وقتي به عنوان همسر دوم وارد زندگي کسي مي‌شويد
يک بام و دو حوّا

2 سال پيش با علي آشنا شدم. نزديک به 3 سال بود که از همسرش جدا شده و يک سال از من بزرگ‌تر بود. مي‌خواست دوباره ازدواج کند. مي‌گفت: «حس مي‌کنم وقتي تنها زندگي مي‌کنم، چيزي کم دارم» از نظر خانوادگي و شخصيتي، آدم مقبولي بود. خانواده من اول با اين وصلت کاملا مخالف بودند...

پدرم مي‌گفت: «نمي‌تواني در کنار کسي که قبلا ازدواج کرده، دوام بياوري.» مي‌گفت: «او يک بار تجربه ازدواج داشته است ولي تو هنوز دختري و چيزي از زندگي مشترک نمي‌داني.» من آن موقع 28 ساله و آنقدر بزرگ شده بودم که بدانم از پس اين کار برمي‌آيم. بالاخره بعد از رفتن‌ و آمدن‌هاي زياد، پدر و مادرم با اين ازدواج موافقت کردند. اوايل، روزگار چندان بدي نداشتيم و در کنار او احساس خوشبختي مي‌کردم ولي رفته‌رفته مسايلي در زندگي ما به وجود آمد که براي ما و مخصوصا من، چندان خوشايند نبود. علي هر چند وقت يک بار به ديدن پسرش مي‌رفت و من هميشه از اينکه هر بار با همسر سابقش روبرو مي‌شد، ناراحت بودم. به او حق مي‌دادم که فرزندش را ببيند ولي نمي‌توانستم حس منفي خودم را هم پنهان کنم. هميشه مي‌ترسيدم علي مرا با همسر قبلي‌اش مقايسه کند. علي و همسر سابقش يک نسبت دور فاميلي هم داشتند و خواه‌ناخواه در ميهماني‌ها و مراسم، همديگر را مي‌ديدند. خيلي مي‌ترسم اين ديدارها در رابطه علي با من تاثير بگذارد. او هميشه وقتي اين حساسيت مرا مي‌بيند، درباره اينکه گذشته‌ها گذشته و زندگي آدم‌ها در زمان حال جريان دارد، حرف مي‌زند. مي‌‌گويد: «من و همسر سابقم نتوانستيم زندگي مشترک خوبي داشته باشيم و همه‌چيز بين ما تمام شده است» ولي من هميشه اضطراب دارم.

نظر روان‌پزشك

دكتر محمدرضا خدايي
عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي

مـلاحـظـات ازدواج دوم

وقتي قرار است ازدواج دومي صورت بگيرد، بايد حساسيت‌‌ها در انتخاب بيشتر شود. خانمي كه قصد دارد با مردي ازدواج كند كه يك مرتبه زندگي مشتركي تشكيل داده و منتهي به طلاق شده است، بايد به برخي موارد توجه كند:

تفاوت سني بايد كم باشد.

آشنايي نبايد به شكل دوستي‌هاي سطحي باشد.

خانواده‌هاي هر 2 طرف بايد درگير مساله شوند.

لازم است تحقيق مستقيم يا غيرمستقيم در مورد علت طلاق انجام شود. البته تحقيق غيرمستقيم بهتر است. توصيه مي‌شود از طريق خانواده تحقيقات انجام شود زيرا احتمال اينكه همسر سابق به دليل خشمي كه به شوهر دارد، اطلاعات غيرواقعي بدهد، وجود دارد. اگر فردي تحقيق مستقيم را مي‌پسندد، بهتر است با واقع‌بيني بيشتر با مساله روبرو شود.

در مورد رفتار مرد و مشكلات شخصيتي يا رفتاري يا تنوع‌طلبي او در محيط كار يا اطرافيان، تحقيق شود.

دوستان مرد بايد شناسايي شوند.

تحقيق شود كه مرد دوران تجرد را به چه صورت گذرانده و چه رابطه‌اي با جنس مخالف خود داشته است.
خانم مي‌تواند بعد از كنار هم گذاشتن نتايج تحقيقات و مشورت با بزرگ‌ترها و مراجعه به مراكز مشاوره، با ديد بازتري انتخاب كند. گاهي ازدواج‌هاي دوم موفق‌تر از ازدواج اول هستند اما گاهي برعكس. بهتر است خانمي كه قصد دارد با مردي ازدواج كند كه يك مرتبه از همسرش طلاق گرفته است، ‌ابتدا تحقيقات لازم را انجام دهد و با ديدي نه بدبينانه نه خوش‌بينانه‌ بلكه كاملا واقعي و منطقي، با موضوع برخورد كند. خانم نبايد به تمكن مالي مرد توجه كند و عجله به هيچ‌عنوان جايز نيست. اگر خانم به اين نتيجه رسيد كه اين مرد براي ازدواج مناسب است، براي پيشگيري از احساسات و تفكراتي مثل احساس تعرضات فيزيكي يا نفريني، بهتر است همسر اول يا خانواده او را در جريان موضوع قرار دهد و به صورت غيرمستقيم كسب تكليف كند. اين موضوع باعث مي‌شود احتمال ايجاد مشكل‌ از سوي همسر اول براي همسر دوم كمتر شود.

