سلام
براي درمان اضطراب كلرپرومازين100روزي5 تا مي خوردم.يكي دو هفته آخر-قبل از قطع سر خود دارو-گويي ديگه پا هم از مغز فرمان نمي گرفتند.علت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
براي درمان اضطراب كلرپرومازين100روزي5 تا مي خوردم.يكي دو هفته آخر-قبل از قطع سر خود دارو-گويي ديگه پا هم از مغز فرمان نمي گرفتند.علت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهدی جان می شه در مورد مشکل کلیتون بیشتر توضیح بدید این دارو رو کی براتون وبه چه علتی و همراه با چه داروهایی تجویز کرده؟
سلام
به همراه تيوتكسين روزي 4 تا+بي پريدن روزي 4 تا+كلوميپرامين 25 روزي 10 تا.
مراجعه من به روانپزشك براي وسواس و اضطراب بوده 2 سال و نيم پيش
اقاي محترم اول يك سوال دارم ايا دوز مصرفي كلرپرومازين شما از اول 500 بوده؟در اين صورت يك قصور كوچيك از طرف روانپزشكتون پيش اومده چون اين دارو غير از براي بيماران رواني بستري براي ساير بيماران به صورت تدريجي بايد دوزش بالا بره . از عوارض اين دارو و همينطور تيوتكسين ضعف اعصاب مركزيه .خصوصا كلرپرومازين كه مصرف طولاني مدتش عوارضي مثل پاركينسون ميده (يعني همين مشكلي كه شما عنوان كردين) و بي پريدن هم حتما به همين علت براي شما تجويز شده اما نه خيلي به جا.چون اگر با علامات بيقراري حركتي و اختلال تونوس عضلاني به روانپزشك مراجعه كردين ايشون بايد كلرپرومازين شما رو قطع يا دوزش رو پايين ميوردن.اما اگر علامات شما شامل لرزش و پرش دست و پا و حركات نا خواسته فك و لب و زبان هست بايد كليه داروها قطع بشه وبه متخصص اعصاب مراجعه كنيد.به هر حال چون مشكلتونو مبهم بيان كردين( پا هم از مغز فرمان نمي گرفتند...يعني اينكه در حركت سفته يا اينكه حركات غير ارادي داره؟؟؟؟؟) من نظر دقيقي نميتونم بدم اما اميدوارم كمك كرده باشم.
ببخشيد من الان ديدم كه گفتين دار رو سرخود قطع كردين كه كار خيلي بدي كردين(نميدونم بايد چي بگم) خصوصا بي پريدن كه حتي اگر با نظر پزشك هم تيوتكسين و كلرپرومازين رو قطع كنيد باز هم بايد از 1 تا 3 ماه به مصرف بي پريدن ادامه بدين.
ارسالی توسط mahdi963
در باره مسئله ای که مطرح کردن.. من هم با گلسرخ موافقم که mahdi963 اطلاعات مبهمی به ما داده. تا اونجائیکه من میدونم
اساس درمان بیماریهای گروه های اضطرابی با داروهائی هم خانواده دیازپام و از گروه بنزودیازپین ها هست.. اما گاهی میان از داروهای گروه های دیگه هم استفاده میکنن که الان دلیلشو عرض میکنم
1- داروهای گروه بنزودیازپین ها که بهشون اشاره شد.. اساسا داروی ضد اضطراب هستند که به غلط مصطلح شده که داروئی برای خواب هستند.. و اساسا برای کاهش اضطراب داده میشن.. اما اگه دوزشونو بالاتر ببریم.. خاصیت تسکین و خواب آوری پیدا میکنند. اینها عمدتا برای کاهش اضطراب های شدید بکار میروند و مصرف اونها باید کوتاه مدت باشه.. ماکزیمم 3-2 هفته.ومشکل عمده ای که با اونها داریم وابستگی به اونها هست که متاسفانه آمار معتادین به این داروها کمتر از تریاک و هروئین.. نیست
2- داروئ بوسپیرون رو داریم که برخلاف ضد اضطراب های معمول.. باعث وابستگی نمیشه.. ولی اثر ضد اضطراب اون به آهستگی ظاهر میشه و کلا ضعیف تر از گروه دیاز پام ها .. است
3- گاهی علاوه بر داروهای ذکر شده.. متخصص محترم از ضد افسردگی ها و ضدجنون ها( مثل همین مورد ما که از کلر پرومازین استفاده شده)... استفاده میکند.. برای اینکه خاصیت ضد اضطراب هم دارند.. و چون وابستگی ندارند.. گاهی در درمان اضطراب مزمن استفاده میشه.
