مطمئنا بسيار شنيده ايد که مي گويند فلاني افسرده است، اما آيا مي دانيد افسردگي چيست؟ افسردگي عبارت است از احساس غم، دلسردي و يا نااميدي که فردي حداقل به مدت 2 هفته در اغلب روزها و در اغلب ساعات روز همراه با علائم ديگر، داشته باشد. افسردگي يکي از مسائل و مشکلات مهم بهداشت جامعه مي باشد. اختلالات افسردگي با کارکرد اجتماعي و شخصي تداخل مي کند و بيماران افسرده، کساني هستند که ذهن، رفتار، جسم و خلق آنان تحت تاثير قرار گرفته است.




افراد افسرده ممکن است که توانايي انجام فعاليت ها و مسئوليت هاي معمول و عادي شغلي خود را از دست بدهند. آيا مي دانيد چطور مي توانيد متوجه شويد که اطرافيانتان يا حتي خودتان دچار افسردگي شده ايد؟ براي اينکه متوجه اين موضوع شويد بايد علائم رواني شايع افسردگي را بدانيد. علائم رواني شايع افسردگي عبارتند از: بي حوصلگي يا خلق پايين، نگراني و اضطراب، از دست دادن احساس هيجاني (عواطف و احساسات)، داشتن افکار افسرده، مشکلات حافظه و تمرکز حواس، توهمات، داشتن افکار خودکشي، که در مطلب زير که برگرفته از پايگاه الکترونيکي خدمات پزشکي ايران است توضيحات لازم داده شده است.

1 ) خلق پايين: خلق پايين در افسردگي بسيار شديدتر از آن چيزي است که شما در هنگام نااميدي و يا مايوس شدن دچار آن مي شويد. خلق پايين عبارتست از احساس غم، پوچي، از دست دادن و بيم و ترس. بعضي از بيماران، آن را به زندگي در زير يک ابر تشبيه مي کنند که همه قسمت هاي زندگي را تحت تاثير قرار مي دهد. در افسردگي متوسط تا شديد، خلق پايين اغلب در هنگام صبح بدتر مي شود و سپس در طي روز از شدت آن کمي کاسته مي شود اما هيچگاه از بين نمي رود. اين وضعيت را اصطلاحا تغييرات روزانه (Variation Diurnal ) مي نامند. خلق پايين باعث مي شود که از هيچ چيزي نتوانيم لذت ببريم و شما حتي ممکن است علاقه خود را نسبت به سرگرمي هايي که قبلا داشته ايد از دست بدهيد. هيچ چيزي براي شما خوشايند و لذت بخش نخواهد بود. در بعضي از موارد خفيف تر، خلق پايين ممکن است عصرها بدتر از صبح ها باشد و بعضي روزها ممکن است حال بيمار خوب باشد. با اين حال تعداد اين روزهاي خوب به قدري کم است که در بين ساير روزهاي بد به چشم نمي آيد. اگر افسردگي خفيف باشد شما ممکن است از همراهي و هم صحبتي با ساير افراد لذت ببريد. در مواردي که خلق پايين وجود دارد، با کوچکترين مشکلي (و حتي گاهي بدون هيچگونه مشکلي) تمايل به گريه کردن وجود دارد.

2 ) اضطراب و نگراني: وقتي ما احسس مي کنيم که تهديد شده ايم و در خطر هستيم، هورموني به نام آدرنالين در بدن ترشح شده و وارد جريان خون مي شود و از انجا به عضلات و مغز مي رود تا ما بتوانيم سريعتر فکر کرده ودر صورت نياز اقدام به فرار نماييم. اين هورمون باعث مي شود که عضلات ما منقبض شده و آماده فرار يا هرگونه عکس العمل فوري ديگري شويم، اما در صورتيکه هيچگونه اتفاقي بروز نکند، اين احساس در عرض چند دقيقه از بين خواهد رفت. در افرادي که افسرده هستند، اين احساس هاي اضطراب و نگراني مي تواند چندين ماه باقي بماند. بعضي از افراد، صبح ها با يک حالت اضطراب و نگراني زياد از خواب بيدار مي شوند زيرا آنها از روزي که در پيش خواهند داشت دچار ترس و وحشت هستند. اضطراب مي تواند بيشتر از خلق پايين ديده شود و به عنوان مهمترين علامت افسردگي خود را نشان دهد. اگر شما هميشه در وضعيت اضطراب و نگرني هستيد ممکن است متوجه شويد که به ميزان زيادي تحريک پذير و پرخاشگر شده ايد، به طوري که ساير افراد در زندگي کردن با شما دچار مشکل خواهند شد.

