جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 7 از 7 مجموع

موضوع: سندرم مارفان (گزارشات و مقالات)

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض سندرم مارفان (گزارشات و مقالات)

    آمار: این بیماری معمولا در هر 10000 نفر یک مورد ممکن است وجود داشته باشد ولی گفته شده ممکن است بین 5000-3000 هم وجود داشته باشد. هم اکنون در آمریکا 200 هزار بیمار دچار سندرم مارفان وجود دارد.هم در کودکان و هم در بالغین و در زن و مرد ممکن است رخ دهد


    نشانگان‌ مارفان‌ يك‌ اختلال‌ ارثي‌ نادر كه‌ بافت‌ همبند بدن‌ را درگير مي‌سازد. اين‌ اختلال‌ از ابتداي‌ تولد وجود داشته‌ و گاهي‌ در نوزادان‌ قابل‌ تشخيص‌ است‌. با اين‌ حال‌، علايم‌ آن‌ گاهي‌ تا نوجواني‌ يا جواني‌ ظاهر نشده‌ و شدت‌ علايم‌ نيز بسيار متغير است‌. شيوع‌ آن‌ در خانم‌ها و آقايان‌ برابر است‌.
    علايم‌ شايع‌
    علايم‌ استخواني‌ عضلاني‌:
    قامت‌ بلند و بدن‌ لاغر و كشيده‌ (طول‌ اندام‌ها نسبت‌ به‌ تنه‌ نامتناسب‌ است‌)
    انگشتان‌ باريك‌ و بلند (انگشتان‌ عنكبوتي‌)
    شكل‌ غيرطبيعي‌ قفسه‌ سينه‌
    بلندي‌ قوس‌ كام‌
    مفصل‌ دوگانه‌؛ ضعف‌ يا نرمي‌ مفصل‌
    علايم‌ قلبي‌ عروقي‌:
    نارسايي‌ دريچه‌ آئورت‌؛ شكافت‌ آئورت‌
    پرولاپس‌ يا نارسايي‌ دريچه‌ ميترال‌
    چشم‌ها:
    جابجايي‌ عدسي‌ چشم‌، معمولاً به‌ سمت‌ بالا
    نزديك‌بيني‌
    جداشدگي‌ شبكيه‌ (ناشايع‌)
    گلوكوم‌ (آب‌ سياه) و يا كاتاراكت‌ (آب‌ مرواريد)
    ساير علايم‌:
    كبود شدن‌ آسان‌ پوست‌ (ناشايع‌)
    خونريزي‌ بيش‌ از حد معمول‌ (ناشايع‌)
    علل‌
    حدوداً در 85% موارد يك‌ اختلال‌ ارثي‌ عامل‌ آن‌ است‌. ژن‌ معيوب‌ مسؤول‌ اين‌ اختلال‌ بر روي‌ كروموزوم‌ 15 قرار دارد. در ساير موارد، اين‌ اختلال‌ خودبه‌خود و بدون‌ علت‌ شناخته‌ شده‌ رخ‌ مي‌دهد.
    عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
    در مواردي‌ از بيماري‌ كه‌ عامل‌ ارثي‌ واضحي‌ وجود ندارد، سن‌ بالاي‌ پدر مي‌تواند يك‌ عامل‌ خطرساز باشد.
    سابقه‌ خانوادگي‌ نشانگان‌ مارفان‌.
    پيشگيري‌
    در حال‌ حاضر هيچ‌ روش‌ تشخيصي‌ قبل‌ از تولد در مورد اين‌ بيماري‌ وجود ندارد.
    در صورت‌ مبتلا بودن‌ يكي‌ از والدين‌، احتمال‌ درگيري‌ هريك‌ از فرزندان‌ 50% خواهد بود. البته‌ با توجه‌ به‌ متغير بودن‌ شدت‌ علايم‌ اين‌ بيماري‌ در بيماران‌ مختلف‌، شدت‌ علايم‌ در فرزندان‌ مبتلا ممكن‌ است‌ بيشتر يا كمتر از والدين‌ باشد.
    در صورتي‌ كه‌ دچار اين‌ بيماري‌ بوده‌ يا سابقه‌ خانوادگي‌ آن‌ را داريد قبل‌ از ازدواج‌؛ مشاوره‌ ژنتيك‌ را حتماً مدنظر داشته‌ باشيد.
    عواقب‌ موردانتظار
    عوارض‌ قلبي‌ عروقي‌ اين‌ بيماري‌ مي‌تواند تهديدكننده‌ حيات‌ باشد. قبل‌ از پيدايش‌ جراحي‌ اصلاحي‌ معمول‌ بيشتر بيماران‌ دچار اين‌ بيماري‌ تا قبل‌ از سن‌ 35 سالگي‌ فوت‌ مي‌كردند.
    با مداخله‌ جراحي‌، بيشتر بيماران‌ طول‌ عمر طبيعي‌ خواهند داشت‌.
    عوارض‌ احتمالي‌
    آندوكارديت‌ باكتريايي‌
    شكافت‌ آئورت‌
    نارسايي‌ دريچه‌ آئورت‌ يا ميترال‌
    جداشدگي‌ شبكيه‌
    درمان‌

