دکتر غلامحسين قائدي روانپزشک، عضو هيات علمي دانشگاه علوم‌ پزشکي شاهد

رابطه متقابل اختلالات جنسي و رواني

بيشتر زنان خياباني، شخصيت مرزي يا نمايشي دارند

يکي از مشکلاتي که متاسفانه در حال حاضر در مورد اختلالات جنسي وجود دارد اين است که بيشتر پزشکان از بيماران خود در مورد تاثير بيماري‌شان بر مسايل زناشويي سوال نمي‌کنند.

بيشتر بيماران نيز علاقه‌اي به بازگو کردن اين مسايل ندارند؛ حال آنکه ارائه اين‌گونه اطلاعات به پزشک کمک قابل توجهي به سير بهتر درمان و حل مشکل بيمار خواهد کرد و چه بسا پيگيري نکردن اين مسايل به مشکلات بيشتري در روابط زناشويي منجر شود. اطلاعاتي که در زمينه اختلالات رواني و تاثير آن بر توانايي‌هاي جنسي داريم، خيلي زياد نيست و عمدتا مربوط به بيماري‌ افسردگي است. يکي از علامت‌هاي تشخيصي بيماري‌ افسردگي کاهش ميل جنسي است. فرد افسرده ممکن است نسبت به هر نوع فعاليتي بي‌علاقه و بي‌انگيزه باشد که البته فعاليت جنسي هم از آن جمله است. برخي ديگر از عوارض افسردگي نيز به صورت ثانويي بروز مي‌کند؛ مانند خستگي، ضعف، مشکلات خواب، خوراک، اشتها و... که همه اينها نهايتا به مشکلات جنسي منجر مي‌شود.
بحثي که در رابطه با خود افسردگي مطرح است، درمان‌هاي مربوط به آن است. درمان‌ها مي‌تواند نتايج متفاوتي در پي داشته باشد. در خيلي از بيماران بعد از اينکه فرآيند درمان پيش رفت، به دليل اينکه افسردگي بيمار بهبود پيدا مي‌کند، احساس علاقه، ميل و لذت جنسي‌ وي نيز برمي‌گردد اما در برخي ديگر از افراد به دليل عوارض حاصل از داروها،‌ اختلالات جنسي حاصل مي‌شود. به دليل فرآيندي که در سير درماني بيماري‌هاي روان‌پزشکي از نظر دارويي وجود دارد و از آنجا که پزشکان تمايل دارند از داروهايي استفاده کنند که روي گيرنده‌هاي کمتري تاثير دارند و عوارض کمتري از خود به جا مي‌گذارند به سمت تجويز اين قبيل داروها مي‌روند و از قضا ما بيشترين مشکلات مربوط به اختلالات جنسي ناشي از داروها را در اين دسته داروها مي‌بينيم که حتي در برخي از آمارها گفته شده بين 50 تا 70 درصد افرادي که اين داروها را استفاده مي‌کنند ممکن است اشکالاتي در ميل و ارضاي جنسي در آنها ايجاد شود. خوشبختانه در حال حاضر سير دارويي باز هم جلوتر رفته است و ما داروهايي داريم که عوارض جنسي کمتري را ايجاد مي‌کنند اما به صورت معمول در بازار مصرف نمي‌شوند. بعضي از آنها نيز هزينه‌هاي بالايي دارند و کمتر در دسترس هستند. برخي ديگر هم هنوز به عنوان خط اول درمان در کشور مورد استفاده قرار نمي‌گيرند.
مشکل اصلي کجاست؟

مشکل اصلي در زمينه اختلالات جنسي، بحث فرهنگي آن است که نه بيمار روي آن را دارد که از پزشک‌اش در مورد مسايل و مشکلات جنسي‌اش سوال کند و نه پزشک از وي مي‌پرسد که آيا داروها بر فعاليت‌هاي جنسي بيمار تاثيري دارد يا خير؟ در اين صورت، مثلا يک بيمار افسرده به دليل اينکه دچار عارضه جنسي ثانويه حاصل از مصرف داروهاي ضدافسردگي شده، بدون اينکه پزشک خود را آگاه کند اقدام به ترک خودسرانه داروهايش مي‌کند و چون دارو قطع مي‌شود فعاليت جنسي بهتر مي‌شود اما بيماري افسردگي همچنان سر جاي خود باقي است و به سمت مزمن شدن پيش مي‌رود. در صورتي که با چند سوال ساده از پزشک مي‌توان اين مساله را مطرح و راجع به آن صحبت کرد تا با کمک پزشک، مشکل حل شود.
روان‌پريشي و مشکلات جنسيدر مورد بيماري‌هاي روان‌پريشي (مانند اسکيزوفرني) دو بحث وجود دارد. يک بحث خود بيماري است و تئوري‌اي که در اين زمينه وجود دارد، اين است که ممکن است زماني که سيستم پاداش در اين افراد دچار مشکل مي‌شود، سيستم لذت هم در آنها مختل شده و اين افراد در دنياي درون خودشان غرق ‌شوند و تمايل بيروني نسبت به ايجاد روابط اجتماعي و از جمله رابطه جنسي نداشته باشند. در تحقيقاتي هم که انجام شده کاهش ميل جنسي را در بيماران مبتلا به روانپريشي مشاهده کرده‌اند. بحث دوم داروهايي است که براي درمان اين بيماران استفاده مي‌شود و طي مکانيسمي سبب کاهش ميل جنسي مي‌شوند. در اينجا نيز بيمار مي‌تواند به همراه همسرش که او نيز از اين مساله رنج مي‌برد به پزشک مراجعه کرده و از پزشک درمانگر خود کمک بگيرد.
دوقطبي و مشکلات جنسي

