کلید را که در قفل خانه می چرخاند یک روز دیگر شروع می شود. روزی که آغازش نه برخاستن از رختخواب که تمام شدن روز کاری در بیرون از خانه است. در خانه، فاز دوم کاری انتظارش را می کشد; پخت و پز، مرتب کردن خانه و نظافت، شستشوی ظروف و لباس ها، رسیدگی به درس و مشق بچه ها و... حتی از فکر انجام این همه کار در ساعات آخر یک روز پرمشغله هم سرش گیج می رود.
بعضی وقت ها یادش می رود از اول به چه انگیزه ای زحمت کار بیرون و کار خانه را با هم بر خود تحمیل کرد و بعضی وقت ها حتی نمی داند کار درستی می کند یا نه؟ برای چه بیرون خانه کار می کنی؟ زنان نسبت به مردان از توان جسمی کمتری برخوردارند و نیرویشان خیلی سریع تر از مردان تحلیل می رود. با این حال اغلب آنان علاوه بر کار خانه در بیرون از منزل هم کار می کنند اما به راستی چرا حاضرند این همه سختی را به خود تحمیل کنند.
جلال همایی آسیب شناس اجتماعی در این باره می گوید: "زنان ایرانی به چند دلیل به کار خارج از خانه روی می آورند. اولین و بیشترین دلیل آنها تامین مخارج زندگی است. یعنی اغلب زنانی که کار می کنند یا خود نان آور خانواده اند یا به خاطر درآمد کم همسرشان شاغل می شوند.
از سوی دیگر ترس از رها شدن توسط فرزندان، از دست دادن همسر و تعلق نگرفتن میزان کافی ارث به او که بتواند با آن حداقل زندگی را برای خود فراهم کند و به طور کلی نگرانی از فردا او را وادار می کند تا به بازار کار بیاید. دلیل دیگر هم برای یک دسته از زنان تحصیل کرده این است که می خواهند از تحصیلات خود در جامعه استفاده کنند." کرامت بندگان کارشناس ارشد جامعه شناسی نیز درباره نقش تاریخی زن و مرد در جامعه و خانواده می گوید: "در گذشته به این دلیل که بیشتر مشاغل، مثل کشاورزی، آهنگری، نجاری و... مشاغل یدی بودند و نیاز به قوای جسمانی داشتند خود به خود و بر اساس یک توافق ضمنی تقسیم وظایف انجام گرفت.
به این ترتیب که زنان چون از قوای جسمانی کمتری برخوردار بودند در داخل خانه ها محدود شدند و نگهداری از کودکان و انجام امور منزل به آنها واگذار شد، مردان هم عهده دار مسئولیت های عمده و تامین اقتصاد زندگی شدند. در نتیجه بدون هیچ گونه اعتراضی محدوده وظایف زن و مرد مشخص شد و قرن ها به همین منوال گذشت.
بندگان ادامه می دهد: پیشرفت علم و گسترش تکنولوژی در قرن اخیر، باعث شد نیاز به قوای جسمانی در بیشتر مشاغل فنی، تخصصی یا اداری و دفتری بی معنا شود. در چنین شرایطی افرادی برای آن مشاغل مناسب بودند که از تخصص و دانش کافی بهره مند باشند و جنسیت آنها به طور اخص اهمیت خود را از دست داد. وی می افزاید: مشکلات اقتصادی را که همیشه در اکثر پدیده های جامعه ما موثر است، نباید فراموش کرد. تعداد زیادی از بانوان به خاطر گذران زندگی به شغل بیرون از منزل روی آوردند. در چنین شرایطی مرزهای تقسیم بندی میان وظایف زن و مرد، دچار نوسان و جابه جایی شدند. بانوان به امکانات و نیازهای جامعه واقف شدند و از طرفی دانستند که نا توانایی آنها در انجام برخی کارهای یدی دلیل بر ناتوانایی آنها در سایر مشاغل جامعه صنعتی نیست.
