یک تلقی عام وجود دارد مبنی بر آنکه «اگر زنی شغلی به‌دست آورد یا در سازمان و نهادی استخدام شود ، از سهم مردی که جویای کار است ، می‌دزدد و فرصت شغلی و استخدامی‌ای را که می‌توانست نصیب مردی شود و خانواده‌ای را خوشبخت سازد ، هدر می‌دهد!» با این تلقی است شاید که گفته می‌شود : «ایجاد موقعیت شغلی و استخدامی برای یک زن امکان یافتن شغل و استخدام شدن را از مردی که باید نفقه بپردازد ، می‌گیرد و این یعنی گرفتن امکان موفقیت از یک خانواده» .
بدون در نظر گرفتن آنکه استخدام شدن یا اشتغال یک زن چه نسبت مستقیم یا معکوسی با موفقیت یک خانواده دارد و چه تضمینی هست مردی که فرصت اشتغال به‌دست آورده خانواده‌ای موفق را سر و سامان دهد، این پیش‌فرض در ذهن بسیاری از مسئولان حکومتی و مردم عادی جاخوش کرده که اشتغال زنان مانعی برای اشتغال مردان است.
شاهد دیگر نفوذ این تلقی ، سخنان یکی از مسئولان مرکز امور زنان و خانواده است که چندی پیش گفته بود : «این دیدگاه اشتباه است که بگوییم چون زنان نیمی از جامعه هستند باید نیمی از شاغلان ، دانشجویان و نماینده‌های مجلس هم زن باشند . نباید حضور زن را در اجتماع آن‌قدر بزرگ و پررنگ کنیم که مسئولیت مادری و اصلی و مهم زن در خانه کمرنگ شود . باید کف و سقفی برای حضور زنان در جامعه مشخص شود .»
در مقابل ، اما ، تلقی‌های جدیدی از حضور زنان در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد که ایده‌هایی کاملا ً متناقض با گزاره‌های بالا را مطرح و، با استناد به آمار و ارقام در سطوح کلان ، صحت آنها را اثبات می‌کند . یکی از مباحث جدی سال‌های اخیر در سطح جامعه جهانی این است که فقط کشورهایی توانسته‌اند گام‌های بلندی در مسیر توسعه همه‌جانبه بردارند که به ضرورت بهره‌برداری بیشتر از ظرفیت‌های انسانی زنان توجه کرده‌اند.
آمارها همیشه زبانی گویا دارند. آمارها به ‌سادگی و صراحت می‌روند سراغ صورت‌مسئله و به‌روشنی نشان می‌دهند که بازار کار کنونی ایران با انبوهی از جمعیت متقاضی کار روبه‌روست . آمارها هشدار می‌دهند که ناکافی بودن فرصت‌های شغلی به افزایش میزان بیکاری منجر خواهد شد و اینکه وضعیت موجود در فرایند ایجاد اشتغال نه با تقاضای بیکاران تناسبی دارد و نه حتی با تعداد دانش‌آموختگان دانشگاهی یا جمعیت کشور.
به این آمارها بیفزایید افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی را که بازار کار پاسخگوی نیازهای آنان نیست و در نتیجه همه عوامل مهیاست تا دست در دست یکدیگر بحرانی جدید را در این حوزه در آینده کشور رقم بزند.
● بحران بیکاری زنان جوان تحصیلکرده
راه‌حل تجویزشده برای مقابله با بحران احتمالی چنین است : «تحصیلات زنان و حضور اجتماعی آنها خیلی جاها برای ما مشکل‌ساز شده است . زنان نمی‌توانند این نوع تحصیلات را با زندگی‌شان جمع کنند و این مسئله مانع رشد زندگی خانوادگی‌شان می‌شود . جمع کردن تحصیل و اشتغال اساساً با زندگی خانوادگی مشکل است!»
توضیح بیشتر این است که دولت نهم خیر و صلاح زنان را در بازگشت به خانواده و ایفای شغل مقدس و معتبر خانه‌داری می‌داند.
مجتبی ثمره هاشمی ، مشاور رئیس‌جمهور ، در مراسم معرفی زهره طیب‌زاده نوری ، رئیس مرکز امور زنان و خانواده ، گفته است : «معتبرترین و مقدس‌ترین مشاغل ، خانه‌داری است درحالی‌که منزلت اجتماعی آن آسیب دیده و اگر زنی همه وقتش را صرف بچه‌داری و تدبیر منزل کند ، برخی به او ایراد می‌گیرند .»
