوع 2 عميق - هستند بهتر است پس از گذشت يک سال از زمان سوختگي براساس شدت عارضه، تصميم نهايي گرفته شود. چراکه ممكن است بعد از گذشت يک سال، اين نوع سوختگي به خودي خود و با درمان طبي بهبودي قابل ملاحظه‌اي داشته باشد و درنتيجه عمل جراحي منتفي شود.

    در صورتي که سوختگي در ناحيه سر - قسمت مودار - باشد، بايد در سنين کودکي ترميم سوختگي انجام شود چون کودک از لحاظ روحي و رواني آماده عمل جراحي است. اما اگر ترميم سوختگي در سنين زير 6 سال صورت بگيرد هنگامي که دستگاه متصل‌کننده پوست سر به کار مي‌رود به دليل اينكه استخوان جمجمه قوام ندارد تاثير منفي بر شکل جمجمه مي‌گذارد بنابراين بهتر است در سنين بالاتر عمل جراحي صورت بگيرد.

    نوع ديگر سوختگي در ناحيه صورت و گردن است. اگر سوختگي در اين نواحي باعث اختلال عملکرد مانند محدوديت حركتي گردن و فک يا در ناحيه دهان اختلال در باز و بسته شدن شود يا در ناحيه چشم اختلال باز يا بسته شدن پلک به وجود آورد در اين صورت درمان از نظر زيبايي، در هر زمان و سني قابل‌انجام است. اما اگر سوختگي در ناحيه‌اي از بدن باشد که به خودي‌خود باعث اختلال در عملکرد اندام و زيبايي نشود براساس شدت سوختگي و ناحيه موردنظر زمان عمل تعيين مي‌شود. اما به طور کلي بايد گفت براي عمل جراحي محدوديت سني وجود ندارد و در هر زمان مي‌توان اقدام به درمان كرد.

    شايد برخي‌ اين تصور را داشته باشند كه پزشكان ما به خوبي پزشكان كشورهاي ديگر نيستند اما بهتر است بدانيد كه جراحي زيبايي بدن، سر و صورت در کشور ما حرف‌هاي بسياري براي گفتن دارد و جراحان ما از مدارک علمي معتبر و توانايي و تجربيات بالايي برخوردار هستند و اين نوع جراحي در ايران چيزي کمتر از ساير کشورهاي ديگر ندارد.

    تنها مساله‌اي كه در اين ميان مطرح است، اين است که برخلاف اينكه در كشورمان با عدم نظارت بر پزشكان فاقد صلاحيت مواجه هستيم، در کشورهاي ديگر نظارت روي افرادي که اقدام به جراحي بدن و زيبايي مي‌کنند، وجود دارد و مدارک، قابليت‌ها و توانايي‌شان بررسي مي‌شود. اما متاسفانه در كشور ما افرادي که فاقد صلاحيت هستند، اقدام به عمل جراحي زيبايي مي‌كنند و ممنوعيتي هم براي اين افراد قائل نيستند. از سوي ديگر نيز در خصوص اين مساله اطلاع‌رساني و آگاهي کافي به مردم داده نشده است تا از مراجعه به اين افراد اجتناب كنند.

    از نظر هزينه درماني بايد گفت كه هزينه درمان سوختگي نسبت به هزينه سرانه هر کشور و جراحي‌هاي غيرزيبايي محاسبه مي‌شود. در كشور ما نيز در مقايسه با کشورهايي مانند آمريکا و خاورميانه هزينه عمل جراحي پايين و قابل تامل است و اين رقم، رقم غيرمنطقي نيست. البته اين مساله را هم نبايد فراموش كنيم كه افرادي هستند که از دايره انصاف خارج شده و به دليل شهرتي که به دست آورده‌اند طي هر عمل جراحي، هزينه‌هاي کلاني از مردم مي‌گيرند.

    البته بايد توجه داشت جراحي پلاستيك نيز مانند هر رشته ديگري محدوديت‌هاي خاص خودش را دارد و پزشك و جراح نمي‌توانند اين ادعا را داشته باشد كه اثرات ناشي از سوختگي و تصادفات را طوري درمان ‌كنند كه اثر ضايعه اوليه نماند يا به شكل اوليه درآيد اما مي‌توان تا حدود زيادي مشكلات عديده جسمي و ثانويه‌اي كه بر روان فرد تاثيرگذارند را برطرف كرد.

    در پايان با توجه به اينكه پيشگيري بهتر از درمان است، بايد نكات ايمني درخصوص كار با لوازم را رعايت کرد تا از بروز حوادث جلوگيري كنيم يا احتمال ايجاد عوارض را كاهش دهيم. لازم است قبل از مراجعه به پزشكان براي عمل جراحي و پلاستيك و زيبايي تحقيقات لازم از جهت صلاحيت علمي صورت بگيرد.