3 ) از دست دادن عواطف و احساسات: بعضي از افراد مبتلا به افسردگي شديد، اظهار مي دارند که آنها احساس مي کنند که تمام عواطف و احساسات خود را از دست داده اند و اين يکي از ناراحت کننده ترين علائم افسردگي مي باشد. در چنين مواقعي شما حتي نمي توانيد گريه هم بکنيد و احساس مي کنيد که ديگر هيچ اشکي در چشمان شما وجود ندارد. شما حتي ممکن است نسبت به افراد نزديکتان مثل همسر، خانواده و يا کودکانتان هيچگونه احساسي نداشته باشيد و يا اينکه داراي احساسات اندکي باشيد.

4 ) افکار افسرده: وقتي شما دچار افسردگي هستيد، نحوه فکر کردن شما نيز تغيير مي يابد. شما دنيا را جور ديگري مي بينيد و همه چيز به نظر شما منفي است. چنين طرز تفکري باعث مي شود که افسردگي شما تشديد شود. شما خود را براي وقايع ناگواري که اتفاق مي افتد سرزنش و ملامت مي کنيد و براي کارهاي خوبي که انجام داده ايد هيچگونه ارزشي قائل نيستيد. تمام کارهاي خوبي که در زندگي تان انجام داده ايد را فراموش مي کنيد و دائما چيزهاي بدي که در زندگي داشته ايد را به خاطر آورده و يادآوري مي کنيد. شما ممکن است به جزئيات و نکات منفي خود تمرکز نموده و از نکات مثبت خود غافل شويد. يک مثال جالب اين موضوع، شخصي است که امتحاني را با امتياز 99 درصد قبول شده است. او از اين نتيجه عالي خوشحال نمي شود و همه حواس وتمرکز خود را روي آن يک درصدي که از دست داده است تلف مي کند. شما ممکن است سريعا به نتايج منفي برسيد و تنها با مشاهده يک واقعه ساده به نتايج کلي و منفي دست يابيد. براي مثال، يکي از بيماران من، دختر زيبايي بود که فکر مي کرد زشت است و همه از او نفرت دارند زيرا يکبار در خيابان، مردي به او نگاه تمسخرآميزي کرده بود. چنين افکار منفي اي باعث مي شود که شما به تدريج تحليل رفته و ضعيف شويد. اين افکار منفي در نهايت باعث مي شوند که شما اعتماد به نفس خود را از دست داده و احساس بي ارزش بودن بکنيد و دنياي شما مملو از افکار مايوس کننده همراه با شک و ترديد و اضطراب باشد. در نتيجه شما بيشتر احساس افسردگي يا اضطراب مي کنيد و بنابراين يک حلقه معيوب در زندگي شما ايجاد مي گردد. مشخصات افکار افراد افسرده عبارتند از:

- افکار منفي (مثلا من در کار با شکست مواجه مي شوم)
- انتظارات زياد و غير منطقي (مثلا تا همه افراد مرا دوست نداشته باشند و فکر نکنند که من در کارم خوب نيستم نمي توانم خوشحال باشم)
- تفکرات اشتباه (مثلا نتيجه گيري غلط، تمرکز روزي جزئيات منفي بي اهميت، رسيدن به نتيجه گيري هاي کلي و غلط از ديدن يک واقعه ساده

يک شرح حال از افکار منفي

خانم کاترين، منشي يک شرکت است. يک بار رئيسش به او گفت: آيا مي تواني اين گزارش را دوباره تايپ کني؟ من چند اصلاح در آن انجام داده ام. کاترين افسرده است و به همين خاطر، او فکر مي کند که در کارش خوب عمل نمي کند. او عقيده دارد به خاطر اينکه وظيفه اش را خوب انجام نداده است، مجبور است اين گزارش را دوباره تايپ نمايد. از آن هنگام، کاترين افسرده تر شد زيرا او به طور غيرمنطقي اي انتظار دارد که او اگر مي خواهد که از زندگي اش لذت ببرد بايد وظايفش را به طور کامل و بي نقص انجام دهد. در حقيقت، کاترين وظايفش را هم خيلي خوب انجام مي دهد اما خودش اينطور فکر نمي کند. او به چيزهاي کوچکي که گاهي اوقات بد انجام مي شوند تمرکز مي کند وا ز چيزهاي بزرگي که به خوبي انجام مي گردند غافل است. او اين موضوع را فراموش کرده ست که به خاطر لياقت هايي که از خودش نشان داده است، حقوقش اضافه شده است. او اين حقيقت را فراموش کرده است که رئيسش هميشه در کارهايش مردد است و اصلاحاتي که در گزارش بايد انجام شود به خاطر تغييراتي است که خود رئيس در آن داده است و هيچ اشتباهي از طرف کاترين رخ نداده است. کاترين فقط به جزئيات منفي يک موضوع نگاه مي کند و تنها با يک اتفاق ساده، نتيجه گيريهاي کلي و اشتباهي مي کند که اين کار باعث تشديد افسردگي او مي شود.

