جستجو در سایت توسط گوگل

نمایش نتایج 1 تا 2 از 2 مجموع

موضوع: نمونه اي از مشكلات جنسي ما ايرانيان

  1. #1
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض نمونه اي از مشكلات جنسي ما ايرانيان

    مدتي پيش سفري نزد دوستم كه در شهري ديگر زندگي ميكند رفته بودم ، و همراه با او به خانه ي يكي از دوستانش دعوت شدم. اين زوج را قبلا ميشناختم ، دورادور سلام و عليكي با هم داشتيم ، ولي از آنجايي كه شهرهاي محل زندگي مان متفاوت بود ، برخورد در حد سلام و عليك باقي مانده بود. و با شنيدن اينكه من در شهر و در نزد دوستم هستم ، لطف كردند و مرا هم به همراه دوستم دعوت كردند كه ميهمانشان باشم.
    خانه سرد بود ، نه اينكه دماي هوا پايين باشد ، بلكه روابط خانه سرد بود. و برخوردهاي زن و شوهر از خشم و محروميتي Frustration نهفته گواهي داشت.

    در صحبت ها بطور دائم گوشه و كنايه حس ميشد ، من و دوستم با هم نگاه هايي رد و بدل ميكرديم ، و نگاه او به من ميگفت كه : هيچ به روي خودت نيار ، مدتي است كه اينطور هستند.
    جو سنگين يود و رابطه سرد . ميتوانستم حس كنم درد از كجاست ، اما دقيقا به همان دليل كه درد همانجا بود ، نميشد حرفي زد . اين گونه صحبت ها بجز اينكه تابو هستند ، حتي براي كساني كه تابوهاي خود را از دست داده اند نبايد در جمع مطرح شوند. اينگونه صجبت ها بايد در محيط تحصصي و كاملا بدون پيش داوري و استنباط هاي قبلي يا بعدي طرح شوند.

    تا اينكه گوشه كنايه انداختن به من شروع شد ، شما فمينيست ها ...
    قدري شنيدم ، و بعد آرام ـ واقعا آرام ـ از مرد پرسيدم : ما فمينيست ها چه هيزم تري به شما فروختيم ؟ تازه تا آنجا كه من شما را ميشناسم شما حقوق زنان را به رسميت ميشناسيد . همين كه زندگي تان تا كنون برپا مانده است ، با زني كه توسري خور نيست و حقوق خود را ميشناسد ، نشان گر اين است كه شما با فمينيسم مسئله اي نداريد .چرا گوشه كنايه ميزنيد؟

    مرد كمي خود را جمع و جور كرد : شوخي ميكردم بابا ، چرا اينقدر حساس شدي ؟
    گفتم : خودت هم ميداني كه شوخي نميكني ، و خودت هم ميداني كه حساسيت من بي دليل نيست .
    گفت : نه باور كن ، فقط شوخي بود .
    گفتم : باور نميكنم ، اما اگر اصرار ميكنيد ، پيگير نميشويم.

    شام را در همان حال خورديم ، گوشه كنايه ها البته كمتر شده بود ، اما سنگيني جو همچنان حاكم بود .
    بعد از شام نشستيم به گوش كردن موسيقي و حرف زدن ، من حرف از فيلمي را پيش كشيدم ، فيلم كشيش كه آن موقع ها تازه ديده بودم و ديد بسيار جالب و انساني از رابطه همجنسگرايانه ميداد ، وقتي به تشريح يكي از صحنه هاي اروتيسم اين فيلم پرداختم كه در آن ابدا مسئله ي اين كه اين دو هم جنس هستند ( كه براي بعضي از دوستان كه از حقوق انساني دفاع ميكنند ولي با رابطه جنسي دو همجنس مشكل دارند ) مطرح نبود ، بلكه مسئله ي اصلي در آن شركت دو انسان در يك اكت جنسي بود. و اينكه اين فيلم يك چهره ي زيبا از رابطه جنسي همچنس نمايش ميدهد.