چنین کشفی زنان را بیشتر از پیش وارد عرصه اجتماعی و برای پذیرش مسئولیت های جدید آماده کرد. بندگان اعتقاد دارد که این تغییر نقش ها باعث بروز مشکلاتی در بنیان برخی خانواده ها شد، در حقیقت پذیرش این تغییرات برای خانواده ها کمی مشکل است و برای فرهنگسازی کردن باید به آموزش های هدفمند از طریق وسایل ارتباط جمعی متوسل شد.
وی با اشاره به این که جامعه در حال حاضر به نیروی اشتغال زنان نیازمند است می افزاید: آن دسته وظایفی که در طول تاریخ مختص زنان تعریف شده بطور کامل قراردادی است و امکان تغییر تدریجی آنها و ایجاد قراردادهای جدید وجود دارد. در واقع با پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی نمی توان زنان را که بیش از نیمی از جمعیت جامعه ما را تشکیل می دهند، در خانه محصور کرد و امکان فعالیت اجتماعی را از آنها گرفت. خانواده ها باید با در نظرگرفتن این نکات تقسیم بندی های وظایف را از نو میان خودشان انجام دهند و در این تعریف نقش ها، به تفاهم و تعامل صحیح برسند."
● مشکلات اشتغال زنان
مهناز رفیعی، روان شناس و مشاور خانواده در بررسی مشکلات نشات گرفته از اشتغال زنان به برنا می گوید: مسئله اشتغال زنان به خودی خود مشکل زا نیست، آنچه که ما اصطکاک و برخورد در خانواده های بانوان شاغل می نامیم، خود معلول عوامل مختلفی است که با کمی تدبیر و روشن بینی قابل حل است. برخی از این عوامل عبارتند از درک نکردن صحیح از جانب همسر و شریک زندگی، عدم وجود برنامه ریزی صحیح و فشار کاری که اقتصاد جامعه بر خانواده ها تحمیل می کنند.
وی در تشریح این عوامل می گوید: حقیقت این است که یک زن شاغل، عملا مسئولیت و فشار کاری دو نفر را تحمل می کند و از این لحاظ نسبت به مردان شاغل هم مسئولیت سنگین تری دارد. تفاوت کار در این جاست که از مردان کسی انتظار انجام امور منزل را ندارد اما یک زن در هر پست مدیریتی و تخصصی هم که باشد، وظایف منزل برعهده اوست.
وی می افزاید: این تقسیم بندی وظایف درست یا نادرست، باعث افزایش فشار و استرس روانی در زنان شاغل می شود، آن هم زنان صبوری که عمدتا در جهت کمک به اقتصاد خانواده به کار اجتماعی می پردازند و به جای این که مورد قدردانی شوهرانشان واقع شوند در بسیاری از موارد مورد سرزنش های مکرر قرار می گیرند.
سرزنش بابت غیبت مداوم درخانه، نپرداختن کامل به وظایف خانه و... رفیعی با آوردن مثالی این موضوع را روشن تر می کند و دامه می دهد: یکی از دوستان من که متخصص بیماری های زنان است، هر از گاهی برخی از بیمارانش را به من ارجاع می دهد تا از طریق روانکاوی به حل مشکلاتشان کمک کنم. بیشتر آنها بانوان شاغلی هستند که بر اثر فشار مسئولیت اجتماعی و امور منزل دچار دردها و عارضه های جسمانی شده اند که منشا آن عصبی است.
برخی از این عوارض به طرز عجیبی بر علایم بیماری های زنان شباهت دارند. بسیاری از این بانوان، از درک نکردن کامل از جانب همسرانشان رنج می برند، مردانی که با توقعات بیجا و بدون در نظرگرفتن شرایط همسرشان او را تحت فشار روانی قرار می دهند، در نتیجه زن برای این که هم مسئولیت اجتماعی اش را خوب انجام دهد و هم در امور منزل رضایت همسرش را جلب کند، نیروی مضاعفی را به کار می گیرد که همراه با استرس دایمی سبب بروز ناراحتی های عصبی می شود.