5 ) مشکلات تمرکز حواس و حافظه: اگر شما توسط نگراني ها و افکار افسرده، تحليل برويد، برايتان مشکل خواهد بود که درباره چيز ديگري هم فکر نماييد. تمرکز حواس ممکن است براي شما مشکل باشد که اين امر مي تواند به بروز مسايل بيشتري منجر شود. شما براي اينکه چيزي را به خاطر بياوريد بايد روي آن تمرکز کنيد، بنابراين تعجب آور نخواهد بود که اگر تمرکز حواس شما خوب نباشد، مشکلاتي در حافظه و به يادآوردن موضوعات خواهيد داشت. مشکلات مربوط به تمرکز حواص همچنين مي توانند منجر به عدم تصميم گيري مناسب و بي توجهي گردند و شما ممکن است احساس گيج بودن نماييد. اين علائم مي توانند گاهي اوقات به قدري شديد شوند که با بيماري دمانس (زوال عقل) اشتباه گرتفه شوند.

6 ) هذيان و توهمات: اگر شما شديدا افسرده شويد، افکار شما مي تواند به قدري بهم ريخته شود که ارتباط با واقعيت هاي زندگي را از دست بدهيد. ذهن شما مي تواند به قدري بهم ريخته شود که ارتباط با واقعيت هاي زندگي را از دست بدهيد. ذهن شما مي تواند شروع به فريب دادن شما نمايد و شما حتي ممکن است از اين موضوع بترسيد که داريد ديوانه مي شويد. اماچنين موضوعي پيش نخواهد آمد و شما فقط شديدا افسرده هستيد که با درمان مناسب، بهبود خواهيد يافت. در افسردگي هاي شديد، هذيان ها مي توانند رخ دهند اما خوشبختانه اين هذيان ها بسيار نادر مي باشند. هذيان، يک اعتقاد غلط مي باشد که شخص به آن معتقد است. در افسردگي، هذيان ها، انعکاس خلق افسرده هستند و مي توانند افسردگي را تشديد نمايند. يکي از بيماراني که من داشتم، معتقد بود که او بايد خودش را به پليس تسليم کند چون پنج سال پيش به طور اشتباهي بدون اينکه پول يک عدد سيب را به فروشنده بدهد، فروشگاه را ترک کرده است. او فکر مي کرد که پليس به خاطر اين کار او را در اين مدت تحت تعقيب قرار داده است. او عقيده داشت که براي خانواده اش شرمساري به بار آورده است و خود را موجود بي ارزشي مي دانست. غيرممکن بود که او را متقاعد کنم که او دشمن شماره يک جامعه نمي باشد و هر کسي ممکن است از اين اشتباهات بکند و هيچکس نيز به خاطر چنين کاري تنبيه نمي شود. عده اي از بيماران عقيده دارند که آنها شرورترين و پليدترين انسان روي زمين هستند و يا اينکه ساير مردم مي خواهند که از دست آنها راحت شوند زيرا آنها خيلي بد هستند. بعضي از بيماران معتقدند که آنها اصلا هيچ پولي ندارند و بعضي ديگر عقيده دارند که آنها در حل زوال و پوسيدگي قرار دارند و حتي عده اي از آنها معقدند که مرده اند. به اندازه فکرها و ايده هاي مختلفي که در ذهن انسان ها وجود دارد، انواع مختلف هذيان ها نيز وجود دارد اما همه آنها انعکاسي از خلق وافکار افسرده هستند. درحالي که هذيان ها عبارت از افکار غلط هستند، اما توهمات (Hallucinations ) به ادراک غيرواقعي از چيزها گفته مي شود (معمولا صداها). براي مثال، بعضي از بيماران مبتلا به افسردگي شديد، در مواقعي که کسي در اطراف آنها نيست، صداهايي را مي شنوند. اين صداها مانند صداهاي افرادي است که در اتاق با يکديگر صحبت مي کنند و به طور وحشتناکي، واقعي به نظر مي آيند. اين صداها ممکن است شخص را سرزنش کرده و به او بگويند که تو آدم بدي هستي. اين صداها باعث مي شوند که افسردگي تشديد شود. بعضي از بيماران دچار افسردگي شديد، چيزهايي را که اصلا وجود ندارند مي بينند و يا اينکه بو مي کنند، اما چنين مواردي نادر مي باشند.