    زن گفت : بابا ما كه معمولي هستيم رابطه قشنگي نداريم ، چه برسه به همجنسگرا ها .
    گفتم : ما معمولي نيستيم و آنها غير معمولي ، من اين تعريف ها را قبول ندارم . بعضي ها هترو هستند و بعضي ها همو . يك چهارم جمعيت دنيا چيني هستند ، اين مسئله چيني ها را معمولي و بقيه را غير معمولي نميكند.
    در ضمن ما اگر رابطه جنسي زيبايي نداريم ، خودمان در آن نقش داريم ، بهاي نداشتن رابطه ي جنسي زيباي ما را نبايد ديگران به جرم اقليت خود بدهند.

    گفت : منظورم اين نبود بابا ، سخت نگير .
    دوستم گفت : مهشيد است و حساسيت هاش ديگه ، يك بار نميشه كه جلوش از دهنت بپره همجنس باز و تصحيح نكنه : همجنس گرا .
    ( اين را راست ميگه ، بچه ها براي من دست ميگيرند ، بعضي وقتا كه ميخواهند ببينند من هواسم به بحث هست يك كلمه ميندازند و وقتي من تصحيح ميكنم و ميگويم : همجنسگرا ! همگي ميخندند )
    زن خيلي سربسته ادامه داد : خوب لااقل اين دو تا مرد دلشان ميخواهد و ميتوانند ( ميتوانند را با تاكيد گفت ) سكس داشته باشند ، خيلي ها نه ميخواهند و نه ميتوانند.
    گفتم : خيلي موارد مسئله نخواستن است تا نتوانستن. خيلي از مردها زنها را به سردمزاجي متهم ميكنند و زنها مردها را به نداشتن قواي جنسي . در خيلي موارد مسئله رواني است و نه جسمي ، فرقش اين است كه در خيلي روابط مرداني كه زن را سردمزاج ميخوانند ، بالاخره رابطه جنسي را به او تحميل ميكنند . در مورد مردها و نداشتن ميل جنسي ايشان اين تحميل را نميشود اعمال كرد.
    زن تاييد كرد و بعله ي غليظي گفت : هيچ كاري هم در باره اش نميخواهند بكنند. هي ميگي برو كمك بگير ، و نميره.
    مرد كه تا كنون در سكوت گوش ميكرد ، بلند شد و چيزي را بهانه كرد و از اتاق بيرون رفت .
    گفتم : اما بايد توجه كنيم كه گوشه و كنايه و تحقير يكديگر رابطه را بهتر نميكند. و كسي را ملزم نميكند كه به جستجوي كمك برود. اينها فقط بن بست رابطه را غير قابل حل ميكند. از رابطه جهنمي ميسازد و راه حل هاي ديگري جلوي افراد ميگذارد كه نه خوش آيند است و نه لزوما راه حل .بايد به متخصص مراجعه كرد. در كشوري هستيم كه سكسولوگي پيشرفت كرده است.
    مرد كه معلوم بود در جايي است كه صدا را ميشنود ، به اتاق آمد و گفت : شما حالا سكسولوگ هستيد ؟
    از لحنش هم معلوم بود كه سوال را براي دانستن نكرده است ، معلوم بود كه ميداند من سكسولوگ نيستم.
    گفتم : نه ، و به قصد جا زدن خودم به عنوان سكسولوگ هم اينجا نيامده ام ، من براي شام آمدم ، يادتان رفته ؟
    مرد تكاني خورد ، يادش آمد كه من مهمان او هستم ، و خودش را جمع و جور كرد : منظوري نداشتم ، ولي حرف زدن بيهوده است.
    گفتم : نه هميشه ، ولي من اصراري ندارم كه با من حرف بزنيد. بخصوص كه شما گفتيد كه ميخواهيد به متخصص مراجعه كنيد.
    مرد گفت : من كي گفتم ؟
    گفتم : خوب من فكر كردم شما براي اين بود كه از من پرسيديد .
    زن گفت : نه بابا نميره ،
    گفتم : با هم بايد بريد . مشكل در او نيست ، مشكل در رابطه است.
    زن گفت : من ميخواهم حرف بزنيم ، من ميدانم كه تو در اين مورد ميداني .
