گلوریا استاینم(۱۹۳۴) فمینیست رادیکال و روزنامه نگار آمریکایی است. او بنیانگذار مجله MS بوده و به عنوان یکی از بهترین سخنرانان طرفدار حقوق زنان شناخته شده است. استاینم کتاب های مختلفی به چاپ رسانده که یکی از آن ها به نام «انقلاب از درون»، پرفروش ترین کتاب سال شد.
▪ اخیرا یکی از دوستانم به من گفت، اطمینان ندارد که آیا یک فمینیست هست یا نه. من وقت زیادی صرف فکر کردن به این نکته کردم که چگونه یک زن نمی تواند فمینیست باشد. چرا برخی از زنان این قدر از این که خود را فمینیست بنامند می ترسند؟
ـ فکر می کنم دو دلیل وجود دارد. یکی این که آن ها درباره معنی این واژه مطمئن نیستند، اما اگر به لغتنامه مراجعه کرده و تعاریف آن را نگاه کنند، با این واژه احساس راحتی می کنند. دلیل دوم این که می دانند معنی این واژه چیست و با آن مخالفت می کنند. این عده یا واقعا به جایگاه سنتی زنان اعتقاد دارند و یا از مجازات تعیین شده توسط جامعه می هراسند. وقتی شما می گویید درآمد برابر خودتان برای شما مهم است، این یک اصلاح (رفورم) است، اما اگر بگویید یک فمینیست هستید، یعنی درباره همه زنان به عنوان یک کاست صحبت می کنید و این یک تغییر اساسی است. به نظر من عمده ترین مشکل این است که مردم معنی این واژه را نمی دانند و این وضعیت به علت تلاش راست گرایانی چون ریگان و بوش برای تبدیل فمینیسم، لیبرالیسم و تبعیض مثبت به واژگانی منفی بوده است.
▪ تعریف شما از فمینیست بودن چیست؟ من در نوشته های شما متوجه این نکته شدم که اغلب خود را رادیکال فمینیست می نامید.
ـ اجازه بدهید اول تعریف لغتنامه ای این واژه را ارایه بدهم که هر فردی اعم از زن یا مرد که معتقد به برابری کامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میان زن و مرد باشد، فمینیست است. رادیکال فمینیسم هم تنها شیوه بیان این اعتقاد است که سیستم جنسی، ریشه جداسازی های نژادی و طبقاتی است.
▪ به عنوان یک رهبر فمینیست، آیا در طول این سال ها هیچ وقت جنبش زنان را در فاصله زمانی دورتر از امروز پیش بینی کرده بودید؟ آیا پیشرفت ما با پیش بینی های شما تلاقی کرده است؟
ـ فکر می کنم که ۲۰ یا ۲۵ سال گذشته بسیار متعجب می شدم اگر می دانستم که جنبش زنان قرار است این چنین توده ای و قوی شود. اما با توجه به کمیت و محبوبیت این جنبش در افکار عمومی، من فکر می کردم ساختار بیش از این ها تغییر کند. یعنی انتظار داشتم حکومت، آموزش، تجارت و ساختار زندگی ما بیش از این ها دگرگون شوند. من گرچه درباره این که تا چه اندازه تغییرات بنیادی می تواند گسترش یابد، بدبین بودم اما به گسترش دموکراسی در این کشور (آمریکا)خوشبین بودم. من فکر می کردم اگر ما روزی اکثریت را با خود داشته باشیم همه چیز خوب می شود.
▪ در سیستم سیاسی این کشور مردسالاری وجود دارد، چه چیزی برای تغییر آن لازم است و سرکوب زنان توسط این سیستم را چگونه می بینید؟
ـ سیستم انتخاباتی نقطه ای نیست که تغییر از آن جا شروع شود ولی نقطه ای است که توقف تغییر می تواند از آن جا صورت بگیرد. تغییرات معمولا از جوامع و از پایین به بالا رخ می دهد. اما به هر حال نمایندگی و انتخاباتی بودن سیستم مهم است و مشکلی که ما می توانیم آن را حل کنیم، رای دادن است. هم اکنون حداقل دموکراسی مشارکتی در دنیا وجود دارد. در هند با وجود بی سوادی و مشکلات چنین جمعیت عظیمی، ۷۰ درصد از افرادی که حق انتخاب دارند، رای می دهند. ولی هنوز زنان به اندازه مردان در انتخابات شرکت نمی کنند و این در مورد زنان فقیر و دیگر گروه های خاص صادق است. بنابراین مهم ترین فعالیت برای انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا ثبت نام کردن و رای دادن است. ۶۵ درصد از افراد در سن رای به هیچ وجه شرکت نمی کنند. ما در آمریکا حضور در انتخابات را از هر کشور دیگری سخت تر کرده ایم. به عنوان مثال در کانادا، دو کارمند دولت به هر خانواری سر می زنند تا مطمئن شوند که شما شرکت کرده اید و رای گیری به مدت طولانی تری برپاست. بنابراین ما، هم بایستی سیستم را تغییر دهیم و هم این که به هر طریقی مطمئن شویم که دیگران هم رای داده اند، شده با رفتن به منازل آن ها، تلفن زدن به خانواده و فامیل و همسایه ها ببینیم که آن ها به خاطر خودشان رای داده اند یا نه. اگر تنها چند صد نفر از مردم بیش تر در هر حوزه انتخاباتی شرکت کنند و به خاطر خودشان رای بدهند، ما کنترل کنگره را از دست نمی دهیم. هر گروه مهاجر باید برای خودش رای جمع کند. زنان هم به لحاظ روحی و روانی مانند گروه مهاجران هستند. اما ما همیشه به انتظار رسانه و احزاب سیاسی نشستیم تا برای رای گرفتن تلاش کنند. این به تنهایی کار نمی کند، ما باید خودمان این کار را انجام دهیم.