نسرین سلطان‌خواه ، رئیس وقت مرکز امور زنان و خانواده ، هم پیش از آن در دفاع از رویکرد خانواده‌محور این دولت گفته بود: « خانه اولین و مداوم‌ترین مرکز رشد انسان است . زن مدیر این نهاد اساسی است . در نتیجه ، مهم‌ترین نقش وی در بستر اجتماع حضور و تأثیر پررنگ او در خانه است .»
با وجود اظهار نظرهایی از این دست ، می‌توان دریافت که بازگشت زن به خانواده و صرف‌ نظر کردن او از فعالیت‌های گسترده اجتماعی و اقتصادی ، به نفع اشتغال‌آفرینی برای مردِ موظف به اداره زندگی و پرداخت نفقه ، راه‌حل دولتیان جدید است.
در همین راستا و برای تعیین کف و سقف حضور زنان در جامعه ، با گنجانده شدن «عدالت جنسیتی» ـ به معنای ایجاد شرایط برابر و عادلانه برای استفاده از همه امکانات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی برای زنان و مردان ـ در برنامه چهارم توسعه در مجلس هفتم مخالفت می‌شود ، لایحه کاهش ساعات کاری و سن بازنشستگی زنان مورد استقبال نمایندگان قرار می‌گیرد و بخشنامه حسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، مبنی بر ممنوعیت کار زنان پس از ساعت ۱۸ در ادارات وابسته به این سازمان مایه آرامش خاطر زنان و نشاط خانواده‌ها توصیف می‌شود .
وزیر ارشاد برای ابراز خرسندی از این اقدام خود گفته است : با افتخار می‌گویم روزی که به واسطه حفظ حریم خانواده تقاضا کردم از ساعت ۶ عصر به بعد کار سنگین به عهده خانم‌ها نگذارند ، مورد نگاه محبت‌آمیز همکاران و همسرانشان قرار گرفتم .
نتیجه مستقیم چنین رویکردی ، خروج زنان از صحنه کار و اشتغال است. کارفرمایی که بخواهد زنی را استخدام کند باید از این پس مواردی چون تقلیل ساعات کاری ، کاهش سن بازنشستگی، مرخصی دوران بارداری و زایمان ، و مرخصی نگهداری از شوهر و فرزند بیمار را برای زن شاغل در نظر بگیرد و معلوم است که با یک حساب و کتاب ساده و سریع به این جمع‌بندی می‌رسد که استخدام زن شاغل به صرفه نیست و منطق اقتصادی حکم می‌کند که مردی را جایگزین او کند.
● تنگ شدن فضای کاری مردان به اندازه ۱۳ درصد!
بررسی‌های دقیق بانک جهانی نشان می‌دهد در کشورهای شمال اروپا که زنان بیشتری در بازار کار فعال هستند ، برخلاف جنوب این قاره که زنان کمتری به فعالیت اقتصادی خارج از خانه می‌پردازند ، آمار بیکاری پایین‌تر است.
در سال‌های اخیر ، بانک جهانی که کارشناسان آن توصیه‌های مؤثری برای بهبود وضعیت اقتصادی کشورها دارند ، تأکید کرده‌اند که فعالیت زنان در عرصه‌های اقتصادی کمک بسیاری به بهره‌گیری کامل از ظرفیت‌های اقتصادی کشورها می‌کند .
این موضوع به‌ویژه در کشورهای منطقه خاورمیانه ازجمله ایران ، که تعداد زنان دارای مهارت‌های علمی و عملی روزبه‌روز در حال افزایش است ، اهمیت بیشتری دارد . در ایران پیش‌بینی می‌شود که تعداد زنان فعال کشور به ۲۴/۳ میلیون نفر در ۱۳۸۵ برسد که این رقم گرچه به نسبت سال ۱۳۶۵ افزایش بیش از دو درصدی زنان شاغل را نشان می‌دهد اما به‌دلیل افزایش جمعیت و به تبع آن تقاضای بیشتر برای ورود به بازار کار تنها منجر به افزایش یک‌ درصدی سهم زنان در جمعیت شاغل کشور در یک دهه گذشته شده ، یعنی سهم زنان در جمعیت شاغل کشور از ۱۲ درصد در ۱۳۷۵ به ۱۳ درصد در ۱۳۸۳ رسیده است.
دکتر ژاله شادی‌طلب می‌گوید : درحالی‌که یکی از معیارهای ارزیابی کشورها از نظر توسعه ، میزان حضور و مشارکت زنان در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی است ، میزان مشارکت زنان در اقتصاد ایران نسبت به سایر کشورهای درحال‌توسعه هنوز بسیار اندک است .
این استاد دانشگاه به گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴) اشاره می‌کند که در آن رتبه جمهوری اسلامی ایران ، در میان ۱۴۴ کشور جهان، ۸۲ است و می‌افزاید : «مقایسه رتبه ایران با کشورهای دیگر منطقه و اسلامی نشان‌دهنده شرایط مطلوبی نیست . بحرین با رتبه ۳۹، ترکیه با رتبه ۷۰، اردن با رتبه ۷۶ ، مالزی با رتبه ۵۲ و حتی عربستان با رتبه ۷۲ جایگاهی بهتر از ایران دارند .
▪ دکتر شادی‌طلب سری تکان می‌دهد و می‌گوید : «درحالی‌که در کشور مسلمان عربستان سعودی ، با هدف کارآفرینی برای اشتغال زنان ، شهرک‌های صنعتی احداث می‌شود و صنایع مستقر در آنها موظف‌اند زنان سعودی را استخدام کنند . ما برای خیل عظیم دختران فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌ها و جویای کار چه می‌کنیم ؟
ـ درحالی‌که به باور متولیان جدید امور زنان در کشور ، درمان درد بیکاری خانه‌نشینی زنان است ، آخرین اطلاعات مربوط به میزان مشارکت زنان و مردان نشان‌دهنده ۱۳ درصد مشارکت زنان در مقایسه با ۶۲ درصد مشارکت مردان است که به‌وضوح مشخص می‌کند در بازار کار ایران تعادل جنسیتی وجود ندارد و تبعیض‌های افقی و عمودی بر آن حاکم است .
تبعیض افقی به این معناست که زنان به‌مراتب کمتر از مردان از تنوع فرصت‌های شغلی برخوردارند و الگوهای فرهنگ سنتی و مناسبات ریشه‌دار نظام مردسالار امکان تنوع بخشیدن به عرصه‌های مشارکت اقتصادی را از زنان سلب می‌کند . تبعیض عمودی هم ناظر به فرصت‌های شغلی در سطوح بالای مدیریتی است و یک نمود آن ، با استناد به آمار مرکز امور مشارکت زنان ، سهم زنان در هیئت علمی دانشگاه‌های سراسر کشور است که در سال ۱۳۸۰ فقط ۲/۱۸ درصد بود.
نتایج پژوهش دیگری درباره ساختار اشتغال بر حسب جنسیت در ایران نشان‌دهنده آن است که بیشترین مشارکت زنان در بخش خدمات و حوزه فعالیت‌های آموزشی و بهداشتی است که میزان آن تا ۲۳ درصد می‌رسد اما کمترین سهم اشتغال زنان با ۱۴ درصد مربوط به بخش‌های ارتباطات ، انبارداری ، ساختمان و حمل و نقل است که به ‌نوعی مشاغل مردانه محسوب می‌شوند .
این حجم از هیاهو بر سر تنگ شدن فضای کاری مردان به‌دلیل ورود زنان به بازارهای کار وقتی کنار آمار ۱۳ درصدی مشارکت زنان در عرصه اقتصادی و اجتماعی قرار می‌گیرد ، مشخص می‌سازد که ساز و برگ‌ها و زمینه‌چینی‌ها برای بیرون گذاشتن زنان و دختران از دایره اشتغال صرفاً بهانه‌ای برای توجیه ناتوانی‌های دولت در اشتغال‌آفرینی برای عموم افراد جامعه است.
● کارآفرینی و ابتکار عمل به یمن حضور زنان
برخلاف آن تصور ابتدایی و رایج که اشتغال زنان را مانع اشتغال مردان می‌داند و نفقه‌دهی مرد را برگ برنده او برای دریافت فرصت شغلی برابر او با یک زن رو می‌کند ، مستندات تجربی و آماری کشورهای مختلف آشکار می‌کند که اشتغال زنان باعث اشتغال‌زایی بیشتر در جامعه می‌شود.
درحالی‌که تا پیش از دوره انقلاب صنعتی ، کار مسئولیتی مردانه و خانواده حوزه مسئولیت زنان تلقی می‌شد ، پس از انقلاب صنعتی ، «کارـ‌خانواده» دو حیطه مستقل و جدا از هم تلقی شدند که یکدیگر را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند و باید این دو حیطه و وظایف مربوط به هریک دور از دیگری نگه داشته شوند .
اما با پیدایش و افزایش خانواده‌هایی که در آنها زن و شوهر هر دو شاغل و دارای درآمد بودند ، سبک زندگی خانوادگی نوینی شکل گرفت که ، به تبعیت از نقش‌های سنتی زن در خانه و با پذیرش و ایفای تعهدات بیشتر و جدیدتر، زنان را با فشارهای متعددی مواجه می‌کرد.
فشارهای فیزیکی ناشی از انجام وظایف پایان‌ناپذیر کاری و خانگی موجب خستگی مفرط زنان شاغل می‌شد و فشار روانی ناشی از برآورده نکردن تقاضاهای منبعث از تلقی‌های سنتی اضطراب و افسردگی را در آنها ایجاد می‌کرد.
از نیمه دوم قرن بیستم و در ایران از نیمه دوم دهه ۱۳۷۰، با ورود تعداد زیاد زنان تحصیلکرده به بازار کار ، رویکرد تقابلی کارـ‌خانواده جایگاه خود را به‌طور چشمگیری از دست داد و به‌ویژه در جوامع شهری مسئولیت‌هایی چون مراقبت از فرزندان و کارهای مربوط به خانه‌داری تا حدودی از حیطه اختصاصی زنان خارج شد ؛ گرچه برای تعدیل انتظارات موجود نسبت به مسئولیت‌های خانگی زنان راه‌های نرفته بسیاری باقی‌ مانده است.
برای پاسخگویی به تقاضاهای همچنان باقی‌مانده از نقش‌های سنتی زنان ، در دهه گذشته ، نهادها و مؤسسات بسیاری شکل گرفته‌اند که خدمات آنها با استقبال فراوانی مواجه شده است.
زن شاغلی را تصور کنید که بنا به تعهد کاری خود روزانه ساعات متمادی را در محیط کاری خود می‌گذراند . پیشاپیش ، مشخص است که این زن برای ایجاد تعادل میان خواست‌های فردی و خانوادگی‌اش به نهادهای واسطه‌ای اجتماعی و خدمات نظافتی ، بهداشتی و... نیازمند است .
تأسیس مهدکودک‌ها برای نگهداری کودکان ، در کنار راه‌اندازی شرکت‌ها و نهادهای متعددِ خدمات‌رسان که انجام همه امور خانگی ازجمله آشپزی ، خرید و نظافت را به عهده دارند ، راه‌حلی است که هم نیازهای خانگی زنان شاغل را ، که معطوف به نقش‌های همسری و مادری است ، مرتفع می‌سازد و هم به اشتغال‌زایی برای زنان و مردان دیگر می‌انجامد.
به همه اینها بیفزایید صنایع نوپایی چون صنایع غذایی و تولید محصولات بسته‌بندی‌شده متعددی که تهیه انواع و اقسام ترشی‌ها ، شیرینی‌جات ، خوراک‌های غذایی و... را با کیفیت‌های استانداردشده راحت‌الوصول و ساده می‌کنند .
به علاوه ، می‌توان به کالاهای عصر مدرن اشاره کرد که انجام وظایف خانگی را آسان‌تر کرده‌اند ؛ کارخانه‌های مختلف ساخت وسایل خانگی از جاروبرقی ، فریزر و ماشین لباسشویی تا سرخ‌کن ، قهوه‌ساز ، سالادگیر و... که امواج گسترده‌ای را در کارآفرینی و اشتغال و ابتکار در صنایع مدرن برانگیخته‌اند معلوم است که با رونق گرفتن هر صنعتی و اختراع و تولید لوازم خانگی جدید ، بازار کار وسیعی برای تعمیرکاران آنها نیز شکل گرفته است .
بنابراین ، به‌نظر می‌رسد هرگونه اقدام یا اظهار نظر برای بازگشت زنان به مرزهای گذشته امکان‌پذیر نیست و نشان‌دهنده عدم تحلیل درست از شرایط اجتماعی و اقتصادی و نداشتن برنامه‌های مناسب و راه‌حل‌های واقعی برای بحران بیکاری در دهه‌های آتی است .








خبرگزاری زنان ایران