فرشته آل‌علي


‌‌ دكتر جان گري



به هر حال اتفاق افتاده است، طلاق را مي‌گويم. اينكه چرا و چطور به اينجا رسيديد، موضوع بحث ما نيست. ما قصد داريم درباره شرايط بعد از طلاق صحبت كنيم؛ يعني بعد از اينكه زمان لازم براي التيام روح آسيب‌ديده طي شد، به خودتان آمديد و زندگي به روال عادي برگشت و اولويت‌هاي جديدي انتخاب كرديد. بعضي‌ها بعد از جدايي تا همين جا پيش مي‌روند و زندگي آنها با جهت‌هاي جديدي ادامه پيدا مي‌كند و بعضي ديگر دوباره تصميم به ازدواج مي‌گيرند و وقتي شريك جديد زندگي را پيدا مي‌كنند، هر از گاه مي‌خواهند يك نيشگون از خودشان بگيرند كه سر عقل بيايند؛ چون فكر مي‌كنند مبادا دوباره اشتباه كرده باشند! بعضي‌ها هم ماجرا را تلخ‌تر كرد،طرف تاريك قضيه را مي‌بينند و به شدت وحشت دارند. اينكه بعد از طلاق ازدواج بكنيد يا نكنيد هم موضوع بحث ما نيست.



ما فقط مي‌خواهيم يادآوري كنيم اگر قصد اين‌كار را داريد، بهتر است چه كارهايي را انجام دهيد و چه كارهايي را نه.


قبل از هر چيز به مشكلي مي‌پردازيم كه در اين مرحله سراغ خيلي از افرادي كه جدا شده‌اند مي‌آيد و آن، ديدن نيمه خالي ليوان است؛ وحشت شديد از اينكه مبادا دوباره اين ازدواج مشكل ساز شود، يا به طلاق بينجامد. اين حالت‌ها علايمي از مشكل نشانگان همسر اول است. در اصل، اين وحشتي عذاب آور و آسيب رسان است كه فرد حس مي‌كند حتما دوباره اشتباه كرده و عوارض طلاق، دامان اين زندگي جديد را هم مي‌گيرد. اگر در اين مرحله هستيد بايد اين مشكل را برطرف كنيد.







قدم اول: به خودتان نگيريد



اگر مي‌خواهيد رفتار طرف مقابل را درست ارزيابي كنيد (به‌خصوص اگر او هم تجربه يك ازدواج ناموفق را داشته است) بايد اين حقيقت را باور كنيد كه شما يا او به علت تجربه قبلي در 90 درصد موارد، زياده از حد واكنش و حساسيت نشان مي‌دهيد و اين به دليل آسيبي است كه از ازدواج قبلي به شما يا او رسيده است. پس اين فقط مشكل شما نيست و تمام افرادي كه شرايط شما را دارند با چنين وضعي مواجه‌اند كه مانع واقع بيني آنها مي‌شود و در اصل، فقط 10 درصد نگراني‌هايتان واقعي است. حالا كه متوجه شديد اين حالت‌ها طبيعي نيست اگر از طرف مقابل يك غول براي خودتان درست كنيد نمي‌توانيد به‌طور واقعي به او نزديك شويد. پس ذره‌بين را كنار بگذاريد و با چشم باز، هشيارانه و واقع‌گرا به مسائل نگاه كنيد.







قدم دوم: حساسيت و واكنش زياده از حد نشان ندهيد



وقتي دريافتيد كه داريد زياده ازحد واكنش نشان مي‌دهيد، خودتان را محور فكرتان قرار دهيد و حتي اگر توانستيد، از اتاق يا منزل بيرون برويد. كمي قدم بزنيد تا از آن حال و هوا بيرون بياييد، چون اين رفتارها حتما به دعوا ختم مي‌شود و رفتارهاي مجادله‌آميز و جنگجويانه فقط وحشت طرف مقابل را از شما بيشتر مي‌كند تا حدي كه نمي‌تواند درباره شما تصميم درستي بگيرد. بهترين اقدام اين است كه جنگ و دعوا را كنار بگذاريد و به عقل خود و حمايت افراد مناسب تكيه كنيد تا نتيجه مثبت بگيريد.