نظر روان‌شناس

دكتر ابوالقاسم مهري‌نژاد
دانشيار دانشگاه الزهرا

گـاهـي چـاره اي جـز طـلاق نـيـسـت

طلاق نه از جهت عقلي و نه از نظر شرعي و عرفي، كار اشتباهي نيست. گرچه به گفته پيامبر اسلام(ص) طلاق منفورترين حلال است اما حتي در صدر اسلام هم كه خانم‌ها خيلي در جامعه حضور نداشتند و توقعاتشان پايين بوده و جايگاه‌شان فقط آشپزي و بچه‌داري شناخته مي‌شد و مرد وظيفه مديريت را برعهده داشت، باز هم طلاق حرام نبوده است.

بايد بپذيريم که طلاق يك پديده جهاني است. وقتي 2 نفر از نظر شخصيت، افكار، شيوه زندگي و اهداف و خلق‌وخو با هم سازگار نيستند، طبيعي است كه جدا شوند و جرمي مرتكب نشده‌اند.

البته لازم است در جامعه ازطريق رسانه‌هاي گروهي، نحوه صحيح نگرش به زندگي مشترك، شيوه‌هاي ارتباطي و الگوهاي رفتاري با همسر آموزش داده شود تا انتخاب‌ها درست انجام شود و ازدواج به طلاق نينجامد اما اگر طلاق اتفاق افتاد، جرمي رخ نداده و فرد مي‌تواند به دنبال شخص ديگري باشد كه با او تفاهم بيشتري دارد.

طبق آمار غربي‌ها، به‌طور متوسط 90-80 درصد افرادي كه از هم جدا مي‌شوند، دوباره ازدواج مي‌كنند. وقتي زن و مردي از هم جدا مي‌شوند، به اين معني نيست كه شخصيت‌هاي ناسازگاري دارند. ممكن است هر 2 انسان‌هاي خوبي باشند اما با هم بودن آنها دشوار باشد.

گاهي زن و مرد تمام راه‌حل‌ها را براي حل مشكلشان امتحان مي‌كنند و به نتيجه‌اي نمي‌رسند، به همين دليل مجبور مي‌شوند از هم جدا شوند. با اين كار هر يک مي‌توانند با همسري همتاي خودشان ازدواج كنند. در موارد زيادي كساني كه دوباره ازدواج مي‌کنند، زندگي خوبي خواهند داشت. لازم است اطرافيان هم نگرش‌هاي خود را تصحيح كنند. هر كسي اختيار زندگي خود را دارد و اين موضوع به ديگران مربوط نيست.
غيبت‌، كارشناسي‌ شخصيت و بررسي الگوهاي زندگي فرد مطلقه، فرهنگ غلطي است كه نبايد اشاعه پيدا كند. طلاق واقعا گاهي لازم است و در بسياري از مواقع نيز تغيير رفتار و نگرش كفايت مي‌كند. هدف از ازدواج اين است كه زن و مرد از تنهايي درآيند، نيازهايشان برآورده و كيفيت زندگي‌شان بالا رود. اگر با ازدواج اين نيازها برآورده نشود، بهتر است طرفين به فكر راه چاره بيفتند.