    اصول‌ كلي‌
    - آزمايش‌ تشخيصي‌ خاص‌ براي‌ شناسايي‌ نشانگان‌ مارفان‌ وجود ندارد. اكوكارديوگرافي‌ براي‌ شناسايي‌ اختلالات‌ دريچه‌اي‌ قلب‌ و معاينه‌ چشم‌ ممكن‌ است‌ انجام‌ شود. عكس‌ ساده‌ مهره‌ها در طي‌ سنين‌ رشد جهت‌ شناسايي‌ اسكوليوز ضروري‌ است‌.
    - درمان‌ طبي‌ اين‌ بيماري‌ مستلزم‌ يك‌ رويكرد گروهي‌ در قالب‌ مراقبت‌هاي‌ چشمي‌، قلبي‌ و ارتوپدي‌ است‌. معاينه‌ مكرر (حداقل‌ دو بار در سال‌) در طي‌ سنين‌ رشد با تمركز ويژه‌ بر دستگاه‌ قلبي‌ عروقي‌ و اسكوليوز حايز اهميت‌ است‌.
    - اكوكارديوگرافي‌ ساليانه‌ در همه‌ بيماران‌ از دوره‌ نوجواني‌ جهت‌ شناسايي‌ عوارض‌ قلبي‌ پيش‌ از علامتدار شدن‌ آنها، توصيه‌ مي‌شود.
    - معاينه‌ چشم‌ براي‌ همه‌ بيماران‌ توصيه‌ مي‌گردد. براي‌ موارد جابجايي‌ عدسي‌ ممكن‌ است‌ جراحي‌ چشم‌ لازم‌ باشد.
    - اكثر بيماران‌ سرانجام‌ به‌ جراحي‌ اصلاحي‌ قلب‌ نياز پيدا مي‌كنند.
    - خانم‌هاي‌ باردار دچار نشانگان‌ مارفان‌ بايد به‌ عنوان‌ بيماران‌ پرخطر مورد مراقبت‌ قرار گيرند
    داروها
    درمان‌ طبي‌ خاصي‌ براي‌ اين‌ اختلال‌ وجود ندارد؛ با اين‌ حال‌، به‌ منظور پيشگيري‌ از برخي‌ عوارض‌ داروهايي‌ تجويز مي‌شود.
    هورمون‌هاي‌ جنسي‌ اغلب‌ قبل‌ از بلوغ‌ براي‌ بيماران‌ تجويز مي‌گردد.
    درمان‌ آنتي‌بيوتيكي‌ ممكن‌ است‌ براي‌ برخي‌ بيماران‌ توصيه‌ گردد.
    فعاليت‌
    تا آنجا كه‌ علايم‌ بيماري‌ به‌ شما اجازه‌ مي‌دهد فعال‌ باشيد.
    افراد دچاراين‌ اختلال‌ به‌احتمال‌ خطر بروز مرگ‌ ناگهاني‌ بايد از شركت‌ در ورزش‌هاي‌ هوازي‌ خودداري‌ كنند.
    رژيم‌ غذايي‌
    رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌.
    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
    مشاهده‌ علايم‌ نشانگان‌ مارفان‌ در كودك‌ توسط‌ والدين‌

    به نقل از وزارت بهداشت
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    سندرم مارفان



    یك اختلال ژنتیكی نادر است كه یک نفر از هر ده هزار نفر را مبتلا می سازد و وابسته به یك نژاد خاص و جنس خاص نیست. سندرم مارفان به علت نقص یا موتاسیون در ژنی كه تعیین كننده ساختمان فیبریلین است ایجاد می گردد. فیبریلین پروتئینی است كه نقش مهمی در بافتهای پیوندی دارد. فرد مبتلا به این سندرم از بدو تولد به این سندرم مبتلا است. ممكن است این سندرم تا سال ها تشخیص داده نشود. اگر چه سندرم مارفان بعلت موتاسیون در ژن كروموزوم 15 رخ می دهد. اما نحوه بیان این ژن موتاسیون یافته در افراد مختلف متفاوت است. دانشمندان هنوز نتوانسته اند چگونگی این روند را بیان كنند. ژن موتاسیون یافته از نسلی به نسل دیگر قابل انتقال است. سندرم مارفان از پدر و مادر مبتلا قابل انتقال است. اما این سندرم در افرادی كه والدین شان بیمار نبوده اند نیز مشاهده شده است كه این رویداد به علت موتاسیون خودبخودی رخ می دهد.



    علت:

    این ناهنجاری به علت جهش در كروموزوم 15 رخ میدهد. تكه fbn1 ، بخشی از كروموزوم 15 است كه دچار اختلال می گردد. وظیفه این تكه بیان دستورالعمل ساخت فیبریلین است. زمانی كه این ژن به درستی بیان نشود دستور ساخت فیبریلین به درستی بیان نشده و پروتئین ساختار اصلی خود را نخواهد داشت. این پروتئین نقش مهمی در ساختار بافتهای پیوندی دارد. سراسر بدن از بافتهای پیوندی تشكیل شده است . بنابر این ابتلا به این سندرم، بسیاری از ارگانها را درگیر می كند مانند دستگاه اسكلتی ، چشم ، قلب ، آئورت ، عروق خونی ، سیستم عصبی ، پوست و ریه .

    علائم:

    سندرم مارفان در هر فردی علائم خاصی را بروز می دهد. در برخی از افراد علائم بصورت خفیف بروز می كند و در برخی دیگر علائم بطور شدید بروز می كند. در بسیاری از افراد علائم با افزایش سن پیشرفت می كند.

    سیستم اسكلتی:

    افراد مبتلا به سندرم مارفان نوعاً خیلی بلند هستند. باریك و بلند و مفاصل سست دارند. اثر سندرم مارفان بیشتر در استخوانهای بلند مشهود است. دستها، پاها، انگشتان بطور نامتناسبی نسبت به بقیه اعضا بدن بلند هستند.

    چشم ها:

    بیش از نیمی از افراد مبتلا درجاتی از جابجایی عدسی چشم را در یك یا هر دو چشم خود تجربه می كنند. كندگی شبكیه نیز یكی از مشكلات جدی مبتلایان به این سندرم می باشد . بسیاری از مبتلایان به سندرم مارفان نزدیك بین هستند

    قلب و عروق خونی:

    بسیاری از افراد مبتلا به سندرم مارفان با مشكلات قلبی و عروق خونی نیز مواجه هستند. به علت نقص در بافت پیوندی، دیواره آئورت ممكن است ضعیف و شكننده باشد. دیلاتاسیون بیش از حد آئورت منجر به پارگی آئورت می گردد.

    سیستم عصبی:

    مغز و طناب نخاعی بواسطه مایعی احاطه شده كه این مایع نیز توسط غشایی كه سخت شامه نام دارد احاطه شده كه جنس آن از بافت پیوندی است. هنگامی كه فرد مبتلا به سندرم پیرتر می شود بافت سخت شامه سست تر و ضعیف تر می گردد و اتساع می یابد . این تغییر ممكن است سبب درد و بی حسی و كرختی و ضعف پاها گردد.

    ریه:

    اگر چه اختلال در بافت پیوندی سبب می شود كه كیسه های هوایی واقع در ریه كمتر متسع شوند اما بطور كلی مبتلایان به این سندرم مشكلات كمی را در سیستم تنفس خود تجربه می كنند .

