* دانش آموزان تيزهوش براي تحصيل در مدارس ويژه انتخاب مي شوند. اما مدتي است كه انتخاب دانش آموزان تيزهوش تا حدودي تحت الشعاع كلاسهاي آموزشي خصوصي و كتابهاي كمك درسي قرار گرفته.
* بعضي از مدارس دولتي تحت عنوان مدارس نمونه مردمي با شرط معدل اقدام به پذيرش مي كنند. برخي از مدارس غيرانتفاعي مشهور نيز با شرط معدل و بعضي با برگزاري آزمون به انتخاب كودكان ونوجوانان مستعد اقدام مي كنند. البته چنانكه گفته مي شود اين مدارس غيرانتفاعي با اخذ پول نيشتر شرط اوليه شان را زيرپا مي گذارند. در حالي كه تعداد زياد قبوليهاي دانشگاه اين مدارس به خاطر جذب دانش آموزان با استعداد كار فوق العاده يي نيست اما همين شيوه گلچين كردن حق دسترسي به امكانات آموزشي مناسب و عادلانه را بويژه از كساني كه رقابتي نزديك با پذيرفته شدگان داشته اند سلب مي كند.
* بقيه دانش آموزان دو راه پيش رودارند دسته يي از آنها وارد مدارس غيرانتفاعي ديگر مي شوند و والدين آنها با خرج پولهاي كلان مي كوشند كمبود تحصيلي فرزندانشان را جبران كنند. اين گروه در رقابت با دسته آخر كه وارد باقيمانده مدارس دولتي مي شوند از امتيازي برخوردار مي شوند. به اين ترتيب كه مدارس غيرانتفاعي سخت گيريهاي مدارس دولتي را در مورد نمره اعمال نمي كنند و دست معلمان اين مدارس بويژه در دادن پنج نمره كلاسي بسيار بازتر از مدارس دولتي است. بنابراين با افزايش ميانگين معدل دانش آموزان مدارس غيرانتفاعي آنها آسانتر از محصلان مدارس دولتي به مدارسي كه شرط معدل دارند وارد مي شوند.
* يگانه راه در مقابل گروه آخر ورود به مدارس دولتي است كه امكانات يكساني با مدارس ديگر ندارند. بطور طبيعي شانس اين گروه كه اكثراً از طبقات كم درآمد نه براي ورود به دانشگاه تنزل مي يابد.
موجد تمام اين طبقه بنديها شيوه غيرطبيعي پذيرش دانشجو در دانشگاههاي كشور است. ضمن اينكه در موقع كنكور مجدداً تفاوتهاي طبقاتي خود را به رخ مي كشد. برخي از خانواده ها با صرف هزينه هاي سنگين كه گاهي حتي به ده ميليون تومان بالغ مي شود سرانجام فرزندانشان را وارد دانشگاه مي كنند. اين در حالي است كه اكثر فرزندان طبقات كم درآمد يا جايي در دانشگاهها پيدا نمي كنند يا حداكثر در دانشگاه آزاد پذيرفته مي شوند كه به ناچار بايد هزينه تحصيلشان پرداخته شود. اين در حالي است كه به عكس بسياري از دانش آموزان طبقات ثروتمند از امكان تحصيل رايگان برخوردار مي شوند. اين تضاد طبقاتي در رشته هاي اول شاخه هاي تجربي و رياضي يعني كلاسهاي رسته پزشكي و مهندسي دانشگاههاي دولتي بويژه تهراني مشهود است و طبيعي است كه تمام اين فرايند به غني تر شدن ثروتمندان و فقير شدن بيشتر تهيدستان مي انجامد. در نتيجه طبقات كم درآمد به سختي مفري براي خروج از طبقه خود مي يابند. فراموش نكنيم خواجه نظام الملك وزير دانشمند خوارزمشاهيان دهستان زاده يي بود و ميرزا تقي خان اميركبير نخستين اصلاح گر بزرگ تاريخ معاصر كشور به عنوان شاگرد آشپز در دربار خدمت مي كرد و نظام آموزشي طبقاتي ما با تداوم اين روند جامعه را از فرصت بهره گيري از استعداد چنين انسانهايي محروم مي كند.
حميده احمديان راد