نظر روان‌شناس

دکتر پروين ناظمي
عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي

در زندگي مشترک حساسيت
بي جا به خرج ندهيد

وقتي زندگي 2 نفر بعد از تلاش بسيار براي حفظ آن، به جدايي منتهي مي‌شود، اولين نشانه بلوغ رواني و عاطفي و فكري اين است كه بتوانند با اين مشكل كنار بيايند و آن را بپذيرند و همديگر را متهم نكنند. ممكن است 2 نفر كه از هم جدا مي‌شوند، دوستان يا اقوام مشتركي داشته باشند ولي نبايد روابط اجتماعي، قرباني قطع رابطه يك زن و شوهر شود. البته لازم نيست مرد و زن حتما مقابل هم قرار بگيرند و با هم ارتباط داشته باشند ولي هر يك از آنها مي‌توانند جداگانه روابطشان را با دوستان و اقوام حفظ کنند و حتي اگر هر 2 به جايي دعوت شدند، دعوت را بپذيرند و از هم پنهان نشوند. پنهان شدن از هم، يعني هنوز احساسات خنثي نشده و اين موضوع مشكل‌‌آفرين خواهدبود. روابط با اقوام و خانواده بايد ادامه داشته باشد. با اين تفاوت كه قبلا در اين رابطه‌ها همراه هم بوده‌اند و حالا بايد جداگانه به اين روابط ادامه دهند. 2 توصيه مهم به خانم و آقايي كه از هم جدا شده‌اند دارم:

اجازه ندهند ديگران در مورد جدايي آنها پرس‌وجو كنند.

وارد بحث در مورد دليل جدايي نشوند.

بحث و گفت‌وگو در اين مورد مي‌تواند باعث تحريك احساسات و ناراحتي‌ها شود و استرس را در 2 طرف افزايش ‌دهد. فراموش نكنيم هرگز يك نفر در پاشيده شدن زندگي مقصر نيست. اگر يك طرف شروع‌كننده بوده، ديگري موضوع را ادامه داده است. مرد و زني كه از هم جدا شده‌اند، اگر درك متقابل از شرايط كنوني داشته باشند، در ارتباطات اجتماعي دچار مشكل نمي‌شوند.
گاهي همسر دوم آقايي نسبت به رابطه او با همسر اول يا دوستان و اقوام مشترك حساسيت نشان مي‌دهد ولي بايد قبول كند وقتي زندگي به نتيجه نرسيده و 2 نفر از هم طلاق گرفته‌اند، ديگر حساسيت بي‌معني است و اگر علاقه‌اي در ميان بود، آنها از هم جدا نمي‌شدند. زن و مردي كه مخصوصا بچه دارند، بايد بپذيرند كه فرزندشان به پدرو مادر نياز دارد. وقتي خانمي با مردي كه قبلا ازدواج كرده و جدا شده، وصلت مي‌كند، بايد بداند اگر او يا شوهرش با همسر قبلي برخورد ‌كردند، چگونه رفتاري نشان دهد. حساسيت بيجا درست نيست. اگر اين خانم حساسيت بي‌مورد داشته باشد، همسرش را از دست خواهدداد.

نظر روان‌شناس

حسين ابراهيمي‌مقدم

عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي

نزد کودک هرگز از
همسر سابقتان بد نگوييد

نوع ارتباط زن و مردي كه از هم طلاق مي‌گيرند، با توجه به اينكه فرزندي دارند، يا خير متفاوت است. طبق تحقيقات علمي و آيات قرآن، احتمال رجوع زن و مرد به هم بعد از طلاق زياد است به همين دليل قطع كامل روابط توصيه نمي‌شود، اما اگر مرد يا زن ازدواج دومي انجام دادند، بهتر است روابط كاملا قطع شود زيرا احتمال بازگشت و كشيده شدن فرد به گناه زياد است.

اگر زن و مرد فرزندي از ازدواج اول خود داشته باشند، مساله کمي سخت مي‌شود. ارتباط‌هاي اخلاقي و عاطفي به دليل وجود بچه ميان زن و شوهري كه از هم جدا شده‌اند، غيرقابل اجتناب است.

قطع روابط، فرزند را دچار جدالي دروني مي‌کند. فرزندان دوست دارند هم با مادر و هم با پدر رابطه داشته باشند و محدود‌كردن و كشيدن آنها به يك سمت، باعث پاشيدگي كودك از درون مي‌شود.

والدين نبايد به كودك القا كنند كه بايد يكي از آن 2 را انتخاب كند. بايد او را آزاد بگذارند تا همزمان بتواند به هر 2 عشق بورزد و توجه نشان دهد. مادر و پدر حتي بعد از ازدواج مجدد هم بايد با هم به نوعي ارتباط داشته باشند و بتوانند در برخي شرايط تصميم‌هاي مشتركي بگيرند.

درست است كه آنها ديگر زن و شوهر نيستند ولي هنوز پدر و مادر هستند و بايد با هم در مورد تربيت و آينده فرزندشان گفت‌وگو كنند. البته لازم است زن و مرد به اصول اخلاقي پايبند و عشقي پاك بدون چشمداشت به كودكشان داشته باشند.
بايد قضيه طلاق و دلايل علمي و عقلي آن را براي كودك توضيح داد و هر 2 طرف حتي بعد از ازدواج مجدد بپذيرند كه فرزند هم به مادر و هم به پدر نياز دارد. اين موضوع رخ نخواهد داد مگر اينكه همراهي خانوادگي وجود داشته باشد و مرد يا زن از نقش همسر سابق به عنوان يك مربي نام ببرد و او را در مقابل كودك تحقير نكند. به هيچ‌وجه در حضور كودك مشاجره نكنيد و اگر مساله‌اي وجود دارد، آن را در يك جلسه 2 به 2 حل كنيد.