    نگاه چهارم

    با واقعيت?هاي زندگي روبرو شويد

    دکتر بهمن بهمني/ عضو هيات علمي دانشکده علوم‌بهزيستي و توان‌بخشي و مشاور خانواده

    وقتي در مورد افسرده شدن، گرفتگي خلق يا در اصطلاح عاميانه پايين آمدن مود آدم‌ها صحبت به ميان مي‌آيد، بهتر است به افسردگي از دو منظر توجه کنيم. افسردگي فيزيولوژيک که مربوط به تغييرات هورموني يا بدکارکردهاي سيستم داخلي بدن در اثر بروز بيماري‌ها و... است. واضح‌ترين مثال از اين افسردگي را بعضي از خانم‌ها در ايام عادت ماهيانه يا دوران بارداري يا پس از زايمان تجربه مي‌کنند.

    اما گروه ديگري از افسردگي‌ها حالت سايکولوژيکال هستند مانند اين دختر خانم و حتي مادر ايشان. اگر بخواهيم ريشه‌يابي کنيم تا دريابيم چطور مي‌توان از افسردگي روانزاد در زندگي روزمره پيشگيري کرد به طور خلاصه بايد گفت:

    1) بدبين شدن نسبت به امور و همواره ديدن نيمه خالي ليوان يا نکات منفي اطرافمان.

    2) نااميدي نسبت به تغييرات مثبت در آينده زندگي‌مان. يا به عبارتي ديگر واقعيات را با ضريب اصلي نمي‌بينيم يا گاهي اصلا آنها را ناديده مي‌گيريم. مثال واضح اين موضوع آن است که داشته‌هاي خود را کم و نداشته‌ها را زياد ارزيابي کنيم. اگر با اين افراد که در واقع با فکر و نگرش غلط خود در زندگي به سمت افسردگي حرکت مي‌کنند، صحبت کنيد و به آنها يادآور شويد که چه دارند به پاسخي مي‌رسيد که مشابه اين جملات زير است. سلامتي داريد و بيمار نيستيد؟ (اي بابا، خيلي هم سلامت نيستم)، خانه داريد و لااقل اجاره‌نشين نيستيد (اي، اگر اين 30 متري را بشود خانه فرض کرد). بدترين حالت در تجربه افسرده شدن آن است که شما يک چيز با اهميت را از دست بدهيد. اين طريق افسرده شدن بدترين نوع آن است. با اينکه چيزهاي مهم زندگي آدم‌ها نسبي هستند و شايد چيز مهمي که از دست رفته، براي شما پراهميت و از نظر ديگري فاقد اهميت باشد اما اگر خودتان را بي‌کفايت بدانيد و اعتماد به خود و اميد را از دست بدهيد، ويران مي‌شويد. اين نکته آخر، قابل‌توجه والديني است که مانند مادر سميه با حمايت بيش از حد و ناديده گرفتن اصول تربيتي، فرزندان‌شان را تربيت مي‌کنند. آنها ناخواسته فرزندا‌ن‌شان را به سوي افسردگي در آينده سوق مي‌دهند. اين دختر خانم بايد با کمک مشاور به زندگي برگردد و مشکلش را حل کند اما نمونه قرار دادن آن مي‌تواند درس عبرتي براي والدين آگاه باشد. همه ما بايد به بچه‌هايمان ياد بدهيم که در امور روزمره زندگي، وقتي با شرايط جديدي مواجه مي‌شوند بايد آن مساله را حل کنند. بچه‌ها بايد با واقعيت‌هاي زندگي روبه‌رو شوند. داشته‌هاي خود را کم و نداشته‌ها را زياد نبينند. متاسفانه به دليل رفتار غلط والدين اين روزها مورد مشابه اين دختر خانم بين جوانان کم نيست. با کمال تعجب مي‌شنويم که يک دختر خانم يا آقاپسر 18 ساله که در کنکور يا آزمون استخدامي قبول نشده، احساس شکست و سرخوردگي مي‌کند و مي‌گويد از زندگي خسته شده‌ام. گاهي آنقدر براي ادامه زندگي درمانده مي‌شوند که در مثل به آنها مي‌گويم: «فلاني که هم‌سن شماست و همه زندگي و پدر و مادرش را در زلزله يا يک سانحه از دست داده، به اندازه شما ناراحت نيست و احساس شکست نمي‌کند.» مي‌دانيد چرا؟ چون آن جوان همه زندگي‌اش را حول يک محور ترسيم نکرده است. اکثر ما سرمايه‌گذارهاي خوبي نيستيم و گاهي به طرز غيرعقلاني، همه توان و انرژي و آينده و حتي حال را روي يک هدف مي‌گذاريم. هدفي که فقط يک بعد دارد و اگر به آن نرسيم، همه چيزمان را باخته‌ايم. دختر شما بايد بياموزد که انسان موجود تک‌بعدي نيست و بايد سهم هر يک از علايق خود و انرژي لازم براي رسيدن به آن را معلوم کند و اگر ما همه چيزمان را روي يک هدف متمرکز کنيم حتي اگر به آن برسيم نيز سرخورده مي‌شويم. (با خود مي‌گوييم، همه‌اش همين بود.) علاوه بر اين به مادر سميه و خودش مي‌گويم نه تنها شما، بلکه دختر و پسرهاي بسياري هستند که امروزه به دليل افزايش سن ازدواج، هنوز مجرد هستند. با توجه به شيوع اين مشکل ميان مراجعاني که من و همکارانم به وفور داريم، مي‌خواهم به اين خانم جوان بگويم که دنبال مقصر نگرديد. اين پديده يک معضل اجتماعي شده. اگر از جوانان امروز راجع به علت ازدواج نکردن بپرسيم يا خودشان علت آن را نمي‌دانند يا مي‌دانند و صادق نيستند. اغلب شما بر اين باوريد که توانايي هيچ اعمال قدرتي بر پيشامدهاي زندگي خود نداريد و قوانين زندگي بدون قاعده مشخص و خارج از محدوده اختيار شما رخ مي‌دهد. شما بداقبال هستيد. هميشه در زندگي‌تان فقدان‌هاي بسيار بوده و داشته‌هاي اندکي نصيب شما شده است. انگار از پشت عينک بدبيني به روزگار خود مي‌نگريد. حالا هم که در دهه سوم يا چهارم زندگي هستيد، دخترهاي هم سن شما ازدواج کرده و بچه‌دار شده‌اند و ديگر چه اميدي مي‌توانيد براي ادامه راه داشته باشيد. شما بايد حس بي‌کفايتي را از خود دور کنيد و اصلا به اين فکر نکنيد که تا به حال چه رخ داده است؟ گذشته‌ها گذشته و نمي‌توانيد آن را برگردانيد. الان را بسازيد. بين امور زندگي خود تفکيک قائل شويد.