7 ) افکار خودکشي: وقتي شما شديدا دچار افسردگي باشيد، به نظر شما گذشته تان بد و پر از اشتباه بوده، زمان حالتان وحشتناک است و از آينده هم دچار ترس و وحشت هستيد. بعضي از بيماران به اين نتيجه مي رسند که دنيا ارزش زندگي کردن را ندارد و اينکه بهتر است با خودکشي به زندگي خود پايان داد تا ديگران هم از دست آنها راحت شوند. بسياري از افراد مبتلا به افسردگي، به خودکشي فکر مي کنند (حتي اگر اين فکر بصورت گذرا باشد). خيلي از اين افراد در واقع اقدام به خودکشي نمي کنند اما هر شب که به رختخواب مي روند اميدوار هستند که صبح روز بعد از خواب بيدار نشوند و در نتيجه از عذاب زندگي کردن راحت شوند. بعضي از بيماران نيز هيچگاه تصميم به خودکشي نمي گيرند چون اين کار را از نظر مذهبي واخلاقي، ممنوع مي دانند و يا اينکه فکر مي کنند با اين کار، خانواده شان دچار ناراحتي خواهد شد. بعضي از اين افراد نيز به اين نتيجه مي رسند که آنها هيچوقت اقدام به خودکشي نخواهند کرد چون ترسو و بزدل هستند و چنين احساسي باعث مي شود که آنها بيشتر خود را سرزنش و ملامت کرده و افسرده تر بشوند. اگر شما به خودکشي کردن فکر مي کنيد ممکن است در خطر باشيد که واقعا اين کار را انجام بدهيد. در چنين مواردي سريعا به پزشک يا يک مرکز مشاوره رواني مراجعه نماييد. اين وضعيت، يک اورژنس روانپزشکي است. هميشه به ياد داشته باشيد که افسردگي، قابل درمان مي باشد.

افسردگي و اضطراب در تابستان بيشتر است

افراد در بهار بيشتر احساس خوشکامي مي کنند و به مرور اين احساس در زمستان و پاييز و زمستان کاهش پيدا کرده و در تابستان به کمترين حد خود مي رسد. دکتر حسين کاوياني، دانشيار دانشگاه علوم پزشکي تهران و متخصص روانشناسي باليني و همکارانش نيز طي تحقيقي با بررسي 115 آزمودني در فصل هاي چهار گانه سال و نيز در وضعيت هاي آب و هوايي مختلف و با استفاده از فهرست صفات خلقي، مقياس اضطراب بک و پرسشنامه افسردگي بک، تاثير تغييرات آب و هوايي و فصلي در خلق جمعيت عمومي تهران را بررسي کرده است. يافته هاي اين پژوهش حاکي از تغيير چشم گير خلق در فصل ها و وضعيت هاي آب و هوايي مختلف است. الگوي تغييرات خلقي مثبت (خوشکامي و برانگيختگي نيروافزا) به ترتيب داراي روال کاهش در بهار، زمستان، پاييز و تابستان است، يعني افراد مورد بررسي در بهار بيشترين احساس خوشکامي (لذت از امور مختلف و سرگرمي ها) و احساس انرژي سرشار در امور مختلف زندگي و خستگي پذيري پايين را تجربه کرده اند که اين احساس ها به ترتيب در زمستان و پاييز کاهش پيدا کرده و در تابستان به کمترين سطح خود رسيده است. اين روند براي تغييرات خلقي منفي (برانگيختگي عصبي، اضطراب و افسردگي) به صورت وارونه است به طوري که روند کاهش خلق منفي به ترتيب تابستان، پاييز، زمستان و بهار بود. به بيان ديگر افراد مورد بررسي در تابستان از نظر عصبي بر انگيخته تر بودند و علايم اضطرابي و افسردگي بيشتري را تجربه نموده بودند، اما در فصل بهار از اين نظر وضعيت بهتري داشتند. به گزارش ايسنا، نتايج اين بررسي همچنين حاکي است: احساس خوشکامي در شرايط باراني (صرف نظر از پاييزي يا بهاري بودن آن) بيشتر است و وضعيت هاي برفي و آفتابي در رده هاي بعدي قرار دارند. همچنين افراد در وضعيت باراني و برفي بيشتر از وضعيت آفتابي و باران پاييزي احساس انرژي و نيرومندي مي کنند. براي سطح افسردگي - قطب مخالف خوشکامي - الگوي تغييرات تقريبا وارونه است يعني افراد در وضعيت آفتابي به ترتيب بيش از وضعيت برفي، باران پاييزي و باران بهاري افسردگي را تجربه مي کنند. تجربه برانگيختگي عصبي در وضعيت آفتابي و سپس برفي بيشتر و در وضعيت باراني کمتر است. يافته ها همچنين گوياي آن است که آزمودني هاي پژوهش در وضعيت باران بهاري و برفي کمترين احساس اضطراب را تجربه کرده اند. مجريان اين طرح همچنين خاطرنشان کرده اند که در اين تحقيق برخلاف برخي بررسي هاي مشابه خارجي، هيچ تفاوتي بين زنان و مردان در ميزان حساسيت نسبت به تغييرات فصلي و آب و هوايي مشاهده نشده است.