▪ بیشتر زنان پیش از بچه دارشدن نمی توانند درک کنند که داشتن فرزند چگونه است، با خود فکر می کنند، مشکلی نیست بعداً به کارم برمی گردم ولی متوجه نیستند که چه فشار زیادی را باید تحمل کنند
▪ رفتار کودکان نشان می دهد که آیا توانسته ایم از عهده وظایفان برآئیم یا نه. البته این موضوع درمورد افراد مختلف متفاوت است و هیچ کس تا زمانی که در جایگاه شخص دیگری قرار نگیرد نمی تواند درباره دیگری قضاوت کند
واضح است که داشتن دو وضعیت محال است، در گذشته زنها شعار می دادند که قادرند از عهده همه کارها برآیند اما حالا واقع بین تر شده ایم و می دانیم که نمی توانیم از عهده همه امور برآئیم اما انجام قسمتی از هرکاری امکان پذیر است.
شاید شما از جمله کسانی باشید که در حال برنامه ریزی برای بازگشت به کار و یا شاغل هستید و با این پرسش های دشوار مواجه شده اید:
آیا می توانم همزمان از عهده وظایف کاری و خانوادگی برآیم؟ این موضوع چه تاثیری بر فرزندم و رابطه ام با او می گذارد؟
در مقایسه با ۵۰سال پیش که از مادرها انتظار می رفت خانه نشین باشند حالا مادران با انتخابهای بیشتری روبه رو بوده و بهتر و بیشتر می توانند وظایف مادری را با شغل خود همراه کنند.
هنگام تصمیم گیری درباره کارکردن و یا بچه دارشدن در زمان شاغل بودن، عوامل متعددی مثل معنا و ارزش شغلمان، استخدام پرستار بچه و پرداخت مخارج آن، هزینه ها، روابط، احساسات و باورهایمان در مورد نقش مادری به میان می آید.
رسانه ها و مطبوعات بسیار به این مهم یعنی وضعیت زنان در درون خانه و در نگهداری کودکان و وظیفه اجتماعی آنها می پردازند، شما، چه مادری شاغل باشید یا خانه دار با مطالعه مطالب نشریات باید اطمینان داشته باشید اخباری که از رسانه ها پخش می شود ترس را در دلتان می ریزد. در این اخبار از مادران شاغلی که الگویی مثبت را برای فرزندانشان ایجاد می کنند یک لحظه تقدیر می شود و همان مادران لحظه ای بعد به دلیل قربانی کردن شادی فرزندان بر محراب جاه طلبی های شغلی سرزنش می شوند، گاهی بخش های خبری رسانه ها ترجیح می دهند با ارائه گزارش هایی که در ظاهر نشان دهنده تاثیرات سوء کارکردن مادران به بچه ها و محرومیت آنها از مراقبت و توجه مادری است، جنجال به پا کنند، اما مادرانی هم که از فرزندانشان در خانه نگهداری می کنند باید با چنین گزارش هایی درباره تاثیرات مفید مهدکودک ها دست و پنچه نرم کنند.
این گزارش ها نتایج ضد و نقیضی دارند، زیرا بسیاری از آنها صرفاً براساس بررسی تعداد اندکی از کودکانی است که شاید حتی کودک شما در میان آنها نباشد.