اما چون مشکل اصلی بیمار وسواس بوده.. پزشک محترم اساس درمانشون با داروی کلومیپرامین بوده و روش تجویزشون هم درست بوده.. برای اینکه دوز شروع این دارو برای وسواس باید بالا باشه.. 225-150 میلی گرم در روز. شروع پاسخ به حداقل 6 ماه زمان نیاز داره و تا اونجائیکه من میدونم دوره درمانش 6 ماه هست.. اما اینکه چرا از کلرپرومازین و تیوکسین که داروهای ضد جنون هستند.. برای چه استفاده شده.. مسلما برای وسواس بیمار نبوده.. بلکه برای درمان اضطرابش بوده.. به همان دلیلی که عرض کردم.
نهایتا میرسیم به اینجای داستان که بیمار ما ممکنه دچار کدام مشکل مصرف داروهای ضدجنون شده( کاری به وسواس و اضطراب بیمار نداریم
عوارض داروهای ضد جنون:
1-دیستونی حاد: خیلی زود پس از شروع درمان ظاهر میشه.. کریز اوکولوژیک گاه جهت توصیف ترکیب اسپاسم عضلات چشم
و اوپیستوتونوس به کار میرود... درمانش با داروهائی مثل بای پریدین است
2- آکاتیزی: نوعی احساس ناخوشایند بی قراری فیزیکی است که بیمار احساس میکند باید راه برود و نمیتواند آرام باشد.. معمولا 2 هفته و گاه چند ماه پس از شروع درمان ظاهر میشود..راه درمانش هم اینکه دوز داروی ضد جنون اولیه رو کاهش داد.
3- اثرات پارکنسونی: شایعترین عوارض اکستراپیرامیدال میباشند.. چند هفته پس از شروع درمان ظاهر میشود. که شامل آکاتیزی , صورت بدون حالت و ماسکه .. راه رفتن بدون حرکات دیگر همراه..وضعیت خمیده.. سفتی عضلانی.. لرزش خشن..
راه رفتن (festinant) ( در موارد ضربه). برای روش درمانش یک مقدار اختلاف نظر وجود داره.. گاهی باید دوز اولیه رو کاهش داد.. گاهی بایدد اروی ضد پارکینسون داده بشه.... ولی به هر حال یک مقدار اینجای درمان سخت هست .. چون اگه داروهای ضد پارکینسونی خودشون ممکنه که خطر دیس کینزی تاخیری رو بالا ببرن. بهترین کار باید پیشگیری باشه.. یعنی اینکه باید دوز داروهای ضد جنون رو کنترل کرد.. و همینطور مدت درمان رو .. برای اینکه هم بهترین نتیجه رو از دارو بگیریم
و هم اینکه کمترین مشکل عارضه دارو رو داشته باشیم.
4- دیس کینزی تاخیری... گاهی دیده میشه.. که شامل حرکاتی مثل جویدن و مکیدن و شکلک در آوردن و حرکات کره آتتوئید و اکاتیزی است و مشکلی که با این مسئله داریم اینکه با قطع داروی ضد جنون این مشکل یک هو شدید میشه اما بعدا بهتر میشه.. داروی قطعی برای این مسئله وجود نداره
5- داروهای ضد جنون ممکنه باعث افسردگی بشن.
6- سندرم نرولپتیک بدخیم: نادر است .. علائم آن بطور ناگهانیظاهر میشه و معمولا در همان 10 روز اول است.
اما در باره بیمار ما: رسیدیم به همان حرف گل سرخ که میگفت علائمی که بیمار اظهار میکنه به هیچ کدام از عوارض معمول داروهای ضد جنون نمیخوره و جای علامت سوال داره. به هر حال اینها اطلاعاتی بود که میشد از طریق اینترنت داد..
به نظر من ایشون باید به پزشکشون مراجعه کنند تا با مصاحبه ای که باشون انجام میدن بهتر بشه فهمید که از چه مشکلی رنج میبرن..
There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)
علاقه مندي ها (Bookmarks)