نظر روان‌شناس

دكتر شيوا دولت‌آبادي

عضو هيات علمي

دانشگاه علامه طباطبايي

تعاملات زن و مرد براي پيشگيري از بروز مشكل در زندگي مشترك

در ازدواج دوم، معمولا زمينه‌هاي مثبتي براي انتخاب همسر وجود دارد. به هر حال فرد باتجربه زندگي مشترك قبلي، مي‌تواند با بينش قوي‌تر و سنجيده‌تر و شناختي بهتر از انتظارات خود، وارد يك رابطه جديد شود. گرچه انتخاب دوم مي‌تواند بسيار درست‌تر از انتخاب اول باشد، اما نبايد فراموش كنيم كه بايد به گذشته خود احترام گذاشت. گاهي افراد به زندگي قبلي به عنوان يك خط بطلان نگاه مي‌كنند در حالي كه به هر حال آن زندگي نيز گرچه به سرانجام نرسيده، ولي به هر حال ارزشمند و قابل‌احترام است.

بعد از ازدواج دوم لازم نيست رابطه ميان مرد با همسر سابقش كاملا قطع شود اما به ملايمت، دقت و ظرافت نياز دارد چون خواهي‌نخواهي به نوعي سايه زن قبلي هميشه در زندگي جديد وجود دارد و گرچه زندگي قبلي موفقيت‌آميز نبوده، ولي به هر حال مي‌تواند به زندگي سالمي كه شكل گرفته است، لطمه بزند. مردي كه تصميم مي‌گيرد بعد از جدايي از همسر اول خود دوباره ازدواج كند، بايد تكليف ذهني و عاطفي خود را با زندگي گذشته‌اش مشخص و با آگاهي از حساسيتي كه مي‌تواند وجود داشته باشد، موضوع را بيان كند يعني به كسي كه براي ازدواج در نظر گرفته بگويد: «انتخاب من شما هستيد. همسر قبلي من محترم بوده ولي آن زندگي به اتمام رسيده است.» لازم است حداقل در سال‌هاي اوليه زندگي، اين اطمينان خاطر به همسر داده شود كه قرار نيست با همسر سابق مرد مقايسه شود و او ارزش خود را در اين پيوند جديد دارد. ممكن است دوستان يا اقوام مقايسه‌‌هايي انجام دهند اما جلوگيري از حرف‌هاي آنها از عهده مرد خارج است. براي داشتن يك زندگي سالم، بايد مرد به زن جديد هم در عمل و هم در بيان نشان دهد كه زندگي قبلي?اش كاملا تمام شده و سايه‌اش هم روي زندگي جديد وجود ندارد. در غير اين صورت زن دوم ممكن است خود را با زن قبلي مقايسه كند و احتمال اينكه در نهايت مرد هم همين كار را انجام دهد، وجود دارد.

2 انسان وقتي با هم ازدواج مي‌كنند بايد همديگر را دوست داشته باشند و بپذيرند و دوم اينكه كنار هم احساس صميميت و نزديكي كنند. عشق و دوست ‌داشتن به‌خصوص در افراد جوان، در ابتداي زندگي وجود دارد، اما احساس صميميت و يگانگي بايد به تدريج ايجاد شود تا جايي كه ارزش آن از روابط زناشويي هم بالاتر رود. براي ايجاد اين صميميت، هر 2 طرف بايد كاملا صادقانه و بدون احساس ناامني و اضطراب زندگي را پيش ببرند. خانمي كه در دومين ازدواج يك آقا با او ازدواج مي‌كند، بيشتر بايد تلاش كند و صداقت و صميميت را به وجود آورد. خانم بايد هم در گفت‌وگو هم در عمل و هم براي كسب اطمينان متقابل از همسر پايگاه صميميت را مرتب ارتقا دهد. اين تلاش بايد كاملا آگاهانه باشد و چقدر خوب است كه خانم هرگاه احساس ناامني كرد، موضوع را باز و تحليل كند و در مورد آن با همسرش صحبت كند. به اين ترتيب سلامت رابطه همه جانبه حفظ خواهد شد.

هفته نامه سلامت