    گفتم : اولا دانش من كامل نيست و اندك است ، تخصصي نيست ولي كمك ميكند. دوما من درست نميدانم كه اين صحبت ها در جمع زده شود ، من با درد دل هاي همگاني مخالفم . بعدشم من چند واحد در اين مورد خوانده ام ولي شخصا در اين مورد مطالعه ميكنم چون فكر ميكنم مسئله ي پيچيده و مهمي است. خجالتي هم نميكشم بگويم روابط جنسي انسانها و تاثير آنها در روابط اجتماعي آنها برايم جذاب است. كتابهاي زيادي در اين مورد وجود دارد و حتي به فارسي هم ترجمه شده است. اما صحبت جمعي در اين مورد را من صحيح نميدانم.
    دوستم بهانه اي آورد و گفت : من بايد برم خونه ، منتظر يك تلفن از ايران هستم ، ميتوانم بيايم دنبالت.
    گفتم : خانه نزديك است ، كد دروازه را هم كه ميدانم ، اما همه به اين شرط است كه بخواهيم صحبت كنيم.
    زن گفت : من ميخواهم.
    مرد چيزي نگفت.
    دوستم نگاهي به من كرد و با اشاره اش گفت كه بمان و من ميروم.
    بعد از رفتن دوستم سكوتي حاكم شد. حالا كه قرار است حرف بزنند ، انگار حرفي نبود. زن گفت : بروم و قدري قهوه بگذارم ؟
    گفتم : بد نيست كه بريم آشپزخانه بنشينيم . نظر شما چيست .
    مرد كه انگار دلخور بود چيزي نگفت و بلند شد و به سمت آشپزخانه راه افتاد. دور ميز نهارخوري آشپزخانه نشستيم. و زن مشغول گذاشتن فهوه شد. همه ساكت بوديم. اين جور كه پيش ميرفت تا صبح هم كسي حرفي نميزد. بايد خودم شروع ميكردم :
    ـ روابط وقتي طولاني ميشوند در خيلي موارد لطف و جذابيت خود را از دست ميدهند ، مسلم است كه رابطه جنسي يك زوج بعد از 20 سال ، با رابطه جنسي يك زوج كه هفته ي اول آشنايي را ميگذارند فرق دارد. اما لازم نيست يكي بدتر از ديگري باشد. اينكه يكديگر را مسلم ( با فتحه روي س ، اين كلمه را به جاي taking the realation for garanted انگليسي استفاده ميكنم به جاي آن ميشود از كلمه ي بديهي هم استفاده كرد) فرض نكنيم ، يك زوج بعد از 20 سال هم ميتوانند همچنان براي همديگر زيبايي داشته باشند. راحتي اي كه در رابطه حس ميكني ، ميتواند به چيزي منفي تبديل شود يا ميتوانيم چيزي مثبت از آن بسازيم. اين فقط به خواست ما بستگي دارد.
    زن روي صحبت خود پافشاري ميكرد : من هي ميگم كه برو پيش متخصص...
    گفتم : چرا هي ميگي ؟
    گفت : منظورت چيست ؟ خوب ميگم هي بره دكتر ديگه
    گفتم : منظورم اين است كه شما دو نفر آدم بزرگسال هستيد. بچه نيستيد كه چيزي را مدام به هم گوشزد كنيد. هي گفتن براي انسان بزرگسال كه فايده اي ندارد، ميشود نق زدن ، حق ما بشتر از اين نيست كه به زني نق و ناله كن تبديل بشويم ؟ بهتر نيست كه ببينيم چرا طرفمان اين كار را نميكند ؟ بخصوص كه شما آدمهاي باهوش و مدرني هم هستيد. من احساس ميكنم كه شما همديگر را دوست داريد ، اينطور كه پيش ميرويد ، تنها به خاموش كردن هر چه بيشتر چراغهاي رابطه منجر ميشويد.
    زن گفت : خوب اين درسته ، ولي وقتي ميبيني كه طرفت عكس العملي نشان نميده ، ناتوان ميشوي.
    گفتم : اين را ميفهمم ، ولي بد نيست بفهميم كه طرف چرا عكس العمل نشان نميدهد ؟
    مرد اينجا به زبان آمد : شايد براي همين غر زدنهاست كه عكس العمل نشان نميدهد ، شايد براي اينكه وقتي گفته ميشه كه برو پيش متخصص ، عيب كار را فقط در تو مي بيند.

    جو همچنان سنگين بود. و صحبتها هنوز مستقيم نبود ، انگار از افرادي صحبت ميكردند كه در اتاق حضور ندارند . انگار از رابطه ي ديگران صحبت ميكردند . تصميم گرفتم اين ديالوگ غير مستقيم را بشكنم.
    گفتم : من هم در رابطه ي زناشويي خودم مشكل زياد داشتم ، همسرم دائم ميگفت برو دكتر و برو كمك بگير .
    مرد با كنجكاوي گفت : رفتي ؟
    گفتم : نه .
    گفت : چرا ؟ تو كه ...
    گفتم : به چند دليل . اول اينكه رابطه ي ما به طور كلي رابطه خوبي نبود. روزهايش با هم خوب نبوديم ، چرا بايد به فكر درست كردن شبها باشيم ؟ من بارها از او خواسته بودم به مشاور خانواده مراجعه كنيم و او قبول نميكرد. وقتي رابطه از بنا خراب است ، نميشود رابطه ي جنسي اش را خوب كرد. ديگر اينكه در همان رابطه ي جنسي اش او يك پاي قضيه بود و حتي حاضر نبود نقش خودش را در بد بودن رابطه بپذيرد. اين كه نميشود كه بنشنيني و بگويي كه همه ي دنيا بروند و خودشان را تصحيح كنند تا با من سازگار شوند. من البته آن زمان اين آگاهي را نداشتم ، امروز ميدانم كه چيزي كه ما به نام سردمزاجي زنان و ايمپاتنت مردان نام ميگذاريم ، در اصل رواني است و نه جسمي . و اكثرا با بهبود رابطه ، بهبود پيدا ميكند. مگر در سن هاي بالا ، بالاي 60 و 70 ، كه آنهم الان با دارو حل ميشود ولي فعلا مشكل سن و سال ما نيست.
    مرد گفت : همين ديگه. من كه نميتوانم تنهايي بروم ، فوقش يك واياگرا ميدهد . مشكل من واياگرا نيست.
    گفتم : ميتوانم حدس بزنم كه مشكل واياگرا نيست. اما مشكل چيست ؟
    مرد ساكت شد. و زن هم ساكت ماند. باز مجبور بودم خودم حرف بزنم.
    گفتم : جنبه هاي مختلف سكس را امتحان كرديد ؟ سكس كه فقط اينتركورس نيست ، لمس و نوازش ،يا اورال سكس ، اينها جذبه ي رابطه جنسي را هم بالا ميبرند.
    زن و مرد هر دو با تعجب به من نگاه كردند.
    تكرار كردم : اورال سكس ،و ادامه دادم : سكس دهاني.
    مرد گفت : بابا ميدونم معني اش چيه ، دلت خوشه. حتي رغبت نميكنه كه بهش نگاه كنه يا دست بزنه، از چه چيزهايي حرف ميزنه ، انگار كه با جوانهاي اروپايي طرفه .
    به زن نگاه كردم ، نگاهش دور ميزد و از نگاه من دوري ميكرد.
    گفتم : براي داشتن يك سكس خوب لازم نيست حتما بسيار جوان يا اروپايي باشيم عزيزم. اتفاقا از نظر جوان بودن بايد بهت بگم كه رابطه جنسي بزرگسال ميتواند بسيار بهتر باشد ، چون رابطه ي جنسي هم مثل هر كار ديگر با تمرين خوب ميشود. براي يك سكس خوب لازم است كه بدن خودمان را بشناسيم و نيازهاي بدن خودمان را بدانيم. اينكه قسمتهايي از بدن ـ بخصوص اعضاي جنسي را ـ مشمئز كننده بدانيم و از آنها اجتناب كنيم ، سكس را بسيار يك نواخت و خسته كننده ميكند. چيزي ميشود در حد انجام وظيفه ، و چه كسي هست كه از انجام وظيفه لذت ببرد ؟
    زن گفت : خوب ما اينطور تربيت شده ايم كه ...
    گذاشتم باقي صحبتش را ادامه دهد ، ولي ادامه نداد. گفتم : ما بسياري از موازين تربيتي خودمان را بازنگري كرديم و پشت سر گذاشتيم. چرا به اينجا كه ميرسد شتر مرغ بازي در مي آوريم عزيزم ؟
    مرد لبخندي زد .
    گفتم : منظورم فقط ايشان نيستند ، فكر نميكنم شما هم در اين مورد قدمي به پيش گذاشته باشيد.
    گفت : من از سكس دهاني اكراهي ندارم ، اگر لازم باشد براي او اين كار را ميكنم.
    گفتم : از صحبتتان بر مي آيد كه اين را شما هم تحميل ميدانيد. چيزي كه ميل جنسي را از بين ميبرد ، همين حس تحميل است، بهترين غذاي دنيا را اگر به شما تحميل كنند ، از آن لذتي نميبريد. اگر مايل هستيد سكس خوب داشته باشيد ، بايد در رابطه رها باشيد. بايد گيرنده و دهنده باشيد. ببينيد ، فروغ سالها پيش از بخشيدن لذت توسط جسم هاي زنده به يكديگر حرف ميزد. بخشيدن لذت بخشي از لذت بردن است. من مطمئن هستم كه مرداني كه رابطه جنسي شان در حد تخليه خودشان در جسم ديگري خلاصه ميشود از رابطه شان لذت نميبرند. فقط خودشان را خالي ميكنند . آنها نميدانند سكس چيست. اما براي همين سكس هم سر و كله ميشكنند چون نميخواهند خودشان را از نظر جنسي بي خيال و پاسيو نشان دهند. يك مشكل مردها اين است كه مشكل چنسي داشتن برايشان تابو است. خيلي هايشان اصلا نميدانند رابطه ي جنسي درست چيست ، همان رابطه ي مكانيكي را اصل ميدانند و خودشان را نسبت به همان علاقمند نشان ميدهند. در حالي كه اين رابطه اصلا نياز انسان را به لمس و حس بر آورده نميكند.
    مرد گفت : زنها چي ؟
    گفتم : ببين ، بيا مسئله ي زن و مرد را كمي بگذاريم كنار. من اينجا از زنها دفاع نميكنم. زنها هزار مرتبه بدتر . اگر مرد لااقل متقاضي بودن و علاقمندي خودش را در جمع براي حفظ ظاهر نشان ميدهد و اين را دليل مردانگي خود ميداند . زن بيچاره ، حتي اين كار را هم براي خودش افت ميداند ، زن ياد گرفته خودش را از سكس بي نياز نشان بدهد. زنانگي براي تربيت ما يعني بي نيازي از سكس ، زن نيازمند به سكس ، زن خراب است . و زنان ياد گرفتند كه اگر مايلند با شخصيت قلمداد شوند ، ماسكي بي نياز از سكس ، و حتي با كمي اكراه از سكس ، به چهره بزنند. اين ها هر دو دو روي يك سكه است. من وقتي كه از مردها در اينجا صحبت كردم ، قصدم اين نبود كه بگويم اين مسئله تقصير مردهاست و يا مردها اينگونه هستند وزنها خوبند. قصدم فراي اين بود. قصدم اين بود كه بگويم در اين آتش تربيت جنسي ما ، مردها هم ، هر قدر هم كه بخواهند تظاهر كنند كه نسبت به رابطه جنسي بازترند و مايل تر ، باز هر دو ميسوزند.

    ادامه دادم : آن طرف قضيه بدتر است ،زن اگر ميل جنسي نداشته باشد ، اين را با پاكنهادي منزه بودن پيوند ميزند . بدبختي اين است كه مردان هم چنين تصوري را در مورد او دارند. به طوري كه زني كه تمايل جنسي داشته باشد و يا آن را ابراز كند ، از طرف اين تفكر اتيكت زن خراب را حمل ميكند. ولي مرد كه هميشه بايد متقاضي سكس باشد ، اگر ميل جنسي را نداشته باشد ، خود را گناهكار و مقصر ميداند. مردانگي اش در خطر است. و اين تقصير را همچون باري سنگين با خود حمل ميكند. اعتماد به نفسش در مسائل ديگر نيز لطمه ميخورد.
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

  2. #2
    دکتر نادر آفلاین است مدیر کل انجمن ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2004
    موقعیت
    آمریکا
    ارسالها
    38,906

    پیشفرض قسمت دوم مقاله

    زن و مرد اين بار تقريبا هر دو با هم گفتند : چه بايد كرد ؟
    گفتم : بايد به متخصص مراجعه كنيد.
    مرد گفت : دهه ، اينقدر حرف زديم و رسيديم سر جاي اول ؟
    گفتم : انصاف داشته باش. تو اول شب همين جا بودي كه الان هستي ؟ تو اول شب معتقد بودي كه بايد كمك تخصصي بگيري ؟
    گفت : منظورم اين است كه پس فايده ي اين حرفها چي بود ؟ چيزي درست نشد كه ...
    گفتم : ببينم ، تو تصور ميكردي كه با يك صحبت دو سه ساعته معالجه ميشويد و امشب رل براد پيت و آنجلينا جولي را براي هم بازي ميكنيد ؟ از اين خبر ها نيست عزيزم. طوري كه من فهميدم شما هنوز با بدن خود و پارتنرتان هم راحت نيستيد. بايد كمك بگيريد تا بدانيد چطور اين راحتي را كسب كنيد. بايد كم كم اين مرحله را بگذرانيد.
    زن گفت : فيلمهاي پورنو كمك ميكنند ؟
    گفتم : فيلمهاي پرنو معمولا توسط مردان براي مردان ساخته ميشوند. من چند تا فيلم پورنو كه زن كارگردان آن بود هم ديدم كه بيبنم چطور كار ميكنند. اما اين تجارت ، كلا مردانه است ، و برابري در آن معني ندارد. زناني كه كار ميكنند هم مثل مردان عمل ميكنند. اينكه تن زن مثلا لباس فلان بپوشاني و دستش شلاق بدهي و از اين حرفها ، همان تفكر مردانه است كه عكس شده. خلاصه بيزنس اينطور حكم ميكند. در اين فيلمها معمولا ارگازم زن ظاهري است و سعي ميكنند با سر و صداي كاذب آن را حقيقي نشان دهند كه در دنياي واقعي جاي خاصي ندارد. ارگازم مردان هم چندان حقيقي نيست. مثلا مردان زيادي نيستند كه بتوانند نيم ساعت حالت اركشن را حفظ كنند و ادامه دهند.ضمن اينكه اين فيلمها عمدتا از حس و لمس تهي هستند. يعني من معتقدم كه در فيلمهاي پرنو ، زن و مرد هر دو مورد سوء استفاده قرار ميگيرند. اما اگر خودتان فكر ميكنيد كمكي ميكنند كه اكراهتان نسبت به اعضاي بدن رفع شود ، چرا كه نه . فيلمهاي پرنوي نرم را استفاده كنيد. بعضي از فيلمهاي پرنو واقعا تهوع آور هستند. و آدم را از هر چي سكس است بيزار ميكنند. بهتر است كه تماشاي فيلم پرنو به شكل عادت در نيايد. خيلي شنيده ام كه مردها فيلم پرنو نگاه ميكنند و اين را نرم اصلي اكت جنسي ميدانند و از پارتنر خود براي اينكه همان گونه برخورد نميكنند ، آزرده ميشوند. اما امتحانش ضرر ندارد.

    ساعت از دوي صبح گذشته بود. مرد و زن با هم به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد با هم دنبال رفع مشكلشان باشند. كه اين مسئله مشكل مشترك است و مشكل يك نفر نيست . من هم به اين نتيجه رسيدم كه بايد به خانه دوستم برگردم.
    مرد گفت : كليد داري ؟ او الان بايد خواب باشد.
    گفتم : كليد دارم ، ولي احتمال اينكه بيدار باشد هم زياد است. من ديگر ميروم.
    مرد گفت : من همراهت مي آيم.
    گفتم : اگر مايل نيستي ، مسئله اي نيست. راه دور نيست.
    گفت : نه ديگه بابا ، بايد از راه جنگلي بگذري ، و صدايش را كلفت كرد و با خنده گفت : آخه غيرتي گفتند.
    گفتم : باشد فردين جان ، راستش بد هم نيست با تو حرف بزنم تا اينكه از ترس با صداي بلند براي خودم آواز بخوانم.
    شالم را برداشتم و بر دوش انداختم ، و راه افتاديم.
    در راه گفت : خوب شد كه صحبت كرديم.
    گفتم : ميدانم ، و ميخواهم بداني كه من تمايلي به كنجكاوي در زندگي جنسي مردم ندارم. ولي فكر ميكنم رابطه هاي خوب حيف هستند و تلاش در جهت حفظ و بهبود رابطه مهم است. شما دو نفر آدمهاي خوبي هستيد و همخواني هايتان زياد است ، حيف است كه اينچنين از هم دور شويد.
    گفت : تلاشي در جهت حفظ ازدواج خودت كرده بودي ؟
    گفتم : ماجراي آن مفصل تر است. آن خانه از پايبست ويران بود. با مبلمان جديد نميشد خانه را نجات داد.
    گفت : من ، يعني ما ، يعني خيلي ها ، هر وقت از تو صحبت ميشود ، هميشه تو را ضد مرد ميدانستم و فكر ميكردم كه راه حل را تنها در طلاق ميداني.
    فكر كردم و گفتم : شايد چندان بي ربط هم فكر نميكردي. شايد زماني هم ضديتي با مردان داشتم. شايد اين هم يك دوران از ناداني من بود كه بايد طي ميشد. شايد زماني هم آنگونه فكر ميكردم. ولي من هم تغيير ميكنم .به هر حال من هم خوشحالم كه صحبت كرديم ، و ميدانم كه ميتوانيد مشكلتان را حل كنيد.
    جلوي ساختمان دوستم رسيده بوديم ، روي هم را بوسيديم و خداحافظي كرديم. در خداحافظي گفت : خوشحالم كه فرصتي بود كه دوباره با تو آشنا شوم :)

    ديروز به ايشان زنگ زدم و گفتم بخاطر اينكه ضرورت اين مسئله را حس كرده ام ، با اجازه ايشان ، صحبت ها را به شكل بسيار سربسته و به نحوي كه مشخصات ايشان ابدا مطرح نباشد در وبلاگ ميگذارم.و به اين ترتيب وبلاگم براي چند تن ديگر از آشنايان هم لو رفت :)

    پس نوشت : يك بار جكي شنيدم ، كه از چند مليت پرسيده بودند كه سكس آنها چقدر طول ميكشد. هر مليتي يك چيزي گفته بود ، از ده دقيقه تا يك ساعت و اين حرفها ، ازيك مرد ايراني پرسيدند ، گفت چهار ساعت و سه دقيقه . گفتند اوه لالا ..چطور ؟ و آن سه دقيقه اش ديگر چيست ؟ گفت 4 ساعت التماس ميكنيم و در سه دقيقه كار تمام است.
    اين البته جك است ، ولي حقيقتي در آن نهفته است. التماس براي يك رابطه زيبا و طبيعي ، از رابطه نه چيزي طبيعي باقي ميگذارد و نه زيبايي به آن ميبخشد. وقتي مجبور باشي براي چيزي التماس كني ، ارزش خودت و ارزش رابطه به صفر ميرسد. اما غر زدن و نق زدن در تقاضاي سكس در بسياري از روابط نرمال و روزمره شده است. درد اين است كه بسياري از زنها نه تنها اين رابطه را نرمال ميدانند ، بلكه فكر ميكنند اين التماس و خواهش ، آنها را خواستني تر ميكند و به اين ترتيب با پس زدن مرد و نياز خود و او ، به قول معروف نرخ را بالاتر ميبرند. با زني صحبت ميكردم كه خيلي خودش را مدرن ميدانست ، ولي اين التماس را جزو فورپلي سكس ميدانست ، و در مقابل ميگفت كه هرگز حاضر نيست در درخواست رابطه جنسي پيشقدم باشد.
    و سكس در سه دقيقه ، همان تخليه خود است در بدن ديگري. چيزي كه با التماس شروع شود ، به همين جا هم خواهد انجاميد.
    آگاهي در مورد سكس و رابطه جنسي و اطلاع از چگونگي جزئيات پيشرفت كار ، زيبايي لازم و انساني را به يكي از ساده ترين و زيباترين رابطه هاي زميني ميبخشد.
    منبع : سايت زنانه ها
    عضو تحریریه علمی ایران سلامت

Thread Information

Users Browsing this Thread

There are currently 1 users browsing this thread. (0 members and 1 guests)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

قوانین ارسال

  • نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
  • نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید
  •  
تبلیغات متنی
گیفت کارت
تبلیغات در ایران سلامت