شاید ما انتظارش را نداریم بخصوص زمانیکه کل دوران جوانی خود را در مسیری کار می‌کنیم که به بازنشستگی ختم می‌شود، بازنشستگی می‌تواند تجربه‌ای پرتنش و ناامیدکننده باشد. برای بسیاری از ما،‌ دوران بازنشستگی در طول سالهای متمادی اولین باری است که منابع مالی و وقت آزاد برای انجام آنچه که می‌خواهیم،‌در اختیار داریم. مشکل اینجاست که اغلب اوقات واقعا نمی‌دانیم چه می‌خواهیم.
معمولا می‌دانیم که چه چیزی رانمی‌خواهیم و آن چیزی خبر ادامه کار نیست. بنابراین با دانستن این نکته بعنوان نیرویی بازدارنده، اقدامات لازم را به منظور پایان دادن به سالهای کاری خود، انجام می‌دهیم. در واقع اینکه بدانیم چه چیزی را می‌خواهیم یا اینکه چه چیزی رانمی‌خواهیم یکسان نیستند. تفاوت این دو ممکن است در زمان بازنشستگی منجر به یاس و حس سردرگمی شود.
از آنجاییکه وقت ما مانند کالایی با ارزش است، در اینجا سه مرحله برای آرامش در اوقات فراغت جدیدمان یعنی دوران بازنشستگی ذکر می‌شود، مراحلی که به ما کمک می‌کند از بازنشستگی خود لذت ببریم.
مرحله ۱) از تنهایی بپرهیزید
طبیعت قوانینی دارد که حاکم بر محیط اطرافمان است بعنوان مثال آب همیشه به سمت پایین‌ترین نقطه جریان دارد و گازها در فضا پخش می‌شوند. یکی دیگر از این قوانین این است که طبیعت از تنهایی متنفر است. طبیعت موقعیتی را که در آن بطور ناگهانی چیزی بزرگ از دست می‌دهد و جای آن با هیچ چیز دیگری پر نمی‌شود، دوست ندارد تصور کنید وان خود را پر از آب کرده‌اید و سعی دارید که فقط آبهای سمت چپ را تخلیه کنید. این کار عملی نیست و از آنجاییکه ما هم قسمتی از طبیعت به شمار می‌آییم، بدیهی است که همان قوانین هم بر ما حاکم است.
تفاوت فاحشی بین دو جمله «خیال دارم بازنشسته شوم و کارم را قطع کنم» و «خیال دارم بازنشسته شوم و استراحت کنم» وجود دارد در جمله اول خلاء و تنهایی ایجاد می‌شود به این معنی که چیز بزرگی را کنار می‌گذاریم یعنی کارمان که حدود ۷۰-۶۵ درصد از دوران مفید زندگی خود را حداقل ۵ روز در هفته به آن اختصاص داده بودیم و نمی‌خواهیم آنرا با چیز دیگری جایگزین کنیم و این مورد هم درست مانند مثال وان، عملی نیست. به همین دلیل است که اکثر افراد سیگاری یا افراد رژیمی در ترک و کاهش وزن، دچار مشکل می‌شوند. این افراد سعی دارند چیزی یا کاری را انجام ندهند اما بجای آن نمی‌دانند چه کاری را جایگزین کنند و همین عامل، خلاء ایجاد می‌کند.
در مورد انسانها، خلاء و تنهایی باعث سردرگمی است که در نهایت به افسردگی، منجر می‌شود وقتی تنهایی و خلاء در زندگیمان راه پیدا می‌کند تجربه‌های ناخوشایند سردرگمی و افسردگی را به همراه دارد و تمام تلاشمان را برای رهایی از این احساسات ناخوشایند، بکار می‌بریم اغلب اوقات آن جای خالی را با آسانترین و قابل دسترس‌ترین جایگزین پر می‌کنیم همان چیزی که قبلا جایش را پر کرده بود.
این قانون در مورد بازنشستگی هم صادق است. وقتی که می‌گوییم قصد دارم کارم را قطع کنم خلاء را ایجاد می‌کنیم احساس سردرگمی و افسردگی هم به دنبال آن پیدا می‌شوند. در اکثر موارد نمی‌توانیم برگردیم و فضای خالی را با آنچه که قبلا انجام می‌دادیم، پر کنیم. سیگار کشیدن و غذا خوردن زیاد برای افراد، لذت زودگذر دارد و واقعا نمی‌خواهیم جای خالی آنها را با آنچه قبلا انجام می‌دادیم، پر کنیم. ما دیگر سرکار نمی‌رویم. این ناتوانایی یا عدم علاقه به پر کردن فضای خالی با آنچه که قبلا انجام داده‌ایم، بیشتر باعث آشفتگی،‌ سردرگمی و افسردگی می‌شود.
مشکل تنهایی و خلاء راه حل ساده‌ای دارد: «بازنشسته نشوید با هدف قطع کردن کار» بلکه «بازنشسته شوید با هدف و آگاهی که قصد دارید «زمان کاری» قبل خود را با هر آنچه که دوست دارید انجام دهید، پر کنید.» اگر می‌خواهید اثرات این جمله مثبت را کشف کنید خواندن مقاله را ادامه دهید و در مرحله ۳ به نکات جالبی خواهید رسید.