    بطور كلی علائم عمومی سندرم مارفان شامل موارد زیر است:

    ظاهر بلند و لاغر

    نزدیك بینی و جابجایی عدسی

    مفاصل سست و در معرض آسیب

    كاهش الاستیته بافت ریه

    ضعف دیواره آئورت

    اسكلیوزیس

    -صورت دراز و كشیده

    - مشكلات آرواره ایی

    تشخیص:

    هیچ آزمایش تشخیصی برای سندرم مارفان وجود ندارد. تشخیص پزشك تنها بواسطه مشاهده و تاریخچه كامل پزشكی است. اطلاعات كامل درباره همه اعضاء خانواده كه ممكن است مشكل و یا مرگ زود هنگام مرتبط بابیماریهای قلبی داشته اند. ارزیابی بالینی كامل، ارزیابی سیستم اسكلتی، نسبت اندازه بازو و پا نسبت به قد و آزمایشات چشمی. تستهای قلبی از قبیل اكوگاردیوگرام برای سنجش قلب و آئورت.

    درمان:

    متاسفانه سندرم مارفان همانند سایر بیماریهای ژنتیكی قابل درمان نیست و هیچ راهی برای اصلاح ناهنجاری بافت پیوندی نیست. هدف درمان ثابت نگه داشتن روند بیماری قبل از اینكه به مراحل حاد رسیده و عوارض خطرناكی را ایجاد نماید. برخی از افراد دارو تجویز می نمایند كه استفاده از این داروها نیز خود یك بحث چالش انگیز است. بتابلوكرها فرآیند دیلاتاسیون را به تاخیر می اندازند. آنتی كوآگولانت از قبیل وارفارین پس از جایگزینی دریچه قلب مصنوعی ضرورت می یابد. آنتی بیوتیك تراپی داخل وریدی در طی روشهای قلبی برای جلوگیری از آندوكاردیت بكتریال ضروری است.

    جراحی های قلبی عروقی امكان بقا بیشتر بیمار را فراهم می آورد. در برخی موارد اسكلیوز شدید نیز نیاز به مداخله شدید جراحی دارد. استفاده از لیزر نیز برای درمان كندگی شبكیه مفید است.

    پیش آگهی:

    سندرم مارفان یك اختلال مادام العمر است. پیش آگهی بیماری در سال های اخیر بیشتر شده است. تشخیص زودرس و پیشرفت تكنولوژی پزشكی كیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشیده است. در سال های قبل افراد مبتلا به سندرم مارفان در سن چهل سالگی می مردند اما امروزه بیشتر افراد مبتلا تا شصت سالگی عمر می كنند. شاید پیشگیری از اتساع بیش از حد آئورت و گسیختگی آن توجیهی برای افزایش طول عمر بیماران باشد.

    به نقل از وب سایت پرستاران
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  3. #3
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    بیمارهای قلبی عروقی مرتبط با سندرم مارفان


    سندرم مارفان بدلیل نقص ژنتیکی در بافت همبند ایجاد می شود. بافت همبند باعث نگهداری کل قسمتهای بدن در کنار هم می باشد و به چگونگی رشد بدن کمک می کند. بخاطر وجود بافت همبند در کل بدن اختلالات سندرم مارفان در قسمتهای مختلف بدن همچون؛ قلب و عرق، استخوانها، مفاصل، چشمها و گاهی در ریه ها و پوست ایجاد می شود.

    ● بیمارهای قلبی عروقی مرتبط با سندرم مارفان

    بدلیل اینکه حداقل ۹۰ درصد افراد مبتلا به سندرم مارفان در آینده دچار مشکلات قلبی و عروقی می شوند ضرورت دارد افراد مبتلا و سرویسهای مراقبت بهداشتی آگاهی های لازم را در مورد عوارض قلبی و راههای مداخله با آن را بشناسند.

    شدیدترین عارضه در اکثریت افراد مبتلا به سندرم مارفان« آنوریسم آئورت» می باشد. شریان آئورت یک شریان است که به چهار قسمت کلی تقسیم می شود که بترتیب عبارتست از:

    ۱)ریشه آئورت و آئورت صعودی

    ۲)قوس آئورت

    ۳)آئورت سینه ای

    ۴) آئورت شکمی

    اگر هر قسمتی از آئورت حجیم و بزرگ شود آن ناحیه، مستعد دیسکسیون( شکاف بین لایه های عروقی) می گردد که بسته به محل آن باعث درد شدید در وسط قفسه سینه، شکم یا کمر می شود. در اکثریت افراد مبتلا به سندرم مارفان اولین قسمت آئورت دچار آنوریسم و دیسکسیون می شود. دیسکسیون آئورت صعودی یک مورد اورژانسی و تهدید کننده زندگی می باشد و نیاز به اقدام فوری پزشکی دارد اما برعکس آن دیسکسیون آئورت نزولی معمولاً با دارودرمانی کنترل می شود مگر اینکه عوارض خطرناکی ایجاد شود که در اینصورت نیاز به اقدام جراحی دارد.

    دیلاتاسیون آئورت در افراد مبتلا به سندرم مارفان ممکن است برای سالیان درازی مخفی باقی بماند اما دیلاتاسیون ممکنه سبب نشت خون به قلب( نارسایی دریچه آئورت)، و در نتیجه سبب تنگی نفس در هنگام فعالیت طبیعی شود.

    پرولاپس دریچه میترال مشکل دیگر قلبی این افراد است که بصورت حرکات غیر نرمال دریچه میترال در هنگام انقباض قلبی مشخص می شود. پرولاپس دریچه میترال معمولاً علامتی ایجاد نمی کند ولی گاهی باعث ایجاد ضربان سریع یا نامنظم قلبی می شود. نشت خون از دریچه میترال نیز ممکن است سبب تنگی نفس شود.

    ● آیا اقدامات پیشگیرانه جهت کاهش آنوریسم آئورت وجود دارد؟

    داروهای کاهنده فشار خون و قدرت قلبی اغلب موثر هستند، این داروها ممکن است خطر آنوریسم و دیسکسیون آئورت را کاهش یا پیشگیری کنند.

    ـ بتابلوکرها اولین داروهای مصرفی می باشند و تحقیقات متعددی نشان داده اند که این دسته دارویی میزان آنوریسم آئورت را کاهش داده اند (N Engl J Med ۱۹۹۴;۳۳۰:۱۳۳۵-۴۱).

    ـ در افرادی افسرده، آسمی و حساس به بتابلوکرها یک کلسیم بلوکر همانند وراپامیل ممکن است توصیه شود.

    ـ داروهای مسدود کننده گیرنده آنژیوتانسین ممکن است بطر ویژه جهت درمان افراد مبتلا به سندرم مارفان توصیه شوند.