پاره ای از این گزارشات و مطالعات فقط براساس مشاهدات هستند، یعنی می توانست رابطه میان کودک داری و الگوهای رفتاری خاص را پیدا کند، اما نمی توانند نتیجه بگیرند که نوع خاصی از مراقبت کودکان عامل و علت رفتارهایی معین است. باید گزارش رسانه ها را با دیدی منتقدانه نگریست، برای مثال در سال ۲۰۰۲ میلادی در عنوان خبری روزنامه ای آمده بود که دانشمندان دریافته اند پسربچه ها عمر مادرها را کوتاهتر می کنند. در این گزارش آمده بود که هر پسربچه عمر مادرش را تا ۳۴ هفته کاهش می دهد، اما این فقط یک عنوان خبری بود، زیرا در آن آمده بود این محققان که از اعضای علمی دانشگاهی در فنلاند بوده اند، چنین نتیجه ای را از تحقیق خود براساس آمار تولد و مرگ ثبت شده از سال ۱۶۴۰ تا ۱۸۷۰ دریک کلیسا گرفته بودند، این موضوع بسیار جالب است، اما چه ارتباطی به ما که در سال ۲۰۰۶ زندگی می کنیم دارد و حتی اگر ارتباطی هم داشته باشد چه کاری می توانیم انجام دهیم؟همین سئوالها را می توان درباره بسیاری از گزارشات منفی رسانه ها در مورد تاثیرات درازمدت دوری فرزندان از مادرانی که شاغل هستند و عدم نگهداری از کودکان مطرح کرد.هنگامی که گزارشی در مورد نگهداری از کودکان می خوانید به یاد داشته باشید کیفیت و چگونگی نگهداری از کودکان مهمتر از همه عوامل است.
●بازگشت به کار پس از تولد نوزاد
بازگشت به کار پس از به دنیا آوردن یک نوزاد، فصل تازه ای در زندگی شما می گشاید، شما پس از تولد فرزند احساس متفاوتی نسبت به شغل خود خواهید داشت، مزایا و هزینه های اشتغال پس از به دنیا آمدن نوزاد در مقایسه با گذشته فرق خواهد کرد.
بعضی از مادران چنان شیفته کارشان هستند که علاقه چندانی به ماندن در خانه و نگهداری از فرزندشان ندارند و بیشتر مایلند هویتی «شغلی» داشته باشند تا اینکه مادر شناخته شوند. این دسته از مادران از کارشان و سپری کردن روز با سایر افراد بزرگسال لذت می برند ومی خواهند درآمدی مستقل داشته باشند.
اما مادرانی هم هستند که وقتی برای اولین بار به کارشان برمی گردند، احساس می کند که میان شغل و نوزادشان در نوسان هستند، داشتن نوزاد بسیاری از باورها و ایده آل ها را معکوس می کند، حتی اگر همه چیز را قبل از باردارشدن با دقت برنامه ریزی کرده باشید ومرخصی زایمان هم گرفته باشید، پس از این که نوزادتان به دنیا می آید مرخصی هم به اتمام می رسد و به سروسامان می رسید، باز متوجه می شوید که هنگام بازگشت به کار، تنها گذاشتن نوزاد در خانه، یکی از دشوارترین کارهایی است که با آن روبه رو می شوید.
اما تنها گذاشتن نوزاد در خانه تنها یکی از این دشواریهاست، هنگامی که فرزندتان چهار دست و پا راه می رود یا به سن مدرسه می رسد و تمام اوقات نیازمند وجود شماست، سختی های دیگری قد علم می کند. طی این مدت حتماً باید آماده مشاجره با فرزندانتان هم باشید، زیرا هیچ چیزی جای مادر را در خانه نمی گیرد.تعداد کمی از مادران شاغل معتقدند که هرگز از تنها گذاشتن کودکشان در خانه احساس گناه نکرده اند. حتی در برخورد با این معضل هر یک از ما شیوه مخصوص به خود را دارد. چنین فشاری نه تنها طی دوره نوزادی و کودکی با شما همراه است بلکه حتی زمانی که فرزندتان به دبیرستان هم می رود با آن درگیر خواهید بود.شاغل بودن مادر، در بردارنده جدالهای درونی نیز هست، تنها گذاشتن کودکان در خانه، گاهی از نظر قلبی شما را آزرده می کند. اما این به آن معنا نیست که نتوانید از عهده آن برآیید یا کار نادرستی انجام می دهید.
باید نیازهای بچه ها و موقعیت خود را بسنجید، درباره آن با شوهرتان گفت وگو کنید و تصمیم بگیرید چه چیزی به شما آرامش می بخشد و چه چیزی به نظرتان درست می رسد.