رفیعی ادامه می دهد: گاهی هم نبود برنامه ریزی صحیح موجب بروز مشکلات در بنیان خانواده می شود. زنان شاغل باید با همکاری شوهرانشان به یک برنامه ریزی دقیق دست پیدا کنند به طوری که برای تفریح و استراحت خانواده هم زمان مناسبی در نظر گرفته شود. البته باز هم تاکید می کنم بدون همکاری آقایان چنین برنامه ریزی امکان پذیر نیست.
از سوی دیگر یک تفکر نادرستی وجود دارد که سیستم جسمانی و روحی زن با کار خارج از خانه هماهنگی ندارد. اما این غلط است، آنچه که زنان شاغل را خسته و درمانده می کند، کار بیرون از منزل نیست، کار اجتماعی به اضافه کار منزل و جوابگویی به انتظارات خانواده است که آنها را دچار ناراحتی های عصبی می کند.
در واقع سیستم اقتصادی بیمار جامعه است که زن و مرد را وادار به کار سخت می کند و این واقعیت بسیار تلخی است که در شرایط امروزی جامعه ما، تقریبا همه کودکان از جانب حضور عاطفی پدر بیشتر دچار محرومیت هستند تا حضور عاطفی مادر، حتی مادران شاغل. وی اعتقاد دارد که اگر آقایان ذره بین خود را از روی خانم ها بردارند و سردی روابط خانوادگی را تنها به کارکردن همسرشان نسبت ندهند، متوجه می شوند که قسمت عمده ای از این سست شدن بنیان خانواده به دلیل دوری خود آنها از فرزندان و همسرشان است. رفیعی می گوید: البته نمی توان کسی را مقصر این امر دانست چون همه ما اتفاق نظر داریم که شرایط اقتصادی سخت مسبب این مسئله است.
ولی من باز هم روی برنامه ریزی صحیح تاکید می کنم که در واقع می تواند تاثیری شگفت انگیز داشته باشد، من خانمی را می شناختم که کارهای روز بعدش را مو به مو روی کاغذی می نوشت و کنار تختخوابش می گذاشت، او می گفت صبح ها به محض چشم بازکردن، کاغذ را برمی دارم و مثلا می بینم که اول باید زیر کتری آب را روشن کنم و بعد دست و رویم را بشویم و آن وقت بچه ها را بیدار کنم. این خانم اگر چه زندگی فشرده ای داشت ولی به همه کارهایش می رسید و هرگز احساس کمبود وقت نمی کرد. در نتیجه برنامه ریزی صحیح و دقیق می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات خانم های شاغل باشد.
● چه می شود کرد؟
در کشور ما بیش از ۳۶درصد زنان شاغل در کشور دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، در حالی که این میزان برای مردان ۱۳ درصد است. گسترش آموزش دانشگاهی در سال های اخیر به ویژه اشتیاق زنان برای پذیرش در دانشگاه های کشور سبب شده است که تعداد شاغلان زن دارای تحصیلات عالی در کشور به نحو چشمگیری افزایش یابد.
با گسترش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در کشور در آینده نه چندان دور با افزایش سطح تقاضا برای اشتغال از سوی فارغ التحصیلان دانشگاهی روبه رو خواهیم شد وبدون شک با توجه به گرایش بیشتر زنان برای ورود به دانشگاه ها این تعداد افزایش بیشتری خواهد داشت.
افزایش تعداد زنان در دانشگاه های کشور نشان می دهد که نرخ مشارکت زنان در دهه پیش رو حدود ۲۵درصد افزایش خواهد یافت.
با توجه به این آمارها استفاده از تخصص و تجربه زنان در زمینه ها و بخش های مختلف کمک بسیاری به پیشرفت جامعه خواهد کرد و استفاده نکردن از این نیروها می تواند باعث عقب ماندگی جامعه مان شود.
بی شک حضور زنان در جامعه و محول کردن وظایف مهم اجتماعی به آنان مستلزم یک همکاری همه جانبه است. یعنی در این شرایط نیاز به همدلی و همراهی مردان بیش از پیش خودنمایی می کند و همچنین خود زنان نیز باید تلاش و برنامه ریزی بیشتری به انجام کارهای خارج و داخل خانه بپردازند.








روزنامه ابتکار