    ـ جهت کاهش استرس به آئورت، پیشنهاد می شود که از انجام ورزش سنگین و بلند کردن وزنه خودداری کنند.

    ۱) زمان ترمیم آئورت صعودی چه هنگامی است؟

    ترمیم آنوریسم آئورت باید هنگام رسیدن به حد آستانه« size threshold » انجام شود این اندازه توسط عوامل متعددی تعیین می شود که عبارتند از:

    ـ بطور عمومی وقتی اندازه آئورت بزرگتر یا مساوی ۵ سانتی متر باشد عمل الکتیو تعویض ریشه آئورت پیشنهاد می شود اما شاید پزشکی اندازه ۵-۵/۴ سانتیمتری آئورت صعودی را جهت جراحی الکتیو پیشنهاد کند.

    ـ میزان رشد آنوریسم آئورت بیشتر از ۵/۰ سانتیمتر در سال باشد.

    ـ نشت شدید خون از دریچه آئورت که نیاز به جراحی داشته باشد.

    ـ سابقه فامیلی دیسکسیون آئورت بخصوص وقتی که اندازه آن کمتر یا مساوی ۵ سانتیمتر باشد.

    ▪ گزینه های جراحی برای ترمیم آئورت صعودی شامل:

    ـ composite valve graft: در این عمل دریچه آئورت با دریچه مکانیکی تعویص و قسمت آنوریسم با گرافت داکرون به دریچه متصل میشود، این عمل بادوام است اما خطر ترومبوآمبولی و آندوکاردیت را دارد.

    ـ valve-sparing procedure: در این عمل دریچه آئورت باقی می ماند و فقط قسمت آنوریسم با گرافت داکرون به دریچه متصل میشود، آین عمل در دسترس اکثر افراد است اگر دریچه آئورت عملکرد نرمالی داشته باشد در این عمل خطر عمل مجدد در آیند وجود دارد زیرا دوام این نوع ترمیم هنور مشخص نشده است.

    ـ bio-prosthetic/tissue valve: تعویض دریچه و قسمت دیلاته آئورت با بافت مخصوص آماده شده.

    ۲) زمان ترمیم آئورت نزولی(سینه ای و شکمی )چه هنگامی است؟

    ـ تغییر اندازه آئورت بمیزان ۵/۰ سانتیمتر در سال.

    ـ وقتی اندازه آئورت به ۶-۵ سانتیمتر می رسد یا قطر آن به دو برابر اندازه طبیعی می رسد.

    ▪ آیا از استنت ها در ترمیم آئورت بیماران مبتلا به سندرم مارفان استفاده می شود؟

    استنت ها فنرهای لوله ای شکل هستند که جهت باز کردن جریان خون و محافظت دیواره عروق در برابر فشار و ایجاد آنوریسم در آینده در داخل شریان ها کار گذاشته می شوند، بدلیل استفاده کم استنت ها در بیماران مبتلا به سندرم مارفان، اطلاعات کمی در مورد ایمنی و موثر بودن آنها در دسترس است(سندرم مارفان و اختلالات بافت همبند، کنتراندیکه جهت استفاده از استنت ها در کلیه تحقیقات بوده اند).

    ▪ انتظارات پس از جراحی

    ـ عموماً مدت بستری بیماران پس از جراحی آئورت ۱۰-۵ روز است.

    ـ مصرف وارفارین پس از عمل جراحی به روش«composite valve graft » بدلیل تعویض دریچه قلب با دریچه مکانیکی جهت پیشگیری از آمبولی.

    ـ مصرف آنتی بیوتیک پروفیلاکسی قبل از پروسجر های دندانپزشکی و روشهای تهاجمی جهت پیشگیری از آندوکاردیت.

    ـ مصرف بتا بلوکرها جهت محافظت دیگر قسمتهای آئورت.

    ـ انجام حداقل یکبار اکوکاردیوگرافی و سی تی اسکن یا MRI از سینه، شکم یا لکن در سال

    ▪ آیا پس از جراحی نیاز به عمل مجددی است؟

    عمل جراحی به روش «composite valve graft » سابقه طولانی بمدت ۲۵ سال دارد و بشتر افراد پس از این عمل نیاز به جراحی دیگری ندارند(Circ ۱۹۹۵;۹۱:۷۲۸-۷۳۳) اما در ۲۵ درصد بیماران بدلیل ایجاد آنوریسم در قسمتهای آئورت نزولی احتمال عمل مجدد می رود.

    عمل جراحی به روش « valve-sparing procedure» یک پدیده نوظهور است و مدت دوام آن مشخص نیست لذا شاید نیاز به عمل مجددی باشد.

    ● توصیه های لازم به مادران مبتلا به سندرم مارفان

    ـ احتمال ابتلاء هر فرزند به سندرم مارفان ۵۰ درصد می باشد.

    ـ استرس حاملگی ممکن است سرعت دیلاتاسیون آئورت را بیشتر کند.

    ـ خطر دیسکسیون در زنانی با اندازه آئورت طبیعی کم می باشد، اما خطر دیسکسیون در زنانی با دیلاتاسیون آئورت حتی بمیزان خفیف بسیار بالا است.

    ـ انجام مشاوره قبل از حاملگی

    ـ مصرف بتا بلوکرها در حین حاملگی اگر قبلاً برای آنها تجویز شده است.

    ـ انجام اکوکاردیوگرافی در سه ماهه اول، دوم و سوم جهت بررسی اندازه آئورت.

    ـ انجام سزارین در اولین حاملگی



    حسین اکبری
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  4. #4
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    نقش داروی کاهش دهنده فشار خون در بهبود مبتلایان به سندرم مارفان

    استفاده از داروهای مهار کننده فشار خون ای سی ئی از بروز عوارض ناشی از بیماری مارفان جلوگیری می کند.

    به نوشته تازه ترین شماره نشریه جاما، بررسی های اخیر محققان در افراد مبتلا به سندرم مارفان نشان می دهد با استفاده از این داروها می توان از سختی جدار شریان آئورت و گشاد شدن آن تا حدود زیادی جلوگیری کرد. سندرم مارفان نوعی اختلال وراثتی است که در اصل بافت همبندی بدن را هدف قرار می دهد و بیماران مبتلا به این سندرم دارای استخوان های بلندتر و عضلاتی شل تر از حد طبیعی هستند. در چشم ها و دستگاه قلب و عروق آنان ا ختلالات زیادی به وجود می آید.