    نگاه پنجم

    سوختگي درمان دارد

    دکتر کلانتر هرمزي/ فوق تخصص جراحي پلاستيک، ترميمي و زيبايي و استا دانشگاه علوم‌پزشکي تهران

    اين مادر گرامي در شرايطي نبودند که بگويند موقع حادثه چه اقدامي کردند. لذا لازم ديدم توضيحاتي در اين باره بدهم.

    متاسفانه اولين عامل سوختگي کودکان، حرارت و گرماي ناشي از آب جوش و ديگر مايعات داغ است که کودک به طور اتفاقي با آنها تماس پيدا مي‌کند. به عنوان نمونه وقتي کودک در حال خزيدن و حرکت کردن است به طرف آنها مي‌رود يا آنها را به سمت خود مي‌کشد يا وسيله‌اي را از روي گاز به طرف خود مي‌کشد يا برمي‌دارد. بنابراين شايع‌ترين علت سوختگي در بچه‌ها مواد داغ و جوش از جمله آب جوش است. در اين شرايط با توجه به شدت سوختگي و نوع آن بايد اقدام کرد.

    عامل دوم سوختگي، سوختن کودک با وسايل الکتريکي است. بچه‌هايي که تازه شروع به راه‌رفتن و خزيدن مي‌کنند، ممکن است خود را به سيم‌هاي آزاد و رها شده برق برسانند. همچنين کودکاني که در حال دندان‌درآوردن هستند به دليل اينکه مي‌‌خواهند همه ‌چيز را به دهان ببرند، ممکن است سيم برق را در اثر غفلت والدين بجوند.

    از عوامل ديگر سوختگي در کودکان، سوختن با مواد اسيدي و شيميايي است. بچه‌هايي که تازه راه مي‌افتند، ممکن است مواد اسيدي و قليايي بدون محافظ را به طرف دهان ببرند و از ناحيه لب و دهان دچار سوختگي شوند که البته اين موارد نادر است اما اتفاق مي‌افتد.

    اما اقداماتي که بايد در خانه پس از سوختگي انجام داد. در سوختگي با آب جوش بايد بلافاصله پس از مشاهده علايم سوختگي لباس‌هاي کودک را درآورد. به علت داغ بودن مايعات، اين مواد به لباس هم نفوذ مي‌کنند سوختگي وسيع ايجاد مي‌کنند، بايد لباس را از بدن کودک خارج کرد. اگر مايعات از روي گاز روي کودک بريزد، معمولا دست و صورت و سينه بيشتر در معرض خطر است و اندام‌ها به ندرت مي‌سوزد. اما اگر کودک با آب جوش يا مثلا کتري که روي بخاري است برخورد کند، بيشتر دست و پا و اندام‌ها دچار سوختگي مي‌شود.