ممکن است در مورد تنها گذاشتن کودک در خانه و باز گشتتان به کار، مورد تایید اطرافیانتان قرار بگیرید و حتی خانواده، دوستان و همکارانتان اصرار داشته باشند که مبادا شغل به این خوبی را فدای وظایف خانه داری و نگهداری فرزندان کنید، عقاید و برخوردهای آنها را جدی نگیرید، زیرا این موضوع بسیار شخصی و خصوصی است و به تصمیم گیری شما و همسرتان برمی گردد. شغل شما،حرفه ای که به آن اشتغال دارید، راههای متفاوت نگهداری از فرزندان، ساعات کاری همسرتان، چگونگی انعطاف و تاثیر پذیری کارفرمایتان و اثر احتمالی روی آینده شغلی شما تعیین می کند که الگوی کاری شما واقع بینانه است یا نه.
سخت ترین نکته پس از مرخصی زایمان، این است که احساس می کنید شخص دیگری شده اید. به ویژه اگر اولین نوزادتان باشد. از روزی که به مرخصی رفتید. مراحل زیادی را پشت سرگذاشتید، شما زایمان داشته اید و اکنون انسانی کوچک به شما متکی است، این تجربه ای است که زندگی تان را در مدتی کوتاه چنان متحول کرده که احساس می کنید کل دنیا تغییر کرده است، چیزهایی که قبلاً برایتان بسیار مهم بودند، دیگر چندان اهمیتی ندارند، حالا تحت کنترل احساسات عمیق، قدرتمند و جدی دیگری هستید و اولویت هایتان نسبت به گذشته فرق کرده است. اما وقتی به کار بر می گردید همکارانتان نسبت به همه اینها بی تفاوت و بی خبرند. دنیای شما تغییر کرده در حالی که دنیای آنها مانند گذشته است، وقتی کار را از نو شروع می کنید، به نظرتان می رسد که دیگر فروش ماهانه شرکت و یا حراج اجناس مثل گذشته برایتان جذاب نیست، شاید هم مصمم باشید مثل گذشته به کارتان متعهد باشید.
احساسات شما و برخوردهای اطرافیانتان هر چه باشد در هر حال باید راهی برای بازگشت به تعادل پیدا کند.باید پیش از شروع به کار، مقدمات بازگشت به کار را آماده کنید، ارتباطتان را با محیط کار در هنگام مرخصی حفظ کنید، پس باید برنامه هایی برای خودتان ترتیب دهید که به شما اعتماد به نفس بیشتری برای بازگشت به کار بدهد.
بهتر است مدتی به موضوعاتی که بر کیفیت زندگیتان به عنوان مادری شاغل تاثیر می گذارد فکرکنید: نگهداری از کودک، خواب، کمک گرفتن از شوهر و اطرافیان و رسیدگی به خودتان.
●اولین روزها
نخستین روزهای بازگشت به کار با نگرانی درباره کودکتان و افکار پریشان همراه است، شاید از آن دسته مادرانی باشید که تمام طول راه تا محل کار را گریه می کنند و هر ساعت به پرستار بچه یا مربی مهدکودک تلفن می زنند تا حال او را بپرسند.
اولین روز کار با آنکه خیلی سخت می گذرد ولی سعی کنید ظاهری قدرتمند داشته باشید، مدتی طول می کشد تا شما مجدداً با فضای کار، امور کاری و پذیرش این که نوزادتان بدون شما هم حال خوبی دارد، عادت کنید، البته همچنان دلتان برای او تنگ می شود، اما با گذشت زمان تحمل دوری آسانتر می شود.
خستگی نیز عامل مهمی به شمار می آید. نگهداری از نوزاد چنان طاقت فرساست که شاید فکر کنید بازگشت به کار نوعی استراحت است، با این حال کار را آسان تصور نکنید، وقتی به کاربرمی گردید نیازمند انرژی روانی بیشتری هستید، در واقع یک روز کاری را با نگهداری از نوزادتان و همه کارهای خانه می آمیزید و شاید سعی می کنید با شب بیداری هم کنار بیایید. این همه، بسیار بیشتر از زمانی است که نوزادتان به دنیا نیامده است.
فائزه توکل








روزنامه همشهری