    به علت آنکه در این بیماران شریان آئورت به صورت تدریجی گشاد می شود خطر پاره شدن همواره وجود دارد که در این موارد مرگ بیماران اتفاق می افتد. در حال حاضر از داروهایی استفاده می شود که در اصطلاح دراوهای مهار کننده بتلا (Beta) نامیده می شوند ولی این داروها کارایی کافی را برای مقابله با این اختلال ندارند. نقش داروهای مهار کننده ای سی ئی در کاهش سختی جدار شریان ها می تواند جان عده زیادی از این دسته از بمیاران را نجات دهد و عوارض ناشی از آنها هم به مراتب کمتر است.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  5. #5
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    نخستين کلينيک تخصصي سندرم مارفان در مشهد راه اندازي مي شود


    نخستين کلينيک تخصصي تشخيصي درماني ويژه مبتلايان به سندرم مارفان در بيمارستان رضوي مشهد راه‌اندازي مي‌شود.

    به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه خراسان، رئيس بيمارستان فوق تخصصي رضوي مشهد با بيان اين مطلب در نشست خبري اظهاركرد: همزمان با برگزاري نخستين سمپوزيوم جراحي آئورت ايران، نخستين مرکز تشخيصي، درماني تحقيقاتي هم در زمينه سندرم مارفان کشور در اين بيمارستان راه‌اندازي خواهد شد.

    دکتر سعيد عبدالحسيني خاطرنشان کرد: در صورت راه اندازي اين مرکز، ايران پس از کشور ژاپن به عنوان دومين کشور آسيايي دارنده کلينيک تخصصي و فوق تخصصي در زمينه تشخيص و درمان بيماري مارفان محسوب مي‌شود.

    دكتر رجايي خراساني، فوق تخصص جراحي قلب و عروق و دبير اولين سمپوزيوم جراحي آئورت ايران با اشاره به اين که هم‌ اكنون تعداد مبتلايان به اين بيماري در کشور حدود 70 تا 150 هزار نفر تخمين زده مي شود، اظهار كرد: با راه اندازي اين کلينيک، امکان آشنايي بيشتر پزشکان و مبتلايان با آخرين اطلاعات مربوط به اين بيماري فراهم شده و تيمي متشکل از متخصصان قلب و عروق، جراحي، چشم پزشکي، ارتوپدي، دهان و دندان، روانپزشک، ژنتيک به صورت متمرکز به اين بيماران مشاوره خواهند داد.

    خراساني تشخيص و درمان زودهنگام اين بيماري را موجب کاهش ميزان مرگ و مير بيماران برشمرد و يادآور شد: سندرم مارفان يک عارضه ژنتيکي علائم باليني متفاوتي نظير انگشتان و دستان بلند، اسکلت خميده، قد بلند، نرمي استخوان، عوارض قلبي نظير آنوريسم و پارگي آئورت است.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  6. #6
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    گپي با احمد پوري مترجم و نويسنده سرشناسي که سال‌هاست با سندرم مارفان دست و پنجه نرم مي‌کند

    تصميم گرفته‌ام زنده بمانم

    «من مي‌نويسم/ تا گل سرخ مرا بفهمد/ تا ستاره،‌ پرنده، گربه، ماهي و صدف/ مرا بفهمد/ مي‌نويسم تا دنيا را از دندان‌هاي هلاکو/ از حکومت نظاميان/ از ديوانگي اوباشان/ رهايي بخشم/ مي‌نويسم/ تا زنان را از سلول‌هاي ستم/ از شهرهاي مرده/ از ايالت‌هاي بردگي/ از روزهاي پرکسالت و سرد و تکراري برهانم...

    آنچه خوانديد، گوشه‌اي از شعر «من مي‌نويسم» نزار قباني، شاعر سوري بود که زحمت ترجمه‌اش را احمد پوري کشيده است؛ مترجم سرشناسي که در سال‌هاي اخير با ترجمه‌هاي خوب‌اش پنجره‌هاي متفاوتي از شعر دنيا را به روي ما گشوده؛ از شعرهاي ناظم حکمت و آنا آخماتوا گرفته تا شعرهاي لورکا، پابلو نرودا، يانيس ريتسوس و...

    پوري 57 ساله، متولد تبريز، فارغ‌التحصيل زبان‌شناسي از دانشگاه نيوکاسل انگلستان و استاد دانشگاه است. او خيلي زود ازدواج کرده و خودش اين موضوع را با لبخندي از قول انگليسي‌ها مي‌گويد که:

    Don’t jump from your mom’s lap to your wife’s.

    او البته اين سال‌ها دو رمان هم نوشته که يکي به چاپ پنجم رسيده (دو قدم اين ور خط) و ديگري در انتظار مجوز است؛ رماني که به نقل از خود نويسنده، مادر، نقش پررنگي در آن دارد؛ مادري که در 35 سالگي، همسرش را از دست مي‌دهد و مسووليت 6 بچه را به عهده مي‌گيرد؛ مادري که به زندگي خوش‌بين بوده و اين خوش‌بيني‌اش به طور ارثي به آقاي مترجم هم رسيده؛ البته همراه با يک بيماري ژنتيکي سخت به اسم «سندرم مارفان» ـ يک بيماري کشنده که بافت‌ هم‌بند بدن را سست مي‌کند و آن‌قدر صعب‌العلاج است که جان پدر و دو برادر اين خانواده را هم گرفته.

    صداي آمبولانسي مي‌آيد که چهارراه طالقاني را رد مي‌کند و روي آن صدا، يک صداي پر از آرامش مي‌گويد: «من دايره‌المعارف امراض‌ام. با اين حال، تصميم گرفته‌ام زنده بمانم؛ چون زندگي زيباست و جاي مرثيه‌گويي نيست!»
    سلامت: آقاي پوري! هر کسي تعريف خودش را از سلامت دارد. تعريف شما از سلامت چيست؟

    سلامت، به نظر من، نداشتن نگراني براي زندگي فيزيكي (خوردن، نفس کشيدن و ديگر فعاليت‌ها) است.

    سلامت: و چطور به دست مي‌آيد؟

    ظاهرا بايد به طور طبيعي وجود داشته باشد. البته منظور من کمترين ميزان نگراني موجود درباره زندگي است و اينکه آدمي در شرايطي از نظر روحي و فيزيکي باشد که بتواند راحت زندگي کند.