قدم سوم: بگذاريد طرف مقابل هم با ترس‌هايش روبه‌رو شود



اگر طرف مقابل شما هم قبلا جدايي را تجربه كرده است، پس حتما همين حس را دارد و بايد از شر آن راحت شود. با اين پيش فرض به او پيشنهاد كنيد تمام موارد نگراني‌اش را بنويسد درباره بي‌اعتمادي، موانع ارتباطي و حتي از دست دادن شما !



بعد بگوييد آرزوها و خواسته‌هايش را درباره هر كدام از اين موارد بنويسد (مثلا اينكه دلش مي‌خواهد اين ارتباط چطور باشد و ...) و در نهايت با هم براي هر كدام از اين خواسته‌ها راه‌حلي پيدا كنيد و براي حل مشكل با روحيه‌اي مثبت و حمايت‌گر وارد شويد.



يادتان باشد انسان‌ها هيچ وقت كامل نيستند. تنها راه ادامه زندگي مشترك آن است كه چيزهايي را از دست بدهيد تا چيزهايي ديگر به‌دست آوريد. اين‌كار فقط با انعطاف‌پذيري و بخشش ممكن است.







به اين چهار راهكار هم توجه كنيد



اگر مي‌‌خواهيد روشن‌بين باشيد و با ديدي باز و مثبت به زندگي مشترك جديد نگاه كنيد اين چند مورد را هم به‌خاطر بسپاريد:



*‌ هيچ وقت همسر جديدتان را با همسر قبلي قاطي نكنيد.

همسر جديدتان ايرادهاي همسر قبلي را ندارد. ما هر كدام شخصيت خاص خودمان را داريم و بايد به اين شخصيت احترام بگذاريم. در عوض، عشق و اعتمادتان را به او تقديم كنيد.


* نگذاريد موارد كوچك و بي‌اهميت مشكل ساز شوند. گاهي ما دائم درباره هر موضوع كوچكي ايراد مي‌گيريم و باتلاقي درست مي‌كنيم كه زندگي ما را در خود فرو مي‌برد و نابود مي‌كند.


آگهي

چشم انداز زندگي بسيار گسترده است. براي داشتن زندگي شاد و موفق، بايد تمام جنبه‌هاي آن‌را ديد و از اشتباهات چشم پوشي كرد.


* براي ترس‌هايتان جوابي پيدا كنيد. بهترين راه خلاصي از شر ترس همين است. درباره ترس‌هايتان با او حرف بزنيد و حتي اگر لازم شد، با هم از راهنمايي‌هاي يك مشاور كمك بگيريد.



* اگر سه مرحله قبل را اجرا نكرده‌ايد، خودتان را ببخشيد. اين‌كار براي آن است كه قبول كنيد همه اشتباه مي‌كنند. فقط كافي است درست فكر كنيد، به او اعتماد كنيد و رابطه جديد را مستحكم كنيد.







خجالت مي‌كشم



مشكل ديگر اين افراد خجالت كشيدن از ازدواج مجدد يا حتي روبه‌رو شدن با طرف مقابل است، چون فكر مي‌كنند ديگران در اين باره نظر مثبتي ندارند و او اصلا نمي‌بايست دوباره سراغ ازدواج مي‌رفته و حالا با اين‌كار، كلي‌ها او را سرزنش يا مسخره مي‌كنند. قبل از پيشنهاد راه‌كارهايي در اين باره بايد بگويم اين افكار را از سرتان بيرون بريزيد و تا مي‌توانيد ارتباطتان را با مردم حفظ كنيد. بعد به اين چهار مورد هم توجه كنيد:



* نكته اول: نگذاريد شرم يا حرف‌هاي ديگران شما را بترساند. اين حق شماست كه زندگي كنيد و اتفاقا بايد با چشم باز و كاملا عاقلانه به فرصت‌هاي پيش‌آمده درباره ازدواج دوباره فكر كنيد و آنها را از دست ندهيد. افرادي كه طلاق گرفته‌اند، محكوم به مرگ نيستند و هنوز زنده‌اند پس بايد زندگي كنند.



* نكته دوم: فرصت‌ها را از دست ندهيد. خيلي راحت و بدون نگراني از حرف ديگران، اگر فرصتي براي ازدواج داشتيد، به آن فكر كنيد، بهترين را انتخاب كنيد و ازدواج كنيد. يادتان باشد، عشق و صميميت زندگي مشترك را در هيچ جاي ديگر نمي‌توانيد پيدا كنيد. پس اصلا لازم نيست براي رسيدن به هدفي كه اكثر مردم دنيا دنبال آن هستند، خجالت بكشيد.