اگر بيماران مبتلا به اختلالات دوقطبي در مرحله افسردگي باشند، تمام مواردي که در مورد افسردگي گفته شد در مورد آنها هم صادق است اما اگر در فاز ماني(شيدايي) باشند بيش‌فعاليتي جنسي يکي از علامت‌هاي اين بيماري است؛ يعني فردي که به اصطلاح ماني يا هيپوماني (ماني خفيف) داشته باشد، افزايش ميل جنسي پيدا مي‌کند و ممکن است فعاليت‌هاي جنسي متعددي انجام دهد و چون گاهي نسبت به بيماري خود بينشي ندارد، ممکن است رفتارهاي جنسي لذت‌بخش و پرخطري انجام دهد و به تبعات آن فکر نکند اما از آنجا که اين بيماران علايمي همچون بي‌قراري، بي‌خوابي، پرحرفي، ولخرجي و... دارند، خانواده‌ها خيلي سريع آنها را نزد پزشک مي‌برند و درمان‌ها و داروهاي مصرفي آن را بهبود مي‌بخشند.
اختلالات شخصيتي و مشکلات جنسي

افرادي که دچار اختلالات شخصيتي مي‌شوند به سه گروه a ،b و c طبقه‌بندي مي‌شوند. در گروه a (مانند بيماران اسکيزوييد، پارانوييد) معمولا اختلالات جنسي شبيه بيماران مبتلا به اختلالات روان‌پريشي است که کاهش ميل جنسي دارند؛ روابط اجتماعي مناسبي ندارند و علاقه و انگيزه کمتري هم براي مسايل جنسي از خودشان نشان مي‌دهند اما در گروه b (مانند شخصيت‌هاي ضداجتماعي، شخصيت‌هاي مرزي و شخصيت‌هاي نمايشي) به اين شکل نيست و عمده مشکل در اين گروه است. در اين دسته، افرادي که دچار اختلالات شخصيت مرزي هستند بيش از ديگران دچار مشکل هستند و ميل جنسي اين دسته افراد علاوه بر اينکه کم است، ممکن است به دليل ترس از طرد شدن از سمت ديگران تن به روابط جنسي آشوبناکي بدهند و اين روابط جنسي مي‌تواند وضعيت اين بيماران را در آينده از نظر بيماري‌هاي مقاربتي و ديگر مشکلات بدتر کند. قسمت اعظم اختلالات گروه b را در خيلي از افرادي که در جامعه به عنوان زنان خياباني از آنها نام برده مي‌شود، پيدا کرد؛ کساني که واقعا بيمارند و نياز به درمان دارند و بايد برخي خدمات مشاوره‌اي و درماني به آنها داد تا به آنها کمک کند وضعيت شخصيتي مناسبي پيدا کنند تا به سوي اين کارها کشيده نشوند. الزاما خيلي از اين افراد از اينکه اين قبيل رفتار را داشته باشند لذت هم نمي‌برند و حتي ممکن است براي‌شان دردناک هم باشد.

درواقع بيماراني که دچار اختلال شخصيت مرزي هستند، پس از اينکه اين رفتار از آنها سر زد، احساس گناه مي‌کنند اما اين احساس موقتي است و دوباره مرتکب اين رفتارها خواهند شد. در اين گروه افرادي هم هستند که اختلال شخصيت ضداجتماعي دارند. اين افراد ممکن است از ديگران سوءاستفاده جنسي کنند؛ مثلا باندهاي فساد تشکيل بدهند يا روابطي داشته باشند که در چارچوب جامعه براي ديگران آسيب‌هاي بسيار فراواني داشته باشد. ممکن است يک قسمت از کارهاي‌شان اين باشد که از طريق اين کارها به سود برسند و با سوءاستفاده از ديگران (مانند چاپ عکس و تصاوير مبتذل افراد و شخصيت‌ها) به سود مالي برسند. اينها افرادي هستند که شخصيت ضداجتماعي دارند. اين گروه ممکن است از انواع مواد مخدر استفاده کنند و در نتيجه مصرف برخي از مواد ممکن است فعاليت جنسي‌شان را بيشتر کند، غافل از اينکه به مرور اين افراد دچار ناتواني جنسي شده، ميل جنسي‌شان کمتر مي‌شود و عوارض ثانوي ناشي به مواد مخدر هم پيدا مي‌کنند.

دسته سوم در گروه اختلالات شخصيتي گروه c هستند( مانند کساني که اختلال شخصيت اجتنابي دارند يا شخصيت وسواسي دارند و مضطرب‌اند) که اين دسته هم به دليل ويژگي‌هاي اضطرابي‌شان ميل جنسي مناسبي ندارند و اکثرا کاهش ميل جنسي دارند. اگر بتوان اضطراب اين گروه را با دارو يا روش‌هاي غيردارويي کنترل کرد مي‌توانند ميل جنسي بهتري را تجربه کنند و اين کمک مي‌کند تا در چارچوب خانواده بتوانند وضعيت مناسب‌تري داشته باشند.

هفته نامه سلامت