    سلامت: اين نداشتن نگراني شامل حوزه سلامت هم مي‌شود؟

    حتما؛ البته اين حالت براي همه يكسان نيست. مثلا جوانان به لحاظ سني در موقعيتي نيستند که نگران سلامت‌شان باشند و خيلي کم به آن فکر مي‌کنند و حتي وقتي کسي از مشکلات‌اش مي‌گويد (مثل پادرد و کمردرد و اذيت شدن در رطوبت و...) شوخي مي‌گيرند اما به هر حال، با گذشت زمان، اين نگراني هم به وجود مي‌آيد.

    سلامت: براي خودتان چه زماني اين حس پيش آمد؟ اصلا تا به امروز پيش آمده؟

    موضوع من فرق مي‌کند و اگر خيلي کوتاه بخواهم بگويم، من به دليل به ارث بردن يک بيماري بسيار نادر و در عين حال بسيار مزاحم به نام سندرم مارفان که به واسطه آن بافت‌هاي هم‌بند تن ضعيف مي‌شوند، خيلي زود درگير اين مسايل شدم.

    سلامت: درباره اين بيماري‌تان توضيح مي‌دهيد؟

    هر کسي اين بيماري را دارد بافت‌هاي هم‌بند تن‌اش ضعيف است و در نتيجه هر قسمت از بدنش كه زير فشار فيزيكي بيشتري است، آسيب مي‌بيند و به اصطلاح عاميانه، شل مي‌شود و وامي‌دهد. اين قسمت‌ها شامل آئورت، ستون فقرات، چشم و... مي‌شود. معالجه‌اي هم به آن شكل ندارد. بايد مدام مواظب بود و به ترميم نقاط آسيب‌‌ديده پرداخت. مارفان معمولا مرضي کشنده است و خيلي کم افراد از آن جان سالم به در مي‌برند.

    سلامت: واقعا؟!

    بله؛ مثلا در خانواده ما اين بيماري 3 قرباني گرفت. پدرم در 42، 43 سالگي و يک برادرم در 12 سالگي و برادر ديگرم در 31 سالگي.

    سلامت: نسبت به اين بيماري ژنتيکي در خانواده‌تان آگاهي وجود داشت؟ يعني مي‌دانستيد علت مرگ پدر و برادرتان چه بوده؟

    نه! وقتي برادر 31 ساله‌ام فوت کرد، متوجه اين بيماري شديم. جريان از اين قرار بود که دکتري که ايشان را معالجه مي‌کرد، گفت: «اين بيماري اسم‌اش مارفان است و همه خانواده بايد بروند و خودشان را نسبت به اين بيماري و داشتن يا نداشتن‌اش چک کنند.»

    سلامت: و شما اين بيماري را داشتيد؟

    بله. من هم اين بيماري را داشتم.

    سلامت: کي متوجه اين موضوع شديد؟

    سال 1368 بود، فکر کنم!

    سلامت: گفتيد علت فوت برادر و پدرتان همين بيماري بوده؟

    بله.

    سلامت: و پزشک‌ها متوجه نشدند؟

    نه! مي‌گفتند علت فوت پدرم تنگ بودن دريچه ميترال است و درباره برادر ديگرم هم فکر مي‌کردند به علت فلج‌اطفالي است که در کودکي گرفته.

    سلامت: تا قبل از اينکه متوجه شويد اين بيماري را داريد، هيچ مشکلي نداشتيد؟

    نشانه‌هايي بود؛ مثلا من از بچگي از نظر جسمي ضعيف بودم. در ورزش‌ها نمي‌توانستم شرکت کنم و خيلي زود خسته مي‌شدم. 12 ساله بودم که به اصطلاح پزشکي، پنوموتراكس کردم. البته چون نشريه شما تا حدي پزشكي و تخصصي هم هست، اسم دقيق اين عارضه را مي‌گويم: Spontaneous Pneumothorax

    يک نوع پارگي ريوي است که خود به خود به وجود مي‌آيد و ريه بدون هيچ آسيب‌ديدگي و حادثه‌اي به علت ضعيف بودن بافت‌ها پاره مي‌شود. يادم مي‌آيد فصل امتحان‌ها بود ولي من 3 ماه مجبور شدم در خانه استراحت کنم و تمام بهار را در خانه بخوابم.

    سلامت: خوشحالي هم داشت: فرار کردن از درس و امتحان و اين‌ها؟

    نه؛ من شاگرد زرنگي بودم. شاگر اول کلاس بودم. حتي وقتي شهريور رفتم براي امتحان دادن همه تعجب کرده بودند چون فکر مي‌کردند من تجديد آورده‌ام.

    سلامت: به خاطر اين مشکلاتي که داشتيد، احساس ناراحتي نمي‌کرديد؟

    چرا. اما معمولا وقتي چنين بلايي سر آدم مي‌آيد، طبيعت به طور خودکار پادزهري هم مي‌دهد و من دو، سه تا پادزهر از خيلي وقت پيش تا حالا داشته‌ام و دارم که بسيار کمک‌ام کرده.

    سلامت: چه پادزهرهايي؟

    يکي اينکه من به علم بسيار احترام مي‌گذارم و منطقي برخورد مي‌کنم؛ يعني وقتي پزشک مي‌گويد اين کار را انجام بده، من حتما انجام مي‌دهم. از بچگي هم همين‌طور بودم و بهانه نمي‌آوردم. پادزهر بعدي‌ام اينکه در عين گوش دادن به حرف دکترها، وسواسي نبودم. مطلقا نگران اينکه چه پيش مي‌آيد، نبودم؛ چون فکر مي‌کردم و هنوز هم فکر مي‌کنم که اين بخش قضيه (نگراني‌ درباره بيماري) ظاهرا بايد مال پزشک‌ها باشد چون آنها بايد تصميم بگيرند چه طور من را معالجه کنند.