    «وسعت سوختگي» سطحي از بدن است که دچار سوختگي مي‌شود و «شدت سوختگي» عمقي است که تحت تاثير قرار مي‌گيرد. براي سالم رساندن به مرکز سوختگي، اول از همه همه لباس‌هاي کودک را از تنش در بياوريد. پس از آن بايد سطح سوختگي را با يک حوله تميز و سرد بپوشانيد و توجه کنيد که روي سطح سوخته، هيچ‌گونه پماد ضد سوختگي نزنيد. زدن پماد يا هر ماده ديگري روي سطح سوخته نه تنها کمکي به کاهش سوختگي نمي‌کند ‌بلکه باعث مي‌شود وقت تيم‌ درماني براي برداشتن اين مواد از روي قسمت سوخته تلف شود.

    اگر کودک با برق دچار سوختگي شده ابتدا بايد با رعايت همه نکات ايمني براي ساير افراد، برق را قطع و كودك را از پريز دور كنيد. کودک بايد در وضعيت آرام قرار بگيرد و از ايجاد هيجانات زياد و سر وصدا خودداري كنيد. چرا که اينها مشکلات درماني را بيشتر کرده و زمان طلايي براي نجات کودک از بين مي‌رود. در سوختگي همراه با دود، بايد کودک را به فضاي آزاد و جايي برد که اکسيژن فراوان به او برسد.

    در مواردي که کودک با مواد اسيدي و قليايي دچار سوختگي شده، نبايد در خانه چيزي به او داد تا ماده خورده شده را خنثي کند چرا که اين کار وضعيت کودک را بدتر و بيشتر او را دچار سوختگي مي‌کند. فقط بايد اضافه ماده خورده شده را از دهانش پاک کرده و فورا کودک را به مرکز درماني برد.

    به دليل اينکه ممکن است کودک نياز به عمل جراحي فوري داشته باشد، هيچ‌گونه تجويز خوراکي و دارويي نبايد به او داد. دادن مواد خوراکي به کودک، عمل را به تاخير مي‌اندازد و اقدامات درماني هم به تاخير مي‌افتد.

    بهترين درمان خانگي در سوختگي حرارتي، استفاده از حوله تميز سرد روي ناحيه سوخته است.

    نکته مهم ديگر آن است که در انواع سوختگي‌ها بايد راه تنفسي کودک را باز نگه داشت تا تنفس به خوبي انجام شود. گردن بايد در وضعيت صحيح و دهان و بيني باز باشد. در سوختگي سر و صورت بهتر است سر در وضعيت خوابيده رو به بالا و عقب قرار گيرد تا راه هوايي کاملا باز بماند.

    اگر کودک در اثر سوختگي شديد بيهوش شد، اقدام به انجام عمليات احيا نکنيد. عمليات احيا کاري نيست که والدين يا ديگر افراد بتوانند در خانه براي کودک انجام دهند بنابراين هرگز سعي نکنيد اين کار را انجام دهيد، بهتر است وقت تلف نشود و کودک فورا به مراکز درماني برده شود تا عمليات احيا برايش انجام شود. پس از رساندن کودک به مرکز درماني، احياي آب و الکتروليت‌ها انجام شده و پوست‌هاي زايد از روي پوست کودک برداشته مي‌شود بستگي به درجه سوختگي و شدت آن اقدامات درماني انجام مي‌شود. گاهي لازم است زخم‌هاي اوليه ترميم شود. پيوند پوست هم با توجه به اينکه سوختگي در کجا اتفاق افتاده متفاوت است در پيوند، اولويت با پلک، ابرو، دهان و گردن است. زانوها و مفاصل و آرنج در اولويت‌هاي بعدي هستند. اگر با ترميم اوليه شرايط کودک به وضعيت عادي برگشت، چند سال بعد کارهاي ترميمي جديد و زيبايي برايش انجام مي‌گيرد. اما اگر حرکت مناسب نبود و زيبايي بدي داشت مي‌‌توان يک سال بعد از جراحي اوليه، کارهاي تکميلي انجام داد. اگر وضعيت کارکرد عضو و ظاهر خوب بود سعي مي‌شود کارهاي زيبايي با تاخير براي بچه انجام ‌شود تا سنين رشد او كامل و فعاليت‌هاي او طبيعي شود.

    در مجموع آن چيزي که تعيين‌کننده وضعيت نهايي کودک است، شدت سوختگي و دقت در مراقبت و اطاعت والدين از دستورات درماني توصيه‌شده است، در غير اين صورت هر گونه جراحي وضعيت کودک را به شرايط اول بازنمي‌گرداند.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  



Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0