مهم ترین چالش پیش رو در برابر سلامت روانی جامعه، آگاه نبودن و اطلاعات كم مردم درباره اختلالات روانی است و از آنجایی كه جهان امروز توسط مسائل و مشكلات روانی تهدید می شود تغییر باورهای غلط در مورد بیماران روانی ضرورت تام و تمام دارد.
چون تحقیقی كه توسط انجمن روانپزشكان در سال ۱۳۷۷ در استان كردستان انجام شده نشانگر آن است كه ۱۳ درصد مردم برای بهبود بیماریها اعتقاد به دعانویس دارند و ۳۵ درصد به طب سنتی و ۶۲ درصد آگاهی ضعیفی از مفهوم كلی بهداشت روانی دارند به طوری كه هر گونه بیماری روحی و اختلال در رفتار را دیوانگی می پندارند. در این راستا یكی از اهداف سازمان جهانی بهداشت و انسان دوستان جامعه انگ زدایی از بیماران روانی است. همان طور كه ذكر آن رفت این مهم نیازمند آموزش عمومی مردم و تغییر نگرش آنان نسبت به این مسئله است. در این باره دكتر یاسمی، رئیس اداره بهداشت روان وزارت بهداشت می گوید: اكثر مردم فكر می كنند بیماری روانی علل اجتماعی دارد و فراموش می كنند كه مغز هم یك عضو از بدن است و همان طور كه مثلاً قلب، بیمار می شود، مغز هم بیمار می شود. مغز تنها بخش حسی و حركتی ندارد بلكه جنبه شعوری و ذهنی هم دارد و چون مغز مركز شعور حس و حركت است مسلماً فقر و سایر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منجر به بیماری مغز شده و باعث افزایش اختلالات روانی می گردد. در بی سوادها و متأهلها بیماریهای اعصاب و روان بیشتر است و بالاترین شیوع بیماریهای روانی در افراد ۲۵ ساله تا ۴۷ ساله است كه محققان در بررسی بیماران بستری شده به این آمار دست یافته اند.
دكتر نوربالا استاد روانپزشكی دانشگاه تهران می گوید: یك تحقیق كشوری در سال ۱۳۷۸ كه مورد تأیید سازمان بهداشت جهانی هم قرار گرفت و طی آن یك هزارم جمعیت ایران مورد ارزیابی واقع شد نشان داد كه ۲۱ درصد از افراد جامعه ما به درجاتی اختلال رفتاری دارند یا احتیاج به خدمات روانپزشكی دارند.
نكته حائز اهمیت این است كه وقتی گفته می شود یك پنجم جمعیت ایران احتیاج به خدمات روانپزشكی دارند به این مفهوم نیست كه این افراد اختلال در تعادل، در حواس و قضاوت بصیرت داشته باشند.
۶/۰ درصد جامعه افرادی هستند كه اختلالات روان پریشی دارند یعنی كسی كه هذیان دارد، توهم دارد، قضاوتش مختلف است و بصیرتی به اختلال خودش ندارد. به تعریفی دیگر قبول ندارد كه بیمار است. با توجه به این تفاصیل ۵/۱۴ درصد از مردم ایران دارای اختلالات روانی هستند در حالی كه ۳۳ درصد كل عمر مردم جهان با اختلالات عصبی و روانی طی شده است. بیشترین میزان از كارافتادگی در ایران مربوط به بیماریهای اعصاب و روان است به طوری كه ۳۲ درصد از كارافتادگی مربوط به كمیسیون اعصاب و روان است.
سازمان تأمین اجتماعی ۹/۵۶ درصد از كارافتادگی ها را مربوط به اختلالات اعصاب و روان عنوان می كند و۵/۸۳ درصد مراجعان نیز از دردهای روانی- روحی شكایت دارند كه در مجموع می شود نتیجه گرفت كه از هر چهار خانواده در ایران یك خانواده بیمار روانی دارد. این آمار در چهار محال و بختیاری و استان گلستان بیشتر بوده، در تهران ۵/۴ درصد، در آنكارای تركیه ۶/۱۱ درصد، در آتن یونان ۴/۶ درصد، در مودنای ایتالیا ۸/۴ درصد، شانگهای چین ۴درصد، ناكازاكی ژاپن ۶/۲ درصد، پاریس ۷/۱۳ درصد، برلین ۱/۶ درصد و سانتیاگوی شیلی ۵/۲۹ درصد است.
دكتر قدرت ا... انصاری روانپزشك در مورد نقش وراثت در اختلالات روانی می گوید: در تاریخچه خانوادگی بیشتر افراد كسانی یافت می شوند كه به اختلال روانی دچار بوده اند و مسئولان، بخصوص مسئولان نزدیك اغلب دچار ترس ناشی از ابتلا به بیماری روانی هستند و گاهی اوقات حتی در اتخاذ تصمیم برای ازدواج دچار تردیدند زیرا بیم آن دارند كه بچه های آنان قربانی وراثت خانوادگی گردد، گرچه آشكار گردیده است كه نوع های خاصی از عقب ماندگی های ذهنی مربوط به بی نظمی های كروموزومی پدر و مادر و یا یكی از آنهاست ولی عوامل ژنتیكی در ظهور اسكیزوفرنی و سایر اختلالات روانی ممكن است فقط نقش مستعد كننده داشته باشند.
در اكثر موارد هنگامی كه یك «اختلال روانی در خانواده جریان دارد» كودكان احتمالاً این اختلال را از طریق یادگیری و نه از طریق ژنها به ارث می برند.
دكتر انصاری معتقد است كه بعضی از اشخاص كه دارای انواع معینی از اختلالات روانی هستند از قبیل سایكوزهای همراه با ضایعه مغزی هرگز به طور كامل بهبود نمی یابند ولی اكثر بیماریهای روانی نسبت به درمان خوب پاسخ می دهند. در واقع حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از بیماران روانی كه به بیمارستان برده شده اند بهبود یافته و اكثر آنها با محیط و جامعه سازگاری رضایت بخشی داشته اند. بدین جهت تصور غلط «غیرقابل علاج» بودن بیماری روانی را باید از ذهنها زدود.



روزنامه همشهری