▪ شما در آخرین کتاب خود فصلی به نام «ارزیابی مجدد اقتصاد» دارید. چگونه نیاز به ارزیابی سیستم اقتصادی ما به این عدم تعادل در قدرت مربوط می شود؟ آیا یک پیشرفت واقعی، بدون وجود یک جنبش قوی زنان با موضوع توسعه اقتصادی، می تواند رخ بدهد؟
ـ جنبش های توسعه اقتصادی زنان از پایین به بالا وجود دارد و همچنین زنان صاحب حرفه ای در حال فعالیتند که سزاوار حمایت هستند. من فکر می کنم ما به عنوان مشتری ها، باید تلاش کنیم کالاها و خدماتی را تهیه کنیم که یا از طرف زنان و یا از طرف شرکت ها و افراد منصف نسبت به زنان، ارایه می شوند. تاکنون ما بیش تر به حقوق قابل مقایسه و برابر با مردان توجه کردیم، اکنون به داشتن حرفه ای از آن خودمان حتی اگر کوچک باشد، نیاز داریم. در این صورت ما تعداد زیادی شغل خواهیم داشت که اگر جنبشی قدرتمند داشته باشیم از آن اخراج نخواهیم شد. ما همچنین نیاز به تعریف مجدد کار داریم که کار نگه داری از بچه ها و بزرگسالان در خانه را به عنوان کار تولیدی و با ارزش بشناسد. این به معنای تغییر سیستم ملی محاسبات است و همچنین باید مردان هم به اندازه زنان به کار خانه و نگه داری از کودکان بپردازند. به عبارت دیگر دوشغله بودن زنان باید از بین برود.
▪ باید از مردم خواست درکشان از نقش های جنسیتی و تمام نظام ارزشی خود را دوباره بسازند.
ـ درست است. آنچه برای مردان رخ می دهد نام سیاست و آنچه برای زنان اتفاق می افتد نام فرهنگ می گیرد. ما گام بزرگی در جهت محکوم کردن بیش تر جامعه در این راستا برداشته ایم که زنان می توانند همان کارهای مردان را انجام دهند. اما گام بعدی این است که بگوییم مردان نیز می توانند کارهای زنان را انجام دهند. تاکنون ما خودمان هم به این مساله معتقد نبودیم.
▪ چگونه یک مرد می تواند در جنبش زنان شرکت کند؟ شما پیش از این گفتید مردان می توانند فمینیست باشند، آیا این تصور غلط است که برای بخشی از جنبش فمینیستی بودن، باید حتما زن باشید؟
ـ اگر شما به تشابه نژادی فکر کنید قضیه روشن تر می شود. من و شما سفید هستیم اما می توانیم برای برابری نژادی فعالیت کنیم. ما می توانیم فعالان خوبی برای جنبش برابری نژادی باشیم اگر متوجه شویم که ما هم گتوییزه شده ایم. ما به لحاظ فرهنگی محروم شده هستیم و در یک گتوی سفید گیر افتاده ایم. آن ها در مردانگی خود محصور شده اند و ما در زنانگی خود. اگر مردی برای خودش و شخصیتش بجنگد، بخواهد بیش تر خلاق باشد، احساسات خود را بیان کند، کارهایی را انجام دهد که جامعه از آن مردان نمی داند، از فرزندان خودش نگهداری کند، همه این ها بخشی از جنبش فمینیستی است.
▪ دریافت شما از اینکه نقش آمریکا در جنبش جهانی زنان چه باید باشد، چیست؟
ـ نقش ما آن چیزی است که زنان دیگر کشورها بخواهند، نه تحمیل بلکه پاسخ.
▪ ناامیدی و مقاومت در طول مسیر همیشه وجود داشته، شما از کجا این تداوم را به دست آورده اید؟
ـ اول همراهی. من در Ms Magazine کار می کنم، جایی که افراد متفاوتی وجود دارند اما به ارزش های مشترکی پایبندند. من همیشه برای سخنرانی، ملاقات و سازماندهی به افراد دیگر به این سو و آن سو می روم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و نمی توانیم به تنهایی کار کنیم. ما نیاز داریم چهار، پنج ، شش یا ۱۲ نفر را پیدا کرده و با آن ها هفته ای یکبار ملاقات کنیم و آن را به مانند یک اجتماع کوچک حمایت کنیم. همچنین ما نیاز داریم به گزینه های جایگزین واقعی فکر کنیم.
▪ آیا شما نسبت به آینده خوشبین هستید؟
ـ بله من خوشبینم ولی این را هم می دانم که هیچ چیز به طور اتوماتیک رخ نمی دهد. تغییر بستگی به آن چه که من و شما هر روز انجام می دهیم دارد.









ترجمه : سونیا غفاری
منبع: www.feminist.com


آرش رضائی