* نكته سوم: روي نتايج و عاقبت كار زياد تاكيد نكنيد. اينكه اگر با اين هم صحبت كردم و به نتيجه نرسيد چه مي‌شود يا ديگران چه مي‌گويند، باعث مي‌شود نتوانيد درست فكر كنيد. با طرف مقابل صحبت كنيد و اگر حس كرديد مي‌توانيد روي او حساب كنيد، جلسات بعدي صحبت را ادامه بدهيد و هر وقت فكر كرديد به‌درد هم نمي‌خوريد، ماجرا را ختم كنيد. اصلا در اين باره خودتان را سرزنش نكنيد و سعي كنيد از اين تجارب درس بگيريد.

قرار نيست همه آدم‌ها مثل هم باشند يا با اين طرز فكر جلو برويد كه حتما اين هم خراب از كار در مي‌آيد دنيا پر از تجربيات آموزنده است، منتها براي افرادي كه چشمي باز، گوشي شنوا و ذهني پذيرا دارند.


* نكته چهارم: آرامشتان راحفظ كنيد. نگذاريد شرم و حيا يا ترس از نظريات ديگران باعث شود فورا تصميم بگيريد. هدفتان را مشخص كنيد و آرام پيش برويد. يادتان باشد خوشبختي و شادماني فقط دست خودتان است.



پس از ازدواج نترسيد و بدبيني را كنار بگذاريد. فكر نكنيد چون يك‌بار شكست خورده‌ايد، ديگر موفق نمي‌شويد. همه اشتباه مي‌كنند.






وسواس پيدا كرده‌ام



مشكل ديگري كه در ازدواج مجدد افراد ديده مي‌شود، اين است كه مي‌خواهند مو را از ماست بيرون بكشند و به عبارتي، محكم كاري كنند تا مبادا اين بار هم شكست بخورند كه همين مسا‡له باعث مي‌شود نتوانند ازدواج كنند يا در زندگي جديد باز هم دچار مشكل شوند. اگر شما هم به چنين مشكلي دچار شده‌ايد نشانگر آن است كه هنوز ضربه‌هاي رابطه زناشويي قبلي در شما ترميم پيدا نكرده است. وقتي آدم‌ها از فقدان و از دست دادن كسي ناراحتند، اين مرحله يعني ترميم روحي در آنها اتفاق نيفتاده و بيشتر از قبل از خودشان محافظت مي‌كنند و تمايل آنها به موشكافي و بي‌اعتمادي بيشتر مي‌شود. بايد گفت اين افراد نبايد ازدواج بكنند تا مرحله ترميم تمام شود. در ذهن اين افراد سئوالاتي پيش مي‌آيد كه در رفتار و گفتار آنها تاثير منفي گذاشته، طرف مقابل را زده مي‌كند. <من قبلا ازدواج كرده‌ام، او هم همين‌طور> معلوم نيست چرا طلاق گرفته. زياد درباره خودش حرف نمي‌زنه. حتما چيزي رو مخفي مي‌كنه. حتما تابه‌حال با خيلي‌ها رابطه داشته و من اولين نفر نيستم يا سنش زياده. چنين آدمي تغيير نمي‌كنه.خيلي به خودش مي‌رسه. حتما سر و گوشش مي‌جنبه و... البته بايد دانست كه طرف مقابل چرا جدا شده او هم اين حق را دارد كه دليل جدايي شما را بداند و لازم است از خصوصيات همديگر كاملا مطلع شويد، اما اگر اين حالت‌ها با وسواس فكري و موشكافي زياده از حد همراه باشد ( كه معمولا بدبيني چاشني آن است) ! قطعا انتخاب درستي نمي‌كنيد.



آيا واقعا بين 6 ميليارد آدم كره زمين كسي پيدا نمي‌شود كه بتوانيم با او ازدواج كنيم؟ بايد بعد از گذشتن از مرحله ترميم زخم جدايي، با مشاوره افراد كاردان و بدون ايرادگرفتن و خرده‌گيري بي‌مورد به ازدواج بعدي فكر كنيم.