    سلامت: و پادزهر بعدي؟

    اينکه من از سال‌هاي قبل، شعاري را وارد زندگي‌ام کرده‌ام که البته دعاي جبران خليل جبران است: «خداوند به ما اين آرامش و صبر را بدهد که بپذيريم آنچه را که نمي‌توانيم عوض کنيم و اين شجاعت را هم بدهد که عوض کنيم آنچه را که مي‌توانيم و اين خرد را هم بدهد که فرق اين دو را بدانيم.» اين حرف خيلي عميق است و مي‌تواند در تمام ابعاد زندگي ما جلوه داشته باشد. با توجه به اين حرف که من به آن ايمان دارم و يکي از ادعاهايم اين است که توانسته‌ام به آن عمل کنم، وقتي به شما مي‌گويند يک ناراحتي داريد که ارثي است يا به هر حال، اين بيماري نصيب‌تان شده و دست خودتان هم نيست، پس مي‌پذيريد آنچه را که هست و هيچ کاري نمي‌توانيد در مقابل آن بکنيد. درباره من هم همين‌طور بود. اين بيماري با من از بچگي آمده بود. بخش بعدي موضوع هم شجاعت است؛ شجاعت اينکه عوض کنم آنچه را که مي‌توانم عوض کنم.

    سلامت: در بيماري‌تان چيزي بود که قابل عوض شدن باشد؟

    بله. من بايد عمل بسيار سختي را انجام مي‌دادم که طي آن دريچه آئورت برداشته ‌شود و قوس آئورت هم عوض شود؛ يعني دو عمل سخت در يك زمان. به همين خاطر، من هر 3 ماه يک بار به قول پزشكان مانيتور مي‌شدم و آزمايش‌هايي را به طور منظم مي‌دادم تا ببينم وقت عمل رسيده يا نه. روزي که دکتر گفت وقت عمل رسيده من سريعا کارهايم را انجام دادم و گفتم همين هفته آماده‌ام! با اينکه مي‌دانستم احتمال خطر بسيار زياد است. حتي دکتر وقتي آمادگي من را ديد و جواب من را شنيد، تعجب کرد و چند بار ديگر درباره عمل و اينکه آماده‌ام يا نه، پرسيد.

    سلامت: و شما کاملا آماده بوديد؟

    کاملا. حتي داوطلبانه زمان عمل را جلوتر انداختم.

    سلامت: و آينده را روشن مي‌ديديد؟

    خب، اگر بگويم اصلا نمي‌ترسيدم؛ يا مبالغه كرده‌ام يا اعتراف به اينكه آدم نرمال و طبيعي نيستم اما كاملا به مساله به شكل مثبت نگاه مي‌کردم؛ چون تصميم گرفته بودم زنده بمانم.

    سلامت: تصميم گرفته بوديد؟

    بله، تصميم گرفته بودم! حتي يک خاطره هم در اين زمينه دارم که بد نيست بشنويد: يک دوره براي تدريس به يکي از دانشگاه‌هاي آمريکا رفته بودم. در همان زمان پيش پزشکي رفتم که در اين زمينه تخصص داشت. وقتي وضعيت و پيشينه بيماري من را بررسي کرد و حرف‌هاي من را شنيد، به من گفت: «تو حالا حالاها نمي‌ميري؛ چون تصميم گرفته اي زنده بماني!» اين موضوع واقعيت داشت و من خيلي راحت، خطرناک‌ترين بخش اين بيماري را که همين عمل بود، پذيرفته بودم.

    سلامت: چرا مي‌گوييد خطرناک‌ترين؟

    چون خيلي از مرگ و ميرهاي بيماري مارفان به علت پارگي همين رگ آئورت است.

    سلامت: گفتيد اين بيماري، ارثي است. به بچه‌هاي شما انتقال پيدا نکرده؟

    خوشبختانه نه. يک پسر و يک دختر دارم که هيچ‌کدام اين بيماري را ندارند و اين يعني خوشبختانه بيماري انتقال پيدا نکرده.

    سلامت: مي‌دانستيد اين بيماري قابل انتقال به بچه‌هاست؟

    اصلا! وگرنه نه تنها بچه‌دار نمي‌شدم؛ که اصلا ازدواج نمي‌کردم.

    سلامت‌: بعد از عمل، محدوديت‌هاي تازه‌اي برا‌ي‌تان ايجاد نشد؟

    به هيچ‌وجه. اتفاقا اوضاع بهتر شد چون قبل از عمل ملاحظاتي داشتم که موجب مي‌شد کارهايي را با احتياط انجام بدهم اما الان آن ميزان احتياط را هم لازم ندارم.

    سلامت: پس ترس‌هايي داشتيد که موجب مي‌شد کارهايي را با احتياط انجام بدهيد؟

    البته ترس خاصي به آن معنا نداشتم؛ يعني بيشتر از اينکه اين بيماري مرا بترساند، غمگين‌ام مي‌کرد. هنوز هم گاهي غمگين‌ام مي‌کند؛ مثل غم خيلي از مسايل جبري ديگر که همه ما را دچار اندوه مي‌کند تا جايي كه با خودت فكر مي‌كني چرا بايد اين جوري بشود، چرا من نبايد سالم باشم، چرا نبايد سالم به دنيا بيايم و...

    سلامت: در اين غم زياد مي‌مانيد يا گذراست؟

    گذراست. سريعا برمي‌گردم به همان شعاري که گفتم: «خدا اين شجاعت را به من بدهد که بپذيرم آنچه را که نمي‌توانم عوض کنم.» در کنار اين قضيه خوشبختانه من با اينکه به طور ژنتيکي دچار يک بيماري مهلک شدم، به طور ژنتيکي يک خصيصه ديگر هم به من رسيد و آن، اميدواري زياد بود. من هميشه نيمه پر ليوان را ديده‌ام؛ حتي از بچگي. اطرافيان هم همين نظر را دارند و بارها به من گفته‌اند که وقتي با تو هستيم، احساس مي‌کنيم بار غم‌هاي‌مان کمتر شده. حتي يادم است محسن فرجي، دوست عزيز نويسنده و خبرنگارم، هر وقت دل‌اش مي‌گرفت، نيم ساعتي به دفتر من مي‌آمد و به شوخي مي‌گفت: «آمده‌ام پوري‌درماني!»

    سلامت: و اين خوش‌بيني کنار غم‌هايي بود که در زندگي‌تان داشتيد؟

    بله. من با مشکلات زيادي روبه‌رو بودم. مي‌دانيد همين چند نفري که در زندگي از دست دادم چه ضربه مهلکي بود؟ پدرم، برادرهايم... با اين حال، نه تنها آينده خودم و اطرافيان، که آينده دنيا را هم روشن مي‌بينم. مي‌بينم که تا 100 سال ديگر بسياري از مشکلات از بين رفته: جنگ، قتل و غارت و خيلي از بيماري‌ها.