مرحله ۲) بدانید که این احساسات گذرا، طبیعی هستند.
حذف خلاء بطور یقین به راحتی و آرامش بازنشستگی شما کمک می‌کند. تغییر از هر نوع، احساسات معینی در افراد بوجود می‌آورد. ویلیام بریجز در بهترین کتاب خود با عنوان «تحولات» در مورد چگونگی برخورد افراد با تغییرات صحبت می‌کند و آنها را از کوچکترین تا پراهمیت‌ترین‌ها طبقه‌بندی کرده و اغلب به احساسات محتملی ختم می‌شوند. وقتی وارد دوران بازنشستگی می‌شوید دانستن اینکه این احساسات طبیعی هستند و به بازنشستگی مربوط می‌شوند، باعث آرامش شما در طول مسیر می‌شود.
اینکه شما سردرگم باشید و ندانید که کدام راه را باید انتخاب کنید با اینکه گم شوید اما نقشه راهنمای مناسبی در اختیار داشته باشید که نشان دهد کجا هستید و کجا می‌توانید بروید، احساس کاملا متفاوتی است.
مرحله ۳) ۵ عامل مهم زندگی خود را پیدا کنید.
برای بسیاری از مردم، کارشان برای رسیدن به یک پایان، آغاز می‌شود. کارشان وسیله‌ای است که امکانات مالی را برای خرید وسایل مورد نیاز و انجام کارهای مورد علاقه فراهم می‌کند. متاسفانه، گاهی اوقات شغلهایمان آنچنان مصرفی می‌شوند که به مرور زمان و به تدریج، ارتباطمان را با آنچه که بدان علاقه داریم، از دست می‌دهیم. احساسات و جاه طلبی‌های غیرکاری خود را فراموش می‌کنیم. اگر خودتان را در چنین موقعیتی دیدید، فرصتی است برای ارتباط مجدد با آنچه که واقعا دوست دارید و آنچه که از زندگی می‌خواهید وقت بگذارید و ۵ چیزی که می‌خواهید در دوران بازنشستگی انجام دهید، ببینید یا تجربه کنید را یادداشت کنید.
۵ چیزی که اگر انجام دهید، ببینید یا تجربه کنید، در پایان زندگی خود با نگاه به گذشته و دوران بازنشستگی می‌توانید آن را یک موفقیت تلقی کنید. ممکن است کارهایی کوتاه مدت باشند مثلا دیدن از برج ایفل یا نه کارهایی که دوره زمانی طولانی‌تری را به خود اختصاص می‌دهند مثلا رابطه صمیمی زناشویی، رابطه با فرزندان یا نوه‌ها. این بستگی به خود شما دارد که موفقیت بازنشستگی را برای خود تعریف کنید.
هوشیار باشید که برای خود محدودیت قرار ندهید. یکبار مردی به من گفت: که همیشه می‌خواسته شبیه تد ویلیامز یا کلارک گی بل باشد اما حالا برای بودن جای آنها احساس پیری می‌کند واقعیت این است که هیچ وقت دیر نیست و ما پیر نیستیم. او می‌تواند به اردوی بیسبال برود و شبیه تد ویلیامز باشد یا اینکه به گروه تئاتر ملحق شود و شبیه کلارک گلی بل شود. اینکه فقط یک روز، شبیه کسی باشید که دوست دارید بهتر از آن است که تمام عمر چنین آرزویی را در سر بپرورانید.
اگر قرار باشد ۵ کار بزرگ زندگی خود را مشخص کنید ممکن است فکرتان را بخاطر نوع نگرشتان نسبت به خود در زمان حال، محدود کنید یا حتی از کاری که داشته‌اید، تاثیر بپذیرید. نکته کوچکی وجود دارد که در این باره به شما کمک می‌کند. فکر کنید و یادداشت کنید که جدای از شغل فعلی‌تان، دوست داشتید چکار کنید. شاید مجبور شوید به گذشته‌ها، قبل از اینکه اولین شغل خود را بگیرید، یا حتی به دوران بچگی فکر کنید آن زمان چه چیزی شما را هیجان‌زده می‌کرد؟ چه چیزهایی می‌خواستید انجام دهید، ببینید یا تجربه کنید؟
در می‌یابید که اینگونه در واقع خودتان را کشف می‌کنید. همان چیزهایی یا کارهایی که قبلا دوست دوست داشتید، حالا هم دوست دارید شاید فقط فراموششان کرده‌اید، نکته جالب این است که هنوز به آنها علاقه دارید و درصد انجامشان هستید. یک مدیرعامل شرکت تجاری هنوز هم می‌تواند راننده ماشینهای مسابقه یا سازنده حرفه‌ای قصرهای شنی باشد. یک پرستار سالمند هنوز هم می‌تواند نویسنده، موج سوار یا استاد باشد. از ۵ کار بزرگ زندگیتان برای جلوگیری از خلاء و تنهایی استفاده کنید و اینگونه دیگر بازنشسته نشده‌اید و کارتان را قطع نکرده‌اید بلکه بازنشسته شده‌اید که کارهای بزرگ زندگیتان را شروع کنید. از بازنشستگی‌تان لذت ببرید، سزاوار آن هستید.









نوشته: جان پی.استرلکی
مترجم: سوسن ایمانی