    سلامت: دل‌تان نمي‌گيرد از اين موضوع که ممکن است ما خودمان تا آن زمان نباشيم؟

    نه! چون من هم در اين پروسه حضور دارم و براي رسيدن به آن روز تلاش کرده‌ام؛ با زندگي‌ام، با نوشته‌هايم، با انديشه‌ام، با اميدواري و انتقال اين اميدواري به نسل آينده.

    سلامت: شما بيشتر اين سال‌ها شعر ترجمه کرديد؛ از شاعران بزرگي مثل لورکا،‌ نزار قباني، ناظم حکمت، پابلو نرودا و... اما در همه اين شعرها- البته تا جايي که من خوانده‌ام- رگه‌اي از غم وجود دارد؛ چرا؟ دنياي شعر، غمناک است يا طبع شما اين‌شعرها را مي‌پسندد؟

    ببينيد؛ ما مردمي هستيم که به واسطه تاريخ‌مان چند بار همه دستاورد‌ها را از دست داده و از صفر شروع کرده‌ايم؛ يعني تاريخ روزگار ما پر بوده از بي‌عدالتي‌ و همين باعث شده غم تبديل به دم‌دستي‌ترين حس ما بشود. حتي اين اتفاق براي موسيقي ما هم افتاده. بيشتر ما موسيقي‌اي که در خلوت خودمان گوش مي‌کنيم موسيقي غم‌انگيزي است که خيلي وقت‌ها غربي‌ها را متعجب مي‌کند که چرا ما اين‌‌قدر آهنگ و شعر غمگين دوست داريم. اين اتفاق به طور ناخودآگاه براي من هم افتاده؛ بدون اينکه غرضي در کار باشد يا بخواهم اندوه‌پرستي کنم. به هر حال، اين چيزي است که وجود دارد؛ چيزي که مرا شايد به سمت ترجمه اين‌گونه شعرها کشانده يا شما را به سمت خواندن‌شان.

    سلامت: کلا شخصيت‌تان برون‌گراست يا درون‌گرا؟

    من خيلي برون‌گرا هستم؛ هر چند انگار مي‌گويند نويسنده‌ها درون‌گرا هستند. من جمع را دوست دارم. زندگي در شهرهاي شلوغ را دوست دارم. شهرهاي پرترافيک را دوست دارم. بيشتر از 10 روز دامن طبيعت را نمي‌توانم تحمل کنم. در کنار اينها خلوت خودم را هم دارم، روياهاي خودم را، دنياي دروني و منحصر به فرد خودم را.

    سلامت: فکر مي‌کردم درون‌گرا باشيد!

    چرا؟

    سلامت: به خاطر رمان «دو قدم اين ور خط» که داستانش کلا در روياهاتان شکل مي‌گيرد.

    اين قضيه فقط ديدگاه شما نيست. خيلي از نزديکان من هم تعجب مي‌کردند وقتي کتاب را خواندند چون اين همه رويا را نزديک به شخصيت من با اين همه برون‌گرايي نمي‌ديدند.

    سلامت: تا حالا چند تا خصلت اصلي براي خودتان گفتيد: اميدوار، خوش‌بين، برون‌گرا... مي‌خواهم ببينم کتاب خواندن و سر و کار داشتن با کاغذ و قلم چه‌قدر در به وجود آمدن اين روحيه و خصلت تاثير داشته؟

    خيلي زياد. حتي مي‌خواهم بگويم کتاب روي سلامت من هم تاثير زيادي داشته. بزرگ‌ترين عاملي که مرا به زندگي اميدوارتر کرده، کتاب است و دنياي ادبيات و هنر که از بچگي با آن در ارتباط بودم. من پدر کتاب‌خواني داشتم و خيلي جالب است بدانيد که پدرم به من و برادرم توصيه کرده بود درس‌تان را مي‌توانيد متوسط بخوانيد و شاگرد اول هم نباشيد اما بايد کتاب بخوانيد و حتي به کتاب‌فروشي سر کوچه سپرده بود هر وقت بچه‌ها آمدند کتاب ببرند به آنها مجاني کتاب بده. آخر ماه خودم حساب مي‌کنم. اين شد که کتاب شد پناه من و هنوز هم هر وقت بزرگ‌ترين مشکلات پيش مي‌آيد، پناه مي‌برم به کتاب و کتاب خواندن.

    سلامت: در رمان «دو قدم اين ور خط» مي‌گوييد: «زمان مگر چيست؟ خطي قراردادي که يک طرف‌اش گذشته است و آن‌قدر مي‌رود تا به تاريکي برسد و طرف ديگرش آينده است که باز دو سه قدم جلوتر مي‌رسد به تاريکي. بعضي وقت‌ها پاي‌مان سر مي‌خورد به اين ور خط که مي‌شود گذشته و يا يک قدم آن طرف خط به آينده...» مي‌خواهم بدانم احمد پوري در زندگي واقعي‌اش، بيشتر وقت‌ها دو قدم اين ور خط به سمت گذشته است يا دو قدم آن‌ور خط به سمت آينده يا بيشتر در زمان حال است؟

    من يک عقل مزاحم دارم؛ يک خرد مزاحم و در کنارش يک دل شوريده که شيطنت مي‌کند و مي‌خواهد يک قدم اين ور يا آن ور خط بگذارد ولي عقل با عبوسي آن را مي‌کشد و سر جاي‌ خودش مي‌نشاند. خلاصه، دل و عقل معمولا در حال مبارزه هستند.

    سلامت: و اين مبارزه بيشتر به کدام سمت مي‌رود: گذشته يا آينده؟

    گاهي 50 سال به عقب، گاهي 50 سال به جلو، روياها دست ما نيستند. در چارچوب‌هاي ما حرکت نمي‌کنند. آنها هر جا که بخواهند پرواز مي‌کنند.

    سلامت: سوال‌هاي من تمام شد. شما اگر حرفي مانده که مي‌خواهيد بگوييد، بفرماييد.

    نه، من هم جواب‌هايم تمام شد!

    هفته نامه سلامت
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  7. #7
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض

    منابع انگلیسی برای علاقه مندان

    http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/marfansyndrome.html
    http://emedicine.medscape.com/article/946315-overview
    http://marfan.org/marfan/
    http://en.wikipedia.org/wiki/Marfan_syndrome

    تاپیک مرتبط
    آیا من سندرم مارفان دارم؟
    آیا من سندرم مارفان دارم؟

    عکسی از یک خانواده دچار این مشکل هستند
    http://www.marfansyndrome.info/
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت